پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵

فرهنگی

یادداشت؛

در رثا و سوگ رهبر شهید

در رثا و سوگ رهبر شهید
عصر قم - بارها می‌فرمودی: «زنده نگه داشتن یاد و خاطرهٔ شهدا کمتر از شهادت نیست.» اما هرگز گمان نمی‌کردم روزی از رهبر خویش با عنوان رهبر شهید یاد کنم.
  بزرگنمايي:

عصر قم - بارها می‌فرمودی: «زنده نگه داشتن یاد و خاطرهٔ شهدا کمتر از شهادت نیست.» اما هرگز گمان نمی‌کردم روزی از رهبر خویش با عنوان رهبر شهید یاد کنم.

به گزارش گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، بارها می‌فرمودی: «زنده نگه داشتن یاد و خاطرهٔ شهدا کمتر از شهادت نیست.» اما هرگز گمان نمی‌کردم روزی از رهبر خویش با عنوان رهبر شهید یاد کنم.
رهبرا... آن روز که دشمن با موشک به پایت افتاد تا عجز و ناتوانی خود را فریاد کند، باز هم زنده بودی؛ بلکه زنده‌تر از همیشه. طنین صدای استوارت، دستان راهنما و گام‌های محکمی که هنگام حماسه‌آفرینی، ایستاده سخن می‌گفتی، هنوز در خاطر ماست.
همهٔ لحظه‌ها و خاطرات رهبری‌ات برای یک امت ـ نه، برای جهانیان ـ روشن است. پدری را از میان ما بردند که شهیدانه زیست و مجاهدانه بندگی کرد تا آرمان تمدن اسلامی را رقم بزند.
آقاجان! هنوز هم چفیه‌ات را به ما می‌دهی؟ بوی بهشت می‌دهد آن چفیهٔ سفید وقتی که باز می‌شود از گردن شهید از بین حرف‌های پر از رمز و راز او نبض صدای فاطمه را می‌توان شنید.
نمی‌دانم وقتی پیکر شما را یافتند، چفیه‌ات در چه حالی بود؛ آیا پاره و خاکی و آغشته به خون بود؟ این واژه‌ها ـ «پیکر پاره»، «غرق در خون» ـ هنوز هم همدم روضه‌های ماست. گویی آنان که حسینی می‌روند، بی‌شباهت به حسین علیه‌السلام نیستند.
آقا... کجایی تا دوباره «لبیک یا خامنه‌ای، لبیک یا حسین» حسینیهٔ امام خمینی را پر کند؟ کجایی تا همگی یک‌صدا برایت بخوانیم: «رهبر من، طلایه‌دار لاله‌ها...»
لبخندهای شیرینت، شوخی‌های نمکینی که میان سخنرانی‌ها داشتی، و آن گریه‌هایی که گاه‌به‌گاه تنبهی پدرانه برای امت بود، هنوز در ذهن ما زنده است. استغاثه‌هایت هنوز در گوشمان طنین دارد: «سید ما، مولای ما... دعا کن برای ما.»
آقاجان، می‌دانی چه چیزی دل داغدار ما را مرهم شد؟ وقتی ساربان این کاروان، خامنه‌ایِ جوان شد؛ گویی بار دیگر لطف الهی شامل حالمان گردید. هنوز هم ید بیضای موسی‌وارِ کسی هست که بگوید: «إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ» و منظومهٔ اندیشهٔ تو همچنان زنده است، چرا که: «لطف خدا عیان شد، خامنه‌ای جوان شد.»
نویسنده: سیده زهرا موسوی


نظرات شما