عصر قم - عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، با تشریح ابعاد فکری و سیاسی آیتالله سیدمحمدتقی مدرسی، وی را صاحب یک پروژه فکری منسجم دانست.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، دکتر عبدالوهاب فراتی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در مراسم رونمایی از کتاب «فقیهی از کربلا؛ بازخوانی اندیشه سیاسی آیتاللهالعظمی سید محمدتقی مدرسی»، با اشاره به انگیزه خود برای پژوهش درباره اندیشههای سیاسی و اجتماعی آیتالله سیدمحمدتقی مدرسی اظهار داشت: بهرغم حضور ۲۴ ساله آیتالله مدرسی در تهران، از سال ۱۹۷۹ تا ۲۰۰۳، متأسفانه بسیاری از طلاب حوزههای علمیه و شخصیتهای دانشگاهی ما شناخت دقیقی از اندیشهها و پروژه فکری ایشان نداشتند و معمولاً آیتالله مدرسی تنها در چارچوب سازمان عمل اسلامی شناخته میشد.
دکتر فراتی با اشاره به سابقه پروژههای فکری در میان عالمان شیعه خاطرنشان کرد: در دوره معاصر، در حوزه نجف، شهید سیدمحمدباقر صدر و در ایران حضرت امام خمینی(ره) هرکدام پروژه فکری مشخصی را دنبال میکردند و این خلأ در کربلا احساس میشد که مرحوم آیتالله سیدمحمد شیرازی و پس از ایشان آیتالله سیدمحمدتقی مدرسی این وظیفه را بر عهده گرفتند.
وی ادامه داد: اهمیت بررسی اندیشه آیتالله مدرسی از این جهت است که ایشان همچنان در قید حیات است و ابعاد مختلف پروژه فکری وی در حال گشوده شدن و تکمیل است؛ بنابراین باید تلاش کرد تا اندیشههای او فارغ از حجاب معاصرت مورد توجه و بررسی علمی قرار گیرد.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به مواضع آیتالله مدرسی نسبت به انقلاب اسلامی ایران گفت: آیتالله مدرسی از همان ابتدا از معدود عالمانی بود که در کنار نهضت امام خمینی(ره) ایستاد و همچنان به این نهضت و اندیشههای حضرت امام وفادار است و حتی شباهتهای قابل توجهی میان برخی از دیدگاههای ایشان و امام خمینی(ره) و شهید صدر وجود دارد.
وی بیان کرد: آیتالله مدرسی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ به تهران آمد و برخلاف دایی خود، مرحوم سیدمحمد شیرازی، که به قم رفت، در تهران ماند؛ زیرا معتقد بود مرکز ثقل انقلاب اسلامی در تهران است و باید در کنار ولیفقیه زمان حضور داشته باشد.
دکتر فراتی اضافه کرد: آیتالله مدرسی در مباحث مربوط به پیشنویس قانون اساسی جمهوری اسلامی مشارکت داشت، نخستین رادیوی عربی انقلاب اسلامی را در تهران تأسیس کرد، از مؤسسان سپاه پاسداران بود و همچنین نشریه «الشهید» را برای ترویج اندیشههای انقلاب اسلامی در کشورهای عربی منتشر کرد.
وی گفت: بخش قابل توجهی از ترویج اندیشه انقلاب اسلامی در منطقه، محصول فعالیتها و اندیشههای آیتالله مدرسی بود و به همین دلیل، هنگامی که از ایشان سخن میگوییم، تنها درباره یک فرد یا حتی اندیشه سیاسی یک عالم معاصر سخن نمیگوییم، بلکه با یک جریان فکری مواجه هستیم.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تصریح کرد: کتاب حاضر را میتوان بخشی از تاریخ نانوشته انقلابیون کربلا در دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی، فعالیتهای آنان در کویت و سپس حضورشان در ایران و بازگشت امروز آنان به کربلا دانست؛ بخشی از این تاریخ که متأسفانه در ادبیات فارسی کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
وی افزود: هنوز شناخت دقیقی از فعالیت انقلابیون کربلا در دوره حضورشان در کویت و مواجهه آنان با جریانهای فکری مختلف اهل سنت و شیعه، از جریانهای اخوانی و سلفی گرفته تا جریانهایی مانند حزب الدعوه، وجود ندارد و بررسی این موضوع نشان میدهد که عالمان شیعه در منطقه خلیج فارس چگونه در برابر این جریانها به تولید اندیشه پرداختند.
دکتر فراتی با اشاره به شکلگیری «حرکت الرساله» در منطقه خلیج فارس اظهار داشت: این حرکت که با مرحوم سیدمحمد شیرازی و سپس با رهبری آیتالله سیدمحمدتقی مدرسی در منطقه خلیج فارس آغاز شد، یک جریان عمیق فکری بود که همچنان آثار و تأثیرات آن در منطقه قابل مشاهده است و بسیاری از افرادی که امروز حامی انقلاب اسلامی و ارادتمند آیتالله مدرسی هستند، از شاگردان و تربیتیافتگان این حرکت در کشورهای عربی و اسلامی به شمار میروند.
وی تأکید کرد: آیتالله مدرسی را نمیتوان صرفاً یک فرد دانست، بلکه باید از ایشان به عنوان یک جریان فکری یاد کرد که دارای اندیشه و پروژهای مشخص است. عمق این پروژه فکری به اندازهای است که برخلاف برخی انقلابیون دوره رژیم پهلوی و حزب بعث که بر اساس تکلیف شرعی وارد مبارزه سیاسی شدند، آیتالله مدرسی مبارزه سیاسی را بخشی از پروژه فکری خود میدانست.
دکتر فراتی در ادامه به مبانی پروژه فکری آیتالله مدرسی اشاره کرد و گفت: میتوان این پروژه را در کتاب «السقافه» که در سال ۱۹۷۱ نوشته شده است، دنبال کرد. ایشان در این کتاب معتقد است مسلمانان دچار انحطاط شدهاند و راهحل بحران عقبماندگی مسلمانان، بازگشت به قرآن است.
وی افزود: این رویکرد همچنان در اندیشه آیتالله مدرسی ادامه دارد و بحث «تدبر در قرآن» که از شیوههای تفسیری ایشان در دوره جدید است، امتداد همان پروژه فکری محسوب میشود. به اعتقاد من، این روش میتواند در تفسیر قرآن متناسب با نیازهای زمان مورد توجه قرار گیرد.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به دیدگاههای آیتالله مدرسی درباره ولایت فقیه اظهار داشت: ایشان در سال ۱۳۴۷، یعنی یک سال پیش از آنکه حضرت امام خمینی(ره) در نجف اشرف بحث ولایت فقیه را در قالب جلسات درس خود مطرح کند، به موضوع ولایت فقیه پرداخته و معتقد بود قانون و حاکمیت باید در اختیار فقیه باشد.
وی ادامه داد: بسیاری از انقلابیون کربلا معتقدند طرح ولایت فقیه در آن دوره، از نظر تقدم زمانی، به آیتالله مدرسی تعلق دارد. گرچه حضرت امام خمینی(ره) در آثار فقهی خود پیش از آن نیز به مسئله ولایت فقیه پرداخته بود، اما آیتالله مدرسی این نظریه را به عنوان یک نظریه سیاسی مطرح کرد که میتوانست منشأ تحرکات سیاسی در کشورهای شیعی باشد.
دکتر فراتی با اشاره به تحول دیدگاه آیتالله مدرسی در سالهای بعد گفت: ایشان حدود ۳۲ سال بعد، کتاب «فقه الدستور؛ احکام الدوله الاسلامیه» را نوشت که مربوط به سال ۱۳۷۹ و پیش از سقوط صدام است. در این اثر، اندیشه ایشان تا حدودی متحول شده و از دولت متمرکز و مطلقه فقیه فاصله گرفته و از یک جمهوری ریاستی دفاع میکند؛ با این تفاوت که معتقد است رئیسجمهور باید توسط مردم انتخاب شود.
وی افزود: آیتالله مدرسی در سال ۲۰۰۸ کتاب «الحکم الاسلامی فی مدرسه الامام علی(ع)» را منتشر کرد که تقریباً همزمان با مباحث مربوط به تدوین قانون اساسی عراق بود. ایشان در این کتاب طرح مشخصی برای ساختار دولت ارائه نمیکند، اما بر این نکته تأکید دارد که معیارهای حکومت اسلامی در عراق باید بر اساس عهدنامه مالک اشتر مورد توجه قرار گیرد.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی آخرین اثر مهم آیتالله مدرسی در این زمینه را «فقه الولایه» عنوان کرد و گفت: ایشان همچنین در یکی از آثار اخیر خود با عنوان «فی عراق المؤمن؛ علی الحسین متاع و کیف حق الحضاره الاسلامیه» مجموعهای از دیدگاههای پیشین خود را گردآوری کرده است.
وی ادامه داد: در این اثر، مباحث ولایت فقیه آیتالله مدرسی از نظر فقهی مستدل شده است، اما این بار با توجه به شرایط جدید عراق که زمینهای برای تشکیل دولت فقیه وجود نداشت، ایشان از طرح دولت فقیه سخن نمیگوید و تا حدودی به نظریه آیتالله سیستانی نزدیک میشود و نظام مرجعیت دینی را مطرح میکند.
دکتر فراتی خاطرنشان کرد: بر اساس این دیدگاه، مرجعیت باید حصن و حصار جامعه اسلامی باشد و با نظارت و حمایت، مانع از آن شود که جامعه به سمت هرجومرج و فساد حرکت کند.
وی در پایان تأکید کرد: آیتالله مدرسی فقیهی به تمام معنا و یک فقیه سیاسی است و در اندیشه او، حضور فقیه در زندگی سیاسی همواره جایگاه اساسی دارد. از نگاه وی، چه در ساختاری مانند جمهوری اسلامی ایران و چه در ساختار سیاسی عراق، نمیتوان حکومتی را بدون حضور فقیه در بخشی از ساختار قدرت یا نظام اجتماعی تصور کرد؛ زیرا حذف کامل حضور یا نظارت فقیه بر قدرت، با مبانی نظریه امامت شیعه فاصله خواهد داشت.