دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵

فرهنگی

چالش تقویمی بزرگداشت رهبر شهید و قربانیان جنگ

چالش تقویمی بزرگداشت رهبر شهید و قربانیان جنگ
عصر قم - تعیین سالروز شهادت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران، صرفاً انتخاب یک تاریخ برای برگزاری مراسم سالانه نیست.
  بزرگنمايي:

عصر قم - تعیین سالروز شهادت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران، صرفاً انتخاب یک تاریخ برای برگزاری مراسم سالانه نیست.

به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، تعیین سالروز شهادت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران، صرفاً انتخاب یک تاریخ برای برگزاری مراسم سالانه نیست؛ تصمیمی است که می‌تواند بر حافظه تاریخی جامعه، شیوه بزرگداشت قربانیان جنگ و نسبت میان مناسک ملی و دینی در سال‌های آینده اثر بگذارد. مسئله اصلی این است که چگونه می‌توان هم جایگاه ویژه رهبر شهید را گرامی داشت و هم مجموعه رخدادهای تلخ و سرنوشت‌ساز روز نهم اسفند را در حافظه عمومی کشور زنده نگه داشت.
در نخستین روز آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، چهار رخداد مهم و به‌هم‌پیوسته در برابر افکار عمومی قرار گرفت: ترور رهبر عالی ایران، ترور شماری از مقامات نظامی و امنیتی، حمله موشکی آمریکا به مدرسه میناب و جان‌باختن دانش‌آموزان و دیگر قربانیان این حمله، و جنایت دیگری در لامرد که بنا بر روایت‌های مطرح‌شده، با استفاده از یک بمب کشتار جمعی همراه بود. هر یک از این رخدادها به‌تنهایی ظرفیت آن را دارد که به بخشی از حافظه تاریخی ملت ایران تبدیل شود؛ اما هم‌زمانی آن‌ها در یک روز، به نهم اسفند معنایی فراتر از یک تاریخ تقویمی می‌بخشد.
از این منظر، انتخاب دهم ماه رمضان، که در سال وقوع این حوادث با نهم اسفند هم‌زمان بود، برای گرامیداشت رهبر شهید می‌تواند واجد ظرفیت‌های مهمی باشد. رمضان ماه حضور گسترده‌تر مبلغان دینی در مناطق مختلف، افزایش ارتباطات اجتماعی و برگزاری مناسک مذهبی است. این ظرفیت می‌تواند به گسترش یاد و نام رهبر شهید و شکل‌گیری مراسم‌های مردمی در شهرها و روستاها کمک کند. بااین‌حال، تبدیل این تاریخ قمری به تنها مبنای رسمی سالگرد، پرسش‌هایی جدی درباره تقویم ملی و عدالت در امکان مشارکت گروه‌های مختلف اجتماعی ایجاد می‌کند.
تقویم رسمی کشور بر مبنای سال شمسی تنظیم شده است و تعیین یک مناسبت ملی بر اساس تاریخ قمری، هر سال آن را در روز متفاوتی از تقویم شمسی قرار می‌دهد. افزون بر این، رمضان برای همه گروه‌های اجتماعی ظرفیت تبلیغی یکسانی ندارد. به‌ویژه در میان اهل سنت، رمضان از مهم‌ترین و گاه متراکم‌ترین دوره‌های فعالیت دینی و اجتماعی است. برنامه‌های عبادی، تبلیغی و اجتماعات مذهبی این ماه، امکان سفر و حضور در مراسم‌های متمرکز در مناطق دیگر را برای بسیاری از علما، مبلغان و مردم محدود می‌کند. بنابراین، انتخاب رمضان به‌عنوان تنها موعد رسمی بزرگداشت ممکن است ناخواسته مشارکت بخشی از جامعه را در مراسم سالانه دشوار سازد.
چالش دیگر، ثبت ملی و تثبیت جایگاه تاریخی نهم اسفند است. اگر دهم رمضان به‌عنوان سالروز اصلی شهادت رهبر شهید انتخاب شود، چگونه می‌توان نهم اسفند را نیز به‌عنوان روز آغاز جنگ، شهادت فرماندهان و مقامات، فاجعه مدرسه میناب و جنایت لامرد در تقویم ملی زنده نگه داشت؟ نمی‌توان یک روز را برای گرامیداشت رهبر شهید برگزید و از سوی دیگر، تاریخ شمسی همان واقعه و دیگر قربانیان آن را به حاشیه راند. حافظه تاریخی این روز، تنها به یک شخصیت محدود نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از شهادت‌ها، قربانیان و رخدادهایی را در بر می‌گیرد که هر کدام نیازمند یادآوری مستقل‌اند.
راه‌حل پیشنهادی، تفکیک هوشمندانه مناسک ملی از مناسک دینی و مردمی است
نهم اسفند می‌تواند به‌عنوان یک مناسبت ملی برای بزرگداشت مجموعه حوادث آن روز، با امکان بررسی و تصویب تعطیلی رسمی، در نظر گرفته شود. در این روز، مراسمی سازمان‌یافته و متمرکز در مرکز شهرهای کشور برگزار شود؛ الگویی شبیه رژه‌ها و آیین‌های رسمی روز نخست دفاع مقدس، همراه با مراسم محلی، برنامه‌های فرهنگی و تجمعات مردمی که از حالت پراکنده خارج شده و در قالبی مشخص و هماهنگ شکل بگیرند. محور این روز باید یادآوری آغاز جنگ، گرامیداشت رهبر و فرماندهان شهید، و زنده نگه‌داشتن یاد قربانیان میناب و لامرد باشد.
در مقابل، دهم رمضان می‌تواند به‌عنوان فرصتی برای گرامیداشت دینی و مردمی رهبر شهید معرفی شود؛ مناسبتی که الزاماً به مراسم‌های رسمی و متمرکز محدود نیست و از ظرفیت آیین‌های خودجوش و محلی بهره می‌برد. همان‌طور که بزرگداشت امام حسین(ع) تنها در اجتماعات میلیونی اربعین یا دسته‌های بزرگ عزاداری خلاصه نمی‌شود و روضه‌های کوچک خانگی با حضور چند نفر نیز بخشی از همان فرهنگ‌اند، یاد رهبر شهید هم می‌تواند در طیفی از مناسک مردمی، از محافل کوچک خانوادگی تا اجتماعات گسترده، زنده بماند. همان‌گونه که دسته‌های سینه‌زنی طولانی در شهرهایی مانند زنجان، مشهد و قم جلوه‌ای از مشارکت محلی در یک مناسک دینی‌اند، دهم رمضان نیز می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری آیین‌های متنوع و متناسب با فرهنگ هر منطقه باشد.
در این تقسیم کار، نهم اسفند روز تثبیت حافظه ملی و گرامیداشت همه قربانیان و شهدای آن روز است و دهم رمضان فرصتی برای تداوم پیوند عاطفی و دینی مردم با رهبر شهید. همچنین می‌توان روز پایان عملیات تفحص پیکرهای قربانیان مدرسه میناب را، پس از تعیین دقیق تاریخ و بررسی کارشناسی، به‌عنوان مناسبتی مستقل در تقویم ملی ثبت کرد تا این فاجعه از منظر رسانه‌ای و فرهنگی نیز گرامیداشتی ویژه داشته باشد.
مسئله، رقابت میان دو تاریخ نیست؛ مسئله، جلوگیری از فراموشی و ایجاد امکان مشارکت گسترده‌تر مردم است. با تفکیک این دو سطح، می‌توان هم از ظرفیت معنوی رمضان بهره برد و هم اجازه نداد نهم اسفند، به‌عنوان روزی سرنوشت‌ساز در تاریخ معاصر ایران، زیر سایه یک مناسبت دیگر قرار گیرد. تقویم ملی باید حافظه مشترک ملت را نمایندگی کند و مناسک دینی نیز باید فضایی برای مشارکت آزادانه، متنوع و مردمی فراهم آورند. این دو نه در برابر یکدیگر، بلکه در کنار یکدیگر می‌توانند یاد شهدا و قربانیان جنگ را به بخشی پایدار از حافظه جمعی ایرانیان تبدیل کنند.


نظرات شما