عصر قم - هیچ جامعه و جمعیتی از شیعیان جهان خصوصا جوامعی که در اقلیت هستند نباید احساس کنند رهاشده هستند؛ آنهم در که حالی میلیونها حامی دوستدار اهلبیت(ع) در جهان، مشتاق کمک به آنها هستند.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ زینبیه و حرم نورانی دختر امیرالمؤمنین(ع)، اصلیترین عامل روشنایی و رکن هدایت در تاریکی بلاد شام است. با گذشت بیش از یکسال از استقرار دولت جولانی در شام با حمایت سرویسهای مخفی اطلاعاتی منطقه و فرامنطقه، سوریه اکنون در اختیار نیروهایی است که برجستهترین خصال آنان ضدیت با شیعه بوده است.
تمرکز شیعه بر روی جبهه غزه و لبنان در پی عملیات طوفان الأقصی برای حمایت از مقاومت فلسطین، فرصت را برای نیروهای تکفیری اجتماع یافته در ادلب سوریه فراهم ساخت تا با حمایت کامل ناتو به تصرف سوریه بپردازند.
گرچه در آخرین مذاکرات میان ترکیه، ایران و روسیه پیش از واگذاری سوریه به زمامداران تکفیری، عدم تعرض به مکانهای مقدس و زیارتگاهها از تعهدات ترکیه و نیروهای تحت امر این کشور عنوان شد اما به هر حال با استقرار دولت جولانی، محدودیتها بطور چشمگیری در زینبیه و برای شیعیان در سراسر سوریه اعمال شد.
انواع محدودیتها، فشارها و برخوردهای خشن با شیعیان در سوریه جولانی، فهرست طولانی و بلندی شده است که باید بصورت عاجل مورد توجه قرار گیرد.
حضور شیعه در شام و سوریه کنونی خصوصا منطقه دمشق به قرن نخست هجری بازمیگردد و آنان همواره بخشی از این سرزمین بودهاند. ورود کاروان اسیران اهلبیتِ رسول خدا(ص) به دمشق را میتوان نقطه آغاز استقرار شیعه در شام به شمار آورد. خصوصا آنکه پارههای تن خاندان رسالت در همان مقطع در سرزمین شام دفن میشوند و نخستین بقاع متبرکه اسلامی در آن دیار برپا میگردد.
نباید فراموش کرد خاندان اموی نیز ساکنین شام نبودند و در عهد خلیفه سوم، به واسطه فرمانداری معاویه بن ابی سفیان، در آنجا حاکمیت مییابند اما در زمان حکومت امیرالمؤمنین (ع) با وجود عزل شدن از امارت شام، حاضر به کنارگیری از قدرت نمیشوند.
سیره زینبی و کنشگری در قلب اردوگاه دشمن با ایجاد فرصت برای حیات و استمرار در یکی از تاریکترین نقاط تاریخ اسلام، الهام بخش نسلهای متمادی شد و عالمانی از شام برخاستند که از قلههای علمی و فرهنگی و حلقههای پیوند و استمرار تشیع در آن سرزمین هستند.
گسترش تشیع از جوار حرم عقیله اهلبیت(ع) به دمشق محدود نماند و حلب یکی از بزرگترین شهرهای شام و تمدن اسلامی را نیز در برگرفت و نقاط متعددی دیگری به کانونهای استقرار شیعیان تبدیل شد که با وجود فشار حکومتها در ادوار مختلف، استمرار خود را حفظ کردند.
برخلاف آنچه احمد الشرع رئیس جمهور خودخوانده سوریه در یکی از دیدارها در هفتههای نخست زمامداری بیان داشت که رفتار شیعه برای انتقام خون واقعه کربلا از سرزمین امروز سوریه، غیرمعقول و در دنیای امروز بیمعنا است؛ نیروهای جولانی با بازداشتهای گسترده شیعیان و تلاش برای تغییر بافت زینبیه دمشق، اشتیاق خود را برای احیای شوکت غیرقابل بازگشت اموی، بیشتر از دیگران به نمایش گذاشتند. غافل از اینکه نیروهای مدافع حرم تنها بعد از شروع تعرض سربازان تکفیری و تهدید به هدم حرمها، عازم شام شدند و تا پیش از آن تا سالهای طولانی در یک همزیستی مسالمتآمیز میان شیعه و سُنی، خبری از برخوردهای مسلحانه میان پیروان مذاهب در آن منطقه نبود.
بقاع متبرکه اهلبیت(ع) در همه سرزمینهای اسلامی عامل رونق و امنیت و هدایت بوده و هستند و امروز نیز با آنکه تلاش زیادی برای احیای مسجد جامع اموی دمشق به مثابه نماد مجد و اقتدار و مالکیت تاریخی امویان بر شام صورت میگیرد اما این حرمها و بقاع اهلبیت(ع) هستند که همچنان میتوانند رونق را سوریه باز گردانند. عموم مسلمانان در جهان اسلام آرزویی برای زیارت مسجد جامع اموی و نماز در آن ندارند مگر به عنوان یک گردشگر علاقهمند به آثار تاریخی تمدن اسلامی. این در حالی است که احادیث متعددی مبنی بر فضایل شام توسط دستگاه خلافت بنیامیه وضع و ساخته شده است تا قداستی برای پایتخت اموی دست و پا کنند اما این احادیث تنها عامل تشویق تکفیریها برای شرکت در جنگ سوریه شد و جذابیت دیگری در منظومه اعتقادی مسلمانان اهلسنت ایجاد نکرد. جالب آنکه احادیث مشابهی برای فضیلت مصر در دوره زمامداری عمر بن عاص، فرماندار معاویه در مصر بعد از شهادت مالک اشتر، ساخته شد تا موجب تحکیم سیطره اموی گردد.
اما در مصر هم این مساجد و بقاع منسوب به اهلبیت(ع) هستند که پابرجا ماندهاند و امروز زیارتگاه و مأمن مردمان اهلسنت مصر هستند و خبری از آثار حکومت عمر بن عاص نیست.
جالب آنکه مساجد، حرمها و ضریحها متبرک در مصر عموما امتدادی از حضور اهلبیت (ع) در شام به شمار میآیند، مانند مسجد و ضریح حضرت زینب (س) یا مقام رأس الحسین (ع) در قاهره.
از دست رفتن سوریه و خروج جبهه مقاومت از این کشور، شرایط دشوار و کم سابقهای را در دوره معاصر برای شیعه در شام ایجاد کرده است. علاوه بر آنکه شیعه در سوریه مهجوریت دوباره را تجربه میکند، شیعیان لبنان نیز با توجه به بسته شدن خطوط امداد جبهه مقاومت از خاک سوریه با مشکلات خاص خود مواجه هستند. همزمان مهاجرت جمعیت قابل توجهی از شیعیان سوریه به لبنان در پی استقرار جولانی، زندگی سختی را برای آنان رقم زده است.
اما همه اینها به معنای مسدود بودن همه راهها برای حمایت از شیعه در شام نیست. همانطور که حرم بانوی صبر و مقاومت قرنها است امید و حیات را در آن دیار تداوم بخشیده است؛ امروز همان حرم درگاه بزرگ حمایت از پیروان اهلبیت(ع) ساکن در سوریه و لبنان است.
مسئله زیارت، جریانی است که میتواند روزنههای متعددی را به سوی شام بگشاید. هماکنون بنا بر حفظ روابط سیاسی میان عراق و سوریه، سفرهای زیارتی از عراق به سوریه برقرار است. همچنانکه در دوره بشار اسد با وجود ناامنی تکفیریها در جنگ سوریه و تعطیلی سفر زائران ایرانی، شیعیان عراقی مستمرا به زیارت زینبیه میرفتند و پروازهای زیارتی از نجف و بغداد به دمشق برقرار بود.
همزمان شیعیان لبنان با توجه به فاصله اندک تا دمشق بصورت زمینی به زیارت حضرت زینب (س) میشتافتند. امروز روابط سیاسی میان دولت عراق و لبنان با دولت سوریه جولانی برقرار است و همین زمینه میتواند به تقویت جریان زیارت کمک کند. رئیس دستگاه اطلاعاتی عراق که برای ملاقات با جولانی به دمشق سفر کرد با اعضای شیعه و سنی هیأت عراقی به زیارت حرم حضرت زینب (س) رفتند تا این امکان بسته نماند.
نباید فراموش کرد در مقیاس جهان تشیع و جهان اسلام همواره نمیتوان از ابزارهای در اختیار جمهوری اسلامی استفاده کرد. ایران مرکز و محور شیعه در جهان است اما ظرفیتهای تشیع بسیار وسیعتر از حدود ایران است و باید به تناسب، در هر زمان و مکان با هوشمندی و نگاه راهبردی از همه امکانات در جای خود استفاده کرد.
بر این اساس داشتن سیاست روشن در قبال شیعه در شام و بطور مشخص سوریه بسیار مهم است. طراحی سیاست تعامل با مسئله شیعه در سوریه در چند لایه قابل تعریف است. نخست وظایف و امکانات جمهوری اسلامی در بخش سیاسی و دیپلماسی. دیگر ظرفیت نهادهای شیعی در ایران و عراق و داخل سوریه است. همه اینها نیازمند بررسی و توجه است و البته هماکنون نیز هر کدام خدمات، حمایتها و پیگیریهایی انجام میدهند. حمایت دفتر آیتالله العظمی سیستانی از خانوادههای شیعه پناهنده از سوریه به لبنان نمونهای از این اقدامات است.
اما علاوه بر ضرورت توسعه و یکپارچه کردن کمکهای امدادی و خیریه که بسیار حیاتی است، مسئله اصلی تلاش برای رسمیت شناخته شدن جایگاه و حقوق شیعه در سوریه است. احساس فعلی این است که بعد از کنار رفتن دولت بشار اسد و خروج جبهه مقاومت، شیعیان سوریه رها شده اند! و هیچ بخشی در ایران یا جهان تشیع متولی پیگیری امور آنان نیست. در حالی که میتوان هماهنگیهای فراوانی صورت داد. در این میان مجمع جهانی اهلبیت(ع) و یا مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی میتوانند نقش خوبی ایفاءکنند.
همانطور که اشاره گردید در توافقات اولیه میان کشورهای منطقه، احترام به حرمها و زیارتگاهها بطور شفاهی مورد تأکید قرار گرفته است. بر این اساس میتوان همین تفاهم را مبداء حرکت به سمت گشایشهای بیشتر قرار داد. در این مرحله روابط خوب میان جمهوری اسلامی و ترکیه جهت اقدام داخل سوریه باید مورد استفاده قرار گیرد.
در یک جمعبندی میتوان گفت، هیچ جامعه و جمعیتی از شیعیان جهان خصوصا جوامعی که در اقلیت هستند نباید احساس کنند رهاشده هستند؛ آنهم در که حالی میلیونها حامی دوستدار اهلبیت(ع) در جهان، مشتاق کمک به آنها هستند. برخورداری شیعیان منطقه مانند سوریه و افغانستان و آذربایجان از حمایتهای قوی و سازمان یافته، بطور مستقیم در محاسبات حکومتها نیز تأثیر میگذارد و موجب به رسمیت شناختن منزلت و حقوق یا دست کم مانع بدرفتاری و تعرض به آنان در کشورهای مختلف میگردد.
..........................
پایان پیام