عصر قم - اگرچه ظهور بلاها و حوادث طبیعی بازتابی از گسترش گناه و فاصله گرفتن از ارزشهاست، اما سنتهای تکوینی جهان بدون تبعیض عمل میکنند. با این حال، بلاها هشداری بیدارباش برای مؤمنان است و هرگز انسان را از تلاش، استحکامبخشی و انجام وظایف عقلانی و علمی معاف نمیکند.
خبرگزاری بینالمللی اهلبیت (ع) ـ ابنا: پرسش از رابطهٔ گناه و بلا، تنها یک بحث نظری نیست؛ بلکه با سرنوشت و مسئولیتهای روزمرهٔ ما گره خورده است. اگر بدانیم برخی گناهان زمینهساز نزول بلا میشوند، نگاهمان به اعمال فردی و وظایف اجتماعی دگرگون میشود. آنچه در ادامه میآید، برگرفته از پاسخ حجتالاسلام رضا محمدی شاهرودی است که در ادامه تقدیم میگردد.
ابتدا محورهای بحث را عرض میکنم و اگر نیاز به توضیح بود، برخی محورها را بیشتر باز خواهیم کرد.
در اینکه «گناه» در بروز حوادث و بلاها اثر دارد، هیچ تردیدی نیست. آیات قرآن و روایات در این زمینه بسیار فراوان است؛ از جمله همین دعای کمیل که مرتب میخوانیم:
«اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی الذُّنُوبَ الَّتِی تَنْزِلُ الْبَلَاءَ... اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی الذُّنُوبَ الَّتِی تُغَیِّرُ النِّعَمَ»
و عبارات دیگری از این قبیل که همگی نشان میدهند برخی گناهان نعمت ها را دگرگون می کنند و برخی دیگر، بلا را بر ما نازل میکنند. حتی در روایات ما بهوضوح توضیح داده شده است که چه گناهانی موجب نزول بلا میشوند، چه گناهانی دعا را حبس میکنند، و چه گناهانی آثار دیگری به دنبال دارند...
در «معانی الأخبار» حدیثی بسیار مفصل از امام سجاد (علیهالسلام) نقل شده است که من فقط گوشهی کوچکی از آن را میخوانم. حضرت فرمودند:
«وَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ الْبَلَاءَ: تَرْکُ إِغَاثَهِ الْمَلْهُوفِ، وَ تَرْکُ مُعَاوَنَهِ الْمَظْلُومِ، وَ تَضْیِیعُ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ»

آن گناهانی که موجب نزول بلا میشوند، سه دسته هستند که حضرت در اینجا به آنها اشاره فرمودهاند:
۱. فریادرسی نکردن از کسی که فریادخواهی میکندو از دیگران یاری میطلبد، اما کسی به دادش نمیرسد.
۲. یاری نکردن مظلوم و دست نگرفتن از او در برابر ظالم.
۳. ضایع کردن امر به معروف و نهی از منکر؛ نکتهی بسیار مهم اینجاست.
که در بندهای قبل تعبیر «ترک» آمده بود، اما در اینجا امام تعبیر «ضایع کردن» را به کار بردهاند؛ یعنی حقِ امر به معروف و نهی از منکر باید بهدرستی ادا شود و نباید ضایع گردد.
اینجا همان جایی است که انسان گاهی در جامعهی خودمان احساس خطر میکند. فرض کنید در حال گذر از خیابان هستیم و میبینیم عدهای مرتکب گناه آشکاری میشوند؛ اگر همه حداقل با یک اخم، یا با گفتن یک جملهی کوتاه مانند «از خدا بترسید، این کار را نکنید» واکنش نشان میدادند البته بدون اینکه درگیر شوند یا دعوایی راه بیندازند خیلی چیزها تغییر میکرد.
اما وقتی گناهِ آشکار را میبینیم و نسبت به آن بیتفاوت میگذریم و نهی از منکر نمیکنیم، طبیعی است که به دنبال آن، بلا نازل شود. همانطور که عرض کردم، روایات در این زمینه آنقدر زیاد و روشن است که تردید در آنها، تردید در بدیهیات است.
برخی از گناهان در جامعهی ما آشکار شده و متأسفانه امر به معروف و نهی از منکر نیز ضایع و کمرنگ شده است؛ در حالی که امام سجاد (علیهالسلام) بهصراحت میفرمایند تضییع امر به معروف و نهی از منکر سبب نزول بلا میشود؛ حال این بلا میتواند سیل، زلزله یا هر ابتلای دیگری باشد.
اینها حقایقی است که انسان مثل روز روشن میبیند. اگر در مسیری میروید و گناهی مشاهده میکنید مثلاً فردی موسیقی مبتذل را با صدای بلند پخش میکند حداقل واکنش این است که انسان با چهرهای ناخرسند و اخمی نشان دهد که این رفتار ناپسند و گناه است؛ کاری که نه زحمتی دارد و نه مشکلی ایجاد میکند. پس در اصل این نکته که برخی گناهان سرمنشأ نزول بلاها هستند، نمیتوان تردید کرد.
اما نکتهی دوم این است : آیا وقتی میگوییم بلا نازل شد، این بلا صرفاً دامنگیر خود گنهکاران به شکل گزینشی میشود؟ خیر؛ سنتهای الهی دگرگونیناپذیرند:
«فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِیلًا وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِیلًا» (فاطر/۴۳).
وقتی سیل جاری شد و اتومبیلی را با خود برد، اینگونه نیست که فقط گنهکاران غرق شوند؛ بلکه ممکن است کودک ششماههی بیگناه نیز در همان حادثه جان ببازد. وقتی زلزله بیاید، دست به گزینش نمیزند که بگوید فقط خانهی اهل معصیت را ویران میکنم و خانهی پاکان دستنخورده بماند؛ سنتهای تکوینی و طبیعی حاکم است. وقتی ساختمانی بر اثر لرزش فرو ریخت، هر کس زیر آوار بماند آسیب میبیند، خواه بندهی مخلص و اهل نماز شب باشد و خواه فردی غرق در گناه.
در مواجهه با این حوادث عمومی، همان قاعدهی مشهور رخ میدهد که «تر و خشک با هم میسوزند» و این مصداق همان هشداری است که قرآن کریم میفرماید:
« وَاتَّقُوا فِتْنَهً لَا تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خَاصَّهً» (انفال/۲۵)
از فتنهای پروا کنید که چون دررسد، تنها به ستمکاران شما اختصاص نمییابد، بلکه دامنگیر همگان میشود. البته در این میان، حساب انسان بیگناه نزد پروردگار محفوظ است و خداوند پاداش و عوضِ رنج و مصیبت او را در سرای باقی به بهترین وجه جبران خواهد فرمود.
آن کودک ششماهه، پاداش و عوضِ خود را از خدا دریافت خواهد کرد، اما سنتهای الهی به هم نخواهد ریخت. قوانین و عادتهای طبیعی حاکم بر عالم تغییر نمیکنند؛ اگر قرار بود اینطور باشد، زندگی در دنیا امکانپذیر نبود و نظام جهان از هم میپاشید. بنابراین، اینگونه نیست که در یک حادثهی طبیعی، صرفاً همان کسانی که گناه کردهاند کشته شوند.
نباید بگوییم هر کس در سیل یا زلزله از دنیا رفته، لزوماً خودش گناهکار بوده است؛ بلکه وقتی گناه در جامعه گسترش پیدا میکند، فضای عمومی جامعه آسیب میبیند و وقتی حادثهای رخ میدهد، قوانین و احکام طبیعیِ خود را دارد و اتفاق میافتد.
نکتهی بعدی که دوستان باید به آن توجه داشته باشند این است که این هشدارها و بلاها، عمدتاً برای مؤمن است؛ نه برای کسی که کافر است یا امیدی به اصلاح و بازگشتش نیست. کسی که کاملاً به خدا پشت کرده و هیچیک از احکام الهی را انجام نمیدهد، سنتِ تنبیهِ بیدارکننده شامل حال او نمیشود.
مثل روحیهی پدر و مادری که میبینند فرزندشان اساساً آموزشپذیر نیست و هر چه تلاش کنند به جایی نمیرسد، او را به حال خود رها میکنند و دیگر سختیِ تربیت و تنبیه او را به جان نمیخرند. خداوند نیز با کسانی که آموزشپذیر و تربیتپذیر نیستند و خدا را باور ندارند، به گونهای دیگر رفتار میکند؛ چنانکه در دعای کمیل میخوانیم:
«أَفَتُسَلِّطُ النَّارَ عَلَی وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِکَ سَاجِدَهً...»
کسی که اصلاً خدا را باور ندارد و تضرعی در پیشگاهش ندارد، نیازی به این تلنگرها و بلاهای بیدارکننده ندارد. پس بلاها بیشتر متوجه کسانی است که زمینهی بیداری و بازگشت در آنها وجود دارد.
نکتهی مهم دیگر :اینکه گفتیم گناه موجب بروز بلا و حوادث طبیعی میشود، به این معنا نیست که ما از انجام وظایف عقلی و علمی خود دست بکشیم! کسانی که در حفظ جامعه یا رعایت اصول کوتاهی کردهاند، هم در دنیا و هم در آخرت مواخذه خواهند شد و خداوند بهانهی کسانی را که وظیفهی خود را انجام ندادهاند، نمیپذیرد.
به عبارت دیگر، معنای حرف بنده این نیست که چون گناه باعث زلزله میشود، پس ما خانههایمان را مستحکم نسازیم! این یک وظیفهی عقلوی دیگر است که باید انجام شود. اگر گفته میشود سیل ریشه در برخی گناهان و رفتارهای نادرست دارد، معنایش این نیست که احتیاطهای لازم را کنار بگذاریم و هنگام بارش باران، وسط بستر رودخانه بایستیم و بگوییم این بلای آسمانی است و کاری نمیشود کرد!
انسان باید به وظایف خود عمل کند؛ نباید طبیعت را تخریب کند، نباید پوشش گیاهی زمین را از بین ببرد که با اولین نمباران، سیل راه بیفتد و همهجا را ویران کند. اینها دستورها و مسئولیتهای دیگری است که باید به آنها پایبند بود.
اینکه تأکید میکنم دوستان باید تمام ابعاد را با هم ببینند، به همین خاطر است؛ چرا که اگر بخواهیم فقط به یک گوشه از قضیه نگاه کنیم و ابعاد دیگر را نادیده بگیریم، دچار گمراهی و قضاوت اشتباه خواهیم شد.