- نوشته شده توسط:
عصر قم
-
پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵
عصر قم - خبرگزاری اهلبیت(ع) ـ ابنا: «یک روز که علی در خانه نبود و بچهها بیرون بودند، زینب را صدا زدم. آمد و کنار بسترم نشست.
گفتم: «زینبم... دخترِ صبورِ مادر... هنگامه رفتنِ من نزدیک است» حلقههای اشک را در چشمهایش دیدم.
پیراهنی را که با دستهای خودم بافته بودم، به دستهای کوچکش سپردم و گفتم: «زینبِ من... این امانتِ مادر نزد تو باشد...»
قسمت هفتم این مجموعه هشت قسمتی را بشنوید.
عصر قم - خبرگزاری اهلبیت(ع) ـ ابنا: «یک روز که علی در خانه نبود و بچهها بیرون بودند، زینب را صدا زدم. آمد و کنار بسترم نشست.
گفتم: «زینبم... دخترِ صبورِ مادر... هنگامه رفتنِ من نزدیک است» حلقههای اشک را در چشمهایش دیدم.
پیراهنی را که با دستهای خودم بافته بودم، به دستهای کوچکش سپردم و گفتم: «زینبِ من... این امانتِ مادر نزد تو باشد...»
قسمت هفتم این مجموعه هشت قسمتی را بشنوید.
دریافت 11 MB
تا کنون هیچ نظری ارسال نشده است ...