عصر قم - پژوهشگر و فعال حوزه زن و خانواده با تشریح رویکردهای مختلف نظری به مسئله جنسیت گفت: در نگاه اسلامی، جنسیت نه به معنای ذاتگرایی مطلق پذیرفته میشود و نه میتوان آن را صرفاً برساخت اجتماعی دانست؛ بلکه باید آن را در نسبت با تکوین، فطرت، تربیت و ساختارهای اجتماعی مورد بررسی قرار داد.
به گزارش خبرنگار گروه جمعیت و تعالی خانواده خبرگزاری رسا، عفت عربزاده، پژوهشگر و فعال حوزه زن و خانواده، با اشاره به برخی نظریههای مطرح در حوزه جنسیت اظهار داشت: در ادامه نظریههای برساختگرایانه، دو موضوع «زوال شخصیت» و «نظریه اجتماعیشدن» نیز قابل توجه است .
وی افزود: در نظریه زوال شخصیت، ساختارهای اجتماعی میتوانند در شکلگیری شخصیت افراد تأثیرگذار باشند؛ به این معنا که اگر خودپنداره فرد از خویشتن، بهویژه در موضوع جنسیت، با ساختارهای اجتماعی در تعارض قرار گیرد، ممکن است فرد دچار نوعی زوال شخصیت شود .
عربزاده با بیان اینکه این مسئله صرفاً یک بحث نظری نیست، تصریح کرد: اگر چنین نگاهی پذیرفته شود، جامعه و سیاستگذاری باید به این مسئله توجه کند و نظام آموزشی، خانواده، اقتصاد، سیاست و سایر نهادهای اجتماعی، تأثیر ساختارها بر هویت و شخصیت افراد را در نظر بگیرند .
وی ادامه داد: در «نظریه اجتماعیشدن» نیز بر نقش نمادها، زبان، آموزش و فرایند جامعهپذیری در شکلگیری هویت تأکید میشود و در حوزه جنسیت، این نظریه تلاش دارد توضیح دهد که هویت جنسیتی چگونه در فرایند تعامل فرد با جامعه شکل میگیرد .
این پژوهشگر حوزه زن و خانواده با اشاره به شکلگیری پارادایم تعاملی در مطالعات جدید جنسیت گفت: در این پارادایم، نه جبر زیستی به معنای ذاتگرایی مطلق پذیرفته میشود و نه برساخت اجتماعی بودن جنسیت به صورت مطلق .
وی افزود: در این دیدگاه، تعامل مستمر و پویای زیستشناسی و فرهنگ مورد توجه قرار میگیرد و نظریه «سامانههای پویا» نیز بر همین اساس شکل گرفته است؛ یعنی نمیتوان تأثیر عوامل زیستی بر جنسیت را به طور کامل انکار کرد و در عین حال نمیتوان تأثیر اجتماع و فرهنگ را نیز نادیده گرفت .
عربزاده با اشاره به نظریه زیستی ـ اجتماعی اظهار داشت: در این نظریه، تربیت عامل مؤثری در شکلگیری جنسیت تلقی میشود، اما نه به این معنا که تربیت همه چیز است؛ بلکه تربیت میتواند برخی ویژگیهای جنسیتی را تقویت یا تضعیف کند .
وی پارادایم دیالکتیک را نیز مبتنی بر تعامل مستمر طبیعت و تربیت دانست و گفت: در این دیدگاه، هویت جنسیتی در یک فرایند پویا شکل میگیرد و همواره در معرض تعامل میان عوامل مختلف قرار دارد .
باتلر و اوج سیالیت در نظریههای جنسیت
عربزاده در ادامه با اشاره به نظریههای مطرح درباره سیالیت جنسیت گفت: اگر نظریههای فمینیستی و نظریههای جنسیت را از منظر میزان سیالیت جنسیت مقایسه کنیم، نظریههای اولیه که جنسیت را در پیوند با نقشهای اجتماعی و فرهنگی مطرح کردند، زمینه را برای دیدگاههای بعدی فراهم کردند .
وی افزود: در نظریههای مبتنی بر طرحوارههای شناختی نیز تأکید میشود که آنچه در شکلگیری هویت جنسیتی اهمیت دارد، صرفاً بدن نیست، بلکه طرحوارههای شناختی و ذهنیای است که جامعه در اختیار فرد قرار میدهد .
این پژوهشگر ادامه داد: نظریه آندروژنی نیز بر این باور است که افراد میتوانند مجموعهای از ویژگیهایی را که در عرف، زنانه یا مردانه تلقی میشوند، در خود داشته باشند و اینکه کدام ویژگیها برجستهتر شوند، میتواند تحت تأثیر تربیت و محیط قرار گیرد .
عربزاده با اشاره به نظریه جودیت باتلر خاطرنشان کرد: در نظریه باتلر، سیالیت جنسیت به اوج خود میرسد؛ زیرا جنسیت نه به عنوان یک امر ذاتمند، بلکه به عنوان برساختی اجتماعی که از تکرار اعمال و گفتمانها شکل میگیرد، تبیین میشود .
وی در بخش دیگری از سخنان خود با طرح نقد اسلامی به نظریههای جنسیت اظهار داشت: ابتداییترین نقد ما از منظر اسلامی این است که آیا جامعهای که اسلام برای رشد انسان در نظر گرفته است، اساساً به این تفکیک میان «جنس» و «جنسیت» نیاز دارد یا خیر .
عربزاده افزود: این سؤال را نمیتوان بدیهی گرفت و از کنار آن عبور کرد؛ چراکه جامعه بشری در حال تغییر است و ما نیز به واسطه تعاملات بینالمللی، پیماننامهها، رسانهها و تحولات اجتماعی، با این مباحث مواجه هستیم .
وی با اشاره به برخی شبهات مطرح درباره جایگاه زن در اسلام گفت: بخشی از شبهاتی که امروز مطرح میشود، ناشی از ناآگاهی مخاطب است و حتی مشاهده میکنیم که برخی نوجوانان با این پرسشها مواجه هستند که آیا زن در اسلام موجودی ضعیفتر تلقی شده یا آیا دین اسلام به مسئله جنسیت توجه کافی داشته است .
این پژوهشگر حوزه زن و خانواده تصریح کرد: نقد اساسی این است که باید بررسی کنیم تفکیک جنس و جنسیت چه دستاوردی برای جامعه بشری داشته و آیا مسیری که در غرب برای ارتقای جایگاه زنان طی شده، همان مسیری است که اسلام برای رشد انسان و جامعه در نظر گرفته است یا خیر .
جایگاه زن در قرآن، حدیث و سیره اسلامی
عربزاده با اشاره به منابع اسلامی اظهار داشت: اگر با رویکرد قرآنی به موضوع نگاه کنیم، آیات متعددی وجود دارد که به زن و مرد و تفاوتهای آنان اشاره میکند. قرآن درباره زوجیت، روابط زن و مرد و برخی ویژگیها و مسئولیتهای آنان سخن گفته است .
وی افزود: بنابراین، از منظر قرآن، تکلیف اسلام با مسئله زن و مرد روشن است و نمیتوان گفت اساساً جنس و تفاوتهای میان زن و مرد در منظومه معرفتی اسلام مطرح نشده است .
عربزاده با اشاره به روایات و سیره نیز گفت: در منابع حدیثی و سیره اسلامی نیز تفاوت میان زن و مرد مورد توجه قرار گرفته است، اما این تفاوت به معنای محدود کردن شخصیت انسانی زن نیست. در سیره اسلامی، مسئله آگاهی، موقعیت اجتماعی، ثروت، شخصیت و انسانیت زنان مورد توجه قرار گرفته است .
وی حضرت زهرا(س) را نمونهای از جمع میان ابعاد مختلف شخصیت زن دانست و اظهار داشت: حضرت زهرا(س) هم شخصیت فردی و عبادی داشتند، هم نقش مادری و خانوادگی خود را ایفا کردند و هم در عرصه اجتماعی و علمی حضور داشتند .
این پژوهشگر ادامه داد: حتی در ماجرای تقسیم کار میان حضرت زهرا(س) و امام علی(ع)، میتوان مشاهده کرد که این تفکیک نقشها به معنای نفی توانایی زنان در حضورهای دیگر اجتماعی نیست؛ چنانکه شواهد تاریخی نشان میدهد زنان در صدر اسلام در عرصههایی مانند آرایشگری، عطرفروشی، پرستاری و فعالیتهای اجتماعی حضور داشتند .
حضرت زینب(س)؛ نمونهای از حضور زن در عرصه هدایت اجتماعی
عربزاده با اشاره به جایگاه حضرت زینب(س) گفت: حضرت زینب(س) نمونه دیگری از جایگاه زن در منظومه اسلامی است؛ بانویی که در غیاب امام خود، نقش مهمی در حفظ و تداوم پیام نهضت عاشورا ایفا کرد و مسئولیت سنگینی را در عرصه هدایت اجتماعی بر عهده گرفت .
وی همچنین با اشاره به حضرت معصومه(س) اظهار داشت: در همین ایام که متناسب با ورود حضرت معصومه(س) به قم است، باید به جایگاه علمی و معنوی ایشان توجه کنیم؛ بانویی که با وجود مجرد بودن، کاروانی را به حرکت درآورد و به قم آمد و جایگاه علمی و معنوی ویژهای داشت .
عربزاده تأکید کرد: نمونههای متعددی از زنان عالم، عارف و اثرگذار در تاریخ اسلام وجود دارد و حتی در میان مادران ائمه(ع) نیز زنانی حضور داشتهاند که مسئولیتهای مهمی همچون وکالت امام را بر عهده داشتهاند .
وی در ادامه با اشاره به مباحث فلسفی درباره زن و مرد گفت: اگر بخواهیم از نقل فراتر برویم و مسئله را از منظر عقل و فلسفه بررسی کنیم، دیدگاههای مختلفی وجود دارد و حکمت متعالیه میتواند افق مهمی برای فهم این مسئله ارائه دهد .
عربزاده افزود: در حکمت متعالیه، بحث «ذکورت» و «انوثت» در یک سیر متعالی مطرح میشود، اما عقلانیت به عنوان یکی از مراتب اصلی نفس انسانی، وابسته به زن یا مرد بودن بدن نیست .
وی با اشاره به دیدگاه ملاصدرا درباره نفس اظهار داشت: در نگاه ملاصدرا، نفس انسان «جسمانیهالحدوث و روحانیهالبقاء» است؛ یعنی نفس در پیوند با بدن و در جریان تکوین انسان شکل میگیرد و از بدن جدا و نازلشده بر آن نیست .
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: بنابراین، تفاوت میان بدن زنانه و مردانه میتواند در نحوه ظهور و بروز نفس در عالم طبیعت اثرگذار باشد، اما این به معنای متفاوت بودن اصل عقل در زن و مرد نیست .
وی افزود: اینکه گفته شود عقل زن به صرف زن بودن از عقل مرد پایینتر است و نمیتواند مراتب بالای علم و معرفت را درک کند، دیدگاهی نادرست است. عقل همان عقل است، اما تفاوتهای تکوینی میتواند موجب تفاوت در نحوه بروز و ظهور آن در عالم طبیعت شود .
عربزاده با اشاره به یافتههای علوم مختلف گفت: روانشناسی، علوم زیستی و علوم اجتماعی هرکدام از زاویه خود به تفاوتهای زن و مرد پرداختهاند؛ برای مثال، برخی تفاوتها در عاطفه، هنر یا برخی تواناییها مطرح شده است، اما وجود این تفاوتها به معنای تفاوت در ارزش انسانی یا ظرفیت عقلانی نیست .
وی با بیان اینکه تفاوتهای زن و مرد را نباید مطلق و ذاتمند تلقی کرد، اظهار داشت: در نگاه اسلامی، زنانگی و مردانگی به معنای ویژگیهای کاملاً ثابت و غیرقابل تغییر نیست؛ بلکه برای تبیین این مسئله باید مباحث فلسفی را به حوزه اجتماعی امتداد داد .
عربزاده گفت: علامه طباطبایی و پس از ایشان علامه جوادی آملی از جمله اندیشمندانی هستند که تلاش کردهاند مباحث فلسفی را به حوزه مسائل اجتماعی امتداد دهند و در این زمینه، بحث «اعتباریات» اهمیت ویژهای پیدا میکند .
وی افزود: این پرسش مطرح میشود که آیا جنسیت یک امر اعتباری است یا خیر. اگر جنسیت صرفاً اعتبار اجتماعی تلقی شود، این خطر وجود دارد که هیچ حد و چارچوبی برای آن باقی نماند و به سیالیت و نسبیگرایی منجر شود .
این پژوهشگر حوزه زن و خانواده تصریح کرد: علامه طباطبایی با طرح بحث اعتباریات اجتماعی، برای جلوگیری از گرفتار شدن در نسبیگرایی، بر ضرورت بازگشت اعتبارات به یک حقیقت واحد تأکید میکند .
وی فطرت را یکی از مهمترین شاخصهای این حقیقت واحد دانست و گفت: اگر یک مقوله اعتباری، هیچ ریشهای در تکوین و حقیقت واحد نداشته باشد، میتواند انسان را به خطا ببرد. از این رو، در مواجهه با مسئله جنسیت نیز باید میان اعتبار اجتماعی و حقیقت تکوینی و فطری نسبت برقرار کرد .
حکمرانی اسلامی؛ فراتر از کارکرد جمعیتی جنسیت
عربزاده در پایان با اشاره به ارتباط این مباحث با حکمرانی و جمعیت اظهار داشت: اگر چشمانداز ما تمدن اسلامی باشد، مسئله جنسیت را نمیتوان صرفاً از منظر افزایش جمعیت، زادآوری یا تأمین نیروی انسانی مورد بررسی قرار داد .
وی افزود: مسئله اصلی، ساخت جامعهای است که انسانها در آن با رضایت و آگاهی، حاکمیت دین را بپذیرند و خود به عاملی برای تحقق آن تبدیل شوند؛ بنابراین، سایر ساختارها و سیاستها نیز باید ذیل این هدف شکل بگیرند .
این پژوهشگر و فعال حوزه زن و خانواده خاطرنشان کرد: اگر قرار است حکمرانی اسلامی تحقق پیدا کند، باید در ساختارهای اجتماعی، آموزشی، علمی، رسانهای و فرهنگی، نسبت خود را با مبانی تمدن غرب و مبانی تمدن اسلامی به صورت جدی مورد بازاندیشی قرار دهیم .
وی تأکید کرد: هدف، صرفاً تغییر چند سیاست جمعیتی نیست، بلکه مسئله اصلی ساخت جامعهای انسانی و آرمانی بر اساس منظومه معرفتی اسلام است؛ جامعهای که در آن زن و مرد، ضمن برخورداری از تفاوتهای تکوینی و نقشهای اجتماعی، هر دو در مسیر کمال انسانی و تحقق جامعه اسلامی قرار گیرند .