عصر قم - عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم به تبیین رابطه فرهنگ و شناخت، تأثیر قالبهای ذهنی بر ادراک، کلیشههای فرهنگی، و ظرفیتهای فرهنگ ایرانی در عرصه جهانی پرداخت.
حجتالاسلام علیاصغر اسلامی تنها، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم (علیهالسلام)، در گفتوگو با خبرنگار گروه جمعیت و تعالی خانواده خبرگزاری رسا، به تبیین رابطه فرهنگ و شناخت، تأثیر قالبهای ذهنی بر ادراک، کلیشههای فرهنگی، و ظرفیتهای فرهنگ ایرانی در عرصه جهانی پرداخت.
این عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به این که ارتباط انسانها با یکدیگر همواره در بستری فرهنگی صورت میگیرد، اظهار داشت: هر یک از افراد بر اساس پیشینههای روانشناختی و قالبهای ذهنی خود با دیگران ارتباط برقرار میکنند. این قالبها در فرآیند ارتباطات فرهنگی، نقش تعیینکنندهای در شناخت، طبقهبندی اطلاعات و ارزیابی از جهان اجتماعی ایفا میکنند.
وی افزود: رابطه فرهنگ و شناخت، رابطهای بسیار عمیق و دوسویه است. برای اثبات این مدعا میتوان به آزمایشی اشاره کرد که در آن به آمریکاییها و ژاپنیها یک تصویر نشان داده شد. آمریکاییها صرفاً «ماهی» را دیدند، در حالی که ژاپنیها «حوض» و زمینه تصویر را نیز مشاهده کردند. این نشان میدهد که یک واقعیت واحد را میتوان به شکلهای گوناگون درک کرد.
حجت الاسلام اسلامیتنها با ارجاع به کتاب «جغرافیای اندیشه» خاطرنشان کرد: این کتاب به خوبی پاسخ میدهد که چرا غربیها و آسیاییها متفاوت فکر میکنند. تفاوتهای میانفرهنگی به طور مستقیم بر ادراک انسان تأثیرگذار هستند و نوع نگاه ما به جهان را شکل میدهند.
طبقهبندی، مهمترین مؤلفه شناخت
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) طبقهبندی را مهمترین مؤلفه در فرآیند شناخت دانست و تصریح کرد: کلیشهسازیها در واقع همان قالبهای ذهنی هستند که به ما در پردازش اطلاعات یاری میرسانند. با این حال، این کلیشهها میتوانند اثرات منفی نیز داشته باشند و شناخت ما را دچار تحریف کنند. کلیشهها فضای ذهنی ما را شکل میدهند و گاه مانع از درک درست واقعیت میشوند.
وی با ذکر یک مثال مهم از کلیشههای جهانی گفت: مهمترین کلیشهای که در جهان درباره مسلمانان شکل گرفته، تروریست بودن آنهاست. این کلیشه به شدت فضای ارتباطات میانفرهنگی را تحت تأثیر قرار داده است.
وی افزود: خوشبختانه کلیشههای مربوط به انسان ایرانی نیز در حال تغییر است؛ هم در فضای جهان و هم در داخل کشور، تصویرهای پیشین درباره هویت ایرانی دستخوش تحول شده است.
حجت الاسلام اسلامیتنها در ادامه به مقوله «قوممداری» اشاره کرد و اظهار داشت: دستهبندی مبتنی بر قوممداری در فرآیندهای ذهنی و شناختی عمل میکند. اگر قوممداری به حس برتری نسبت به دیگر اقوام منجر شود، میتواند فضای ارتباطات میانفرهنگی را بیش از پیش مختل کند. از این رو، ضروری است که کلیشههای فرهنگی شناسایی و بازطراحی شوند.
«خانوادهگرایی»؛ ظرفیتی از جنس فرهنگ ایرانی برای جهان
این پژوهشگر حوزه فرهنگ و ارتباطات با اشاره به رخدادهای اخیر در عرصه تقابل با جمهوری اسلامی ایران بیان داشت: یکی از ویژگیهایی که در چند ماه اخیر و در کوران جنگ علیه جمهوری اسلامی به نمایش درآمد، «خانوادهگرایی» ایرانیان بود. این ویژگی نه یک نقطه ضعف، بلکه یک ظرفیت بزرگ برای ایران در عرصه جهانی محسوب میشود. چرا که تمام جهان امروز با بحران عمیق خانواده دستبهگریبان است و فرهنگ ایرانی میتواند الگویی برای بازتعریف ارزشهای خانواده ارائه دهد.
حجت الاسلام اسلامیتنها در ادامه به مفهوم زن در فرهنگ ایرانی و اسلامی پرداخت و گفت: در فضای فرهنگ ایران، اگرچه تصویری از «زن ذلیل» وجود دارد، اما شکل مثبت و اصیل آن «زندوستی» است که مطابق با روایت اسلامی میباشد. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «حُبِّبَ إِلَیَّ مِنْ دُنْیَاکُمُ النِّسَاءُ وَالطِّیبُ وَجُعِلَتْ قُرَّهُ عَیْنِی فِی الصَّلَاهِ»؛ یعنی سه چیز از دنیای شما محبوب من است که یکی از آنها زن است. بنابراین نگاه اسلام به زن، نگاه کرامت و محبت است.
وی تأکید کرد: در نظریههای میانفرهنگی، بهویژه در مکتب فرانسوی، نقش زبان بسیار پررنگ و تعیینکننده در شکلگیری شناخت است. زبان نه فقط یک ابزار ارتباطی، بلکه چهارچوبی برای تفکر و ادراک ما از جهان اجتماعی به شمار میرود.
تفاوت نگاه ایرانی و غربی به زن و مرد
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) با بیان یک نمونه جالب از تأثیر زبان بر شناخت در فرهنگ ایرانی، اظهار داشت: انسان ایرانی در مواجهه با دو جنس زن و مرد، زن را با «زندگی» و «زایش» همنشین میبیند و مرد را با «مرگ» همراه میداند. این ادراک ریشه در تجربه تاریخی و اجتماعی دارد؛ چراکه مردان به دلیل حضور در بیرون از محیط خانواده و درگیر شدن با عرصههای نبرد و معاش، همواره در معرض مرگ بودهاند.
وی افزود: اما انسان غربی به این دو جنس با عنوان «من» و «وومن» اشاره میکند. در این نگاه، یکی (مذکر) اصل و دیگری (مؤنث) فرع و مرتبط با مرد پنداشته میشود. این تفاوت زبانی، نشاندهنده نوع متفاوت شناخت و جهانبینی در دو فرهنگ است.
حجت الاسلام اسلامیتنها در پایان خاطرنشان کرد: زبانها آینه شناخت ما هستند. اگر به دقت در مفاهیمی که هر فرهنگ برای واژهها به کار میبرد، تأمل کنیم، میتوانیم به لایههای پنهان تفکر جمعی آن فرهنگ دست یابیم. بازشناسی این تفاوتها، گامی ضروری برای بهبود ارتباطات میانفرهنگی و کاهش سوءتفاهمها در عرصه جهانی است