عصر قم - هفت صبح / درگیری بر سر رفتار با دوستدختر یکی از حاضران، مهمانی باغویلا را به قتل کشاند.
مهمانی در باغویلایی حوالی صفادشت ملارد با حضور چند جوان و دوستان و نامزدهایشان برگزار شده بود، اما مشاجرهای بر سر رفتار یکی از حاضران با معشوقه جوانی دیگر، این دورهمی را به صحنه قتل تبدیل کرد. مرد ۳۲سالهای در جریان این درگیری با ضربه چاقو به گردنش مجروح شد و بر اثر بریدگی شریانهای حیاتی جان باخت. متهم اصلی پرونده پس از چند ماه فرار خود را به پلیس معرفی کرد و در نهایت به قصاص محکوم شد. حالا متهم دیگری که به معاونت در قتل متهم شده، در دادگاه از خودش دفاع کرده است.او اتهام معاونت در قتل را نمیپذیرد و میگوید هنگام درگیری در محل حادثه حضور نداشته است.
شروع درگیری در مهمانی
ماجرای این پرونده به آبان سال گذشته برمیگردد. زمانی که چند جوان در یکی از باغویلاهای اطراف صفادشت ملارد دور هم جمع شده بودند. در این مهمانی حدود10 نفر حضور داشتند و برخی از آنها همراه دوستان و نامزدهایشان به آنجا رفته بودند. حاضران مشروبات الکلی مصرف میکردند که میان دو نفر از آنها درگیری شکل گرفت.در جریان این درگیری جوان ۳۲سالهای به نام سامان بر اثر اصابت ضربه چاقو به گردنش به شدت مجروح شد و دوستانش او را به بیمارستان رساندند اما شدت جراحت وارد شده به حدی زیاد بود که به رغم تلاش کادر پزشکی برای معالجه و درمان سامان، او به کام مرگ فرو رفت.به این ترتیب رسیدگی به پرونده وارد فاز جنایی شد و تیم بررسی صحنه جرم به همراه کارآگاهان پلیس آگاهی برای رازگشایی از ماجرا وارد عمل شدند.
تحقیقات ابتدایی
در جریان تحقیقات مقدماتی، دوستان و نزدیکان مقتول نخستین افرادی بودند که مورد تحقیق مأموران قرار گرفتند. یکی از آنها در تشریح ماجرا به مأموران جنایی گفت:«ما همگی در یک مهمانی دور هم جمع شده بودیم و مشروبات الکلی نیز مصرف کردیم. در حالت مستی، یکی از دوستانمان به نام آرمان به دوستدختر سامان دستدرازی کرد. همین موضوع باعث شد سامان بهشدت عصبانی شود و او و آرمان با یکدیگر درگیر شوند.
در ابتدا، سعی کردیم آنها را از یکدیگر جدا کنیم. با میانجیگری ما، ظاهراً درگیری خاتمه پیدا کرد، اما هر دو نفر مست بودند و مدتی بعد، دوباره خشمگین شدند و با یکدیگر درگیر شدند.در جریان این درگیری، آرمان با چاقویی که در دست داشت، ضربهای محکم و کاری به گردن سامان وارد کرد. این ضربه منجر به جراحت شدید و در نهایت مرگ سامان شد.»
نظریه پزشکی قانونی
در ادامه بررسیها مشخص شد که در جریان درگیری دوم، آرمان با چاقویی که همراه داشت، ضربهای به سمت چپ گردن سامان وارد کرده بود. این ضربه باعث بریدگی شریانهای حیاتی گردن شد و مرد جوان جان خود را از دست داد. بر اساس نظریه پزشکی قانونی، علت مرگ بریدگی شریانهای حیاتی ناحیه گردن اعلام شد. در بررسیهای سمشناسی نیز وجود الکل در خون مقتول تأیید شد. هرچند در گزارش پزشکی قانونی به تأخیر در انتقال او به بیمارستان اشاره شده بود اما این تأخیر به اندازهای نبود که رابطه میان جراحت وارده و مرگ را قطع کند.
تسلیم قانون
پس از حادثه، آرمان از محل متواری و تحقیقات برای شناسایی و دستگیری او آغاز شد.بر همین اساس، برخی از شاهدان عینی اظهار داشتند که یکی از دوستان صمیمی آرمان در فراری دادن او نقش داشته است. همچنین فردی که باغ را برای برگزاری مهمانی اجاره کرده بود، بهعنوان یکی دیگر از متهمان این پرونده شناسایی شد.آرمان پس از حدود هفت تا هشت ماه فرار، سرانجام بهصورت داوطلبانه به پلیس آگاهی مراجعه و خود را تسلیم کرد. او در جریان تحقیقات به قتل اعتراف کرد و انگیزهاش را عصبانیت از رفتار مقتول با دوستدخترش عنوان کرد.
او در مواجهه با مأموران گفت: «آن روز به همراه دختر مورد علاقهام در مهمانی شرکت کرده بودم. چند ساعت از شروع مهمانی گذشته بود و سامان بهشدت مست بود. در همین حین، متوجه شدم که شوخیهای نابجایی با دوستدخترم میکند. این رفتارهای او باعث عصبانیت من شده بود، اما سعی کردم خودم را کنترل کنم و چیزی به روی خودم نیاورم تا مهمانی به هم نخورد.
با این حال، سامان به رفتارهای خود ادامه داد و در نهایت به دوستدخترم دستدرازی کرد. در اینجا دیگر بهشدت عصبانی شدم و نتوانستم رفتارش را تحمل کنم. به همین دلیل با او گلاویز شدم، اما دوستانمان در ابتدا ما را از یکدیگر جدا کردند.با وجود این، در حالت مستی دوباره عصبانی شدم و نمیدانم چگونه شد که این بار با چاقو ضربهای به گردن او وارد کردم. قصد کشتن او را نداشتم و تنها به دلیل عصبانیت و غیرتی شدن دست به این کار زدم.»
حکم قصاص
پس از پایان تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد و متهم برای دفاع از خود پای میز محاکمه رفت.این متهم در دادگاه نیز به ارتکاب قتل اقرار کرد و در نهایت با رای دادگاه به قصاص محکوم شد.در ادامه رسیدگی به پرونده، متهم دیگری به نام بهرام نیز به اتهام معاونت در قتل و کمک به فرار متهم اصلی تحت تعقیب قرار گرفت.
بهرام در دفاع از خود گفت:«من اتهام همدستی با آرمان را قبول ندارم و هرگز در فراری دادن او نقشی نداشتهام. آن روز همه ما برای شرکت در مهمانی و خوشگذرانی دور هم جمع شده بودیم و هیچکس نمیدانست که در ادامه چه اتفاقی رخ خواهد داد. وقتی درگیری میان سامان و آرمان بالا گرفت، آرمان پا به فرار گذاشت و من هیچ نقشی در فراری دادن او نداشتم.» با این حال، دادگاه در رسیدگی به اتهامات او اعلام کرد صرف حضور در محل برای اثبات معاونت در قتل کافی نیست و او را از این اتهام تبرئه کرد.
دستگیری سومین متهم
اما نفر سوم پرونده، به نام کامران، مدتی متواری بود تا اینکه در روزهای ابتدایی جنگ در یکی از شهرهای مرزی استان کردستان بازداشت شد. پس از دستگیری، اتهام معاونت در قتل به او تفهیم شد؛ اتهامی که از ابتدا آن را رد کرد.کامران مدعی است در آن مهمانی حضور داشته و باغویلا را اجاره کرده بود، اما از درگیری و وقوع قتل اطلاعی نداشته است. او همچنین تأکید کرده که هنگام وقوع نزاع در پشتبام ویلا بوده و در صحنه درگیری حضور نداشته است.
بر اساس توضیحات مطرحشده درباره پرونده، دادسرا برای انتساب اتهام معاونت به او به سوابق قبلیاش در درگیریهای مسلحانه و نزاعهای دستهجمعی استناد کرده بود. همچنین این ادعا مطرح شده بود که او با متهم ردیف اول اختلاف و دشمنی داشته و در برگزاری مهمانی نقش داشته است. با این حال، به گفته محمد شمس؛وکیل مدافع متهم این ادعاها در دادگاه اثبات نشدهاند.
وکیل کامران در دفاع از موکلش بر نبود عناصر قانونی معاونت در قتل تأکید کرده و گفته است برای تحقق این اتهام باید نقش مؤثر متهم و وحدت قصد او با مباشر قتل احراز شود. به گفته او، علت مرگ بریدگی شریانهای حیاتی گردن بوده و دلیلی وجود ندارد که این نتیجه به رفتار موکلش مرتبط باشد.جلسه دادگاه پس از شنیدن دفاعیات پایان یافت، اما هنوز رأی نهایی درباره اتهام معاونت در قتل صادر نشده است. بنابراین، برخلاف متهم اصلی که به قصاص محکوم شده، وضعیت قضایی کامران همچنان در انتظار صدور حکم دادگاه است.
این در حالی است که حکم قصاص متهم ردیف اول در دیوانعالی کشور مهر تائید خورده و در نوبت اجرا قرار دارد.