دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵

فرهنگی

دکتر عبدی تبیین کرد؛

نقش نظریه پیوند در تبیین ادراک و فرایند تصمیم‌گیری

نقش نظریه پیوند در تبیین ادراک و فرایند تصمیم‌گیری
عصر قم - استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع)، با تشریح نظریه پیوند در علوم شناختی، به بررسی سازوکارهای شکل‌گیری ادراک، نقش تجربه در فرایند یادگیری، اصلاح شناخت‌های پیشین و تأثیر این عوامل بر حل مسئله، برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری پرداخت.
  بزرگنمايي:

عصر قم - استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع)، با تشریح نظریه پیوند در علوم شناختی، به بررسی سازوکارهای شکل‌گیری ادراک، نقش تجربه در فرایند یادگیری، اصلاح شناخت‌های پیشین و تأثیر این عوامل بر حل مسئله، برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری پرداخت.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، دکتر حسن عبدی، استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع)، در تبیین مباحث علوم شناختی و نظریه پیوند، به بررسی رابطه میان ادراک، تصویر، قوه خیال و فعالیت شبکه‌های عصبی پرداخت و گفت: برای شناخت دقیق فعالیت‌های ذهنی، نمی‌توان ادراک را به یک تصویر یا نماد مشخص در مغز تقلیل داد، بلکه باید مجموعه ارتباطات و تعاملات عصبی را در شکل‌گیری شناخت مورد توجه قرار داد .
وی با اشاره به تفاوت مفهوم تصویر در عرف عام و اصطلاح فلسفی اظهار داشت: تصویر در عرف عام به معنای شکل و شمایل ظاهری یک شیء است؛ اما تصور در اصطلاح منطق و فلسفه، در مقابل تصدیق قرار می‌گیرد و به شناخت حقیقت شیء مربوط می‌شود. ازاین‌رو، نباید تصور فلسفی را با تصویر دیداری یکسان دانست .
استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) افزود: شناخت انسان منحصر به ادراکات بصری نیست؛ زیرا انسان علاوه بر شکل و رنگ اشیا، صداها، مزه‌ها و ویژگی‌هایی مانند نرمی و زبری را نیز درک می‌کند. بنابراین، نمی‌توان همه فعالیت‌های شناختی را صرفاً از طریق تصویر و شکل ظاهری توضیح داد .
تصویر به‌تنهایی منشأ کامل ادراک نیست
عبدی با بیان اینکه تصویر در بسیاری از فعالیت‌های ذهنی، از جمله یادآوری و حل مسئله، اهمیت دارد، خاطرنشان کرد: تصویر به‌تنهایی نمی‌تواند همه ابعاد شناخت را توضیح دهد و در بسیاری از موارد، اطلاعات زمینه‌ای و تداعی‌های ذهنی نیز در شکل‌گیری ادراک نقش دارند .
وی برای تبیین این موضوع به مثال حبه قند اشاره کرد و گفت: اگر تصویر یک مکعب سفیدرنگ را به فردی نشان دهیم، ممکن است او با دیدن آن به یاد شیرینی بیفتد؛ اما این تداعی صرفاً ناشی از شکل مکعب نیست، بلکه به تجربه‌های قبلی و اطلاعاتی بستگی دارد که فرد درباره قند و مزه آن کسب کرده است .
این استاد دانشگاه ادامه داد: اگر فردی پیش‌تر با حبه قند مواجه نشده باشد، ممکن است با دیدن همان تصویر، به یاد شیرینی نیفتد. این مثال نشان می‌دهد که تصویر دیداری در کنار اطلاعات زمینه‌ای و تجربه‌های پیشین می‌تواند در شکل‌گیری تداعی‌های ذهنی مؤثر باشد .
وی با اشاره به دیدگاه‌های فلسفی درباره حقیقت ادراک، به دیدگاه افلاطونی و تفاوت آن با دیدگاه‌های دیگر پرداخت و تصریح کرد: در بررسی رابطه میان تصویر و حقیقت اشیا، باید میان مباحث علوم شناختی و مباحث فلسفه علوم شناختی تمایز قائل شد؛ زیرا پرسش درباره چگونگی پردازش اطلاعات در مغز با پرسش فلسفی درباره حقیقت ادراک، یکسان نیست .
عبدی در ادامه، نظریه پیوند را یکی از رویکردهای مهم برای تبیین فعالیت‌های شناختی معرفی کرد و گفت: در برداشت‌های ساده‌تر گذشته، گاهی این‌گونه تصور می‌شد که هر واحد ادراکی با یک سلول مشخص ارتباط دارد؛ اما مطالعات جدید درباره مغز نشان می‌دهد که ادراک را باید با توجه به فعالیت مجموعه‌ای از سلول‌های عصبی و ارتباط میان آن‌ها بررسی کرد .
وی افزود: برای فهم تفاوت این دو نگرش، می‌توان از مثال پازل استفاده کرد. در این مثال، برخلاف تصور وجود یک تصویر کامل در یک سلول، ویژگی‌های مختلف یک پدیده در فعالیت مجموعه‌ای از سلول‌های عصبی و شبکه‌های مرتبط با آن‌ها مشارکت دارند و ادراک در بستر ارتباط و تعامل این اجزا شکل می‌گیرد .
استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به ساختار سلول‌های عصبی اظهار داشت: سلول‌های عصبی از بخش‌هایی مانند جسم سلولی، دندریت‌ها و آکسون تشکیل شده‌اند و انتقال پیام در میان آن‌ها از مسیرهای پیچیده‌ای صورت می‌گیرد. در برخی ارتباطات عصبی، مواد شیمیایی موسوم به انتقال‌دهنده‌های عصبی در انتقال پیام از یک سلول به سلول دیگر نقش دارند .
وی تأکید کرد: برای تبیین ادراک اشیا، باید مجموعه ویژگی‌های آن‌ها، از جمله رنگ، اندازه، جهت و شکل، و نحوه پردازش این اطلاعات در شبکه‌های عصبی را در نظر گرفت. از این منظر، ادراک را نمی‌توان به فعالیت منفرد یک سلول یا ثبت یک نماد مشخص در مغز فروکاست .
تبیین اختلالات ادراکی با توجه به ارتباطات عصبی
عبدی با اشاره به ظرفیت تبیینی نظریه پیوند در بررسی اختلالات شناختی بیان کرد: در برخی موارد، ممکن است فرد بتواند بعضی ویژگی‌های یک شیء را تشخیص دهد، اما در تشخیص ویژگی‌های دیگر آن با مشکل مواجه شود؛ برای مثال، ممکن است در بازشناسی شکل یا رنگ اختلال داشته باشد .
وی افزود: چنین مواردی نشان می‌دهد که فعالیت‌های شناختی را نباید صرفاً به دو حالت ادراک کامل یا فقدان کامل ادراک محدود کرد. گاهی برخی جنبه‌های شناختی حفظ می‌شوند، درحالی‌که بخش‌های دیگری از فرایند ادراک با اختلال روبه‌رو هستند .
این استاد دانشگاه با اشاره به دیدگاه حکمت اسلامی درباره قوای ادراکی نفس نیز اظهار داشت: در سنت فلسفی اسلامی، برای توضیح چگونگی ترکیب دریافت‌های حسی و شکل‌گیری ادراک یکپارچه، از مفهومی به نام «حس مشترک» سخن گفته می‌شود .
وی ادامه داد: حواس پنج‌گانه، اطلاعات متفاوتی درباره اشیا فراهم می‌کنند؛ بینایی شکل و رنگ، شنوایی صدا، بویایی بو، چشایی مزه و لامسه ویژگی‌هایی مانند نرمی و زبری را دریافت می‌کند. مسئله این است که چگونه این دریافت‌های گوناگون در قالب ادراک یک شیء واحد با یکدیگر ارتباط پیدا می‌کنند .
عبدی با استفاده از مثال سیب گفت: هنگامی که سیبی را ادراک می‌کنیم، با مجموعه‌ای از ویژگی‌ها مانند شکل، رنگ، بو، مزه و ویژگی‌های لمسی مواجه هستیم. در تبیین سنتی حکمت اسلامی، حس مشترک نقشی اساسی در توضیح وحدت و ترکیب این دریافت‌های حسی دارد .
تقویت و تضعیف ارتباطات عصبی در فرایند یادگیری
استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) در بخش دیگری از سخنان خود به نقش تجربه‌های پیشین در یادگیری و اصلاح شناخت پرداخت و اظهار داشت: در چارچوب نظریه پیوند، ارتباطات عصبی می‌توانند در اثر تجربه تقویت یا تضعیف شوند و این تغییرات در شکل‌گیری شناخت‌های جدید و اصلاح انتظارهای قبلی نقش دارند .
وی برای توضیح این موضوع به مثال تفاوت مزه سیب و گلابی اشاره کرد و گفت: فرد ممکن است بر اساس تجربه‌های قبلی، برخی ویژگی‌های یک میوه را به میوه‌ای دیگر تعمیم دهد؛ اما هنگامی که با تجربه‌ای متفاوت مواجه می‌شود، انتظار قبلی او اصلاح می‌شود و ارتباط‌های ذهنی پیشین ممکن است تغییر کنند .
عبدی خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی، تجربه جدید می‌تواند موجب تضعیف ارتباطی شود که با واقعیت تازه سازگار نیست و زمینه شکل‌گیری ارتباطی جدید را فراهم کند. البته این فرایند را نباید صرفاً به یک سازوکار ساده کاهش یا افزایش پیام عصبی محدود کرد؛ بلکه یادگیری حاصل فرایندهای پیچیده عصبی است .
وی همچنین با اشاره به نقش تجربه در پیش‌بینی موقعیت‌های آینده تصریح کرد: تکرار تجربه‌های مشابه می‌تواند شناخت و انتظارهای پیشین را تقویت کند؛ اما این تقویت به معنای تضمین قطعی درستی آن شناخت در آینده نیست. حتی پس از مشاهده موارد متعدد، ممکن است با موردی تازه مواجه شویم که شناخت قبلی ما را به بازنگری نیازمند کند .
تصمیم‌گیری؛ برآوردن محدودیت‌ها و اولویت‌ها
عبدی در ادامه، کاربرد نظریه پیوند در حل مسئله، برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری را تشریح کرد و گفت: در فرایند تصمیم‌گیری، فرد با مجموعه‌ای از گزینه‌ها و محدودیت‌ها مواجه است و تلاش می‌کند گزینه‌ای را انتخاب کند که تا حد امکان، اولویت‌ها و نیازهای او را برآورده سازد .
وی برای تبیین این موضوع به مثال انتخاب واحد دانشگاهی اشاره کرد و افزود: دانشجو ممکن است هم‌زمان چند اولویت داشته باشد؛ از جمله انتخاب استاد مناسب، کاهش رفت‌وآمد به دانشگاه و تنظیم ساعات کلاس‌ها متناسب با شغل خود. بااین‌حال، ممکن است همه این اولویت‌ها به‌طور هم‌زمان قابل تأمین نباشند و فرد ناچار شود میان آن‌ها دست به انتخاب بزند .
این استاد دانشگاه ادامه داد: در چنین شرایطی، گزینه‌هایی که با اولویت‌های فرد سازگاری بیشتری دارند، احتمال بیشتری برای انتخاب‌شدن پیدا می‌کنند و گزینه‌های ناسازگار ممکن است کنار گذاشته شوند. در چارچوب نظریه پیوند، می‌توان این فرایند را با تقویت و تضعیف ارتباطات مرتبط با گزینه‌های مختلف توضیح داد .
نقش اضطراب در عملکردهای شناختی
استاد دانشگاه با اشاره به تأثیر وضعیت‌های اضطرابی بر فعالیت‌های شناختی اظهار داشت: در شرایط اضطراب و فشار روانی، ممکن است تمرکز، دقت ادراکی و توانایی پردازش اطلاعات تحت تأثیر قرار گیرد و فرد در انجام برخی فعالیت‌های شناختی با دشواری مواجه شود .
وی با تأکید بر اهمیت آرام‌سازی در این شرایط، سه راهکار آرام‌سازی عضلانی، تنفسی و ذهنی را مورد اشاره قرار داد و گفت: تمرین‌های عضلانی، تنفس آرام و کنترل‌شده و مدیریت توجه می‌توانند به کاهش تنش و بهبود تمرکز کمک کنند .
عبدی در پایان با اشاره به ادامه مباحث نظریه پیوند خاطرنشان کرد: بررسی رابطه این نظریه با ادراکات مبهم از موضوعاتی است که می‌توان در ادامه مباحث علوم شناختی به آن پرداخت و ابعاد مختلف آن را بررسی کرد .


نظرات شما