عصر قم - حجتالاسلام نقشهچی با تشریح ابعاد شخصیتی امام خمینی(ره)، بر شباهتهای راهبردی رهبر معظم انقلاب با بنیانگذار جمهوری اسلامی، اهمیت وحدت ملی و تحقق پیشبینیهای تاریخی امام در تحولات منطقه و جهان تأکید کرد.
اشاره: شخصیت و اندیشه حضرت امام خمینی(ره) همچنان یکی از مهمترین محورهای پژوهش و گفتوگو در عرصههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران به شمار میرود. ابعاد گوناگون شخصیت بنیانگذار انقلاب اسلامی، از فقاهت و عرفان تا مردمداری، تکلیفگرایی و مدیریت تحولات بزرگ اجتماعی، زمینهای فراهم کرده است تا پس از گذشت دههها از پیروزی انقلاب، همچنان اندیشه و سیره ایشان محل رجوع و الهام باشد. از سوی دیگر، بررسی نسبت میان سیره امام خمینی(ره) و شیوه رهبری رهبر شهید انقلاب اسلامی، اهمیت وحدت در شرایط کنونی کشور و منطقه و نیز بازخوانی هشدارها و پیشبینیهای امام درباره تحولات آینده، از جمله موضوعاتی است که در فضای فکری و رسانهای امروز مورد توجه قرار دارد.
در همین راستا، خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، با حجتالاسلام والمسلمین محمدحسین نقشهچی، معاون امور مدارس سطح یک حوزه علمیه قم و استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم، به گفتوگو نشسته است تا ابعاد شخصیتی امام خمینی(ره)، شباهتهای رهبر شهید انقلاب با ایشان در عرصه راهبری جامعه، ضرورت حفظ وحدت و نیز تحقق برخی از پیشبینیهای تاریخی بنیانگذار جمهوری اسلامی را مورد بررسی قرار دهد. آنچه در ادامه میخوانید مشروح این گفتوگوی تفصیلی است.
رسا ـ ضمن تبیین ابعاد شخصیتی امام خمینی(ره)، شباهتهای رهبر شهید انقلاب با امام خمینی(ره) در شخصیت و راهبری جامعه را تبیین کنید.
در خصوص حضرت امام(ره) به عنوان معمار کبیر انقلاب اسلامی، به سه ساحت از ساحتهای وجودی و سه بُعد از ابعاد شخصیتی ایشان اشاره میکنم.
بُعد نخست، بُعد فقاهتی و عرفانی حضرت امام(ره) است. ایشان پیش از آنکه یک رهبر سیاسی باشند، یک فقیه جامعالشرایط و عارفی به تمام معنا بودند. عرفان امام(ره)، برخلاف عرفانهای گوشهگیرانه و انزواطلبانه، یک عرفان حماسی بود. خداترسی ایشان، شجاعتی بینظیر را در برابر ابرقدرتها برایشان به ارمغان آورده بود. این باور که امام خمینی (ره) عالم را محضر خدا میدانستند، نه تنها ایشان را به انزوا نکشاند، بلکه سبب شد تا در رأس حرکت استکبارستیزی جامعه قرار گیرند.
ساحت و بُعد دیگر، اراده و قاطعیت ایشان بود. قاطعیت حضرت امام خمینی (ره) ریشه در تکلیفگرایی ایشان داشت؛ بدین معنا که ایشان پیوسته بر اساس وظیفه و تکلیفی که بر عهده داشتند میاندیشیدند و حرکت میکردند و تمام تمرکزشان بر انجام تکلیف بود، نه لزوماً دستیابی به نتیجه ظاهری.
مطلب دیگر، مردمداری حضرت امام خمینی (ره) و اعتماد ایشان به آحاد و تودههای مردم بود. ایشان قدرت واقعی را در اراده مردم، بهویژه قشر محروم جامعه مشاهده میکردند. حضرت امام خمینی (ره) بهحق مردم را ولینعمت مسئولان میدانستند و این نگاه نه صرفاً یک شعار، بلکه زیربنای مشروعیتبخشی ایشان به نظام و بسیاری از تصمیمسازیهای کلان آن بود.
در بخش دوم باید گفت حضرت آقا نیز به عنوان خلف صالح حضرت امام خمینی (ره)، در طول دهههای متمادی رهبری جامعه، نشان دادهاند که دقیقترین انطباق را با الگوهای رفتاری و مدیریتی بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی داشتند. از سویی، ایشان همواره ثبات قدم داشته و از اصولی که حضرت امام خمینی (ره) بر اساس معارف دینی پایهگذاری کرده بودند، صیانت کردهاند و امروز نیز رهبر معظم انقلاب بر همان اصول پافشاری می کنند.
در طول تمامی سالهای زعامت و رهبری، امام شهید در برابر فشارهای جهانی که همگی در پی استحاله انقلاب بودند، ایستادگی کردند و با وجود تمامی هزینهتراشیها، تهاجمها و ارادههای داخلی و خارجی برای خروج قطار انقلاب از ریل اصلی خود، با رهبری داهیانه خویش مانع از این اتفاق شدند.
هر دو رهبر بزرگوار در برابر نظام سلطه رویکردی سازشناپذیر اتخاذ کردند؛ به گونهای که مفهوم ایستادگی و مقاومت که در کلام حضرت امام خمینی (ره) موج میزد، در دوران رهبری امام شهید انقلاب اسلامی به یک دکترین راهبردی و منطقهای مبدل شد و شالوده محور مقاومت بر همین اساس شکل گرفت.
هر دو رهبر از سادهزیستی و زهد شگفتانگیزی برخوردار بودهاند؛ تا جایی که حتی به تعبیر دشمنان، یک نقطه تاریک در زندگی حضرت آقا یافت نشد، همانگونه که در زندگی حضرت امام خمینی (ره) نیز هرگز چنین چیزی یافت نشد.
همچنین هر دو رهبر، بصیرت و آیندهنگری ویژهای داشتند. حضرت امام خمینی (ره) بارها نشان دادند که حوادث را تنها در ظرف زمانی حال نمیبینند؛ بلکه پیشبینیها و نگاه دقیق ایشان به آینده، نظیر پیشبینی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و جنگ کویت، گواه روشنی بر بصیرت و آیندهنگری ایشان بود.
امام شهید انقلاب اسلامی نیز در مقاطع حساس، همچون فتنههای داخلی، تحولات بیداری اسلامی و تغییرات نظم جهانی، با پیشبینیهای دقیق خویش، هم جامعه را از بحرانها عبور دادند و هم مانع از تحقق اهداف دشمن شدند. این مواضع نشان داد که ایشان نیز همانند حضرت امام خمینی (ره)، حوادث را صرفاً در ظرف زمانی حال تحلیل نمیکنند، بلکه با یک افق دید تاریخی و تمدنی به آنها مینگرند.
مبحث بعدی، جامعیت علمی و روشنفکری دینی در شخصیت هر دو رهبر است. حضرت امام خمینی (ره) در عین حال که فقیه بودند، فیلسوف، شاعر و عارفی وارسته نیز به شمار میرفتند. رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز سبکی از جامعیت را ـ البته با اندکی تفاوت نسبت به حضرت امام ـ دارا بودند. ایشان علاوه بر جایگاه مرجعیت فقهی، اشراف عمیقی بر ادبیات، تاریخ، هنر و تحولات فکری معاصر داشتند. این جامعیت و روشنفکری دینی سبب شده بود تا ایشان بتوانند با اقشار مختلف جامعه، از تودههای مردم گرفته تا نخبگان و هنرمندان، ارتباط اقناعی و مؤثری برقرار کنند.
نکته پایانی، ویژگی «بنبستشکنی» هر دو رهبر در عرصه مدیریت جامعه است. ایشان همواره گرههای کور را باز کردهاند؛ حتی در بزنگاههایی که قوای سهگانه یا ساختارهای اداری کشور دچار بنبست میشدند، با تدبیر و تکیه بر اصول انقلاب، این بنبستها را از میان برداشته و راه را برای پیشرفت کشور هموار ساختهاند.
رسا ـ یکی از مهمترین توصیههای امام به مسئولان و مردم، حفظ وحدت بود. این موضوع در شرایط امروز جامعه چه ابعاد و اهمیتی دارد؟
توصیه به وحدت و وحدت کلمه از پرتکرارترین و کلیدیترین راهبردهای حضرت امام خمینی(ره) برای پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی بود. ایشان وحدت را نه صرفاً یک تاکتیک سیاسی مقطعی، بلکه تکلیفی شرعی و رمز بقای نظام میدانستند.این موضوع در منظومه فکری ایشان دارای لایههای متعددی است.
نخست، وحدت میان مردم و حاکمیت است. امام خمینی (ره) اعتقاد راسخ داشتند که فاصله گرفتن مسئولان از مردم، نظام را آسیبپذیر خواهد کرد. این پیوند عاطفی و عملی میان تودهها و کارگزاران، اصلیترین سد دفاعی در برابر فشارهای خارجی محسوب میشود.
دوم، وحدت نخبگان و جریانهای سیاسی است. جامعه ما متشکل از تفکرات و جناحهای مختلف سیاسی است. اگر این اختلافات سلیقهای در چارچوب اصول نظام و نگاه انقلابی باقی بماند، مایه پویایی خواهد بود؛ اما اگر به تفرقه و دشمنی بینجامد، انسجام ملی را تهدید میکند.
سوم، وحدت میان اقوام و مذاهب است. ایران کشوری با تنوع غنی قومی و مذهبی است و دشمنان همواره بر این گسلها سرمایهگذاری کردهاند. از منظر امام(ره)، کسانی که به دنبال تفرقهافکنی میان شیعه و سنی هستند، در حقیقت نه شیعهاند و نه سنی.
چهارم، وحدت حوزه و دانشگاه است. پیوند میان تخصص دانشگاهی و تعهد اخلاقی و دینی حوزه، از آرمانهای دیرین امام خمینی (ره) بود. در عصر فناوریهای نوین و جنگهای شناختی، این همگرایی برای حل ابرچالشهای کشور بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.
اهمیت وحدت در شرایط کنونی را میتوان در سه محور تحلیل کرد؛ مقابله با جنگ شناختی و ادراکی دشمن، پایداری در برابر فشارهای اقتصادی و حفظ اقتدار منطقهای و بینالمللی جمهوری اسلامی ایران.
برای تحقق کامل این وحدت نیز دو نکته بنیادین اهمیت دارد؛ نخست روحیه انقلابی و سعهصدر مسئولان و دوم پرهیز از حب نفس. امام خمینی (ره) همواره تأکید داشتند که اگر هدف انسان رضای الهی و خدمت به مردم باشد، بسیاری از اختلافات مخرب از میان خواهد رفت.
رسا ـ در شرایط فعلی منطقه و جهان، کدام یک از پیشبینیها یا هشدارهای امام خمینی(ره) را میتوان امروز به صورت عینی مشاهده کرد؟
پیشبینیها و هشدارهای حضرت امام(ره) همواره برخاسته از یک نگاه تمدنی و فراتاریخی بوده است؛ از همین رو بسیاری از فرمایشات ایشان که در دهههای گذشته برای برخی آرمانگرایانه به نظر میرسید، امروز به واقعیتهای ملموس جامعه جهانی تبدیل شده است.
نخستین محور، جهانی شدن مسئله فلسطین است. امام(ره) در دورانی که بسیاری از سران عرب به دنبال سازش بودند، تأکید میکردند که مسئله فلسطین، مسئله اول جهان اسلام است. امروز میبینیم که این مسئله به مطالبهای جهانی تبدیل شده و از مرزهای جهان اسلام فراتر رفته است.
محور دوم، افول آمریکا و شکست هیمنه ابرقدرتهاست. امام(ره) در اوج قدرتنمایی آمریکا، شعار «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند» را مطرح کردند و معتقد بودند قدرتهای مادی بدون پشتوانه مردمی پایدار نخواهند ماند. امروز بسیاری از تحلیلگران از افول نظام تکقطبی سخن میگویند.
محور سوم، شکلگیری هستههای مقاومت در سراسر جهان است. امام(ره) از ضرورت تشکیل بسیج جهانی مستضعفان سخن گفتند و امروز محور مقاومت در منطقه به یکی از واقعیتهای تأثیرگذار معادلات بینالمللی تبدیل شده است.
محور چهارم، تقابل اسلام ناب و اسلام آمریکایی است. امام(ره) میان اسلام عدالتخواه، استقلالطلب و استکبارستیز با قرائتهای سازشکارانه و وابسته از دین تمایز قائل بودند. امروزه این تقابل بیش از گذشته قابل مشاهده است.
پنجمین محور نیز هشدار نسبت به فروپاشی ساختارهای مبتنی بر مادیگرایی است. همانگونه که امام(ره) فروپاشی کمونیسم را پیشبینی کردند، نسبت به بنبستهای اخلاقی و اجتماعی نظامهای مادی نیز هشدار داده بودند. بحرانهای اخلاقی، فروپاشی خانواده و شکافهای عمیق اجتماعی در برخی جوامع غربی، از مصادیق این هشدارها تلقی میشود.
در مجموع، ملموسترین نکته در اندیشه امام خمینی(ره)، باور به اراده ملتهاست. ایشان معتقد بودند که ملتهای بیدار میتوانند سرنوشت خود را تغییر دهند و امروز در بسیاری از تحولات منطقهای و جهانی، نقش تعیینکننده اراده ملتها بیش از هر زمان دیگری قابل مشاهده است.