عصر قم - ورزش 3/حرفهای امروز علی تاجرنیا یک نکته مهم را روشنتر از قبل کرد؛ سهراب بختیاریزاده برای اصرار بر تصمیمش درباره صالح حردانی، ممکن است خیلی زود مقابل باشگاه قرار بگیرد. هنوز چند روز بیشتر از یکی از متفاوتترین دربیهای استقلال و پرسپولیس نگذشته بود؛ مسابقهای که برخلاف بسیاری از بازیهای سالهای ا
ورزش 3 /حرفهای امروز علی تاجرنیا یک نکته مهم را روشنتر از قبل کرد؛ سهراب بختیاریزاده برای اصرار بر تصمیمش درباره صالح حردانی، ممکن است خیلی زود مقابل باشگاه قرار بگیرد.
هنوز چند روز بیشتر از یکی از متفاوتترین دربیهای استقلال و پرسپولیس نگذشته بود؛ مسابقهای که برخلاف بسیاری از بازیهای سالهای اخیر، از سوی کارشناسان و اهالی فوتبال به خاطر کیفیت فنیاش مورد توجه قرار گرفت و حتی نگاه متفاوت دو سرمربی ایرانی روی نیمکت دو تیم، تحسینهایی را به دنبال داشت. در چنین فضایی، یک استوری از سوی سهراب بختیاریزاده همه معادلات را تغییر داد.
سرمربی استقلال که پیش از این هم در همان هفتههای ابتدایی فصل نشان داده بود برای حفظ نظم تیمی حاضر نیست از اصولش کوتاه بیاید، این بار مقابل صالح حردانی ایستاد. او پیش از این، به دلیل اتفاقی که در جریان تعویض کوشکی در بازی با نساجی رخ داده بود، این بازیکن را در دیدار مهم مقابل سپاهان روی نیمکت نشاند. حالا نوبت به کاپیتان استقلال و یکی از بهترین بازیکنان این تیم در شروع فصل رسیده بود.
صالح حردانی نهتنها همراه استقلال به اراک نرفت، بلکه بختیاریزاده در نشست خبری با صراحتی کمسابقه اعلام کرد تا زمانی که خودش سرمربی استقلال است، حردانی جایی در ترکیب این تیم نخواهد داشت.
این تصمیم، نتیجه یک اتفاق منفرد نبود. سرمربی استقلال در یک ماه گذشته بارها درباره مسائل انضباطی و رفتاری به حردانی تذکر داده بود و ظاهراً اتفاق اخیر همان نقطهای بود که کاسه صبر او را لبریز کرد.
نکته مهمتر این است که سهراب در شرایطی چنین تصمیمی گرفت که استقلال از نظر فنی یکی از بهترین شروعهای سالهای اخیرش را تجربه کرده است. تیمی که با بسته بودن پنجره نقلوانتقالات، در سمت راست خود دو بازیکن شناختهشده به نامهای رامین رضاییان و صالح حردانی داشت و همین مسئله باعث شده بود بسیاری تصور کنند سهراب در این منطقه با یک دست پر و کمرقیب کارش را دنبال خواهد کرد. هر دو بازیکن تنها چند ماه قبل در جام جهانی حضور داشتند، اما حالا هر دو به دلایل متفاوت از ترکیب اصلی فاصله گرفتهاند.

در بازی با آلومینیوم، سامان تورانیان در سمت راست خط دفاعی قرار گرفت و اتفاقاً نمایش قابل قبولی داشت. او توانست جناح چپ آلومینیوم را که در بازیهای گذشته یکی از نقاط قوت تیم پیروز قربانی بود، کنترل کند تا استقلال دستکم از اراک بدون امتیاز به تهران برنگردد.
اما مسئله اصلی، تورانیان یا حتی صالح حردانی نیست. بحث بر سر این است که آیا سرمربی حق دارد برای حفظ چارچوبی که به آن اعتقاد دارد، حتی از بازیکنی با جایگاه حردانی عبور کند یا نه.
از نگاه بخشی از جامعه هواداری، تصمیم سهراب میتواند استقلال خوب این روزها را وارد یک حاشیه غیرضروری کند. این نگرانی زمانی جدیتر میشود که در روزهای اخیر از سوی برخی پیشکسوتان، پیشنهادهای مختلفی برای حل این موضوع مطرح شده و حتی از سهراب خواسته شده خویشتنداری بیشتری به خرج بدهد.
همه این حرفها البته از علاقه به استقلال میآید. اما یک پرسش اساسی وجود دارد: چه کسی بیش از همه باید نگران آینده استقلال و اعتبار خودش باشد؟ سهراب بختیاریزاده که پس از سالها حضور در این باشگاه و در روزهایی که پنجره استقلال بسته بود، با علاقه و اصرار دوباره به این تیم برگشت و حالا در شش هفته نخست، تیمی ساخته که مقابل چند رقیب جدی و مدعی جدول فوتبال قابل قبولی ارائه کرده است، یا میلیونها هواداری که طبیعی است از بیرون ماجرا و بدون اطلاع از جزئیات داخل رختکن درباره تصمیم سرمربی قضاوت کنند؟
مسئله سادهتر از این حرفهاست. رفتار یک بازیکن، آن هم کاپیتان تیم، در برابر کادر فنی چگونه باید مدیریت شود؟ اتفاقی که در جریان به دست آمدن یک ضربه کاشته پشت محوطه جریمه رخ داد، با دست پرتاب کردن و ادبیاتی که مقابل کادر فنی به کار رفت، توسط میلیونها بیننده تلویزیونی دیده شد. سهراب پیش از آن صحنه، تلاش کرده بود مسئله را درون باشگاه و با خود حردانی حل کند. این دو حتی همشهری هستند و طبیعتاً رابطه میان آنها میتوانست مسیر دیگری داشته باشد. اما ظاهراً تذکرهای قبلی نتیجهای نداده و در نهایت تصمیمی گرفته شده که حالا به یکی از بحثهای اصلی استقلال تبدیل شده است.

نکتهای که نباید فراموش کرد، جایگاه حردانی به عنوان کاپیتان است. بازوبند فقط یک تکه پارچه روی بازوی بازیکن نیست. کاپیتان نماینده مجموعهای است که میلیونها هوادار آن را دنبال میکنند و نخستین کسی است که باید چارچوبهای رفتاری تیم را رعایت کند. اگر قرار باشد این جایگاه در لحظه عصبانیت یا اعتراض نادیده گرفته شود، اساساً فلسفه انتخاب کاپیتان زیر سؤال میرود.
استقلال تا پایان تعطیلات فیفادی تنها دو مسابقه دیگر دارد؛ ابتدا برابر پیکان در لیگ برتر و سپس مقابل السد در لیگ نخبگان آسیا. شاید بهتر باشد پیش از آنکه برای تصمیم سرمربی نسخههای مختلف پیچیده شود، به او فرصت داده شود تا مسئولیت انتخابش را بر عهده بگیرد. سهراب اختیار استفاده از حردانی را دارد و طبیعتاً اختیار کنار گذاشتن او را هم دارد.
بخش عجیب ماجرا اما از همینجا آغاز میشود.
سهراب همان مربیای است که دو فصل قبل کوشکی را احیا کرد و زمانی که احساس کرد بازیکنش به او بیاحترامی کرده، بدون توجه به جایگاه افراد مقابلش ایستاد؛ چه هوادار، چه پیشکسوت و چه رسانه. استقلال امروز بخشی از نتیجه همان تصمیمها را در اختیار دارد. اما حالا، در ماجرای حردانی، به نظر میرسد باشگاه در حال حرکت در جهت معکوس است.
از صحبتهای امروز علی تاجرنیا، بهخصوص استفاده از تعبیر «لازمالاجرا» درباره رأی نهایی کمیته انضباطی، این برداشت شکل میگیرد که ممکن است رأی این کمیته به ابزاری برای تحت فشار گذاشتن سرمربی استقلال تبدیل شود؛ بهخصوص اگر قرار باشد نتیجه بررسی کمیته، عملاً راه بازگشت حردانی به تیم را هموار کند.

البته یک نکته روشن است. کمیته انضباطی باشگاه استقلال نمیتواند سرمربی را مجبور به استفاده از یک بازیکن کند. اختیار فنی همچنان با سرمربی است. اما اگر رأی انضباطی باشگاه به شکلی صادر شود که عملاً حردانی را به جمع بازیکنان بازگرداند، فشار روی بختیاریزاده برای تغییر تصمیمش افزایش خواهد یافت.
و این همان جایی است که ماجرا از یک اختلاف میان مربی و بازیکن فراتر میرود.
باشگاهی موفق میشود که در آن هیچ بازیکن، مربی، مدیر یا حتی ستارهای بزرگتر از لوگوی باشگاه نباشد. سهراب ظاهراً تصمیمش را بر همین اساس گرفته است. حالا باید دید دیگران هم همین قاعده را میپذیرند یا نه.
چون از صحبتهای تاجرنیا، برداشت دیگری هم میتوان داشت. او درباره این تصمیم گفته است: «با توجه به اینکه آقای بختیاریزاده در این تصمیمها بحث منیت ندارد، طبیعتاً با تعامل از این مسئله خارج خواهیم شد.»
این جمله شاید بیش از هر چیز نشان دهد که باشگاه هنوز به دنبال راهی برای تغییر شرایط است. اما اگر قرار باشد تعامل به معنای بازگرداندن بازیکنی باشد که سرمربی صراحتاً اعلام کرده تا زمان حضورش روی نیمکت استقلال به او بازی نخواهد داد، آن وقت مسئله دیگر فقط صالح حردانی نیست. مسئله، حدود اختیار سرمربی در استقلال است.