عصر قم - مدیر مرکز اسناد لانه جاسوسی با تشریح ابعاد الگوی نفوذ آمریکا در ایران بر اساس اسناد تاریخی گفت: آمریکاییها در دوران پیش و پس از انقلاب اسلامی، به دنبال پرورش و تقویت جریانهای میانهرو و وابسته به غرب و جدا کردن بدنه مردمی از انقلاب هستند.
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، حسن محمدی، مدیر مرکز اسناد لانه جاسوسی، در سومین نشست «روایت اسناد لانه جاسوسی» که در بیت امام خمینی (ره) برگزار شد، در سخنانی با گرامیداشت یومالله ۱۳ آبان و روز ملی مبارزه با استکبار جهانی، این مناسبت را فرصتی برای آغاز حرکتی دوباره در عرصه استکبارشناسی دانست و اظهار داشت: سیزدهم آبان از مناسبتهای مهم تاریخی کشور است و باید زمینهای برای بازخوانی شیوهها و الگوهای سلطهطلبی آمریکا و شناخت عمیقتر سیاستهای استکباری این کشور باشد.
وی با اشاره به عنوان بحث و ضرورت دقت در مفهوم الگوی نفوذ، تصریح کرد: استخراج یک الگوی کامل نفوذ صرفاً بر اساس اسناد لانه جاسوسی، ادعای گستردهای است؛ ازاینرو بهتر است از این بحث بهعنوان مقدمهای بر شناخت الگوی نفوذ آمریکا یاد کنیم؛ چراکه نفوذ در شرایط مختلف، اشکال و سازوکارهای متفاوتی دارد.
محمدی ادامه داد: در شرایطی که یک قدرت، کنترل کانونهای اصلی قدرت و ساختار سیاسی کشوری را در اختیار دارد، نفوذ معنای متفاوتی پیدا میکند و بیشتر با سلطه مواجه هستیم؛ اما زمانی که دسترسی مستقیم به کانون قدرت وجود ندارد، نفوذ در لایههای پایینتر، از جمله میان نخبگان، مدیران، نهادهای اقتصادی و مراکز فرهنگی و اجتماعی دنبال میشود. طبیعتاً شناخت کامل چنین الگویی به منابع گستردهتری نیاز دارد و اسناد لانه جاسوسی بهتنهایی برای ترسیم همه ابعاد آن کافی نیستند.
سرمایهگذاری آمریکا بر جریانهای میانهرو و غربگرا
مدیر مرکز اسناد لانه جاسوسی با اشاره به نخستین محور الگوی نفوذ آمریکا در ایران، اظهار داشت: آمریکاییها در دوران پیش از انقلاب و پس از آن، همواره به دنبال پرورش و تقویت جریانی وابسته به خود بودند. در اسناد لانه جاسوسی، تعبیر «جریان میانهرو» بهطور مکرر به کار رفته و این جریان از جایگاه ویژهای در محاسبات و برنامهریزیهای آمریکاییها برخوردار بوده است.
وی با اشاره به برخی اسناد مربوط به این موضوع افزود: در یکی از اسناد تصریح شده است که آمریکا خواهان روی کار آمدن افرادی میانهرو در ایران بوده و تلاش داشته است ناسیونالیستهای مخالف مذهب، نقش و تسلط بیشتری در اداره کشور پیدا کنند. در سند دیگری نیز توصیه شده بود که امام خمینی(ره) امور سیاسی را به سیاستمدارانی همچون مهندس بازرگان واگذار کند؛ افرادی که از نگاه آمریکاییها در مقایسه با امام، میانهروتر محسوب میشدند.
محمدی با اشاره به ارزیابی آمریکاییها از شخصیتهایی همچون مهندس بازرگان و عباس امیرانتظام خاطرنشان کرد: در اسناد آمده است که مناسبات مطلوب آمریکا با این افراد، به دلیل برخورداری آنان از جهانبینی غربی و روشنفکرانه بوده است. آمریکاییها معتقد بودند این افراد، با وجود برخورداری از اعتقادات مذهبی، بیش از همفکران مذهبی خود به مفاهیم و معیارهای عقلانی غرب اعتقاد دارند.
وی با استخراج برخی شاخصههای جریان میانهرو از اسناد لانه جاسوسی گفت: نخستین ویژگی این جریان، فاصله داشتن از منظومه فکری و سیاسی امام خمینی(ره) بود. دوم اینکه این افراد میتوانستند ظاهری مذهبی داشته باشند؛ سوم اینکه در برابر جریان مذهبی و انقلابی و روحانیت انقلابی موضع داشتند و چهارم اینکه مورد حمایت و علاقه غرب و آمریکا بودند.
مدیر مرکز اسناد لانه جاسوسی ادامه داد: در یکی از اسناد تصریح شده است که هر گروه میانهرو و متمایل به غرب که علیه روحانیت مبارزه کند، از سوی آمریکا بهعنوان جریانی مترقی معرفی و با علاقه تبلیغ خواهد شد. این مسئله نشان میدهد که آمریکاییها برای جریانهای همسو با خود، حتی در صورت برخورداری از ظواهر مذهبی، زمینه تبلیغاتی و حمایت سیاسی فراهم میکردند.
وی با بیان اینکه این الگو در مقایسه با برخی شیوههای استعمار انگلیس و فرانسه ویژگیهای خاصی دارد، اظهار داشت: درحالیکه برخی قدرتهای استعماری در دورههایی بر خاندانها و شبکههای خانوادگی تکیه میکردند، الگوی آمریکا بیشتر بر سرمایهگذاری روی جریانهای سیاسی و فکری و ایجاد شبکهای از افراد همسو با منافع خود استوار بود.
تلاش برای جدا کردن مردم از بدنه انقلاب
محمدی دومین محور نفوذ آمریکا را تلاش برای فاصله انداختن میان مردم و جریان انقلابی دانست و بیان کرد: آمریکاییها در اسناد خود بهخوبی نشان دادهاند که از حضور و نقشآفرینی مردم در کنار امام خمینی(ره) احساس نگرانی میکردند. از نگاه آنان، بدنه مردمی مهمترین پشتوانه و استحکام یک نهضت است و اگر بتوان این بدنه را از هسته اصلی انقلاب جدا کرد، امکان تضعیف و فروپاشی آن فراهم میشود.
وی با اشاره به اسناد مربوط به دیدار هندرسون با دکتر محمد مصدق در ۲۷ مردادماه، پیش از کودتای ۲۸ مرداد، اظهار داشت: در این دیدار که ساعتها به طول انجامید، هندرسون نسبت به حضور مستمر طرفداران مصدق در خیابانها ابراز نگرانی کرد و این تجمعات را تهدیدی برای امنیت آمریکاییها دانست.
مدیر مرکز اسناد لانه جاسوسی افزود: نکته قابل تأمل آن است که مصدق بهجای تأکید بر ضرورت حفظ بدنه مردمی نهضت و استفاده از این ظرفیت بهعنوان پشتوانه قدرت سیاسی، به طرف آمریکایی اطمینان داد که برای تأمین امنیت آنان تلاش خواهد کرد و از میزان تجمعات مردمی خواهد کاست.
وی خاطرنشان کرد: این رویکرد در حالی اتخاذ شد که حضور مردم میتوانست در روزهای حساس و در مواجهه با کودتا، نقش تعیینکنندهای ایفا کند. مقایسه این تجربه تاریخی با برخی نمونههای معاصر، از جمله نحوه مواجهه مردم ترکیه با کودتای نافرجام، اهمیت حفظ ارتباط میان رهبری سیاسی و بدنه مردمی را نشان میدهد.
محمدی با اشاره به برخی اسناد مربوط به عباس امیرانتظام نیز گفت: در اسناد، نگرانی امیرانتظام از نفوذ جریان مذهبی و انقلابی در دولت و نزدیکی مردم به امام خمینی(ره) منعکس شده است. همچنین از اختلاف میان نیروهای غیرمذهبی و آنچه در ادبیات آمریکاییها «مسلمانان خوب» خوانده میشد، سخن به میان آمده است؛ تعبیری که نشاندهنده تلاش برای تفکیک نیروهای مذهبی همسو با غرب از جریان مذهبی انقلابی بود.
وی با اشاره به برخی اسناد مربوط به ترکیب دولت و محدود کردن نقش روحانیت در ساختار اجرایی کشور، اظهار داشت: در بخشی از این اسناد، از قول برخی افراد تأکید شده است که در دولت آینده نباید روحانی دیگری صاحب مسئولیت شود و اطرافیان امام نیز نباید از اختیارات گستردهای برخوردار باشند. مجموعه این اسناد نشان میدهد که محدود کردن نقش جریان مذهبی و انقلابی در ساختار قدرت، از جمله دغدغههای جریانهای مورد حمایت آمریکا بوده است.
نفوذ فرهنگی و رسانهای؛ از دانشگاه تا حوزههای علمیه
مدیر مرکز اسناد لانه جاسوسی، نفوذ فرهنگی و رسانهای را سومین محور فعالیتهای آمریکا دانست و گفت: اسناد لانه جاسوسی نشان میدهد که آمریکاییها برای تأثیرگذاری بر فضای فرهنگی و فکری جامعه ایران، برنامههای متعددی در حوزه رسانه، آموزش، دانشگاه و ارتباط با نخبگان دنبال میکردند.
وی با اشاره به برخی پیشنهادهای مطرحشده در این اسناد افزود: تقویت صدای آمریکا، گسترش آموزش زبان انگلیسی، انتشار مجلات بیشتر، تقویت مراکز دانشجویی و اعزام مأموران جوان اطلاعاتی به دانشگاه تهران از جمله اقداماتی بود که در این زمینه مورد توجه قرار داشت.
محمدی ادامه داد: در برخی اسناد، حتی برقراری ارتباط با اندیشمندان و اعزام افرادی به مدرسه فیضیه قم برای ارتباطگیری با علما و طلاب و جمعآوری اطلاعات نیز مورد توجه قرار گرفته است. همچنین توسعه فعالیتهای سینمایی و نمایشی، ایجاد مراکز فرهنگی در شهرهایی همچون مشهد و شیراز، راهاندازی کتابخانه، تولید مستند و بازنشر مقالات از دیگر محورهای مورد تأکید آمریکاییها در عرصه فرهنگی و رسانهای بود.
مذاکره؛ ابزاری برای ادامه جنگ و پیشبرد اهداف آمریکا
وی چهارمین محور الگوی نفوذ آمریکا را بهرهگیری از مذاکره و دیپلماسی برای پیشبرد اهداف سیاسی و امنیتی دانست و تصریح کرد: در نگاه آمریکاییها، مذاکره لزوماً جایگزین اقدام نظامی نیست، بلکه میتواند در امتداد جنگ و بهعنوان ابزاری برای تأمین منافعی به کار گرفته شود که از طریق عملیات نظامی به دست نیامده است.
محمدی با اشاره به اسناد مربوط به دوران ریاستجمهوری جیمی کارتر و سیاستهای برژینسکی اظهار داشت: در یکی از اسناد، بر این نکته تأکید شده است که این تصور نباید ایجاد شود که آمریکا با کنار گذاشتن گزینه نظامی به سراغ دیپلماسی رفته است؛ بلکه باید دیپلماسی و گزینه نظامی بهصورت همزمان دنبال شوند. این سند نشان میدهد که مذاکره در محاسبات آمریکاییها بخشی از راهبرد تقابل و تأمین منافع بوده است.
وی با تشریح برخی کارکردهای مذاکره در الگوی نفوذ آمریکا افزود: یکی از اهداف این کشور از مذاکره، کند کردن روند مبارزه و تضعیف جریان مقاومت است. آمریکاییها تلاش میکنند از طریق گفتوگو، طرف مقابل را به سمت تعدیل مواضع و عقبنشینی از برخی اهداف سوق دهند و در مقابل، جریانهای حامی مقاومت را به حاشیه برانند.
مدیر مرکز اسناد لانه جاسوسی با اشاره به تجربه یاسر عرفات و تحولات مربوط به سازمان آزادیبخش فلسطین، خاطرنشان کرد: در برخی اسناد، تغییر رویکرد عرفات و آمادگی او برای متوقف کردن فعالیت گروههای مبارز و نادیده گرفتن جریانهای چریکی تندرو مورد توجه قرار گرفته است. این تجربه نشان میدهد که مذاکره میتواند به ابزاری برای تغییر تدریجی محاسبات رهبران و فاصله گرفتن آنان از راهبرد مبارزه تبدیل شود.
وی با اشاره به نقش اختلافافکنی میان آمریکا و کشورهای اروپایی در ترغیب برخی طرفها به مذاکره گفت: یکی از موضوعاتی که در این اسناد دیده میشود، بهرهگیری از تصور وجود اختلاف میان آمریکا و اروپا در سیاستهای منطقهای است؛ بهگونهای که طرف مقابل با امید استفاده از این اختلافات، به مذاکره و توافق با غرب تمایل پیدا میکند.
محمدی یکی دیگر از کارکردهای مذاکره را تغییر محاسبات تصمیمگیران و ایجاد شبکه نفوذ دانست و بیان کرد: آمریکاییها از طریق ارسال نامه، طرح پیشنهادها و ایجاد فضای رسانهای پیرامون مذاکرات، تلاش میکنند محاسبات طرف مقابل را تحت تأثیر قرار دهند. در چنین شرایطی، ممکن است برخی جریانهای داخلی یک نامه یا پیشنهاد آمریکایی را فرصتی طلایی تلقی کنند؛ درحالیکه این اقدام میتواند بخشی از راهبرد طرف مقابل برای نفوذ و پیشبرد اهداف خود باشد.
وی با اشاره به بهرهگیری آمریکا از مذاکره برای تأثیرگذاری بر منازعات داخلی کشورها اظهار داشت: در برخی اسناد مربوط به تحریم نفتی ایران در آبان ۱۳۵۸، مسئولان وزارت خارجه آمریکا درباره چگونگی اعمال تحریمها بهگونهای بحث میکنند که جریانهای میانهرو و همسو با غرب در داخل ایران آسیب نبینند.
مدیر مرکز اسناد لانه جاسوسی ادامه داد: در این اسناد تصریح شده است که اعمال تحریم نفتی ممکن است تأثیر معکوسی بر جریان میانهرو داشته باشد و زمینه انتقاد جریان انقلابی از آنان را فراهم کند. ازاینرو آمریکاییها پیشنهاد میکنند ابتدا جریان میانهرو را در جریان تصمیمات خود قرار دهند تا این افراد بتوانند در منازعات داخلی از آن بهعنوان اهرم فشار استفاده کنند. این مسئله نشان میدهد که مذاکره و ارتباط با برخی جریانهای داخلی، چگونه میتواند در خدمت مدیریت اختلافات و تأثیرگذاری بر معادلات سیاسی کشور قرار گیرد.
ایجاد نارضایتی اجتماعی و اخلال در ساختارهای اداری
محمدی پنجمین محور مورد توجه در الگوی نفوذ آمریکا را بهرهگیری از نارضایتیهای اجتماعی و ایجاد اختلال در ساختارهای مدیریتی و اداری دانست و گفت: یکی از اسناد مهم در این زمینه، جزوهای با عنوان «خرابکاری ساده» است که آمریکاییها در دوران جنگ جهانی دوم برای مأموران و عوامل خود در کشورهای مختلف تهیه کرده بودند و در سال ۲۰۰۸ از آن رونمایی شد.
وی با اشاره به محتوای این جزوه اظهار داشت: در این سند، روشهای متعددی برای ایجاد اختلال در روند فعالیت سازمانها و نهادها آموزش داده شده است؛ از جمله طولانی کردن سخنرانیها و جلسات، پیچیده کردن فرایندهای اداری، ارجاع مکرر موضوعات به کمیتههای مختلف، طرح مسائل نامرتبط، ایجاد تأخیر در انجام امور، تأکید افراطی بر جزئیات غیرضروری و افزایش تشریفات و مکاتبات اداری.
مدیر مرکز اسناد لانه جاسوسی افزود: در این دستورالعمل همچنین توصیه شده است که افراد ناکارآمد به مسئولیتهای بالاتر ارتقا پیدا کنند، کارهای غیرمهم در اولویت قرار گیرند و با افزایش مراحل اداری و ضرورت تأییدهای متعدد، روند انجام امور مختل شود. این جزوه نشان میدهد که چگونه ایجاد نارضایتی و ناکارآمد جلوه دادن ساختارهای مدیریتی میتواند بهعنوان ابزاری برای خرابکاری و نفوذ مورد استفاده قرار گیرد.
ضرورت تدوین الگوی جامع نفوذ آمریکا بر اساس اسناد تاریخی
محمدی در جمعبندی سخنان خود با تأکید بر ضرورت مطالعه و تحلیل اسناد تاریخی برای شناخت راهبردهای آمریکا تصریح کرد: بر اساس اسناد لانه جاسوسی، اسناد وزارت خارجه آمریکا، اسناد ساواک و دیگر منابع تاریخی، میتوان به شناخت دقیقتری از الگوی نفوذ آمریکا در ایران دست یافت.
وی خاطرنشان کرد: سرمایهگذاری بر جریانهای میانهرو و غربگرا، تلاش برای جدا کردن مردم از بدنه انقلاب، نفوذ فرهنگی و رسانهای، بهرهگیری از مذاکره برای تغییر محاسبات سیاسی و ایجاد نارضایتی و اختلال در ساختارهای مدیریتی، از جمله محورهایی است که در اسناد تاریخی قابل شناسایی و بررسی است.
مدیر مرکز اسناد لانه جاسوسی در پایان از پژوهشگران، محققان و علاقهمندان به تاریخ معاصر دعوت کرد با مراجعه به این اسناد، ابعاد مختلف الگوی نفوذ آمریکا را بررسی کنند و گفت: در این زمینه ظرفیت گستردهای برای تدوین پایاننامهها، مقالات علمی و کتابهای پژوهشی وجود دارد و امیدواریم طرح این محورهای اولیه، زمینهساز پژوهشهای عمیقتر و شناخت دقیقتر شیوههای نفوذ و سلطه آمریکا در ایران باشد.