- نوشته شده توسط:
عصر قم
-
يکشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵
عصر قم - تبعیت از شیطان، گاه در قالب معاویه بن ابوسفیان و زمانی در قالب استکبار، خود را نمایان میسازد و افرادی در طول تاریخ، به امید رسیدن به منافع دنیایی خود را پیروان آنها قرار دادهاند، موضوعی که امام علی(ع) در نامه ۳۹ نهجالبلاغه، در نامهای خطاب به عمروعاص اوصاف آنها را معرفی کرده و سرنوشت آنان را بیان میکنند.
عصر قم - تبعیت از شیطان، گاه در قالب معاویه بن ابوسفیان و زمانی در قالب استکبار، خود را نمایان میسازد و افرادی در طول تاریخ، به امید رسیدن به منافع دنیایی خود را پیروان آنها قرار دادهاند، موضوعی که امام علی(ع) در نامه ۳۹ نهجالبلاغه، در نامهای خطاب به عمروعاص اوصاف آنها را معرفی کرده و سرنوشت آنان را بیان میکنند.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ نامه ۳۹ نهجالبلاغه، گزیدهای از نامه امام علی(ع) به عمرو بن عاص است. متن کامل این نامه را میتوان در کتابهایی مانند «وقعه الصفین»، «شرح نهجالبلاغه ابنابیالحدید»، همچنین در جلد دوم مجموعه «الغدیر» تألیف علامه امینی و در کتاب «تمام نهجالبلاغه» ذیل نامه ۴۶ یافت.
آنچه سید رضی از این نامه نقل کرده، اگرچه خطاب به عمرو بن عاص است، اما در آن، «دلایل و آثار تبعیت از شیطان» در هر دوران بیان شده است؛ خواه این شیطان زمانی در وجود معاویه نمایان شود و زمانی دیگر در قالب استکبار جهانی خود را ظاهر سازد. در هر حال و در هر زمان، افرادی هستند که از او تبعیت میکنند و حضرت علی(ع) در وصف این افراد میفرماید:
«فَإِنَّکَ قَدْ جَعَلْتَ دِینَکَ تَبَعاً لِدُنْیَا امْرِئٍ ظَاهِرٍ غَیُّهُ، مَهْتُوکٍ سِتْرُهُ، یَشِینُ الْکَرِیمَ بِمَجْلِسِهِ وَ یُسَفِّهُ الْحَلِیمَ بِخِلْطَتِهِ؛ تو دین خود را تابع مردی ساختی که گمراهیاش آشکار است و پردهاش دریده است.»
امروزه نیز بسیاری از مردم از گمراهی برخی از اندیشههای سیاسی یا برخی از سردمداران آن آگاه هستند و اسناد «اپستین» آنان را دیدهاند، ولی دین و عقاید خود را تابع او قرار دادهاند؛ شخصیتی که گمراهی او برای جهانیان آشکار و پرده حیا او در برابر همگان دریده شده است. روشن است که در مجالس این اشخاص، کریمان و افراد بزرگ مورد اهانت قرار گیرند و بردباران در برابر احکام و دستورات الهی، سفیهان خوانده شوند: «یَشِینُ الْکَرِیمَ بِمَجْلِسِهِ وَ یُسَفِّهُ الْحَلِیمَ بِخِلْطَتِهِ؛ کریمان را در مجلس خود ناسزا گوید و به هنگام معاشرت، بردبار را سفیه خواند.»
امام علی(ع) در فراز بعدی این نامه، دلیل این تبعیت افراد را دنیاخواهی معرفی میکند و میفرماید:
«فَاتَّبَعْتَ أَثَرَهُ وَ طَلَبْتَ فَضْلَهُ اتِّبَاعَ الْکَلْبِ لِلضِّرْغَامِ یَلُوذُ بِمَخَالِبِهِ وَ یَنْتَظِرُ مَا یُلْقَی إِلَیْهِ مِنْ فَضْلِ فَرِیسَتِهِ؛ تو از پی او رفتی و بخشش او را خواستی، آنسان که سگ از پی شیر رود و به چنگالهای او چشم دوزد تا مگر چیزی از فضله طعام خود نزد او اندازد.» حاصل این دنیاطلبی نیز در عبارت بعدی، از دست دادن دنیا و آخرت بیان شده است: «فَأَذْهَبْتَ دُنْیَاکَ وَ آخِرَتَکَ؛ پس هم دنیایت را به باد دادی و هم آخرتت را.»
ایشان در همین نامه تند نیز، دلسوزانه و پدرانه، مسیر کسب دنیا و آخرت را «طلب حق» معرفی میکند: «لَوْ بِالْحَقِّ أَخَذْتَ أَدْرَکْتَ مَا طَلَبْتَ؛ اگر به حق روی میآوردی، هر چه میخواستی به چنگ میآوردی.» تا راه سعادت و عاقبتبهخیری را به همگان نشان دهد.
آخرین فراز این نامه نیز وظایف مجاهدان در مقابله با این شیطانصفتان را بیان میکند و عاقبت آنان را معرفی میکند:
«وَ إِنْ یُمَکِّنِّی اللَّهُ مِنْکَ وَ مِنِ ابْنِ أَبِی سُفْیَانَ أَجْزِکُمَا بِمَا قَدَّمْتُمَا، وَ إِنْ تُعْجِزَا وَ تَبْقَیَا فَمَا أَمَامَکُمَا شَرٌّ لَکُمَا؛ اگر خداوند مرا بر تو و پسر ابوسفیان چیرگی دهد، سزای اعمالتان را بدهم و اگر شما مرا ناتوان کردید و برجای ماندید، عذاب خدا که پیش روی شماست، برای شما بدتر است.»
سید علیاصغر حسینی/ ابنا
___
پایان پیام
تا کنون هیچ نظری ارسال نشده است ...