عصر قم - حضور در درسهای اخلاق عمومی میتواند فرصتی برای بازنگری در رفتار و اعمال و برداشتن گامهایی جدیتر در مسیر تهذیب نفس باشد؛ چنانکه گاهی یک موعظه کوتاه، زمینه تأمل در عملکرد روزمره و تصمیم برای اصلاح رفتار را فراهم میکند.
به گزارش سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، برای متحول شدن و قدم گذاشتن در مسیر تهذیب نفس، لزوماً نباید همه شرایط خاص فراهم باشد؛ نه حتماً باید در درس اخلاق استادی کمنظیر و صاحبنفسی شرکت کرد، نه لزوماً باید در زمان و مکان ویژهای قرار گرفت و نه باید منتظر ماند تا تمام مقدمات برای یک تحول اساسی فراهم شود. گاهی یک جمله، یک تذکر اخلاقی یا حتی چند دقیقه شنیدن سخنی از سر خیرخواهی، میتواند جرقهای در وجود انسان ایجاد کند و او را به تأمل درباره مسیر زندگیاش وادارد.
البته تردیدی نیست که حضور در محضر استادان بزرگ اخلاق، همچون مرحوم آیتالله قاضی و آیتالله بهجت، آثار و برکات ویژهای دارد و بهرهمندی از نفس قدسی و نفوذ کلام چنین بزرگانی میتواند تأثیری عمیق و ماندگار بر جان انسان بگذارد؛ اما نباید چنین تصور کرد که تنها در محضر چنین استادانی است که امکان تحول وجود دارد. چهبسا کسانی که در درسهای عمومی اخلاق شرکت میکنند و از محضر استادانی بهره میبرند که اگرچه در مرتبه و جایگاه آن بزرگان نیستند، اما به اندازه علم، تجربه و توانایی خود، نکات ارزشمند و راهگشایی را بیان میکنند؛ نکاتی که اگر با پذیرش و آمادگی درونی مخاطب همراه شود، میتواند منشأ تحولی جدی در زندگی او باشد.
در این زمینه، یکی از طلاب نقل میکند که در درس اخلاق عمومی مدرسه فیضیه شرکت کرده بود. همان نیم ساعت یا یک ساعتی که پای سخنان آن استاد نشسته بود، موجب شد به فکر فرو برود و برخی از رفتارها و اعمال خود را دوباره ارزیابی کند. با خود اندیشید که آیا کاری که اکنون انجام میدهد، واقعاً درست است؟ (تحصیل در مدرسهای که شرط عدم تحصیل در موسسه دیگری داشت که در زمان ثبت نام اعلام نکرده بود مشغول به تحصیل در موسسه دیگری است) آیا این رفتار با معیارهای دینی و اخلاقی سازگار است؟ آیا ممکن است همین عمل، بهواسطه آثار و پیامدهایش، موجب از بین رفتن ثواب اعمال دیگر او شود؟ همین پرسشها ذهن او را درگیر کرد و زمینهای فراهم آورد تا تصمیم بگیرد در رفتار و مسیر زندگی خود تجدیدنظر کند و قدمی جدیتر در راه اصلاح نفس بردارد.
نکته قابل تأمل در این ماجرا آن است که چهبسا آن درس اخلاق، از جهت عمق مطالب، مرتبه علمی استاد یا نفوذ معنوی گوینده، قابل مقایسه با مجالس اخلاق بزرگان نبوده باشد و یا بالاجبار در آن جلسه حاضر شده بود، اما همین جلسه عمومی توانسته بود در جان یک انسان اثر بگذارد و او را از غفلت بیرون بیاورد. این نشان میدهد که نباید ارزش یک تذکر اخلاقی را صرفاً با جایگاه گوینده یا میزان شهرت او سنجید. گاهی سخنی که در ظاهر ساده و معمولی به نظر میرسد، در زمان مناسب به گوش کسی میرسد و مسیری تازه پیش روی او میگشاید.
لکن برای تأثیرپذیری از موعظه، تنها گوینده و کیفیت سخن او تعیینکننده نیستند؛ آمادگی درونی شنونده نیز نقشی اساسی دارد. ممکن است انسان در محضر استادی برجسته حاضر شود، اما به دلیل غفلت و خودبینی بهرهای نبرد؛ در مقابل، جملهای ساده میتواند زندگی او را دگرگون کند اگرچه اخلاص، صدق و عمق معرفت استاد اخلاق در تأثیرگذاری کلام مؤثر است؛ اما انسان نباید از نقش خود در پذیرش حقیقت غافل شود. استمرار در شنیدن مواعظ نیز اهمیت دارد؛ زیرا غفلت ممکن است انسان را از حقیقتهایی که بارها شنیده، دور کند و تذکرات اخلاقی زمینه بیداری و اصلاح نفس را فراهم میآورد.
در این زمینه، ماجرای امام حسین علیهالسلام و مردم کوفه تأملبرانگیز است. با وجود عظمت شخصیت امام و دعوت ایشان به حق، برخی با وجود شناخت حقیقت در برابر آن ایستادند و برخی تحت تأثیر عوامل گوناگون از همراهی با امام بازماندند. این ماجرا نشان میدهد که شنیدن سخن حق بهتنهایی کافی نیست؛ بلکه پذیرش حقیقت و عمل به آن، به آمادگی درونی انسان بستگی دارد.
بنابراین، نباید برای آغاز تحول و تهذیب نفس، در انتظار فراهم شدن شرایطی استثنایی ماند. نباید با این تصور که هنوز استاد اخلاقی در تراز بزرگان نیافتهایم، یا هنوز در محضر فردی صاحبنفوذ حاضر نشدهایم، خود را از فرصتهای موجود محروم کنیم. هر تذکر صادقانهای میتواند فرصتی برای بازنگری در خویشتن باشد و هر سخن حقی میتواند دریچهای به سوی اصلاح نفس بگشاید.