عصر قم - محمدقائم خانی، نویسنده و پژوهشگر حوزه ادبیات و علوم انسانی، در یادداشتی با عنوان «سه نقش سه داستان»، به بررسی سه نقش ملی، الهامبخشی اسلامی و خونخواهی تاریخی ایران پرداخت.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، یادداشت «سه نقش سه داستان» نوشته محمدقائم خانی، نویسنده و پژوهشگر حوزه ادبیات و علوم انسانی، توسط مرکز توسعه گفتمان امام منتشر شده است.
خانی در این یادداشت با تأکید بر اینکه «در این جنگ ایران را نمیتوان فقط از یک زاویه دید»، سه موقعیت متفاوت ایران را بررسی کرده و معتقد است هر یک از این سه موقعیت، منطق و سرنوشت متفاوتی دارند.
متن کامل این یادداشت به شرح زیر است:
سه نقش سه داستان
در این جنگ ایران را نمیتوان فقط از یک زاویه دید.
ایران هم زمان در سه موقعیت متفاوت قرار گرفته است:
یک واحد سیاسی مستقل که درگیر یک جنگ ملی است؛
یک نیروی الهام بخش در جهان اسلام؛
و ملتی با یک حافظه تاریخی که مسئله خون خواهی در آن جایگاهی ویژه دارد.
هر کدام از این سه داستان منطق و سرنوشت متفاوتی دارند؛ و مسئله اصلی این است که ایران چگونه میتواند هر سه را هم زمان پیش ببرد بی آنکه یکی را فدای دیگری کند.
اول؛ نقش ملی
ایران به عنوان یک کشور مستقل مورد حمله یک ابر قدرت قرار گرفته و ماجرای این جنگ به راحتی حل نمی شود؛ بلکه واجد پیچیدگیهایی است که با زدن یک دکمه پایان نمی یابد. این درگیری در بعد ملی زمانی میتواند به پایان برسد که تکلیف یک سری چیزها مشخص شود. چیزهایی مثل ماجرای تحریم ترانزیت انرژی حضور نظامی آمریکا در منطقه و همین طور شرایط سیاسی رژیم صهیونیستی قبل از تعیین و تکلیف این امور آتش بس یک کار صوری است و جنگ دوباره باز خواهد گشت و سایه ی جنگ همواره روی سر ایران خواهد ماند.
دوم؛ نقش الهام بخشی اسلامی
ایران در ابتدای حرکت انقلاب اسلامی بعنوان یک قهرمان الهام بخش در جهان اسلام و امتهای مسلمان شناخته می شود؛
اما در مقطع جنگ تحمیلی و هجوم صدام این نقش افول کرده و اکثریت جهان عرب طی طراحی غرب، با همه اختلافاتی که با صدام دارند پشت سر او قرار میگیرند.
و حالا در جنگ تحمیلی سوم دوباره این نقش الهام بخشی بازیابی شده است که نشانه های آن را میتوان از ابتدای طوفان الاقصی جستجو نمود؛ جنگ ۱۲ روزه شروعی برای این تغییر بود که در نبرد سوم تحمیلی رویارویی ایران و آمریکا را به تقابل امت اسلامی با استکبار جهانی با محوریت ایران اسلامی مبدل نمود.
سوم؛ نقش خونخواهی تاریخی
سومین نقش ایران چیزی است که شاید نه خیلی به آن وجه ملی ما ربط دارد و نه حتی لزوماً به آن الهام بخشی مادر جهان اسلام بلکه به خود هویت تاریخی ما و داستان و ماجرای بزرگ ایران مرتبط است. آن هم اینکه ایرانیها روی خون خواهی خیلی حساس هستند؛ مخصوصاً بعضی از خون خواهیها مراجعه به شاهنامه فردوسی نشان میدهد که بخش عمده ای از داستانهای آن مربوط است به ماجرای سیاوش و کشته شدن او و خون خواهی اش یا آن ماجرای قیام هایی که همواره هست تا میرسد به فروپاشی توران و خون خواهی از افراسیاب حتی خود عاشورا، مهم ترین داستانی است که از اسلام وارد ایران شده و تقریبا تا همین انقلاب سال ۵۷ چنان زنده است که پرچم خون خواهی امام حسین (ع) را در آن میبینید و و این موضوع نقشی ویژه در باور ایرانی دارد.
خونخواهی رهبر شهید
باور ایرانی فارغ از منظر سیاسی و موقعیت خطیر الهام بخش تاریخی و الهیاتی از خون سید علی حسینی خامنه ای نخواهد گذشت و کمترین خواسته آن برای خون خواهی کشته شدن ترامپ و نتانیاهو است. شاید الان این قدر این ماجرا سر و صدا و وجه پررنگی به همراه نداشته باشد ولی وقتی این جنگ کمی پیش تر رود، مخصوصاً بعد از اعلام آتش بس احتمالاً این ماجرا به یکی از مهمترین داستانهای ایرانی ها و بنابراین به یکی از مهمترین داستانهای جهان اسلام و شاید حتی کل جهان تبدیل خواهد شد. خون خواهی چیزی نیست که ایرانی ها به این راحتی از آن بگذرند و حتی تا قرن ها آن را رها نخواهند کرد!
نکته مهم این است که در یک قرائت و روایت حماسی از ایران شما باید بتوانید این سه وجه را با هم پیش ببرید و اینجا است که مسئله خرد و مسئله عقلانیت یک عنصر بسیار مهم و بنیادین میشود. باید به این پرسش پرداخت که چطور در صحنه عمل هیچکدام از این سه نقش فدای دیگری نشود؟ یعنی در عین حال که شما با یک جنگ کاملاً مشخص معقول در نبرد با دو واحد سیاسی مشغول هستید و چنین جنگی را با اهداف مشخص پیش میبرید چطور میتوانید به نحوی عمل کنید که آن قهرمانی و الهام بخشی شما صدمه نخورد و پیش برود و چطور که ماجرای خون خواهی را به پایان برسانید؟ این نیاز به عقلانیت و تدبیری دارد که فقط از مردان بزرگ بر می آید.