عصر قم - پژوهش انتقادی درباره کتاب «کلام المهدی» سیدمحمد فلاح مشعشعی، با بررسی مبانی اعتقادی و ادعاهای مطرحشده در آن، به تبیین تفاوت میان اندیشه اصیل مهدویت و برداشتهای انحرافی میپردازد.
به گزارش سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، لیلا جنترانی، دانشآموخته سطح سه رشته کلام اسلامی مدرسه علمیه تخصصی مجتهده امین(ره) وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی اصفهان و برگزیده کشوری جشنواره بانوی کرامت، در گفتوگویی به بررسی ابعاد پژوهش خود با عنوان «تحلیل انتقادی کتاب کلام المهدی سیدمحمد فلاح مشعشعی» پرداخت.
وی در این گفتوگو، ضمن تشریح انگیزه انتخاب موضوع، به تبیین مهمترین یافتههای تحقیق، خلأهای پژوهشی موجود، دشواریهای بررسی نسخه خطی و نقش اینگونه پژوهشها در شناخت مرز میان اندیشه اصیل مهدویت و ادعاهای انحرافی اشاره کرد و پیشنهادهایی برای ارتقای کیفیت پژوهشهای علوم اسلامی ارائه داد.
مسئله اصلی پژوهش شما چه بود و چرا پرداختن به آن از اهمیت علمی برخوردار است؟
مسئله اصلی پژوهش من، تحلیل انتقادی کتاب «کلام المهدی» و بررسی مبانی اعتقادی و کلامی سیدمحمد فلاح مشعشعی بود. همانطور که از عنوان پایاننامه مشخص است، تلاش کردم اعتقادات مطرحشده در این کتاب را استخراج، تحلیل و با مبانی اعتقادی شیعه مقایسه کنم.
سیدمحمد فلاح مشعشعی از شخصیتهای مدعی مهدویت در قرن نهم هجری بود که با بهرهگیری از برخی امور خارقالعاده، علوم غریبه و شیوههایی که موجب جذب گروهی از مردم شد، توانست در بخشهایی از خوزستان و عراق قدرت سیاسی به دست آورد. جریان مشعشعیان نیز پس از او شکل گرفت و برای مدتی طولانی در بخشهایی از این مناطق حکومت کرد.
کتاب «کلام المهدی» مجموعهای از مکاتبات، دیدگاههای اعتقادی و احکام مرتبط با این جریان را در بر میگیرد و از این جهت، منبعی مهم برای شناخت اندیشههای صاحب اثر است. در این پژوهش تلاش کردم مبانی فکری و اعتقادی مطرحشده در کتاب را بررسی کنم و موارد ناسازگار با آموزههای اصیل شیعه را بهصورت انتقادی تحلیل کنم.
اهمیت این موضوع فقط به شناخت یک جریان تاریخی محدود نمیشود؛ زیرا بررسی علمی ادعاهای مدعیان مهدویت میتواند در شناخت بهتر جریانهای مشابه و افزایش آگاهی جامعه درباره تفاوت میان مهدویت اصیل و برداشتهای انحرافی نقش داشته باشد.
چه خلأیی در مطالعات پیشین شناسایی کردید که پایاننامه شما درصدد پاسخگویی به آن بود؟
در بررسیهای اولیه متوجه شدم که درباره سیدمحمد فلاح مشعشعی و کتاب «کلام المهدی» تحقیقاتی انجام شده و مقالاتی نیز به ابعاد مختلف زندگی و اندیشههای او پرداختهاند. همچنین، با پژوهشی دانشگاهی درباره نقد اندیشههای او مواجه شدم؛ اما بسیاری از آثار موجود یا بر زندگی تاریخی وی تمرکز داشتند یا تنها بخشی از مبانی اعتقادی و کلامی او را بررسی کرده بودند.
به نظر میرسید بررسی جامع مبانی اعتقادی مطرحشده در کتاب، بهویژه با رویکردی انتقادی و تطبیقی، همچنان جای کار دارد. ازاینرو، تلاش کردم تمام دیدگاههای کلامی و اعتقادی مطرحشده در اثر را بررسی کنم و تصویری منسجمتر از مبانی فکری صاحب کتاب ارائه دهم.
یکی از موضوعات اختلافی در پژوهشهای پیشین نیز ماهیت ادعای سیدمحمد فلاح مشعشعی بود. در برخی آثار، این دیدگاه مطرح شده بود که او خود را نایب یا نماینده امام مهدی(عج) معرفی میکرد، نه اینکه شخصاً مدعی مهدویت باشد. بررسی مستقیم متن کتاب و مکاتبات آن، این مسئله را به یکی از محورهای مهم تحقیق من تبدیل کرد.
مهمترین نوآوری علمی پژوهش شما چیست ؟
به نظر من، مهمترین ویژگی پژوهش این بود که بررسی را به یک ادعای خاص محدود نکردم، بلکه تلاش کردم مجموعه مبانی اعتقادی و کلامی مطرحشده در کتاب را بررسی کنم.
در ابتدا تصور میکردم مسئله اصلی، اثبات یا رد ادعای مهدویت سیدمحمد فلاح مشعشعی است؛ اما در جریان مطالعه متوجه شدم که برای شناخت دقیقتر اندیشههای او باید موضوعات دیگری مانند توحید، نبوت، امامت و دیدگاههای مرتبط با دریافت معارف دینی نیز بررسی شود.
در این مسیر، تلاش کردم مطالب کتاب را با مبانی اعتقادی شیعه و منابع روایی و کلامی مقایسه کنم و موارد اختلاف را توضیح دهم. بنابراین، نوآوری پژوهش را میتوان در بررسی نسبتاً جامع مبانی اعتقادی این اثر، استفاده مستقیم از متن کتاب و تحلیل تطبیقی دیدگاههای مطرحشده در آن دانست.
مهمترین یافته پژوهش چه بود؟
یکی از یافتههای اصلی پژوهش این بود که سیدمحمد فلاح مشعشعی در کتاب خود دیدگاهها و ادعاهایی درباره مهدویت، جایگاه امام علی(ع)، دریافت معارف و نوعی ارتباط ویژه با منبع معرفت مطرح کرده است که نمیتوان آنها را بدون بررسی انتقادی، مطابق با مبانی اصیل اعتقادی شیعه دانست.
در تحلیل این مطالب، به این نتیجه رسیدم که برخی از دیدگاههای مطرحشده با مبانی اعتقادی شیعه فاصله دارند و در مواردی، نشانههایی از گرایشهای صوفیانه در آنها دیده میشود. به همین دلیل، بررسی اندیشههای او را باید فراتر از مسئله ادعای مهدویت دنبال کرد و دیگر ابعاد اعتقادی مطرحشده در کتاب را نیز در نظر گرفت.
البته مقصود از این بررسی، صرفاً نقل ادعاها نبود؛ بلکه تلاش کردم با مراجعه به منابع و مقایسه دیدگاهها، مبنای انتقادهای خود را روشن کنم.
چه مسئلهای موجب شد این کتاب را برای پایاننامه انتخاب کنید؟
یکی از انگیزههای اصلی من، کاربردیکردن آموختههایم در رشته کلام اسلامی بود. در دورهای تخصصی درباره جریانهای فکری و فرقهای شرکت کردم که تجربه بسیار مفیدی برایم بود. این دوره کمک کرد بهتر درک کنم که مباحث کلامی که در طول سالهای تحصیل فراگرفتهام، چه کاربردی در مسائل واقعی جامعه دارند.
در آن دوره با جریانهای مختلف فکری آشنا شدم و مطالعه درباره آنها برایم روشن کرد که برخی از این جریانها چگونه بر باورهای مردم تأثیر میگذارند و چه پیامدهایی ممکن است برای زندگی فردی و خانوادگی افراد داشته باشند.
به همین دلیل، تصمیم گرفتم موضوعی را انتخاب کنم که افزون بر ارزش علمی و تاریخی، بتواند در افزایش آگاهی جامعه نیز مؤثر باشد. به نظرم، نقد علمی مبانی اعتقادی مدعیان مهدویت میتواند به شناخت دقیقتر ادعاهای آنان کمک کند و زمینه گرایش ناآگاهانه افراد به چنین جریانهایی را کاهش دهد.
با توجه به گستردگی آثار موجود در حوزه مهدویت، کتاب «کلام المهدی» چه ویژگی یا جایگاه علمیای داشت که آن را برای مطالعه انتقادی واجد اهمیت میکرد؟
در حوزه مهدویت، آثار ارزشمند فراوانی وجود دارد که مبانی اصیل این آموزه را تبیین میکنند؛ از جمله آثاری مانند «کمالالدین و تمامالنعمه» شیخ صدوق و دیگر منابع روایی و کلامی که در تبیین اندیشه مهدویت مورد استفاده قرار میگیرند.
اما در کنار شناخت مبانی اصیل، بررسی آثار مدعیان مهدویت نیز اهمیت دارد؛ زیرا شناخت ادعاهای آنان و مقایسه آن با منابع معتبر میتواند به روشنشدن تفاوت میان آموزههای اصیل و برداشتهای شخصی کمک کند.
کتاب «کلام المهدی» از این جهت برای من اهمیت داشت که مجموعهای از مکاتبات و دیدگاههای اعتقادی صاحب اثر را در اختیار پژوهشگر قرار میدهد. بنابراین، امکان بررسی مستقیم مطالب و سنجش آنها با منابع دیگر فراهم میشود.
البته درباره نقاط قوت این کتاب باید میان ارزش آن بهعنوان یک منبع برای شناخت اندیشههای صاحب اثر و اعتبار محتوای اعتقادی آن تفاوت قائل شد. به نظر من، اهمیت پژوهشی کتاب بیش از آنکه به معنای تأیید دیدگاههای مطرحشده در آن باشد، به امکان مطالعه مستقیم و انتقادی این دیدگاهها بازمیگردد.
مهمترین یافته انتقادی شما درباره کتاب چه بود و این یافته چه تفاوتی با برداشت اولیه شما از اثر داشت؟
در آغاز پژوهش، تمرکز اصلی من بر بررسی ادعای مهدویت سیدمحمد فلاح مشعشعی بود؛ اما با مطالعه بیشتر، متوجه شدم که موضوع ابعاد گستردهتری دارد. برخی از مبانی اعتقادی مطرحشده در کتاب، در حوزه توحید، نبوت و امامت نیز با آموزههای شیعه تفاوت دارند و برای ارزیابی آنها باید مجموعه اندیشههای صاحب اثر را بررسی کرد.
همچنین، بررسی مکاتبات کتاب مرا به این نتیجه رساند که نمیتوان بهسادگی ادعای مهدویت را از اندیشههای مطرحشده در آن جدا کرد. در حالی که برخی پژوهشهای پیشین برداشت دیگری از ماهیت ادعای او ارائه کرده بودند، من با توجه به شواهدی که در متن کتاب یافتم، به نتیجه متفاوتی رسیدم.
این تفاوت، اهمیت مراجعه مستقیم به منابع اصلی و پرهیز از اکتفا به برداشتهای ثانویه را برایم روشنتر کرد.
مهمترین محدودیت پژوهش چه بود و چگونه آن را مدیریت کردید؟
یکی از مهمترین محدودیتهای پژوهش، دسترسی محدود به کتاب بود. این اثر بهصورت نسخه خطی در دسترس قرار داشت و نسخههای آن محدود بود. در جریان کار، از کمک استاد حامد نیازی بهرهمند شدم که موضوع را به من معرفی کردند و در دسترسی به کتاب نیز نقش مهمی داشتند.
دشواری دیگر، ترجمه متن عربی کتاب بود. اگرچه متن به زبان عربی نوشته شده بود، دستنویسبودن آن و برخی تعبیرهای خاص، مطالعه و ترجمه را در مواردی دشوار میکرد.
برای مدیریت این مشکل از ابزارهای تبدیل تصویر به متن و ترجمه ماشینی کمک گرفتم؛ اما ترجمههای تولیدشده را بهصورت نهایی نمیپذیرفتم. آنها را با دانش خود از زبان عربی، مطالعات مرتبط و مقایسه با مقالات و منابع دیگر بازبینی میکردم. در مواردی نیز که ترجمه یک عبارت برایم روشن نبود، به دنبال شواهد و ترجمههای احتمالی آن در آثار دیگر میگشتم.
این فرایند زمانبر بود، اما کمک کرد تا حد امکان، ترجمه مطالب و برداشت نهایی بر پایه بررسی و ارزیابی شخصی باشد، نه صرفاً خروجی ابزارهای ماشینی.
در فرایند تحلیل انتقادی، با چه چالشهایی در ارزیابی متون روایی، تاریخی و کلامی مواجه شدید و برای حفظ بیطرفی علمی چه ملاحظاتی را در نظر گرفتید؟
یکی از چالشها، مواجهه با پژوهشهایی بود که دیدگاهی متفاوت با نتیجه تحقیق من داشتند. برای مثال، در برخی آثار از سیدمحمد فلاح مشعشعی بهعنوان فردی یاد شده بود که خود را نایب امام مهدی(عج) معرفی میکرد. من با بررسی متن کتاب، به این نتیجه رسیدم که شواهدی برای برداشت دیگری نیز وجود دارد و این موضوع باید با مراجعه مستقیم به منابع ارزیابی شود.
در بررسی روایات و مباحث کلامی نیز تلاش کردم مطالب را بهصورت تطبیقی مطالعه کنم. هرجا دیدگاهی در کتاب مطرح شده بود، در صورت امکان آن را با روایات، منابع مرتبط و دیدگاه عالمان اسلامی مقایسه میکردم و سپس نتیجه خود را توضیح میدادم.
به نظرم، در چنین پژوهشهایی باید میان نقل دیدگاه صاحب اثر و ارزیابی آن تفاوت گذاشت. همچنین، نقد علمی نباید جای خود را به داوری بدون استدلال بدهد. به همین دلیل، تلاش کردم نتیجهگیریها را بر پایه شواهد و مقایسه منابع ارائه کنم.
به نظر شما چه ویژگیهایی موجب شد پایاننامه شما در میان آثار ارائهشده در جشنواره کشوری بهعنوان اثر برگزیده انتخاب شود؟
درباره علت دقیق انتخاب پایاننامه، باید نظر داوران جشنواره را جویا شد؛ اما به نظر خودم، چند ویژگی میتواند در این انتخاب مؤثر بوده باشد.
نخست، موضوع پژوهش و پرداختن به اثری بود که بررسی جامع مبانی اعتقادی آن کمتر مورد توجه قرار گرفته بود. دوم، دسترسی به نسخه خطی و تلاش برای مطالعه مستقیم متن اهمیت داشت. همچنین، تصویر بخشهایی از نسخه اصلی کتاب را در پیوست پایاننامه قرار دادم تا مستندات پژوهش در کنار تحلیلها در دسترس باشد.
از سوی دیگر، تلاش کردم کار صرفاً توصیفی نباشد و دیدگاههای مطرحشده در کتاب را با مبانی اعتقادی شیعه مقایسه کنم. به نظرم، این رویکرد انتقادی و تلاش برای استدلالمحورکردن بحث، در کنار دشواریهای موضوع، از ویژگیهای قابل توجه پژوهش بود.
بر اساس تجربه این پژوهش، مهمترین توصیه علمی شما به پژوهشگران و دانشجویانی که در ابتدای مسیر پژوهش قرار دارند چیست؟
مهمترین توصیه من این است که از نوشتن نترسند. گاهی دانشجو یا طلبه تصور میکند اگر از ابتدا نتواند مطلبی دقیق و بینقص بنویسد، بهتر است نوشتن را آغاز نکند؛ در حالی که نوشتن بخشی از فرایند یادگیری است و استاد راهنما میتواند اشکالات را شناسایی کند و در اصلاح آنها کمک کند.
من نیز در طول مسیر، گاهی نگران بودم که نتوانم مطالب را بهخوبی بنویسم؛ اما به این نتیجه رسیدم که باید شروع کرد و سپس متن را اصلاح و تکمیل کرد. اگر اشتباهی وجود داشته باشد، با مطالعه بیشتر و راهنمایی استاد میتوان آن را برطرف کرد.
نکته دیگر، استفاده از یادداشتبرداری و مباحثه است. گاهی فرد تصور میکند مطلبی برای نوشتن به ذهنش نمیرسد، در حالی که اگر مطالعه کرده باشد و شروع به توضیحدادن موضوع کند، مطالب بهتدریج شکل میگیرند.
تجربه شخصی من این بود که گاهی توضیحدادن یک موضوع برای همسرم یا فرد دیگری، کمک میکرد بتوانم همان مطالب را روی کاغذ بیاورم. بنابراین، پیشنهاد میکنم پژوهشگران مطالب را برای خود یا دیگران توضیح دهند، از مباحثه استفاده کنند و نکات مهم را همان زمان یادداشت کنند.
به نظر من، یکی از دلایل اصلی بهتعویقافتادن یا ناتمامماندن برخی پایاننامهها، ترس از نوشتن و نگرانی از کیفیت اولیه متن است. باید نوشت، از استاد راهنما کمک گرفت و در فرایند پژوهش بهتدریج کیفیت کار را ارتقا داد.
در کنار این موارد، توکل به خداوند و توجه به هدف علمی و دینی پژوهش نیز برای من اهمیت داشت. وقتی پژوهشگر احساس کند برای افزایش آگاهی و گسترش معارف دینی تلاش میکند، میتواند با امید و انگیزه بیشتری مسیر را ادامه دهد.
برای ارتقای سطح علمی پایاننامههای دانشجویان در حوزه علوم اسلامی و مطالعات کلامی چه پیشنهادهایی دارید؟
به نظر من، یکی از ضرورتهای مهم این است که متون کلامی قدیم را بهگونهای بازخوانی کنیم که برای مخاطب امروز قابلفهمتر شوند. برخی از این آثار زبان سنگین و دشواری دارند و لازم است مفاهیم و استدلالهای آنها با حفظ دقت علمی، به زبانی روشن و روان ارائه شود.
پیشنهاد دیگرم این است که پژوهشها از حالت صرفاً توصیفی خارج شوند و به سمت حل مسئله حرکت کنند. امروز نوجوانان، جوانان، دانشجویان و حتی طلاب با پرسشها و شبهات اعتقادی متعددی روبهرو هستند. پایاننامهها میتوانند با شناسایی این مسائل، به بررسی علمی آنها و ارائه پاسخهای مستدل بپردازند.
پژوهشگر باید از خود بپرسد که تحقیق او چه مسئلهای را حل میکند و چه کمکی به مخاطب امروز میرساند. اگر بتوانیم یک پرسش واقعی را شناسایی کنیم، ابعاد آن را بررسی کنیم و به پاسخی روشن و مستند برسیم، پژوهش از حالت صرفاً نظری خارج میشود و کاربرد بیشتری پیدا میکند.
اگر بخواهید مهمترین دستاورد علمی پایاننامه خود را برای پژوهشگران حوزه کلام و مطالعات مهدویت در یک گزاره بیان کنید، آن گزاره چیست؟
مهمترین دستاورد این پژوهش، تبیین تفاوت میان برداشتها و ادعاهای شخصی مدعیان مهدویت با مبانی اصیل اعتقادی شیعه و نشاندادن ضرورت بررسی مستند این ادعاهاست.
به نظر من، شناخت اندیشههای اصیل مهدویت در کنار بررسی انتقادی دیدگاههای مدعیان، میتواند به افزایش آگاهی عمومی کمک کند و زمینه تأثیرپذیری ناآگاهانه از جریانهای انحرافی را کاهش دهد.
صحبت پایانی خودتان را بیان بفرمایید
در درجه نخست، خداوند متعال را شاکرم که به مدد و عنایت او توانستم این پایاننامه را به سرانجام برسانم. همچنین از مدیریت و کادر مدرسه علمیه تخصصی مجتهده امین(ره)، بهویژه سرکار خانم قاسمپور، سرکار خانم شفیعی و سرکار خانم جزینی، بهخاطر زحمات و حمایتهایشان تشکر میکنم.
از استاد راهنمای پایاننامه، آقای دکتر نقیه، نیز به دلیل راهنماییهای ارزشمند، نکات علمی پربار و همراهی در مسیر پژوهش صمیمانه قدردانی میکنم. اگر از راهنماییهای ایشان بهرهمند نمیشدم، انجام این کار بسیار دشوارتر بود.
همچنین از استاد حامد نیازی، مدیر مؤسسه فرق ادیان عصر اصفهان، تشکر میکنم که این موضوع را به من پیشنهاد دادند و در دسترسی به کتاب «کلام المهدی» یاری رساندند. انتخاب موضوع پایاننامه برای دانشجو و طلبه، خود مرحلهای مهم و گاهی دشوار است و راهنمایی ایشان در آغاز این مسیر برای من بسیار ارزشمند بود.
از پدر و مادرم نیز قدردانی میکنم و بهویژه از همسر عزیزم که با صبر، همراهی و حمایتهای خود در تمام این مسیر کنارم بود، تشکر میکنم. باور دارم اگر حمایتها و همراهی ایشان نبود، رسیدن به این موفقیت برایم بسیار دشوار میشد. همسرم در این دستاورد سهمی جدی دارد و من این موفقیت را حاصل همراهی و فداکاری او نیز میدانم.
در پایان، از برگزارکنندگان این گفتوگو تشکر میکنم و امیدوارم این پژوهش بتواند گامی هرچند کوچک در مسیر تبیین معارف اصیل اسلامی، ارتقای مطالعات کلامی و افزایش آگاهی جامعه باشد.