عصر قم - حجت الاسلام ملکزاده با اشاره به اظهارات اخیر روحانی درباره رفراندوم جنگ یا صلح، گفت: این طرح در شرایطی که کشور در برابر تجاوز، فشارها، تحریمها و تهدیدات دشمن قرار دارد؛ نه مردمسالارانه، بلکه اقدامی برای تضعیف اراده و مقاومت ملی است.
حجتالاسلام محمد ملکزاده، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در گفتوگو با خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، به تحلیل اظهارات اخیر آقای روحانی درباره برگزاری رفراندوم پیرامون جنگ یا صلح پرداخت و تصریح کرد: طرح موضوع رفراندوم پیرامون جنگ یا صلح در شرایطی که کشور در موضع دفاع در برابر تجاوزات آشکار و فشارها، تحریمها یا تهدیدات همهجانبه دشمن قرار دارد، نه یک پیشنهاد مردمسالارانه، بلکه حرکتی در راستای تضعیف اراده ملی و شکستن مقاومت ملی در برابر دشمن ارزیابی میشود.
حجتالاسلام ملکزاده به برشمردن دلایل این موضوع پرداخت و ابراز داشت: دلیل اول بدیهی بودن اصل دفاع مشروع در عقل و شرع است، در منطق دینی، عقلی و حتی حقوق بینالملل، «دفاع در برابر متجاوز» یک حق و تکلیف ذاتی است.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی اظهار کرد: ملتی که مورد هجوم، تحریم، تهدید و ترور قرار گرفته برای دفاع از بقا، عزت و تمامیت ارضی خود نیاز به رفراندوم و نظرسنجی ندارد؛ همانگونه که دفاع از خانه در برابر دزد یا مهاجم به رأی گذاشته نمیشود، از این رو مطرح کردن رفراندوم در این شرایط تبدیل یک امر قطعی و عقلانی دفاعی به یک مسأله تردیدپذیر تلقی میشود.
وی دلیل دوم را ایجاد شکاف اجتماعی و تضعیف جبهه خودی و انقلابی دانست و افزود: در هر نبرد دفاعی و راهبردی، بزرگترین سرمایه کشور «انسجام ملی و اقتدار داخلی» است، طرح چنین مباحثی در میانه رویارویی با متجاوز، موجب القای دودستگی در جامعه و فرستادن علامت ضعف و تفرقه به اتاقهای فکر دشمن میشود که نتیجه مستقیم آن جریتر شدن طرف متخاصم برای افزایش فشارهاست.

این کارشناس مسایل سیاسی دلیل سوم را پیشبرد پازل جنگ شناختی دشمن توصیف کرد و گفت: استکبار پس از ناکامی در مواجهه سختافزاری و نظامی مستقیم، به «جنگ ترکیبی و شناختی» روی آورده است تا اراده و مقاومت ملت را فرسوده کند. جریانهای غربگرای داخلی – دانسته یا نادانسته – همان خط رسانهای و عملیات روانی دشمن را بازتولید میکنند تا مقاومت را «هزینهتراشی نظام» جلوه دهند، نه یک واکنش ناگزیر برای حفظ استقلال و امنیت.
حجت الاسلام ملک زاده بیان کرد: دلیل دیگر، دوگانهسازی کاذب معیشت – مقاومت است؛ طراحان موضوع رفراندوم _ اعم از آقای روحانی، خاتمی یا دیگران _ با ایجاد دوگانههای ساختگی مانند «زندگی یا جنگ»، تلاش میکنند علت مشکلات اقتصادی را نه خباثت دشمن و یا سوءمدیریتهای داخلی، بلکه ایستادگی در برابر زورگویی آمریکا و غرب معرفی کنند و از این طریق نظام را در تنگنای افکار عمومی قرار دهند.
ریشههای تمایل جریان غربگرا به سازش
وی در ادامه به چرایی تمایل همیشگی امثال آقای روحانی به سازش در برابر قدرتها و استکبار جهانی پرداخت و گفت: تمایل دائمی جریان غربگرا و برخی مدعیان اصلاحات به مصالحه و تسلیم و عقبنشینی در برابر قدرتهای سلطهگر و متجاوز، ریشه در مجموعهای از خاستگاههای فکری، روانشناختی و منافع این جریان دارد.
حجت الاسلام ملک زاده تصریح کرد: بزرگترین مشکل این جریانها، نوعی «حقارت درونی و شیفتگی نسبت به غرب» است، آنها قدرتهای استکباری (بهویژه آمریکا) را شکستناپذیر، مسلط بر تمام معادلات جهان و «کدخدای بلامنازع» میدانند و در مقابل، توانمندیهای ملت ایران و ظرفیتهای بومی را دستکم میگیرند؛ در نتیجه تنها راه بقا را در تسلیم یا انطباق کامل با نظم تحمیلی غرب جستوجو میکنند.
وی این رویکرد را ناشی از عدم درک ماهیت استکبار و منطق زیادهخواهی آن دانست و افزود: ماهیت استکبار با «عقبنشینی گامبهگام» ارضا نمیشود، تجربه تاریخی مانند فرجام برجام، سرنوشت کشورهایی چون لیبی یا توافقات ناکام دیگر با آمریکا نشان داده که عقبنشینی نه تنها تهدید را رفع نمیکند، بلکه دشمن را برای درخواست امتیازات بعدی در موضوعاتی مانند توان موشکی، نفوذ منطقهای، مبانی هویتی و حتی تمامیت ارضی حریصتر میسازد؛ اما این جریانها بهدلیل خطای محاسباتی یا سادهانگاری، به توهمِ امکان حسننیت در قدرتهای سلطهگر دل بستهاند.
حجت الاسلام ملک زاده خاطرنشان کرد: نکته دیگر، مربوط به وابستگی طبقاتی، رفاهزدگی و اشرافیت این جریان است، بخش عمدهای از ترویجکنندگان خط فکری سازش، دچار خوی اشرافیگری، رفاهزدگی و منافع اقتصادی پیوسته به مناسبات جهانی شدهاند.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تصریح کرد: روحیه جهادی، فداکاری و پرداخت هزینه برای آرمانها در چنین قشری رنگ باخته و ترجیح میدهند برای حفظ منافع و آرامش طبقاتی خود، تن به هر نوع سازشی بدهند، حتی اگر به قیمت از دست رفتن عزت ملی تمام شود.
حجت الاسلام ملک زاده با بیان اینکه باید ریشه توصیه این جریان به سازش را در تغییر مبانی هویتی و فاصله گرفتن از اصول انقلاب جستجو کرد، ابراز داشت: این افراد یا جریانها یا از ابتدا به مبانی بنیادین اسلام سیاسی، نفی سبیل و استکبارستیزی باور عمیقی نداشتهاند و یا در گذر زمان دچار دگردیسی عقیدتی و خستگی از مسیر آرمانی شدهاند؛ بنابراین بهدنبال عادیسازی روابط و همرنگ شدن با استانداردهای نظام سرمایهداری و سلطه هستند.
هزینه تسلیم همواره بیشتر از مقاومت است
این کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: همانگونه که رهبر شهید فرمودند که «هزینه تسلیم و وادادگی همواره بهمراتب بیشتر از هزینه مقاومت است»، ایستادگی در برابر زیادهخواهی نه تنها راه صیانت از تمامیت ارضی، امنیت و شرف ملی است، بلکه تنها متغیری است که دشمن را ناچار به عقبنشینی واقعی و پذیرش حقوق ملت ایران میکند؛ بنابراین هر صدایی که در میانه میدان دفاع دعوت به تسلیم یا ایجاد تردید کند، برخلاف منافع پایدار کشور و امنیت ملی قلمداد میشود.