- نوشته شده توسط:
عصر قم
-
چهارشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۵
عصر قم - طرفدارانِ «فرضیّه استعماری مذهب» با استدال به آیات و روایات، ثروت را نکوهش و فقر را تمجید کرده و می گویند اسلام مخالف ثروت است؛ در حالیکه با دقت در همه آیات و روایات می بینیم که مال در آیه وصیت، «خیر» معرفی شده است و وقتی در راه صحیح مصرف شود باعث تقرب و پاداش است و ثروت نیز موهبت و امداد الهی است؛ اما منظور از فقری که مورد ستایش است، فقر به معنای سادگی در زندگی و مبارزه با تجمّل پرستی است. ضمن اینکه از معانی فقر، نیاز به خداست، نه نیاز به مال و ثروت. پس اسلام با اشرافیت مخالف است نه با فقری که باعث احساس نیاز به خدا شود.
عصر قم - طرفدارانِ «فرضیّه استعماری مذهب» با استدال به آیات و روایات، ثروت را نکوهش و فقر را تمجید کرده و می گویند اسلام مخالف ثروت است؛ در حالیکه با دقت در همه آیات و روایات می بینیم که مال در آیه وصیت، «خیر» معرفی شده است و وقتی در راه صحیح مصرف شود باعث تقرب و پاداش است و ثروت نیز موهبت و امداد الهی است؛ اما منظور از فقری که مورد ستایش است، فقر به معنای سادگی در زندگی و مبارزه با تجمّل پرستی است. ضمن اینکه از معانی فقر، نیاز به خداست، نه نیاز به مال و ثروت. پس اسلام با اشرافیت مخالف است نه با فقری که باعث احساس نیاز به خدا شود.
خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: یکی از موضوع هایی که طرفداران «فرضیّه استعماری مذهب (عوامل اقتصادی)» ممکن است به آن استدلال کنند، مذمّت هایی است که در منابع مذهبی از «ثروت» و تعریف و ستایش هایی که از «فقر» شده است. قرآن، مال و ثروت و فرزندان را وسیله تمتّع زندگی دنیا (حیات و زندگی پایین) معرّفی کرده که علاقه به آنها در نظر مردم زینت داده شده است:
«زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّسَاءِ وَ الْبَنِینَ وَ الْقَنَاطِیرِ الْمُقَنْطَرَهِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّهِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَهِ وَ الْاَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِکَ مَتاعُ الْحَیاهِ الدُّنْیا» (۱)؛ (محبّت امور مادّی، از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسب های ممتاز و چهارپایان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است) و این خود دلیل روشنی بر بی ارزش بودن این سرمایه هاست.
در جای دیگر به پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) دستور داده شده است که: «وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاوهِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَ لاَ تَعْدُ عَیْنَاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَهَ الْحَیاهِ الدُّنْیَا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَن ذِکْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ کَانَ أَمْرُهُ فُرُطاً» (۲)؛ (با کسانی باش که پروردگار خود را صبح و عصر می خوانند و تنها رضای او را می طلبند و هرگز به خاطر زیورهای دنیا چشمان خود را از آنها بر مگیر؛ و از کسانی اطاعت مکن که قلبشان را از یاد خود غافل ساختیم، همانها که از هوای نفس پیروی کردند و کارهایشان افراطی است).
هم چنین در روایات تمجید از فقر و مذمّت از ثروت مورد توجه جدی قرار گرفته است. حدیث: «الفَقْرُ فَخْرِی» (۳)؛ (فقر، افتخار من است) از پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) معروف است.
و حدیث: «مَنْ أحَبَّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَلْیَسْتَعِدَّ لِلْفَقْرِ جِلْبَابَاً» (۴)؛ (آن کس که ما را دوست دارد پوششی برای فقر آماده سازد)، در «نهج البلاغه» از امام علی(علیه السلام) نقل شده، و امثال آن در منابع مذهبی، همه روشنگر این واقعیّت است که خواسته اند طبقات رنجدیده و محروم را به تحمّل محرومیّتها عادت دهند تا دیگران بتوانند به اغراض خود برسند.
تفسیر و توضیح:
شکّی نیست که این قضاوت که دین، خواهان فقر و بی چیزی است و با ثروت مخالف است حدّاقل نتیجه یک مطالعه زودگذر و محدود در این زمینه بوده است و با مطالعه همه جانبه، در مجموع آیات و روایاتی که در این قسمت وارد شده، حقیقت روشن می گردد؛ زیرا در بسیاری از آیاتِ قرآن و روایات، ستایش از ثروت و مذمّتِ شدید از فقر نیز دیده می شود:
۱. در آیات وصیّت، از مال، تعبیر به «خیر» شده است: «کُتِبَ عَلَیْکُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَکَ خَیْراً الْوَصِیَّهُ...»(۵)؛ (بر شما نوشته شده: هنگامی که یکی از شما را مرگ فرا رسد اگر چیز خوبی از خود به جای گذارده وصیّت کند ...).
۲. در مورد دیگر، اموالی که در راه صحیح به کار گرفته شود با صراحت یک وسیله تقرّب و نزدیکی به پروردگار و سبب پاداش های بزرگ الهی شمرده شده است: «وَ مَا أَمْوَالُکُمْ وَ لَا اَوْلادُکُمْ بِالَّتِی تُقَرِّبُکُمْ عِنْدَنَا زُلْفَی إِلَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُوْلَئِکَ لَهُمْ جَزَآءُ الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُواْ وَ هُمْ فِی الْغُرُفاتِ آمِنُونَ» (۶)؛ (اموال و فرزندانتان هرگز شما را نزد ما مقرّب نمی سازد، جز کسانی که ایمان بیاورند و عمل صالحی انجام دهند که برای آنان پاداش مضاعف در برابر کارهایی است که انجام داده اند و آنها در غرفه ها [یِ بهشتی] در [نهایت] امنیّت خواهند بود).
۳. مال و نیروی انسانی در بعضی از آیات به عنوان یک موهبت و امداد الهی شمرده شده است، آن جا که می گوید: «وَ أَمْدَدْناکُم بِأَمْوَالٍ وَ بَنِینَ» (۷)؛ (و شما را به وسیله دارایی ها و فرزندانی کمک خواهیم کرد).
۴. در بسیاری از آیات قرآن، مال وسیله مؤثّر جهاد ذکر شده است: «وَ جَاهِدُوا بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ» (۸)؛ (و با اموال و جان های خود در راه خدا جهاد نمایید) و آیات دیگری از این قبیل.
۵. در روایتی از پیغمبر اسلام(صلی الله علیه وآله) نقل شده: «کَادَ الْفَقْرُ أَنْ یَکُونَ کُفْراً» (۹)؛ (نزدیک است که فقر به کفر بیانجامد) و به این ترتیب فقر، هم مرز با کفر و موجب تباهی شخصیّت انسان در دو جهان معرّفی شده است.
۶. در «نهج البلاغه» در کلمات قصار می خوانیم: «اَلفَقْرُ هُوَ الْمَوْتُ الْأَکْبَرُ» (۱۰)؛ (فقر، مرگ بزرگ است). از این تعبیر روشن می شود که فقر یک ملّت، حتّی از مرگ و نابودی آن مهمتر است.
۷. در «نهج البلاغه»، فقر موجب نقصان دین و بر باد رفتن عقل و وسیله خشم خداوندی و خشم مردم شمرده شده است، آن جا که امام(علیه السلام) به فرزندش می گوید: «یَا بُنَیَّ أَنّی أخَافُ عَلَیْکَ الفَقْرَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنْهُ فَإنَّ الفَقْرَ مَنْقَصَهٌ لِلدِّینِ، مَدْهَشَهٌ لِلْعَقْلِ، دَاعِیَهٌ لِلْمَقْتِ» (۱۱)؛ (فرزندم! از فقر بر تو می ترسم از آن به خدا پناه ببر، چرا که فقر دین انسان را ناقص و عقل و اندیشه او را مشوّش و مردم را نسبت به او و او را نسبت به مردم بدبین می سازد).
هنگامی که آیات و روایات فوق، همگی در کنار هم چیده شود، درک مفاهیم آنها چندان مشکل نبوده و می توان از آنها چند موضوع را استفاده کرد:
۱. منظور از فقری که مورد ستایش است، فقر به معنای بینوایی نیست؛ بلکه یک نوع سادگی در زندگی و مبارزه با تجمّل پرستی است که توأم با آزادگی، بیداری و آگاهی باشد، در برابر ثروتی که مایه غرور، تکبّر و تجمّل پرستی می گردد.
۲. گاهی منظور از فقر، محرومیّت هایی است که به خاطر طرفداری از حق در محیط هایی که باطل بر آن حکومت می کند، دامنگیر پیروان حق می شود. روشن است که در این گونه محیطها، طرفداران حق برای حفظ و پیشبرد اهداف خود ناچارند تن به پاره ای از محرومیّتها بدهند حدیث: «مَنْ أحَبَّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَلْیَسْتَعِدَّ لِلْفَقْرِ جِلْبَابَاً» (۱۲) اشاره به همان محیط هایی است که پیروان حق از طرف طرفداران باطل در فشار بودند.
۳. یکی دیگر از معانی فقر، نیاز به خداست، نه نیاز به مال و ثروت، و همان است که در حدیث «اَلْفَقْرُ فَخْرِی» به آن اشاره شده و آیه: «یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَی اللَّهِ» (۱۳)؛ (ای مردم شما [همگی] نیازمند به خدایید) ناظر به آن است.
۴. از بررسی آیات و احادیث فوق، روشن می شود که ثروت به طور کلّی مذمّت نشده؛ بلکه به عنوان «خیر»، «موهبت الهی»، «امداد پروردگار» و «وسیله مؤثّر جهاد و تقرّب به پیشگاه او» معرفی شده است و تنها ثروت هایی مذمّت شده که موجب طغیانگری صاحبان آنهاست و یا از طریق نامشروع جمع آوری شده و یا به صورت «کنز» و اندوخته بی مصرفِ شخصی - که در مسیر منافع مردم هرگز به کار گرفته نمی شود - می باشد. با این توضیح می بینیم آن چه در اسلام در زمینه مال و ثروت و فقر و غنا، وارد شده یک هدف عالی انسانی و نتیجه مثبت اجتماعی و ضدّ استعماری را تعقیب می کند. (۱۴)
پی نوشت:
(۱). سوره آل عمران، آیه ۱۴.
(۲). سوره کهف، آیه ۲۸.
(۳). جامع الأخبار، شعیری، محمد بن محمد، مطبعه حیدریه، نجف، بی تا، چاپ: اول، ص ۱۱۱، الفصل السابع و الستون (فی الفقراء).
(۴). نهج البلاغه، شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صبحی صالح، هجرت، قم، ۱۴۱۴ قمری، چاپ: اول، ص ۴۸۸، (حکمت ۱۱۲).
(۵). سوره بقره، آیه ۱۸۰.
(۶). سوره سبا، آیه ۳۷.
(۷). سوره اسراء، آیه ۶.
(۸). سوره توبه، آیه ۴۱.
(۹). الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۴۰۷ قمری، چاپ: چهارم، ج ۲، ص ۳۰۷، باب (الحسد).
(۱۰). اختصاص، مفید، محمد بن محمد، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، محرمی زرندی، محمود، کنگره شیخ مفید، قم، ۱۴۱۳ قمری، چاپ: اول، ص ۲۲۶.
(۱۱). نهج البلاغه، همان، ص ۵۳۱، (حکمت ۳۱۹).
(۱۲). نهج البلاغه، همان، ص ۴۸۸، (حکمت ۱۱۲).
(۱۳). سوره فاطر، آیه ۱۵.
(۱۴). گردآوری از کتاب: پیدایش مذاهب، مکارم شیرازی، ناصر، مدرسه امام علی بن ابی طالب(علیه السلام)، قم، ۱۳۸۴ شمسی، چاپ: اول، ص ۴۷.
تا کنون هیچ نظری ارسال نشده است ...