عصر قم - حجت الاسلام مسعود سلمهای، مدیر مرکز تخصصی تبلیغ حوزه در مقاله ای با موضوع «زبان تأثیر در منبرهای فاطمی» در دو بخش به «روایتپردازی؛ شاه کلید تأثیرگذاری منبرهای فاطمی» و «روایت های پنج گانه در منبرهای فاطمی» پرداخت
خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: حجت الاسلام مسعود سلمهای، مدیر مرکز تخصصی تبلیغ حوزه در مقاله ای با موضوع «زبان تأثیر در منبرهای فاطمی» در دو بخش به « روایتپردازی؛ شاه کلید تأثیرگذاری منبرهای فاطمی» و « روایت های پنج گانه در منبرهای فاطمی» پرداخت که متن آن تقدیم شما فرهیختگان می شود.
چکیده
منبرهای فاطمی، افزون بر سوگوارهای تاریخی، بازخوانی یکی از روشنترین تقابل های جبهه حق و باطل در طول تاریخ است که با تکیه بر هنر روایتپردازی، سه ساحت اندیشه، احساس و رفتار مخاطب را بهطور همزمان تحت تأثیر قرار میدهد. این مقاله با رویکردی علمی-ترویجی به تبیین چرایی این تأثیرگذاری شگرف میپردازد و نشان میدهد که راز ماندگاری و کارآمدی منبر فاطمی، در پنج گونه روایت نهفته است: روایت تاریخی، روایت غیبی، روایت اعجازی، روایت فضائل و روایت مصائب. هر یک از این گونههای روایی، کارکردی منحصربهفرد در القای پیام و تحول مخاطب ایفا میکنند و در تعامل با یکدیگر، شبکهای تأثیرگذار جهت تبیین معارف فاطمی فراهم می آورند.
کلید واژگان: زبان تأثیر، اقناع، احساس، رفتار، خطابه، سخنرانی، فاطمیه، حضرت زهرا سلام الله علیها.
اشاره
منبر به عنوان یکی از اصیلترین و دیرپاترین رسانههای ارتباطی چهرهبهچهره در جوامع اسلامی، همواره نقش محوری در ترویج و تعمیق معارف دینی و هدایت افکار عمومی ایفا کرده است. در این میان، «منبر فاطمی»[۱] که متمرکز بر روایات تاریخی، تبیین سیره، خطب و آموزههای حضرت فاطمه زهرا (س) است، از برجستگی ویژه و نفوذ کلامی متمایزی برخوردار است. مسئله اساسی دراین پژوهش ریشهیابی «زبان تاثیر» در این منابر است؛ زبانی که قادر است با اقناع عمیق، و تأثیرگذاری بر احساسات، مخاطب را در مسیر صحیح قرار داده و نگرش او را اصلاح کند.
محققان برای نگرش، ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری در نظر می گیرند. که افکار و عقاید، احساسات و عواطف و تمایلات رفتاری سه مؤلفه نگرش هستند.[۲]
بنابر این تأثیرگذاری جامع بر مخاطب در جریان یک ارتباط شفاهی مؤثر، مستلزم درگیرسازی همزمان سه ساحت وجودی انسان، یعنی «اندیشه» (حوزه شناختی و باورها)، «احساس» (حوزه عاطفی و گرایشی) و «رفتار» (حوزه عملی و التزام) است. فرایند اقناع ارتباطی زمانی به کمال میرسد که تغییر در زیربناهای معرفتی به غلیان عواطف بینجامد و این عواطف در قالب رفتارهای فردی و اجتماعی بروز و ظهور کند.
بررسیها نشان میدهد[۳] که متغیر اصلی و شاهکلید تحقق این تاثیرگذاری سهگانه در منبر های فاطمی، «روایتپردازی» (Narrative Processing) است. روایتپردازی ساختاری ملموس و پویا از حقایق ارائه میدهد که با ایجاد فضای ذهنی مناسب برای مخاطب فرایند اقناع و اثرگذاری را تسهیل و تسریع می کند. در این پژوهش اثبات میشود که منبر های فاطمی عمدتاً با بهکارگیری یک ساختار پنجضلعی در روایتپردازی شامل ابعاد «تاریخی»، «غیبی»، «اعجازی»، «فضائل» و «مصائب» منظومهای یکپارچه از اقناع عقلانی و تحریک عاطفی را شکل میدهد که خروجی آن تحول رفتاری در مخاطب است.
بخش نخست: روایتپردازی؛ شاه کلید تأثیرگذاری منبرهای فاطمی
۱.۱. زبان تأثیر و ابعاد سهگانه (اندیشه، احساس، رفتار)
در ارزیابی میزان اثربخشی خطابه دینی، شناخت دقیق لایههای پذیرش در مخاطب اهمیت بنیادین دارد. بر اساس الگوی جامع ارتباطات اقناعی، خطابه زمانی به اهداف عالی خود دست مییابد که بتواند بر هر سه ضلع مثلث وجودی انسانی عنی اندیشه، احساس و رفتار اثر بگذارد.
سیر این تاثیرگذاری بهتر است با درگیر ساختن حوزه اندیشه آغاز شود؛ جایی که استدلالهای متقن، دادههای تاریخی و برهانهای عقلی، ساختار شناختی مخاطب را بازسازی کرده و یقین معرفتی ایجاد میکنند. سپس، پیام اقناعکننده وارد حوزه احساس و گرایش شود.[۴] در این مرحله، عواطف و شور مذهبی برانگیخته شده و تعلق خاطر قلبی نسبت به حقیقت شکل میگیرد. در نهایت، همافزایی باور عقلانی و شور عاطفی، منجر به اتخاذ تصمیم و التزام عملی در حوزه رفتار میشود.
بنابر این منبرهای فاطمی با تکیه بر روایتپردازی، سه ساحت وجودی مخاطب را هدف میگیرد:
الف) اندیشه: ایجاد فهم، باور، پرسش و بازنگری (تبیین معرفتی و استدلالی اثبات حقانیت ولایت)
ب) احساس: برانگیختن محبت، خشیت، امید، شگفتی، اندوه یا خشم (برانگیختن عواطف و همدلی روایت مصائب و مظلومیت اهلبیت(علیهم لسلام))
ج) رفتار: ایجاد عزم، الگوپذیری، موضعگیری و کنش اخلاقی (ترغیب به کنش و الگو برداری از نبرد حق و باطل برای مقابله با جبهه باطل در زمان معاصر).
۱.۲. چیستی روایتپردازی در خطابه های فاطمی
روایتپردازی در منابر فاطمی، صرفاً نقلِ وقایع و حوادث نیست؛ بلکه بازآفرینی حقیقتی است که مخاطب را در متنِ تاریخ و ماورای آن جای میدهد. حضرت فاطمه(سلام الله علیها) با بهرهگیری از جملات خبری برای انتقال روشنگرانه پیام و استدلال منطقی،[۵] و جملات انشایی برای ایجاد تأثیر عاطفی و ترغیب مخاطب به کنش،[۶] الگویی بینظیر از خطابهی تأثیرگذار ارائه میدهد که استفاده از این الگو می تواند منبرهای فاطمی را متحول و بیش از پیش تأثیرگذار کند.
بخش دوم: روایت های پنج گانه در منبرهای فاطمی
۲.۱. روایت تاریخی؛
روایت تاریخی در منبرهای فاطمی، مخاطب را در لحظهای سرنوشتساز از تاریخ اسلام قرار میدهد: روزهایی که دین خدا پایمال میشد و مردم به راحتی لگدمال شدنش را میپذیرفتند. حضرت فاطمه(سلام الله علیها) با روایتِ دقیقِ آنچه پس از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله) بر او و خاندانش گذشت، حافظه تاریخی امت را بیدار میکند و نشان میدهد که نفاق و سکوت در برابر ظلم، چه پیامدهای ناگواری به بار میآورد. [۷]
روایتپردازی تاریخی مستقیماً بُعد شناختی و اندیشه مخاطب را هدف قرار میدهد. مخاطب وقتی میبیند مواضع حضرت زهرا (سلام الله علیها) دارای یک ساختار کاملاً منطقی، حقوقی، جامعهشناختی و مبتنی بر براهین قرآنی است[۸]، از نظر عقلانی به یقین میرسد. این بعد از روایت، خطابه را از فضای محض عاطفی خارج ساخته و به آن پایگاه محکم استدلالی میبخشد؛ در نتیجه، شبهات معرفتی برطرف شده و تحلیل درست از ریشههای انحراف در تاریخ اسلام برای مخاطب حاصل میشود.
روایت های تاریخی، ازآنجهت که مایه عبرت انسانها هستند،[۹] اهمیت فوقالعادهای دارند. نقل بخشهایی از روایت های تاریخی در منبر های فاطمی موجب تنبه و بیداری مخاطبان خواهد شد و چراغی فراروی آنها قرار خواهد داد تا از حوادث تاریخی بعد از رحلت رسول خدا و نیز شیوه مواجهه حضرت زهرا با حوادث و اتفاقات آن دوران درس بگیرند و از افتادن در پرتگاهها مصون بمانند.
به عنوان نمونه به یکی از این روایت های تاریخی اشاره می شود:
در روایت سلیم بن قیس هلالی از سلمان (بعد از دنیا رفتن پیامبر و بیعت مردم با ابابکر) آمده است: فَقَالَ سَلْمَانُ: فَلَمَّا کَانَ اللَّیْلُ حَمَلَ عَلِیٌّ فَاطِمَهَ عَلَی حِمَارٍ وَ أَخَذَ بِیَدِ اِبْنَیْهِ الحَسَنِ وَ الحُسَیْنِ علیهمالسلام، فَلَمْ یَدَعْ أَحَداً مِنْ أَهْلِ بَدْرٍ مِنَ المُهَاجِرِینَ وَ لاَ مِنَ الأَنْصَارِ إِلاَّ أَتَی مَنْزِلَهُ وَ ذَکَرَ حَقَّهُ وَ دَعَاهُ إِلَی نُصْرَتِهِ، فَمَا اسْتَجَابَ لَهُ مِنْ جَمِیعِهِمْ إِلاَّ أَرْبَعَهٌ وَ أَرْبَعُونَ رَجُلاً، فَأَمَرَهُمْ أَنْ یُصْبِحُوا بُکْرَهً مُحَلِّقِینَ رُءُوسَهُمْ، مَعَهُمْ سِلاَحُهُمْ وَ قَدْ بَایَعُوهُ عَلَی المَوْتِ، فَأَصْبَحَ وَ لَمْ یُوَافِهِ مِنْهُمْ أَحَدٌ غَیْرُ أَرْبَعَهٍ. قُلْتُ لِسَلْمَانَ: مَنِ الأَرْبَعَهُ؟ قَالَ: أَنَا وَ أَبُوذَرٍّ وَ المِقْدَادُ وَ الزُّبَیْرُ بْنُ العَوَّامِ. ثُمَّ أَتَاهُمْ مِنَ اللَّیْلَهِ الثَّانِیَهِ، فَنَاشَدَهُمُ الله، فَقَالُوا: نَصْحَبُکَ بُکْرَهً؛ فَمَا مِنْهُمْ أَحَدٌ وَفَی غَیْرُنَا. ثُمَّ اللَّیْلَهَ الثَّالِثَهَ، فَمَا وَفَی أَحَدٌ غَیْرُنَا. فَلَمَّا رَأَی عَلِیٌّ عَلَیْهِالسَّلاَمُ غَدْرَهُمْ وَ قِلَّهَ وَفَائِهِمْ، لَزِمَ بَیْتَهُ وَ أَقْبَلَ عَلَی القُرْآنِ یُؤَلِّفُهُ وَ یَجْمَعُهُ.[۱۰]
سلمان گفت: چون شب شد، امیرالمؤمنین علی علیهالسلام حضرت فاطمه علیهاالسلام را بر الاغ سوار نموده و دست فرزندانش حسن و حسین علیهماالسلام را گرفت و هیچیک از اهل بدر از مهاجر و انصار را باقی نگذاشت، مگر به درِ خانهشان رفت و حقّ خود را یادآور شد و آنها را به یاری خود خواند؛ اما از میان همه آنها فقط چهل و چهار نفر پاسخ او را دادند. پس حضرت به آنها امر نمود که صبح زود با سرهای تراشیده، سلاح به دست و در حالی که با او تا پای جان بیعت کردهاند، بیایند. پس صبح، جز چهار نفر هیچکس به عهدش با او وفا نکرد. به سلمان گفتم: آن چهار نفر که بودند؟ گفت: من و ابوذر و مقداد و زبیر بن عوّام. سپس حضرت شب دوم نزدشان رفت و آنان را به خدا قسم داد، گفتند: فردا صبح تو را همراهی میکنیم؛ ولی هیچکس از آنها غیر از ما به عهدش وفا نکرد. سپس شب سوم، که هیچکس جز ما به عهدش وفا نکرد. پس هنگامی که علی علیهالسلام خیانت و بیوفایی آنان را دید، در خانهاش نشست و به نوشتن و جمعآوری قرآن روی آورد.
۲.۲. روایت غیبی؛
بُعد غیبیِ منبر فاطمی، مخاطب را از محدودهی تاریخِ ملموس فراتر میبرد و با افقهای جدید معرفتی آشنا می کند.
انسان به حکم فطرت خود، همواره در پی ارتباط با عالم ملکوت و کشف حقایق غیبی هستی است. روایتپردازی غیبی در منبر فاطمی، وقایع زمینی را به تقدیرات و نظامات آسمانی پیوند میزند. در این ساحت، سخن از نزول فرشتگان، همسخنی جبرئیل با حضرت زهرا (سلام الله علیها)،[۱۱] مقام ملکوتی ایشان در عرش و جایگاه اخروی اهلبیت (علیهم السلام) به میان میآید.
این گونه از روایت، افق دید اندیشه مخاطب را گستردگی بخشیده و او را از محصور ماندن در تحلیلهای محدود مادی رها میسازد. با پیوند دادن حوادث فاطمیه به سنتهای الهی و فرجام اخروی انسانها، مسئولیتپذیری فردی و مراقبت از رفتارهایی چون کنترل زبان و طهارت نفس در مخاطب تقویت میشود؛ چراکه فرد خود را در محضر یک دادگاه بزرگ الهی و غیبی مییابد.
به عنوان نمونه به یکی از این روایت های غیبی اشاره می شود:
از امام باقر علیه السلام نقل شده است[۱۲] که یک روز، امیرالمؤمنین(علیه السلام) به خانه آمد و از زهرای مرضیه(سلام الله علیها) سؤال کرد در خانه چیزی هست؟ به امیرالمؤمنین(علیه السلام) گفت: لیس فی البیت شیء ؛ «چیزی در خانه نیست». گاهی که امیرالمؤمنین(علیه السلام) سؤال میکرد از فاطمه زهرا(سلام الله علیها) چرا به من نگفتی چیزی در منزل نداریم، میفرمود: کان ابی رسول الله قد نهانی ان اسئلک شیئا ؛ «پدرم، رسول خدا، به من دستور داده است که من از شما سؤال نکنم».
فاستقرض دینارا ؛ حضرت برای تهیه مواد غذایی یک دینار قرض گرفت. فلقی مقداداً ؛ در راه چشمشان به مقداد افتاد. فکان یوماً شدید الحر ؛ «یک روز بسیار گرمی بود». فرمودند: یا مقداد ما اخرجک عن بیتک فی هذه الساعه ؛ «چه سبب شده است در این ساعت گرم از خانه بیرون آمده ای». گفت: یا علی اخرجنی من بیتی شده الجوع ؛ «شدت گرسنگی، من را از خانه بیرون آورده». علی(علیه السلام) آن یک دینار را به مقداد داد. فرمود برو برای بچههایت غذا تهیه کن.
بعد از آن مستقیم آمد به مسجد. نماز را با رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بهجا آورد. بعد از ادای فریضه ظهر، پیغمبر خدا(صلی الله علیه و آله)سرش را برگرداند. فرمود: یا علی، من برای غذا به خانه شما خواهم آمد. بعد از فریضه ظهر، پیامبر(صلی الله علیه و آله) به همراه علی(علیه السلام) به خانه آمدند.
پیامبر به خانه فاطمه(سلام الله علیها) وارد شد، رفت در محراب عبادت. علی(علیه السلام) هم نشسته است. یکمرتبه دید فاطمه(سلام الله علیها) یک طبقی از غذا آورد. علی علیه السلام فرمود: یا فاطمه انا لک هذا ؛ «تو به من گفتی در خانه غذا نداریم». راست گفتم یا علی. غذا در خانه نبود؛ اما هنگامی که پدرم به منزل ما آمد، رفتم درون محراب، گفتم: خدایا، بهترین خلق تو امروز مهمان ماست. ما چیزی که از این مهمان پذیرایی کنیم، نداریم. خدایا، تو فراهم کن. دیدم این طبق کنار سجاده من نهاده شد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: یا علی، فرزند من، زهرا، همانند مریم، دختر عمران است. کلَّما دَخَلَ عَلَیْها زَکرِیَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ یا مَرْیَمُ أَنّی لَک هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللّهِ . مریم همیشه در محرابش بود؛ اما زکریا هروقت میآمد، میدید یک طبقی از غذا کنار مریم نهاده شده. به مریم میگفت: مریم، این غذا کجا بوده؟ میفرمود: هُوَ مِنْ عِنْدِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ .[۱۳]
۲.۳. روایت اعجازی؛
اعجاز و خرق عادتهای الهی(اعجاب)، یکی از ابزارهای شناختهشده در بلاغت برای ایجاد شگفتزدگی، فروپاشی تکبر و جلب توجه عمیق مخاطب است. روایت اعجاز در منبر فاطمی شامل کرامات و رفتارهای فرابشری حضرت زهرا(سلام الله علیها) در مواجهه با بحرانهاست.
روایت اعجازی، حیرت و شگفتی میآفریند. مخاطب با شنیدن روایتهایی که فراتر از توانِ معمولِ بشر است، افقِ انتظارِ خویش را گسترش میدهد و برای پذیرشِ پیامهایی که عقلِ عادی از درکِ آن عاجز است، آماده میشود. این نوع روایت، زمینهساز تحولِ بنیادین در اندیشه است.
به عنوان نمونه به یکی از این روایت های اعجازی اشاره می شود:
مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیه السلام قَالَ بَعَثَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه آله سَلْمَانَ إِلَی فَاطِمَهَ قَالَ فَوَقَفْتُ بِالْبَابِ وَقْفَهً حَتَّی سَلَّمْتُ فَسَمِعْتُ فَاطِمَهَ تَقْرَأُ الْقُرْآنَ مِنْ جَوَّا وَ الرَّحَی تَدُورُ مِنْ بَرَّا وَ مَا عِنْدَهَا أَنِیسٌ وَ قَالَ فِی آخِرِ الْخَبَرِ فَتَبَسَّمَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ قَالَ یَا سَلْمَانُ إِنَّ ابْنَتِی فَاطِمَهَ مَلَأَ اللَّهُ قَلْبَهَا وَ جَوَارِحَهَا إِیمَاناً إِلَی مُشَاشِهَا تَفَرَّغَتْ لِطَاعَهِ اللَّهِ فَبَعَثَ اللَّهُ مَلَکاً اسْمُهُ زُوقَابِیلُ وَ فِی خَبَرٍ آخَرَ جَبْرَئِیلُ فَأَدَارَ لَهَا الرَّحَی وَ کَفَاهَا اللَّهُ مَئُونَهَ الدُّنْیَا مَعَ مَئُونَهِ الْآخِرَه؛[۱۴]
امام محمّد باقر علیه السّلام میفرماید:
پیامبر خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم سلمان را نزد فاطمه فرستاد سلمان میگوید: من بر درب خانه ایستاده و سلام کردم، و شنیدم که فاطمه در داخل خانه مشغول تلاوت قرآن است و آسیا میچرخید در حالی که کسی در آنجا نبود … و سلمان رحمه اللَّه در آخر روایت میگوید: وقتی این مطالب را به عرض رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم رسانیدم وی تبسّمی کرده فرمود: ای سلمان! همانا خداوند متعال قلب و جوارح دخترم فاطمه را از ایمان مملوّ نموده است، لذا وی بدون دغدغه مشغول عبادت پروردگار میباشد، پس خداوند ملکی به نام زوقابیل- و در روایت دیگری به جای وی جبرئیل آمده است- مأمور نموده تا آسیا را بگرداند. و خداوند کارهای دنیا و آخرت فاطمه را عهدهدار شده و او را کفایت مینماید.
۲.۴. روایت فضائل؛
تبیین فضائل، مناقب و کمالات اخلاقی و معنوی، محور چهارم روایتپردازی در منبر فاطمی است. که می تواند الگوسازی برای زیست مؤمنانه باشد. فاطمه زهرا(سلام الله علیها) به عنوان الگویی نیکو نه تنها برای بشریت که حتی برای خود امامان معصوم مطرح شده است.[۱۵] ابعاد شخصیتی همچون زهد،[۱۶] ایثار[۱۷]، عبادت های شبانه،[۱۸] همسرداری، [۱۹] تربیت فرزند،[۲۰] دفاع مجاهدانه از ولایت،[۲۱] و انفاق به تصویر کشیده میشود.
کارکرد بنیادین روایت فضائل، ارائه «الگوی عملی زیست » (Ethos) برای تحول رفتاری است. انسان تنها با شنیدن نصیحتهای انتزاعی تغییر رفتار نمیدهد، بلکه نیازمند الگویی عینی و دستیافتنی است تا بتواند رفتارهای خود را با او بسنجد. بیان دقیق فضائل فاطمی، تمایل به تواضع، خیرخواهی، شجاعت، و صدق در گفتار و رفتار را در دل مخاطب میکارد و انگیزه درونی برای تغییر سبک زندگی بر اساس الگوی فاطمی را ایجاد میکند.
به عنوان نمونه به یکی از این روایت های فضائل اشاره می شود:
قـالَ عَلِـیٌّ علیه السلام فی حَدیـثٍ...: ـ فَوَاللّه ِ ـ ما اَغْضَبْتُها وَ لا اَکْرَهْتُها عَلی اَمْرٍ حَتی قَبَضَهَا اللّه ُ عَزَّوَجَلَّ اِلَیْهِ وَ لا اَغْضَبَتْنی وَلا عَصَتْ لی اَمْرا. وَلَقَدْ کُنْتُ اَنْظُرُ اِلَیْها فَتَنْکَشِفُ عَنِّی الْهُمُومُ وَ الأَحْزانُ.[۲۲]
حضرت علی علیه السلام ـ در ضمن حدیثی ـ فرمود: به خدا سوگند هیچگاه فاطمه علیهاالسلام را به خشم نیاوردم و او را بر کاری ـ که میل نداشت ـ وادار نکردم تا روزی که خداوند او را برد و او نیز هیچگاه مرا به خشم نیاورد و از فرمان من سرپیچی نکرد و هرگاه که به او می نگریستم نگرانیها و غمها از من زدوده می شد.
۲.۵. روایت مصائب؛
ضلع پنجم و نقطه اوج درگیرسازی عاطفی در منبر فاطمی، بازآفرینی هنرمندانه، حزنانگیز و مستند رنجها، مظلومیتها و مصائب وارد شده بر بانوی دو عالم است. این بعد روایی، به طور مستقیم بر حوزه احساسات و عواطف (Pathos) متمرکز است.
روایت مصائب، نوعی پالایش روحی و برانگیختگی شدید عاطفی ایجاد میکند. گریستن و حزن بر مصائب حضرت زهرا (سلام الله علیها)، پیوند قلبی مخاطب را با جریان حق مستحکمتر کرده و حس تولا و تبرا را در او زنده میسازد. عواطف برانگیختهشده از سوگ فاطمی، انرژی متراکم شدهای را در فرد ایجاد میکند که او را به سمت ایستادگی بر اصول، تعهد دینی، دفاع از مظلوم و اصلاح رفتار فردی، اجتماعی و سیاسی سوق میدهد.
به عنوان نمونه به یکی از این روایت های مصائب اشاره می شود:
هنگامی که هیزم آوردند، در را آتش زدند و به درون خانه حملهور شدند. فاطمه(سلام الله علیها) بین در و دیوار فرمود: یا فضه الیک فخذینی . نفرمود فضه بیا؛ فرمود: یا فضه خذینی ؛ یعنی فضه، مرا بگیر؛ یعنی دارم میافتم؛ فضه بیا مرا بگیر. یا فضه الیک فخذینی فقد والله قتل ما فی احشائی من حمل ؛ فضه به خدا قسم محسنم سقط شد.[۲۳]
۲.۶. سازوکار همافزایی ابعاد پنجگانه روایی و فرایند تأثیرگذاری
ابعاد پنجگانه روایتپردازی در منبر فاطمی به صورت منفک و گسسته عمل نمیکنند، بلکه منظومهای یکپارچه را تشکیل میدهند که در آن، هر بعد مکمل و تقویتکننده بعد دیگر است.
فرایند این همافزایی به گونهای طراحی میشود که ابتدا روایت تاریخی، پایه عقلانی و شناختی بحث را میسازد و ذهن مخاطب را اقناع میکند. سپس روایت غیبی، افق کلام را به عالم ملکوت متصل کرده و بر قداست حقایق مطرحشده میافزاید. در ادامه، روایت اعجازی و فضائل، شخصیت حضرت را به عنوان الگویی کامل و فرابشری تثبیت میکنند تا انگیزه همذاتپنداری و الگوگیری رفتاری در مخاطب شکل گیرد. در نهایت، روایت مصائب با هدف قرار دادن حوزه عواطف، آتش عشق و حزن را در دل میافروزد و التزام رفتاری و پایداری بر عقیده را تضمین مینماید.
بررسی شبکه اثرگذاری فوق روشن میسازد که حیات و نفوذ منبر فاطمی حاصل تفکیک ناپذیری منطق، عرفان، کرامت، اخلاق و سوگ است؛ ترکیبی که در قالب روایتپردازی منسجم، زبانی مقتدر و بیبدیل به خطابه مذهبی میبخشد. به عبارت دیگر:
رازِ تأثیرِ شگرفِ منبر فاطمی، نه در هریک از این پنج گونهی روایی بهتنهایی، بلکه در همنشینیِ هنرمندانهی آنها نهفته است. این پنج روایت، همچون پنج ستونِ یک بنایِ استوار، در تعامل با یکدیگر شبکهای از جوشش و حرکت ایجاد می کند.
روایت تاریخی، عبرت می آموزد. روایت غیبی، عظمت ایجاد می کند. روایت اعجازی، حیرت میآفریند. روایت فضائل، شیفتگی ایجاد میکند. روایت مصائب، اشک میجوشاند و انگیزهی کنش ایجاد می کند.
نتیجهگیری
منبر فاطمی، در عمیقترین لایهی خود، یک کارگاهِ روایتپردازیِ بینظیر است که با تکیه بر پنج گونهی رواییِ تاریخی، غیبی، اعجازی، فضائل و مصائب، همزمان بر اندیشه، احساس و رفتارِ مخاطب تأثیر میگذارد. این تأثیرِ چندساحتی، خطابهی فاطمی را از یک سخنرانیِ صرفِ تاریخی فراتر میبرد و آن را به رویدادی زنده و پویا تبدیل میکند که در هر عصر و نسلی، مخاطبِ خود را بازمییابد و دگرگون میسازد.
پی نوشت ها:
[۱]. مراد از منبر فاطمی سخنرانی هایی است که در ایام فاطمیه و با محوریت زندگانی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در موضوعات مختلف انجام می شود.
[۲]. روان شناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی، جمعی از مؤلفان، ص ۱۳۶.
[۳]. در بررسی هایی که بر روی تعداد قابل توجهی از منبرهایی فاطمی(که توسط مشاهیر تا به امروز انجام شده) صورت گرفت، مشخص شد که اکثز این منابر با محوریت روایت پردازی(بیان روایت های تاریخی حوادث بعد از شهادت پیامیر تا شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها) بر سه حوزه اندیشه، احساس و رفتار مخاطب اثرگذرار بوده اند.
[۴]. خداوند متعال در سوره نحل آیه ۱۲۵ به پیامبر خود می فرماید: «ٱدعُ إِلَی سَبِیلِ رَبِّکَ باٱلحِکمَهِ وَٱلمَوعِظَهِ ٱلحَسَنَهِ» [ای پیامبر] با حکمت و اندرزِ نیکو، مردم را به سوی پروردگارت دعوت کن. مفسرین معتقد هستند که حکمت اشاره به بعد اندیشه مخاطب دارد و اندرز نیکو اشاره به بعد احساس مخاطب.(تفسیر نمونه، ج۱۱، صص ۴۵۵-۴۵۶)
[۵]. اَیهَا الْمُسْلِمُونَ! أَاُغْلَبُ عَلی اِرْثی؟ یابْنَ اَبیقُحافَهَ! اَفی کِتابِ اللَّـهِ تَرِثُ اَباکَ وَ لااَرِثُ اَبی؟ لَقَدْ جِئْتَ شَیئاً فَرِیاً، اَفَعَلی عَمْدٍ تَرَکْتُمْ کِتابَ اللَّـهِ وَ نَبَذْتُمُوهُ وَراءَ ظُهُورِکُمْ، إذْ یقُولُ «وَ وَرِثَ سُلَیمانُ داوُدَ» (۱) وَ قالَ فیما اقْتَصَّ مِنْ خَبَرِ زَکَرِیا اِذْ قالَ: «فَهَبْ لی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیاً یرِثُنی وَ یرِثُ مِنْ الِیعْقُوبَ»، (۲) وَ قالَ: «وَ اوُلُوا الْاَرْحامِ بَعْضُهُمْ اَوْلی بِبَعْضٍ فی کِتابِ اللَّـهِ»، (۳) وَ قالَ «یوصیکُمُ اللَّـهُ فی اَوْلادِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْاُنْثَیینِ»، (۴) وَ قالَ «اِنْ تَرَکَ خَیراً الْوَصِیهَ لِلْوالِدَینِ وَالْاَقْرَبَینِ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَی الْمُتَّقینَ». (۵)
ای مسلمانان! آیا سزاوار است که ارث پدرم را از من بگیرند،ای پسر ابیقحافه،آیا در کتاب خداست که تو از پدرت ارث ببری و از ارث پدرم محروم باشم امر تازه و زشتی آوردی، آیا آگاهانه کتاب خدا را ترک کرده و پشت سر میاندازید، آیا قرآن نمیگوید «سلیمان از داود ارث برد»، و در مورد خبر زکریا آنگاه که گفت: «پروردگار مرا فرزندی عنایت فرما تا از من و خاندان یعقوب ارث برد»، و فرمود: «و خویشاوندان رحمی به یکدیگر سزاوارتر از دیگرانند»، و فرموده: «خدای تعالی به شما درباره فرزندان سفارش میکند که بهره پسر دو برابر دختر است»، و میفرماید: «هنگامی که مرگ یکی از شما فرارسد بر شما نوشته شده که برای پدران و مادران و نزدیکان وصیت کنید، و این حکم حقّی است برای پرهیزگاران».
[۶]. اَیها بَنی قیلَهَ! ءَ اُهْضَمُ تُراثَ اَبی وَ اَنْتُمْ بِمَرْأی مِنّی وَ مَسْمَعٍ وَ مُنْتَدی وَ مَجْمَعٍ، تَلْبَسُکُمُ الدَّعْوَهُ وَ تَشْمَلُکُمُ الْخُبْرَهُ، وَ اَنْتُمْ ذَوُو الْعَدَدِ وَ الْعُدَّهِ وَ الْاَداهِ وَ الْقُوَّهِ، وَ عِنْدَکُمُ السِّلاحُ وَ الْجُنَّهُ، تُوافیکُمُ الدَّعْوَهُ فَلاتُجیبُونَ، وَ تَأْتیکُمُ الصَّرْخَهُ فَلاتُغیثُونَ، وَ اَنْتُمْ مَوْصُوفُونَ بِالْکِفاحِ، مَعْرُوفُونَ بِالْخَیرِ وَ الصَّلاحِ، وَ النُّخْبَهُ الَّتی انْتُخِبَتْ، وَ الْخِیرَهُ الَّتِی اخْتیرَتْ لَنا اَهْلَ الْبَیتِ. قاتَلْتُمُ الْعَرَبَ، وَ تَحَمَّلْتُمُ الْکَدَّ وَ التَّعَبَ، وَ ناطَحْتُمُ الْاُمَمَ، وَ کافَحْتُمُ الْبُهَمَ، لانَبْرَحُ اَوْ تَبْرَحُونَ، نَأْمُرُکُمْ فَتَأْتَمِرُونَ، حَتَّی اِذا دارَتْ بِنا رَحَی الْاِسْلامِ، وَ دَرَّ حَلَبُ الْاَیامِ، وَ خَضَعَتْ نُعْرَهُ الشِّرْکِ، وَ سَکَنَتْ فَوْرَهُ الْاِفْکِ، وَ خَمَدَتْ نیرانُ الْکُفْرِ، وَ هَدَأَتْ دَعْوَهُ الْهَرَجِ، وَ اسْتَوْسَقَ نِظامُ الدّینِ، فَاَنَّی حِزْتُمْ بَعْدَ الْبَیانِ، وَاَسْرَرْتُمْ بَعْدَ الْاِعْلانِ، وَ نَکَصْتُمْ بَعْدَ الْاِقْدامِ، وَاَشْرَکْتُمْ بَعْدَ الْایمانِ؟بُؤْساً لِقَوْمٍ نَکَثُوا اَیمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ، وَ هَمُّوا بِاِخْراجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُکُمْ اَوَّلَ مَرَّهٍ، اَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّـهُ اَحَقُّ اَنْ تَخْشَوْهُ اِنْ کُنْتُمْ مُؤمِنینَ.
ای پسران قیله- گروه انصار- آیا نسبت به میراث پدرم مورد ظلم واقع شوم در حالی که مرا میبینید و سخن مرا میشنوید، و دارای انجمن و اجتماعید، صدای دعوت مرا همگان شنیده و از حالم آگاهی دارید، و دارای نفرات و ذخیرهای د، و دارای ابزار و قوهاید، نزد شما اسلحه و زره و سپر هست، صدای دعوت من به شما میرسد ولی جواب نمیدهید، و ناله فریاد خواهیم را شنیده ولی به فریادم نمیرسید، در حالی که به شجاعت معروف و به خیر و صلاح موصوف میباشید، و شما برگزیدگانی بودید که انتخاب شده، و منتخباتی که برای ما اهلبیت برگزیده شدید! با عرب پیکار کرده و متحمّل رنج و شدتها شدید، و با امتها رزم نموده و با پهلوانان به نبرد برخاستید، همیشه فرمانده بوده و شما فرمانبردار، تا آسیای اسلام به گردش افتاد، و پستان روزگار به شیر آمد، و نعرههای شرکآمیز خاموش شده، و دیگ طمع و تهمت از جوش افتاد، و آتش کفر خاموش و دعوت ندای هرج و مرج آرام گرفت، و نظام دین کاملاً ردیف شد، پس چرا بعد از اقرارتان به ایمان حیران شده، و پس از آشکاری خود را مخفی گرداندید، و بعد از پیشقدمی عقب نشستید، و بعد ایمان شرک آوردید. وای بر گروهی که بعد از پیمان بستن آن را شکستند، و خواستند پیامبر را اخراج کنند، با آنکه آنان جنگ را آغاز نمودند، آیا از آنان هراس دارد در حالی که خدا سزاوار است که از او بهراسید، اگر مؤمنید.
[۷]. ظهر فیکم حسکه النفاق(فاطمه الزهرا از ولادت تا شهادت، آیت الله سید محمد کاظم قزوینی، ناشر فراروی، سال نشر:۱۳۸۲، ص۵۰۶.
[۸] . خطبه الزهراء، ترجمه محمد رضا انصاری، ص ۴۴، ۱۳۶۱ش.
[۹]. لَقَدْ کانَ فی قَصَصِهِمْ عِبْرَهٌ لِأُولِی الْأَلْباب (یوسف، ۱۱۱).
[۱۰]. سُلیم بن قیس الهلالی، سلیم بن قیس هلالی، انتشاراتبنیاد بعثت، سال ۱۳۶۶. ج۲، ص۷۴۸
[۱۱]. شیخ کلینی، الکافی، ناشر اسلامیه، چاپ تهران، سال ۱۳۶۲ ش، نوبت دوم ج۱، ص ۲۴۰.
[۱۲]. عوالم العلوم والمعارف و الاحوال من الایات و الاخبار و الاقوال، بحرانی، عبد الله بن نور الله ، ناشر: مدرسه الإمام المهدی (علیه السلام) سال نشر: ۱۳۷۵ ج۱۱، ص۲۲۲،
[۱۳]. آل عمران (۳)، ۳۷.
[۱۴]. بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، ج۴۳، ص ۱۹
[۱۵]. الغیبه ، طوسی ، ص ۲۸۶ . إنَّ لِی فی إبنَهِ رَسولِ اللّه ِ اُسوَهٌ حَسَنهٌ
[۱۶]. مجلسی، بحار الانوار، ج۴۳، ص ۱۸۴..
[۱۷]. مجلسی، بحار الانوار، ج۴۳، ص۵۶.
[۱۸]. شواهد التنزیل، «حسکانی حنفی» ج۲، ص۱۹۴.
[۱۹]. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۳، ص۱۹۲ و ۱۹۹؛ جوهری بصری، السقیفه و فدک، ۱۴۱۳ق، ص۶۴.
[۲۰]. مجلسی، بحار الانوار، ج۱۰۴، ص۹۵.
[۲۱]. دشتی، نهج الحیات، ح۱۷۴، ص۲۷۶.
[۲۲]. علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۳۶۱.
[۲۳]. محمدمهدی اشتهاردی، رنجها و فریادهای فاطمه ، ص۱۴۹.