عصر قم - هفت صبح / مدتی قبل زن جوانی با مراجعه به مراجع قضایی از یک راننده ناشناس مسافربر بینشهری به اتهام تجاوز شکایت کرد. این زن در شرح شکایت خود مدعی شد هنگام بازگشت از شهرستان به تهران در نزدیکی ورامین، راننده او را در محلی خلوت مورد تجاوز قرار داده است. با اطلاعاتی که شاکی در اختیار مأموران قرار داد، راننده شناسایی و دستگیر شد.
دستگیری متهم
او در نخستین برخورد با مأموران، اتهام مطرحشده را بهکلی انکار کرد و گفت: «روز حادثه این زن را از تهران به یکی از شهرستانهای نزدیک پایتخت بردم. حدود سه ساعت طول کشید تا به مقصد رسیدیم. بعد از آن، از من خواست کمی صبر کنم و دوباره او را به تهران برگردانم. در طول مسیر هیچ اتفاقی بین ما نیفتاد و من او را مطابق خواستهاش به خانهاش رساندم. اتهامش را قبول ندارم و نمیدانم چرا چنین ادعایی مطرح کرده است.»
در ادامه با دستور قضایی، زن جوان برای معاینه به پزشکی قانونی معرفی شد. بنا بر گزارش پرونده، آثار دیانای مرد راننده روی بدن شاکی تأیید شد. با توجه به ادله و مستندات موجود در پرونده، متهم با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد تا در انتظار محاکمه بماند.
در دادگاه
روز گذشته جلسه محاکمه این پرونده در شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران برگزار شد. در این جلسه، زن جوان بار دیگر به شرح شکایت خود پرداخت و گفت: «حدود پنج سال قبل با مردی آشنا شدم که ساکن یکی از شهرستانهای نزدیک تهران بود. پیش از آن یک ازدواج ناموفق داشتم و از همسر اولم جدا شده بودم. وقتی با این مرد آشنا شدم، به من پیشنهاد ازدواج داد. من هم بهدلیل تنهایی و بیسرپناهی پذیرفتم همسر دوم او شوم. به همین دلیل، با هم صیغه محرمیت خواندیم.مدتی بعد از او صاحب یک فررند شدم.»
شاکی ادامه داد:«شوهرم هفتهای یک یا دو بار به دیدنم میآمد، اما مرد بداخلاقی بود و با رفتارهایش من را آزار میداد. از این رابطه و این نوع زندگی خسته شده بودم، اما چون از او صاحب فرزند شده بودم، همچنان به این شکل به ارتباطمان ادامه میدادم. سرانجام تصمیم گرفتم به زندگی خودم برسم. به او گفتم دیگر نمیخواهم صیغه محرمیت را تمدید کنیم و میخواهم رابطهمان به پایان برسد. او هم که از این وضعیت خسته شده بود، پیشنهادم را پذیرفت و گفت برای این کار ابتدا باید فرزندم را به شهرستان ببریم، چون میخواهد خودش از او مراقبت کند.»
این زن در ادامه گفت: «روز جدایی از فرزندم برایم بسیار سخت بود. از یک طرف، تحمل شرایط زندگی برایم دشوار شده بود و از طرف دیگر، دلتنگی برای فرزندم آزارم میداد، اما دیگر چارهای نداشتم. یک خودروی مسافربر بینشهری گرفتم و فرزند خردسالم را در آغوش کشیدم تا او را به پدرش تحویل دهم.
در تمام طول مسیر، فرزندم را نوازش میکردم و از اینکه مجبور بودم از او دور شوم، بسیار ناراحت بودم و اشک میریختم. اصلاً حواسم به اطرافم نبود تا اینکه به مقصد رسیدیم و از خودرو پیاده شدم. در این میان، راننده پرسید چه کسی کرایه خودرو را پرداخت میکند. شوهرم که نمیخواست حتی پنج دقیقه بیشتر در شهر آنها بمانم، به راننده گفت این خانم را از همان جایی که آوردهای، به محل زندگیاش در تهران برگردان و من کرایه رفتوبرگشتت را پرداخت خواهم کرد.»
زن جوان در ادامه اظهاراتش گفت: «شوهرم کرایه راننده را پرداخت کرد و من دوباره سوار خودرو شدم و راهی تهران شدیم. از رفتار شوهرم، دوری از فرزندم و شکست دوباره در زندگی مشترک بسیار ناراحت و پریشان بودم. اصلاً به اطرافم توجهی نداشتم و نمیدانستم راننده از چه مسیری حرکت میکند.
تا اینکه در نزدیکی قرچک، ابتدای بزرگراه غدیر، راننده به من گفت میخواهد از شترهایی که در بیابانهای اطراف ورامین هستند، عکاسی کند. با تعجب نگاهش کردم و او با اشاره به بیابان گفت در آنجا شترهایی وجود دارند و میخواهد از آنها عکس بگیرد. بیتفاوت شانههایم را بالا انداختم و بدون اینکه بدانم چه اتفاق شومی در انتظارم است، گفتم مشکلی نیست، عکست را بگیر و زود سوار شو تا به خانه برسم.»
او ادامه داد: «راننده خودرو را در محلی خلوت، نزدیک بیابان پارک کرد و از ماشین پیاده شد و به پشت خودرو رفت. من هم سرم را به شیشه تکیه داده بودم و غرق در افکار خودم بودم، اما ناگهان راننده از در عقب وارد خودرو شد و درها را قفل کرد. او در حالی که شوکر و چاقو همراه داشت، با تهدید و اجبار به من تجاوز کرد. بعد هم من بلافاصله برای شکایت اقدام کردم.»
پس از طرح شکایت زن جوان، نوبت به متهم رسید تا از خود دفاع کند. او که پیشتر هرگونه رابطه با این زن را انکار کرده بود، پس از مطرح شدن نتیجه بررسیهای پزشکی قانونی، روایت تازهای ارائه داد و گفت: «روز حادثه، پس از اینکه زن جوان را به شهرستان رساندم، شوهر سابقش از من خواست او را دوباره به تهران برگردانم. در طول مسیر، زن جوان با من درد دل کرد و گفت شوهرش مرد خوبی نبوده و او را آزار میداده است.
بعد به او پیشنهاد دادم با من صیغه شود. او هم استقبال کرد و گفت اتفاقاً خودش میتواند صیغه را بخواند و در این زمینه تجربه دارد. حتی به من گفت روی بدنش خالکوبی دارد و خیلی صمیمانه با من صحبت کرد. بعد صیغه خواندیم و به درخواست و رضایت خودش در محلی نزدیک بیابانهای ورامین با او رابطه برقرار کردم.»
در این هنگام، شاکی با اعتراض به اظهارات متهم گفت: «اگر میخواستم با این مرد رابطه برقرار کنم، میتوانستم به خانه او یا خانه خودم بروم، نه اینکه در خودرو با او وارد رابطه شوم. این مرد دروغ میگوید. هر چیزی هم که از زندگی من فهمیده از تماسهایی بوده که در طول مسیر با تلفن همراهم داشتم و صحبتهایی که با شوهر سابقم یا خواهرم میکردم. او از همین طریق متوجه مشکلات و ماجراهای زندگی من شده است.
من حرفهای او را قبول ندارم و به اتهام تجاوز به عنف از او شکایت دارم و تقاضای اشد مجازاتش را دارم.»
قضات دادگاه پس از شنیدن دفاعیات متهم و اظهارات شاکی، برای صدور رأی وارد شور شدند.