- نوشته شده توسط:
عصر قم
-
چهارشنبه ۱۱ شهريور ۱۴۰۵
عصر قم - مفتی لطفالله حکیمی، از مقامهای ارشد وزارت دفاع طالبان، پشتو را «تنها زبان ملی افغانستان» خوانده است؛ سخنی که نهتنها با دستور پیشین هبتالله درباره منع تبعیض میان فارسی و پشتو در تعارض به نظر میرسد، بلکه در شرایط حذف واژگان و تابلوهای فارسی، نگرانیها درباره سیاست زبانی طالبان را تشدید میکند.
عصر قم - مفتی لطفالله حکیمی، از مقامهای ارشد وزارت دفاع طالبان، پشتو را «تنها زبان ملی افغانستان» خوانده است؛ سخنی که نهتنها با دستور پیشین هبتالله درباره منع تبعیض میان فارسی و پشتو در تعارض به نظر میرسد، بلکه در شرایط حذف واژگان و تابلوهای فارسی، نگرانیها درباره سیاست زبانی طالبان را تشدید میکند.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ مفتی لطفالله حکیمی، سرمفتش وزارت دفاع طالبان، در مصاحبهای با تلویزیون شمشاد گفته است که هرچند فارسی دری و پشتو دو زبان رسمی افغانستان هستند، اما تنها پشتو را میتوان «زبان ملی» این کشور دانست.
حکیمی گفته است: «مردم گاهی میگویند دری و پشتو زبانهای ملی افغانستاناند؛ اما اینگونه نیست. دری و پشتو زبانهای رسمیاند و پشتو زبان ملی افغانستان است.» او در عین حال تأکید کرده که فارسی دری در ادارات استفاده میشود و کتابهای آموزشی نیز به هر دو زبان تهیه شدهاند.
اما در گزارش منتشرشده از این مصاحبه، حکیمی توضیح نداده است که بر اساس کدام قانون یا سند حقوقی، پشتو بهتنهایی «زبان ملی» افغانستان محسوب میشود.
این اظهارات بهویژه از آن جهت بحثبرانگیز است که هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، در سال ۱۴۰۳ در پیامی که سخنگوی وزارت امر به معروف این گروه منتشر کرد، دستور داده بود میان فارسی و پشتو تفاوت و تبعیض صورت نگیرد و حتی گفته بود متخلفان به دادگاه معرفی و مجازات شوند.
به این ترتیب، اکنون یکی از مقامهای ارشد حکومت طالبان عملاً میان دو زبان سلسلهمراتب ایجاد کرده است: هر دو «رسمی»، اما یکی «ملی».
این پرسش مطرح است که اگر طبق دستور رهبر طالبان، تفاوتگذاشتن میان فارسی و پشتو ممنوع است، قرار دادن پشتو در جایگاهی بالاتر و معرفی آن بهعنوان تنها زبان ملی، چه نسبتی با همان دستور دارد؟
قانون پیشین چنین تمایزی نداشت
در ماده ۱۶ قانون اساسی سال ۱۳۸۲ افغانستان، پشتو و فارسی دری هر دو بهعنوان زبانهای رسمی دولت معرفی شده بودند. این ماده همچنین دولت را موظف میکرد برای تقویت و توسعه همه زبانهای افغانستان برنامهریزی کند.
در این ماده هیچ حکمی وجود نداشت که پشتو را «تنها زبان ملی» و فارسی دری را در مرتبهای پایینتر تعریف کند.
البته طالبان قانون اساسی جمهوری پیشین را دیگر معتبر نمیدانند. هبتالله در سال ۲۰۲۵ صریحاً اعلام کرد که حتی یک ماده از قانون اساسی گذشته را نمیپذیرد و حکومت او در حال تدوین چارچوب حقوقی مورد نظر خود است.
اما همین وضعیت یک مسئله دیگر ایجاد میکند: اگر قانون اساسی سابق کنار گذاشته شده و قانون اساسی جایگزینی نیز که جایگاه زبانها را مشخص کند به مردم ارائه نشده است، تعریف یک مقام نظامی از پشتو بهعنوان «تنها زبان ملی» بر چه مبنای حقوقی استوار است؟
سابقهای که نگرانیها را جدیتر میکند
سخنان حکیمی در خلأ مطرح نشده است.
طالبان طی پنج سال گذشته بارها با اتهام فارسیستیزی و تلاش برای کاهش حضور فارسی در نهادهای رسمی روبهرو شدهاند.
در سال ۱۴۰۱، واژه «دانشگاه» از تابلوی دانشگاه بلخ حذف و با «پوهنتون» جایگزین شد. سخنگوی وزارت تحصیلات عالی طالبان در آن زمان از این اقدام دفاع کرد و گفت استفاده از «پوهنتون» مبتنی بر اصطلاحات رسمی است.
در سال ۱۴۰۲ نیز گزارش شد که واژههای «دانشگاه» و «دانشکده» از تابلوهای دانشگاه البیرونی در کاپیسا حذف و با معادلهای پشتو جایگزین شدهاند.
همچنین در یک دستور وزارت تحصیلات عالی طالبان، از استادان خواسته شده بود در آثار دانشگاهی از برخی واژههای رایج فارسی مانند «دانشگاه»، «دانشجو»، «دانشکده» و «دادگاه» استفاده نکنند و اصطلاحاتی را که حکومت «اصطلاحات ملی» مینامد، بهکار ببرند. در همان دستور، البته فارسی دری و پشتو هر دو زبان رسمی معرفی شدهاند.
همین تناقض قابل توجه است: از یک سو طالبان میگویند فارسی دری و پشتو هر دو رسمی هستند و رهبر این گروه تبعیض میان آنها را ممنوع اعلام میکند؛ از سوی دیگر، در عمل برخی واژههای فارسی از تابلوها و متون دانشگاهی کنار گذاشته میشوند و اکنون یک مقام ارشد طالبان نیز پشتو را «تنها زبان ملی» معرفی میکند.
«ملی» بودن یعنی چه؟
افغانستان کشوری چندزبانه است و فارسی دری، پشتو، ازبکی، ترکمنی، بلوچی، پشهای، نورستانی، پامیری و زبانهای دیگر بخشی از میراث تاریخی و فرهنگی آن هستند.
در چنین جامعهای، عنوان «زبان ملی» صرفاً یک واژه تشریفاتی نیست؛ این عنوان حامل پیام سیاسی درباره تعلق، هویت و جایگاه شهروندان است.
وقتی یک مقام حکومتی پشتو را «تنها زبان ملی» معرفی میکند، طبیعی است که فارسیزبانان و دیگر جوامع زبانی بپرسند: پس زبان میلیونها شهروند دیگر افغانستان چه جایگاهی در تعریف «ملت» دارد؟
اگر منظور از «ملی» زبانی متعلق به ملت افغانستان باشد، دشوار است توضیح داده شود چرا فارسی دری ـ زبانی که قرنها یکی از زبانهای اصلی فرهنگ، دیوان، ادب، آموزش و ارتباط عمومی در افغانستان بوده ـ نباید همان اندازه «ملی» محسوب شود.
و اگر «زبان ملی» یک عنوان حقوقی مشخص است، حکومت طالبان باید سند قانونی و مبنای حقوقی آن را بهصورت شفاف اعلام کند، نه اینکه تعریف جایگاه زبانهای کشور به اظهارنظرهای متفاوت مقامها وابسته باشد.
تناقض میان فرمان و عملکرد
در سال ۱۴۰۳، پیام منسوب به هبتالله درباره منع تبعیض زبانی در ابتدا میتوانست نشانهای از تلاش برای مهار اختلافات زبانی تلقی شود.
اما بیش از دو سال بعد، اظهارات حکیمی نشان میدهد که حتی درون ساختار طالبان نیز هنوز تعریف واحد و روشنی از برابری زبانی وجود ندارد.
اگر واقعاً سیاست رسمی طالبان این است که میان فارسی و پشتو تبعیضی وجود نداشته باشد، انتظار میرود حکومت این اصل را نه فقط در سخن، بلکه در تابلوهای ادارات، دانشگاهها، مکاتبات دولتی، آزمونها، کتابهای آموزشی و انتصابهای اداری نیز رعایت کند.
در غیر این صورت، جمله «میان فارسی و پشتو تفاوت نگذارید» در برابر سیاستهایی که عملاً یکی را «تنها زبان ملی» معرفی میکند، اعتبار خود را از دست میدهد.
مسئله در نهایت بسیار ساده است: زبان فارسی دری متعلق به میلیونها شهروند افغانستان است و هیچ مقام حکومتی نمیتواند با یک تعریف اداری، سهم آنان از هویت ملی افغانستان را کمرنگ کند.
اگر طالبان واقعاً مدعی برابری زبانهاست، نخست باید روشن کند چرا یکی از مقامهای ارشدش پشتو را در جایگاهی قرار میدهد که برای فارسی دری قائل نیست؛ و اگر این سخنان سیاست رسمی حکومت است، آنگاه ادعای منع تبعیض میان دو زبان بیش از پیش با واقعیت عملکرد طالبان در تعارض قرار میگیرد.
.........................
پایان پیام/
تا کنون هیچ نظری ارسال نشده است ...