يکشنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۵

فرهنگی

یادداشت؛

هیچ؛ سهم مناطق کم‌برخوردار از رتبه‌های برتر کنکور

هیچ؛ سهم مناطق کم‌برخوردار از رتبه‌های برتر کنکور
عصر قم - «هیچ» بودن سهم مناطق کم‌برخوردار از میان رتبه‌های برتر، اگرچه یک عدد در جدول نتایج کنکور است، اما می‌تواند زنگ هشداری برای نظام آموزشی کشور باشد؛ هشداری درباره استعدادهایی که شاید به دلیل کمبود امکانات هرگز فرصت دیده شدن پیدا نمی‌کنند.
  بزرگنمايي:

عصر قم - «هیچ» بودن سهم مناطق کم‌برخوردار از میان رتبه‌های برتر، اگرچه یک عدد در جدول نتایج کنکور است، اما می‌تواند زنگ هشداری برای نظام آموزشی کشور باشد؛ هشداری درباره استعدادهایی که شاید به دلیل کمبود امکانات هرگز فرصت دیده شدن پیدا نمی‌کنند.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، اعلام نتایج کنکور سراسری، هر سال بیش از آنکه صرفاً خبری درباره موفقیت تعدادی از دانش‌آموزان باشد، تصویری از وضعیت نظام آموزشی کشور نیز ارائه می‌دهد؛ تصویری که امسال یک پرسش جدی را پیش روی مسئولان قرار داده است: سهم دانش‌آموزان مناطق کم‌برخوردار و دورافتاده از قله‌های موفقیت آموزشی کشور کجاست؟
بر اساس آمار منتشرشده، تهران با ۲۱ رتبه از مجموع ۴۰ رتبه برتر پنج گروه آزمایشی، بیش از نیمی از رتبه‌های برتر را به خود اختصاص داده است؛ در مقابل، نامی از شهرها و مناطق کم‌برخوردار در میان این رتبه‌ها دیده نمی‌شود. این مسئله را نمی‌توان صرفاً به تفاوت استعداد دانش‌آموزان یا میزان تلاش آنان نسبت داد. وقتی امکانات آموزشی، دسترسی به معلم و کلاس تقویتی، مدارس باکیفیت، مشاوران تحصیلی و منابع آموزشی در مناطق مختلف یکسان نیست، طبیعی است که نقطه آغاز رقابت نیز برای همه دانش‌آموزان یکسان نباشد.
دانش‌آموزی که در یک کلان‌شهر زندگی می‌کند و به مجموعه‌ای از مدارس مجهز، کلاس‌های تخصصی، آزمون‌های آزمایشی، مشاوران آموزشی و منابع متنوع دسترسی دارد، عملاً در شرایط متفاوتی نسبت به دانش‌آموزی قرار دارد که در یک منطقه محروم یا روستای دورافتاده، با کمبود امکانات آموزشی و حتی گاهی کمبود نیروی متخصص مواجه است. بنابراین اگر قرار است از «عدالت آموزشی» سخن گفته شود، نخست باید به تفاوت نقطه شروع دانش‌آموزان توجه کرد.
تأثیر ۶۰ درصدی سابقه تحصیلی در نتیجه کنکور نیز اگرچه با هدف تقویت نقش آموزش رسمی و کاهش وابستگی به آزمون کنکور طراحی شده است، اما در صورتی که کیفیت آموزش و امکانات مدارس در سراسر کشور متوازن نباشد، می‌تواند پرسش‌های جدی درباره عدالت آموزشی ایجاد کند. دانش‌آموزی که در مدرسه‌ای با امکانات محدود تحصیل می‌کند، نباید صرفاً به دلیل محل تولد یا محل زندگی خود، فرصت کمتری برای رقابت با دانش‌آموزان مناطق برخوردار داشته باشد.
مسئله اصلی اینجاست که عدالت آموزشی به معنای یکسان رفتار کردن با همه نیست؛ بلکه به معنای فراهم کردن فرصت عادلانه برای همه است. اگر امکانات در نقطه آغاز متفاوت است، سیاست‌گذاری نیز باید به‌گونه‌ای باشد که این فاصله را جبران کند.
راهکار نخست، توجه ویژه و هدفمند به مناطق محروم و دورافتاده است. نمی‌توان انتظار داشت دانش‌آموزی در یک منطقه کم‌برخوردار با همان امکانات دانش‌آموز مدارس برخوردار، به رقابت بپردازد. اختصاص بودجه آموزشی ویژه، تجهیز مدارس، تأمین معلمان متخصص، ایجاد کلاس‌های تقویتی رایگان، دسترسی به مشاوران آموزشی و فراهم کردن زیرساخت‌های هوشمند آموزشی می‌تواند بخشی از این فاصله را کاهش دهد.
در کنار آن، باید رقابت آموزشی واقعی‌تر شود. رقابت زمانی معنا پیدا می‌کند که دانش‌آموزان از فرصت‌های نسبتاً برابر برای نشان دادن توانایی خود برخوردار باشند. ایجاد طرح‌های ملی برای شناسایی استعدادهای مناطق محروم، برگزاری دوره‌های آموزشی ویژه برای دانش‌آموزان مستعد، استفاده از ظرفیت دانشگاه‌ها و معلمان برجسته برای آموزش غیرحضوری و اعزام نیروهای متخصص به مناطق کم‌برخوردار، می‌تواند زمینه ظهور استعدادهایی را فراهم کند که امروز به دلیل محدودیت امکانات دیده نمی‌شوند.
از سوی دیگر، نباید پس از اعلام رتبه‌های برتر، پرونده دانش‌آموزان ممتاز بسته شود. رتبه‌های برتر کنکور سرمایه انسانی کشور هستند و باید برای حفظ و رشد آنان برنامه مشخصی وجود داشته باشد. اگر دانش‌آموزی با تلاش فراوان در یک منطقه محروم به رتبه برتر کشور دست پیدا می‌کند، حمایت از او نباید صرفاً به یک تقدیرنامه یا جایزه محدود شود. ارائه بورس تحصیلی، حمایت از ادامه تحصیل، فراهم کردن فرصت‌های پژوهشی و علمی، حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان و ایجاد مسیر روشن برای اشتغال تخصصی می‌تواند انگیزه ماندن و خدمت کردن به کشور را در این استعدادها افزایش دهد.
این موضوع به‌ویژه درباره دانش‌آموزان مناطق محروم اهمیت بیشتری دارد. اگر استعدادهای برتر این مناطق پس از موفقیت، ناچار شوند برای ادامه تحصیل و پیدا کردن امکانات بهتر به تهران یا حتی خارج از کشور مهاجرت کنند، چرخه محرومیت همچنان ادامه خواهد داشت. دانش‌آموز یک منطقه محروم می‌تواند در آینده خود به یکی از مهم‌ترین نیروهای علمی و تخصصی همان منطقه تبدیل شود؛ به شرط آنکه زمینه بازگشت و خدمت او فراهم شود.
بنابراین لازم است در کنار حمایت از رتبه‌های برتر، برای نخبگان هر استان و منطقه نیز برنامه‌ای بلندمدت طراحی شود؛ به گونه‌ای که امکانات علمی، پژوهشی و شغلی مناسب در استان‌های مختلف ایجاد شود و موفقیت تحصیلی الزاماً به معنای مهاجرت از زادگاه نباشد.
کنکور را نباید فقط به یک روز آزمون و اعلام چند رتبه محدود کرد. آنچه اهمیت دارد، مسیری است که یک دانش‌آموز از مدرسه تا دانشگاه طی می‌کند و اینکه آیا در این مسیر فرصت واقعی برای شکوفایی استعدادهایش داشته است یا نه.
اگر قرار است عدالت آموزشی به یک واقعیت تبدیل شود، باید نگاه سیاست‌گذاران از «توزیع مساوی امکانات» به سمت «جبران نابرابری‌ها» حرکت کند. مناطق محروم به حمایت بیشتری نیاز دارند، نه صرفاً سهمی برابر از بودجه و امکانات. باید استعدادهای پنهان در روستاها، شهرهای کوچک و مناطق دورافتاده را شناسایی کرد، امکانات لازم را در اختیارشان گذاشت و آنان را وارد یک رقابت واقعی و عادلانه کرد.
«هیچ» بودن سهم مناطق کم‌برخوردار از میان رتبه‌های برتر، اگرچه یک عدد در جدول نتایج کنکور است، اما می‌تواند زنگ هشداری برای نظام آموزشی کشور باشد؛ هشداری درباره استعدادهایی که شاید به دلیل کمبود امکانات هرگز فرصت دیده شدن پیدا نمی‌کنند.
عدالت آموزشی زمانی محقق می‌شود که محل تولد و محل زندگی، سرنوشت علمی یک دانش‌آموز را تعیین نکند؛ دانش‌آموزی که در دورترین نقطه کشور زندگی می‌کند، باید همان اندازه که یک دانش‌آموز در پایتخت امکان موفقیت دارد، فرصت رسیدن به قله‌های علمی را داشته باشد. سرمایه‌گذاری بر این دانش‌آموزان نه هزینه، بلکه سرمایه‌گذاری مستقیم بر آینده کشور است.
علی حاج آخوند


نظرات شما