عصر قم - پژوهشگر و فعال حوزه زن و خانواده با بیان اینکه تفکیک جنس و جنسیت در غرب خاستگاه فمینیستی داشته است، گفت: این تفکیک صرفاً با هدف انجام یک پروژه علمی صورت نگرفت، بلکه تلاشی برای ایجاد زمینه جهت تحقق برخی اهداف فکری و اجتماعی بود.
به گزارش خبرنگار گروه جمعیت و تعالی خانواده خبرگزاری رسا، عفت عربزاده، پژوهشگر و فعال حوزه زن و خانواده، در نشست «صورتبندی نظریههای جنسیتی غرب و بررسی دیدگاه اسلام» اظهار داشت: برای ورود به بحث جنسیت، صرفاً شناخت و دستهبندی نظریهها کافی نیست، بلکه باید از قالب مباحث نظری و جدلهای پیرامونی عبور کرده و به کارکرد این نظریات در مباحث بشری توجه کنیم .
وی با اشاره به پیشینه طرح مباحث جنس و جنسیت در غرب افزود: بحث جنسیت اگر از منظر تاریخی بررسی شود، به حدود یک قرن پیش بازمیگردد و خاستگاه این نظریه، جریانهای فمینیستی بودهاند. باید بررسی کرد که چرا اساساً نیاز به تفکیک جنس و جنسیت احساس شد و این تفکیک چه دستاوردی برای جامعه، زنان و جامعه انسانی به همراه داشت .
عربزاده ادامه داد: در دورهای که فمینیستهای لیبرال، یعنی موج اول فمینیسم، به دنبال تحقق برخی خواستههای خود بودند، بخش قابل توجهی از مطالبات اجتماعی و قانونی از جمله حق رأی زنان پیگیری شد؛ اما در ادامه، این جریان به این نتیجه رسید که صرف تغییر قانون و تحولات اجتماعی برای حل برخی مسائل مورد نظر آنان کافی نیست .
وی بیان کرد: در این مرحله، توجه فمینیستها به خود «موجود زن» معطوف شد و این پرسش مطرح شد که آیا باید به جای تمرکز صرف بر عوامل بیرونی، خود زن و ویژگیهای منتسب به او نیز مورد بررسی قرار گیرد .
این پژوهشگر حوزه زن و خانواده با اشاره به شکلگیری تفکیک میان جنس و جنسیت گفت: در این رویکرد، «جنس» به ساختار تکوینی و فیزیولوژیک انسان ارتباط پیدا کرد و «جنسیت» به اموری مانند زنانگی و مردانگی و آنچه فراتر از ویژگیهای فیزیولوژیک تلقی میشد، اطلاق شد .
عربزاده تصریح کرد: کسانی که این تفکیک را مطرح کردند، صرفاً به دنبال یک پروژه علمی نبودند، بلکه میخواستند از این تفکیک به عنوان پلی برای رسیدن به اهداف دیگر استفاده کنند .
وی با اشاره به تحولات بعدی نظریه جنسیت اظهار داشت: این مسیر ادامه پیدا کرد تا جایی که جنسیت به صورت کامل به عنوان یک امر برساخته مطرح شد و بر اساس این نگاه، زنانگی و مردانگی خارج از جامعه و فرهنگ، واقعیت مستقلی ندارند .
این پژوهشگر افزود: جالب اینجاست که حتی برخی از اعترافات و بازنگریهای بعدی نیز برآمده از تجربههایی بود که در این مسیر به دست آمد؛ بنابراین بحث جنسیت برای غرب صرفاً یک نظریه نیست، بلکه در دورههای مختلف کارکردها و نیازهای خاص خود را داشته است .
عربزاده در ادامه به تفاوت ادبیات اسلامی با ادبیات جدید جنسیت اشاره کرد و گفت: ما در ادبیات اسلامی، قرآنی، حدیثی، سیره و حتی ادبیات فلسفی خود، اصطلاح «جنسیت» را به معنایی که امروز در ادبیات غرب مطرح میشود، نداریم؛ آنچه وجود دارد مفاهیمی مانند مذکر و مؤنث، زوجیت و زن و مرد است .
وی افزود: نبود این تفکیک در ادبیات اسلامی به معنای آن نیست که اسلام نسبت به این مسائل توجه نداشته است؛ بلکه به این دلیل است که اساساً نیازی به این تفکیک وجود نداشته است .
این پژوهشگر حوزه زن و خانواده تأکید کرد: وقتی منابع دینی و اسلامی را بررسی میکنیم، میبینیم پاسخ بسیاری از رویکردها و مسائلی که امروز در قالب نظریههای جنسیت در غرب مطرح میشوند، در منابع اسلامی مورد توجه قرار گرفته است .
جامعیت نگاه اسلام به مسئله زن و مرد
عربزاده خاطرنشان کرد: اگر ادبیات خاص جنسیت در منابع اسلامی وجود ندارد، این مسئله را نباید ناشی از نقص مفاهیم دینی دانست، بلکه میتوان آن را ناشی از جامع بودن نگاه دینی دانست؛ نگاهی که میتواند پاسخگوی بسیاری از مباحثی باشد که امروزه در غرب تحت عنوان نظریههای جنسیت مطرح میشوند .
وی گفت: دستهبندی نظریههایی که در این بحث ارائه میشود، حاصل بررسی و تجمیع بیش از ۴۰ مقاله است که هرکدام از منظر خاصی مسئله جنسیت را مورد بررسی قرار دادهاند .
این پژوهشگر و فعال حوزه زن و خانواده در ادامه به سه پارادایم کلی در تبیین جنسیت اشاره کرد و گفت: میتوان نظریههای مربوط به جنسیت و هویت جنسیتی را به طور کلی ذیل سه پارادایم «ذاتگرایی»، «برساختگرایی» و «رویکرد تعاملی» دستهبندی کرد .
عربزاده درباره پارادایم ذاتگرایی اظهار داشت: در این نگاه، زنانگی و مردانگی اموری ذاتی تلقی میشوند. در گذشته تصور اینکه فردی زن به دنیا بیاید اما خود را زن نداند یا مردی خود را زن احساس کند، اساساً مطرح نبود؛ زیرا زن، زن به دنیا میآمد و زن نیز زندگی میکرد و مرد نیز به همین ترتیب .
وی ادامه داد: در این نگاه، ویژگیهای جسمانی و جنس بیولوژیک فرد مبنای تعریف قرار میگرفت. اما در شرایطی که زن بودن در برخی دیدگاههای فلسفی و اجتماعی غرب با محدودیتها و محرومیتهایی همراه شده بود، همین «زن بودن» به عنوان مانعی برای حضور زنان در برخی عرصهها تلقی شد .
عربزاده افزود: در برخی از دیدگاههای فلسفی غرب، زن از نظر عقلانی و انسانی با مرد برابر دانسته نمیشد و همین نگاه، زمینهای برای اعتراض و شکلگیری تحولات بعدی فراهم کرد .
برساختگرایی؛ جنسیت محصول اجتماع و فرهنگ
وی با اشاره به پارادایم دوم یعنی برساختگرایی گفت: در این رویکرد، جنسیت محصول اجتماع، فرهنگ و زبان تلقی میشود و بر نقشهایی تأکید میشود که جامعه برای فرد تعریف میکند و از او انتظار دارد .
این پژوهشگر تصریح کرد: برساختگرایی نیز یک طیف است و همه نظریهپردازان آن الزاماً به یک میزان، جنسیت را برساخته اجتماعی میدانند. برخی از این دیدگاهها به روانشناسی، برخی به علوم اجتماعی، برخی به زیستشناسی و برخی به دیگر حوزهها ارتباط پیدا میکنند .
عربزاده درباره نظریه جودیت باتلر اظهار داشت: یکی از چهرههای مهم در این زمینه، جودیت باتلر است که نظریه او تحت عنوان «اجراگری اجتماعی» شناخته میشود .
وی افزود: در نظریه باتلر، جنسیت یک ویژگی ثابت نیست، بلکه هویتی ناپایدار است که از طریق تکرار رفتارها و نمودهایی که فرد از خود نشان میدهد، شکل میگیرد .
این پژوهشگر ادامه داد: بر اساس این دیدگاه، تکرار مداوم هنجارها و گفتارها میتواند تصور یک هویت ثابت را ایجاد کند و همین نگاه، زمینهساز برخی نظریههای بعدی درباره سیالیت جنسیت و نفی دوگانگی جنسیتی شده است .
نقش طرحوارههای فرهنگی در شکلگیری هویت جنسیتی عربزاده در ادامه به نظریههای شناختی ـ اجتماعی اشاره کرد و گفت: در این نظریهها، هویت جنسیتی ناشی از پردازش اطلاعات بر اساس طرحوارههای فرهنگی دانسته میشود؛ یعنی فرد در یک نظام شناختی و فرهنگی، اطلاعات مربوط به زنانگی و مردانگی را دریافت و بر اساس آن، تصویری از خود شکل میدهد .
وی افزود: بر اساس این نگاه، اگر جامعه و نهادهای اجتماعی به گونهای سازماندهی شوند که تعریف مشخصی از زنانگی و مردانگی ارائه نشود، ممکن است خروجی اجتماعی نیز افرادی باشند که خود را با جنسیت ثابتی تعریف نکنند .
تأثیر روانپویشی و دوران کودکی بر هویت جنسیتی
این پژوهشگر حوزه زن و خانواده همچنین به جریانهای روانپویشی اشاره کرد و گفت: جریانهای روانپویشی بسیاری از مسائل را به دوران کودکی، ضمیر ناخودآگاه و خودپنداره مرتبط میکنند و در برخی از این دیدگاهها، رابطه کودک با والدین، بهویژه مادر، در شکلگیری درک فرد از جنسیت مورد توجه قرار میگیرد .
عربزاده با اشاره به برخی رفتارهای اجتماعی معاصر افزود: در فضای اجتماعی امروز نیز نمونههایی دیده میشود که والدین تلاش میکنند در تربیت فرزندان، نقشهای جنسیتی سنتی را به چالش بکشند. انتخاب لباس، اسباببازی، کلاسهای آموزشی و حتی نوع تفریح کودکان، در برخی موارد تحت تأثیر این نگاه قرار میگیرد .
وی تأکید کرد: تغییراتی که گاهی در جامعه، مراکز آموزشی یا رفتار برخی خانوادهها مشاهده میشود، لزوماً صرفاً یک رفتار ضد دین یا ضد حاکمیتی نیست؛ این رفتارها میتواند ریشه در نظریهها و جریانهای فکری مشخصی داشته باشد و لازم است ریشههای نظری آنها شناخته شود .
رویکرد تعاملی؛ تعامل طبیعت و تربیت
عربزاده در پایان به رویکرد تعاملی پرداخت و گفت: رویکرد تعاملی تلاش میکند میان طبیعت و تربیت، یا به تعبیر دیگر میان تکوین و فرهنگ، نوعی تعامل و تأثیر و تأثر متقابل در نظر بگیرد .
وی افزود: بر اساس این رویکرد، نمیتوان مسئله جنسیت را صرفاً به طبیعت یا صرفاً به تربیت و فرهنگ تقلیل داد، بلکه باید تأثیر متقابل این دو را در شکلگیری هویت مورد توجه قرار داد .
این پژوهشگر و فعال حوزه زن و خانواده خاطرنشان کرد: متفکران متعددی در این زمینه نظریهپردازی کردهاند، اما باتلر از جمله چهرههایی است که توانست تأثیر قابل توجهی بر تحولات بعدی نظریههای جنسیت داشته باشد .
عربزاده با اشاره به نظریه اجراگری باتلر گفت: در این نگاه، جنسیت چیزی نیست که انسان صرفاً با آن به دنیا بیاید، بلکه چیزی است که انسان آن را اجرا میکند؛ همانند یک نقش در تئاتر که با تکرار، در فرد نهادینه میشود .
وی در پایان تصریح کرد: تفکر باتلر زمینهساز شکلگیری و گسترش برخی تفکرات بعدی، از جمله نظریههای شناخت اجتماعی و جریانهای روانپویشی، شد و از این جهت، شناخت مسیر تحول نظریههای جنسیت برای فهم تحولات اجتماعی امروز اهمیت دارد .