- نوشته شده توسط:
عصر قم
-
چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵
عصر قم - حجت السلام صداقت تأکید کرد: در برابر دشمن خارجی، اختلافات داخلی نباید به نقطهای برسد که دشمن بتواند از آن سوءاستفاده کند. امام خمینی(ره)، شهید بهشتی و رهبر شهید همواره بر کلیدواژه «وحدت» و پرهیز از تفرقه تأکید داشتهاند و یکی از مهمترین درسهای تاریخ معاصر ایران نیز همین ضرورت حفظ وحدت و جلوگیری از ایجاد شکاف در جبهه داخلی است.
عصر قم - حجت السلام صداقت تأکید کرد: در برابر دشمن خارجی، اختلافات داخلی نباید به نقطهای برسد که دشمن بتواند از آن سوءاستفاده کند. امام خمینی(ره)، شهید بهشتی و رهبر شهید همواره بر کلیدواژه «وحدت» و پرهیز از تفرقه تأکید داشتهاند و یکی از مهمترین درسهای تاریخ معاصر ایران نیز همین ضرورت حفظ وحدت و جلوگیری از ایجاد شکاف در جبهه داخلی است.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ حجتالاسلام صداقت، استاد حوزه و دانشگاه در گفتگو با خبرنگار ابنا با تأکید بر ضرورت عبرتگیری از تاریخ گفت: مطالعه تاریخ برای آن است که انسان بتواند از تجربههای گذشته درس بگیرد؛ چراکه حوادث تاریخی در صورت تکرار همان رفتارها، قابلیت تکرار دارند، اما اگر از آنها عبرت گرفته شود، میتوان مسیر گذشته را اصلاح کرد و مانع از تکرار اشتباهات شد.
وی با اشاره به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اظهار کرد: در کشور ما کودتایی به نام کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اتفاق افتاد و آمریکا رسماً و بعدها در اسناد خود اعلام کرد که عامل اصلی و محور این کودتا بوده است. حدود ۱۵ سال پس از این کودتا، یکی از سیاهترین دوران استبداد در جهان قرن بیستم در ایران رقم خورد و محمدرضا پهلوی، بهعنوان فردی وابسته به آمریکا، با حمایت و دستور این کشور در رأس قدرت قرار گرفت.
حجتالاسلام صداقت افزود: باید بررسی کنیم چه اتفاقی افتاد که چنین کودتایی در کشور رخ داد تا امروز از این ماجرا عبرت بگیریم. نباید خدای نکرده به وضعیت موجود خود مغرور شویم و تصور کنیم اشتباهات گذشته دیگر تکرار نمیشوند؛ زیرا ممکن است ما نیز همان خطاها را به شکلی دیگر تکرار کنیم و در نتیجه به همان سرنوشت دچار شویم.
وی گفت: باید ببینیم چرا آمریکا با ما دشمن است و اساساً ماهیت آمریکا چیست. در بررسی تاریخ آمریکا، باید به ریشههای شکلگیری این کشور و نقش جریانهای فراماسونری توجه کرد و بررسی کرد که این جریانها چگونه در طول تاریخ خود عمل کردهاند و به مرحله کنونی رسیدهاند.
استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: مسئله مهم این است که بررسی کنیم یک دولت ملی و دموکراتیک با نخستوزیری محمد مصدق چگونه روی کار آمد و چه اتفاقی افتاد که خود این دولت و شخص مصدق، که با حمایت مردم به قدرت رسیده بودند، دچار اشتباهات راهبردی شدند و زمینه را برای کودتایی فراهم کردند که خسارت بزرگی به تاریخ کشور وارد کرد.
وی با اشاره به دیدگاه رهبر شهید نسبت به عملکرد مصدق اظهار کرد: همانگونه که رهبر شهید نیز فرموده بود، مصدق نسبت به آمریکای جنایتکار ارادت و حسنظن داشت و عملاً تصور میکرد میتواند با اتکا به آمریکا بخشی از مشکلات کشور را حل کند؛ اما باید بررسی کنیم چگونه با وجود این رویکرد، آمریکا در نهایت او را کنار گذاشت و کودتا شکل گرفت.
حجتالاسلام صداقت با استناد به آیهای از سوره حشر گفت: وقتی از شیطان سخن میگوییم، باید توجه داشته باشیم که شیطان حتی به دوستان و یاران خودش نیز رحم نمیکند و زمانی که منافعش اقتضا کند، همه چیز را کنار میگذارد. امیدواریم روزی را ببینیم که رژیم صهیونیستی و آمریکا نیز بر اثر تعارض منافع در برابر یکدیگر قرار بگیرند و این تعارضها به تضعیف آنها منجر شود؛ چراکه یکی از ویژگیهای جریان شیطانی، بیرحمی حتی نسبت به نزدیکترین متحدان خود است.
از مجلس شانزدهم تا ملی شدن صنعت نفت
وی با تشریح روند تاریخی منتهی به کودتای ۲۸ مرداد گفت: به نوعی بسیاری از اتفاقات از انتخابات مجلس شانزدهم آغاز شد. در آن مقطع، عبدالحسین هژیر وزیر دربار بود و انتخابات مجلس شانزدهم با انتقادهای جدی مواجه شد؛ بهگونهای که حتی برخی از چهرههای شناختهشده که خود را بهعنوان نامزد معرفی کرده بودند، رأی قابل توجهی کسب نکردند.
حجتالاسلام صداقت ادامه داد: در این مقطع، یکی از اقدامات مهم فدائیان اسلام با حکمی که از برخی مراجع دریافت کرده بودند، انجام شد و اعدام انقلابی هژیر در دستور کار قرار گرفت. این اقدام در ۱۳ آبان ۱۳۲۸ رخ داد و پس از آن، نمایندگان واقعیتر مردم به مجلس شانزدهم راه یافتند که از جمله آنها محمد مصدق و آیتالله کاشانی بودند و جبهه ملی نیز در داخل مجلس شکل گرفت.
وی با اشاره به مسئله ملی شدن صنعت نفت اظهار کرد: مجلس شانزدهم با یک مسئله تاریخی مواجه بود؛ اختلافی که از سالها قبل میان ایران و شرکتهای نفتی انگلستان وجود داشت و در دوره رضاخان نیز با تمدید قرارداد نفت امتیازات قابل توجهی به طرف انگلیسی داده شده بود. نمایندگان جبهه ملی تصمیم گرفتند صنعت نفت را ملی کنند.
استاد حوزه و دانشگاه افزود: در آن زمان، آیتالله کاشانی در بیرون مجلس و محمد مصدق و دیگر نمایندگان در داخل مجلس، مستظهر به حمایت مردم بودند و فدائیان اسلام نیز در ساماندهی و بسیج مردم نقش مؤثری داشتند.
وی با اشاره به مواضع رزمآرا در برابر ملی شدن صنعت نفت گفت: رزمآرا، نخستوزیر وقت، در برابر نمایندگان مجلس شورای ملی ایستاد و در مخالفت با ملی شدن صنعت نفت، سخنانی مطرح کرد که نشاندهنده عمق خودباختگی بود. او خطاب به نمایندگان گفته بود که ایرانی حتی نمیتواند آفتابه و لوله هنگ بسازد و چگونه میخواهد صنعت نفت را اداره کند.
حجتالاسلام صداقت ادامه داد: در مقابل این نگاه، مردم و نیروهای مذهبی تأکید داشتند که ایران میتواند صنعت نفت خود را اداره کند. در همین مقطع، فدائیان اسلام بار دیگر وارد صحنه شدند و با همان رویکردی که داشتند، اعدام انقلابی رزمآرا را در دستور کار قرار دادند و رزمآرا کشته شد.
وی خاطرنشان کرد: رزمآرا در ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ کشته شد؛ سپس در ۲۴ اسفند همان سال، مجلس شورای ملی اصل ملی شدن صنعت نفت را تصویب کرد و پنج روز بعد، در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹، مجلس سنا نیز آن را تأیید کرد و این روز بهعنوان روز ملی شدن صنعت نفت در تاریخ ایران ثبت شد.
نقش نواب صفوی در تصویب ملی شدن صنعت نفت
حجتالاسلام صداقت با اشاره به یکی از روایتهای مربوط به تصویب نهایی قانون ملی شدن صنعت نفت گفت: شاید کمتر کسی بداند چرا تصویب نهایی این قانون در مجلس سنا به ۲۹ اسفند موکول شد. طبق این روایت، پس از تصویب قانون در مجلس شورای ملی، شهید نواب صفوی با ارسال نامههایی به نمایندگان مجلس سنا هشدار داد که اگر ماده واحده ملی شدن صنعت نفت تصویب نشود، نمایندگان سنا نیز با سرنوشت رزمآرا مواجه خواهند شد.
وی افزود: بر اساس این روایت، با توجه به نزدیک شدن تعطیلات نوروز، نمایندگان مجلس سنا در نهایت یک روز پیش از عید، قانون ملی شدن صنعت نفت را تأیید کردند و اتفاق بزرگی در تاریخ کشور رقم خورد.
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به جایگاه شهید نواب صفوی در جریان ملی شدن صنعت نفت گفت: شهید نواب صفوی شخصیت کاریزماتیکی داشت و هنگامی که سخنرانی میکرد، هزاران نفر پشت سر او حرکت میکردند. نقش او و فدائیان اسلام در بسیج مردم و حمایت از جریان ملی شدن صنعت نفت قابل توجه بود.
وی همچنین با اشاره به دخالت آمریکا در روند اعدام شهید نواب صفوی اظهار کرد: یکی از نکات مهم در این زمینه، حضور سفیر آمریکا در مراسم اعدام نواب صفوی و نظارت بر اجرای حکم بود که نشان میدهد مسئله تا چه اندازه برای آمریکاییها اهمیت داشته است.
مصدق با حمایت مردم نخستوزیر شد
حجتالاسلام صداقت گفت: در اردیبهشت ۱۳۳۰، یعنی حدود دو ماه پس از تصویب ملی شدن صنعت نفت، محمد مصدق با حمایت قاطع مردم نخستوزیر شد. مردم و نیروهای مذهبی و سیاسی در آن مقطع پشت سر این جریان قرار داشتند.
وی ادامه داد: اما حدود یک سال بعد، در ۲۵ تیر ۱۳۳۱، مصدق درخواست کرد علاوه بر نخستوزیری، مسئولیت وزارت جنگ را نیز در اختیار داشته باشد. شاه با این درخواست مخالفت کرد و مصدق استعفا داد. پس از آن، شاه احمد قوام را به نخستوزیری منصوب کرد و پنج روز بعد، قیام ۳۰ تیر شکل گرفت.
استاد حوزه و دانشگاه افزود: در قیام ۳۰ تیر، آیتالله کاشانی بار دیگر وارد صحنه شد و مردم نیز به میدان آمدند. در نتیجه، احمد قوام مجبور به استعفا شد و مصدق بار دیگر نخستوزیر شد.
توهم قدرت و فاصله گرفتن از مردم
وی گفت: از ۳۰ تیر ۱۳۳۱، یعنی حدود یک سال پیش از کودتای ۲۸ مرداد، ما با مصدق دیگری مواجه میشویم؛ رابطه او با آیتالله کاشانی تیره شد و نوعی غرور و توهم قدرت در او شکل گرفت. او تصور کرد که حمایت مردم مستقیماً متوجه شخص اوست، در حالی که مردم به واسطه آرمانها و نهضتی که پشت سر آن قرار داشتند از او حمایت میکردند.
حجتالاسلام صداقت با اشاره به درخواست مصدق برای دریافت اختیارات بیشتر از مجلس اظهار کرد: مصدق از مجلس درخواست اختیارات ششماهه کرد تا امضای نخستوزیر در برخی موارد حکم قانون داشته باشد. این مسئله در واقع به معنای افزایش قابل توجه اختیارات نخستوزیر بود و آیتالله کاشانی با آن مخالفت کرد.
وی ادامه داد: برخی معتقدند مصدق در آن مقطع به دنبال تغییر ساختار سیاسی کشور و کنار گذاشتن سلطنت بود و حتی احتمال گرایش او به حزب توده نیز مطرح شده بود؛ اما مسئله مهم این است که وقتی حمایت بخشهایی از مردم و نیروهای مؤثر اجتماعی از او فاصله گرفت، دیگر پشتوانه سابق را نداشت.
همهپرسی انحلال مجلس و آغاز مرحله نهایی بحران
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به همهپرسی انحلال مجلس گفت: مصدق در آستانه کودتا، همهپرسیای برگزار کرد که بر اساس نتایج اعلامشده، ۹۹.۹ درصد رأیدهندگان با انحلال مجلس موافقت کرده بودند. از نگاه منتقدان، این همهپرسی با اشکالات جدی مواجه بود و در نهایت به انحلال مجلس انجامید.
وی افزود: در ۲۵ مرداد ۱۳۳۲، مصدق انحلال مجلس را اعلام کرد، اما در این میان به بخشی از قانون اساسی مشروطه توجه نکرد؛ قانونی که بر اساس آن، در شرایط فقدان مجلس، شاه امکان عزل نخستوزیر را داشت.
حجتالاسلام صداقت ادامه داد: شاه در همان روز، سرهنگ فضلالله نصیری را برای ابلاغ فرمان عزل مصدق به منزل او فرستاد، اما نصیری بازداشت شد. پس از این اتفاق، شاه از کشور خارج شد و مصدق تصور کرد که دیگر همه چیز به پایان رسیده است.
وی گفت: در همین مرحله بود که آمریکا وارد ماجرا شد و عملیات آژاکس شکل گرفت. نیروهای نظامی به ریاست فضلالله زاهدی و برخی دیگر از چهرههای نظامی در این روند نقش داشتند و گروههایی از اراذل و اوباش نیز با دریافت پول وارد خیابانها شدند.
استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: نکته مهم این است که در جریان کودتای ۲۸ مرداد، حمایت قابل توجهی از مصدق در خیابانها شکل نگرفت و او عملاً بدون پشتوانه مردمی ماند. چند ساعت در خانههای مختلف جابهجا شد و در نهایت دستگیر شد و فضلالله زاهدی به نخستوزیری رسید.
هرجا به مردم تکیه کرد موفق بود و هرجا به بیگانه اعتماد کرد شکست خورد
حجتالاسلام صداقت گفت: مصدق در جایی که به مردم تکیه کرد، موفق بود و زمانی که از مردم فاصله گرفت و به بیگانه اتکا کرد، شکست خورد. او با نیروهای داخلی و بهویژه آیتالله کاشانی و فدائیان اسلام دچار اختلاف شد و در شرایطی که آمریکا در حال ورود به عرصه بود، این اختلافات به سود دشمن تمام شد.
وی افزود: بعد از کودتا، محمدرضا پهلوی با حمایت آمریکا به کشور بازگشت و از آن مقطع، با شخصیتی متفاوت و بهشدت وابسته به آمریکا مواجه شدیم. او در عمل به قدرت خارجی متکی بود و حتی در مواردی، آمریکاییها بدون اطلاع او از امکانات نظامی ایران استفاده میکردند.
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به روایتی از اسناد مربوط به دوران پهلوی گفت: در برخی اسناد از جمله خاطرات اسدالله علم آمده است که شاه از این موضوع ناراحت شده بود که آمریکاییها هواپیماهای فانتوم ایران را از پایگاه مهرآباد برده و برای بمباران ویتنام استفاده کردهاند و حتی به او اطلاع ندادهاند. این مسئله نشاندهنده عمق وابستگی رژیم پهلوی به آمریکا بود.
اعتماد مصدق به آمریکا؛ خطای راهبردی
وی با اشاره به رویکرد مصدق در قبال آمریکا اظهار کرد: سؤال اساسی این است که مصدق دقیقاً در کجا اشتباه کرد. یکی از مهمترین خطاها، اعتماد او به آمریکا بود. مصدق نسبت به آمریکا حسنظن داشت و تصور میکرد واشنگتن میتواند در برابر فشارهای انگلیس از ایران حمایت کند.
حجتالاسلام صداقت ادامه داد: در دوره ریاستجمهوری هری ترومن، آمریکا سیاستهایی را تحت عنوان کمک به کشورهای در حال توسعه دنبال کرد که از آن با عنوان «استعمار نو» یاد میشود. در استعمار کلاسیک، کشور استعمارگر مستقیماً سرزمین دیگری را اشغال و منابع آن را تصاحب میکرد؛ اما در استعمار نو، وابستگی اقتصادی، فنی و راهبردی ایجاد میشود و کشورها از طریق گلوگاههای اقتصادی و نیازهای اساسی به قدرت خارجی وابسته میشوند.
وی با اشاره به نمونههایی از سیاستهای اقتصادی آن دوره گفت: نمونههایی از این وابستگی در برنامههای موسوم به کمکهای خارجی دیده میشد؛ از جمله در حوزه دام و طیور، الگوهایی وارد کشور شد که در ادامه مشکلاتی برای تولید داخلی ایجاد کرد و حتی بیماریهایی در صنعت طیور گسترش یافت که وابستگی به دارو و تجهیزات خارجی را افزایش داد.
استاد حوزه و دانشگاه افزود: مسئله مهم این است که اگر یک کشور گلوگاههای حیاتی خود را در اختیار قدرت خارجی قرار دهد، در عمل استقلال آن کشور تضعیف میشود. امروز نیز اگر کشوری برای تأمین نیازهای اساسی خود وابسته به یک قدرت خارجی باشد، آن قدرت میتواند در صورت اختلاف سیاسی، از همین وابستگی بهعنوان ابزار فشار استفاده کند.
سادهاندیشی در برابر آمریکا
وی تصریح کرد: مصدق به آمریکا اعتماد کرد؛ زیرا تصور میکرد آمریکاییها میتوانند انگلیس را وادار به مصالحه کنند، تصور میکرد آمریکا با ملی شدن صنعت نفت ایران کنار خواهد آمد و همچنین فکر میکرد اگر افکار عمومی آمریکا را نسبت به مسئله ایران توجیه کند، دولت آمریکا تحت تأثیر افکار عمومی قرار خواهد گرفت.
حجتالاسلام صداقت ادامه داد: این تصورات، اشتباهات راهبردی بود. مصدق تصور میکرد آمریکا و انگلیس دو کشور کاملاً متفاوت هستند؛ انگلیس را استعمارگر میدانست، اما آمریکا را یک کشور دموکراتیک تصور میکرد که اجازه نمیدهد یک دولت دموکراتیک در ایران سقوط کند.
وی با اشاره به برخی اظهارات منسوب به مصدق گفت: مصدق در جایی گفته بود: «اگر آمریکا با ما همدل نشود، در دنیا هیچکس دیگری با ما همدل نخواهد شد.» این جمله نشاندهنده میزان امید او به آمریکا بود.
استاد حوزه و دانشگاه افزود: همچنین این تصور وجود داشت که اگر استدلال حقوقی و قانونی ایران در محافل بینالمللی بهدرستی بیان شود، کشورهای قدرتمند نمیتوانند رأی افکار عمومی جهان را نادیده بگیرند. حتی گفته شده بود که ملت ایران در برابر بریتانیا تنها نیست و در دفاع از اصولی قرار دارد که خود آمریکا نیز زمانی برای آن انقلاب کرده است.
وی خاطرنشان کرد: نتیجه این اعتماد آن شد که آمریکا در نهایت از فرصت ایجادشده استفاده کرد و هنگامی که مصدق پشتوانه مردمی سابق را از دست داده بود، وارد عمل شد و کودتا شکل گرفت.
عبرت تاریخی؛ ضرورت حفظ وحدت و فاصله نگرفتن از مردم
حجتالاسلام صداقت گفت: این تجربه تاریخی نشان میدهد هرجا مصدق به قدرت مردم اتکا کرد، موفق بود و هرجا به بیگانه اعتماد کرد و از مردم فاصله گرفت، شکست خورد. این مسئله یکی از مهمترین عبرتهای کودتای ۲۸ مرداد برای امروز ماست.
وی با تأکید بر ضرورت دشمنشناسی افزود: دشمن همواره به دنبال ایجاد تفرقه است و اگر کوچکترین نشانهای از اختلاف میان نیروهای داخلی ببیند، از آن سوءاستفاده میکند. اگر تاریخ را ورق بزنیم، میتوانیم ردپای این مسئله را در اختلاف میان آیتالله کاشانی و مصدق نیز مشاهده کنیم.
استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: البته آیتالله کاشانی نیز در آن مقطع دچار خطا شد و سکوت کرد؛ در حالی که حتی اگر مصدق با همه مشکلات و اختلافاتش در قدرت باقی میماند، بهتر از آن بود که آمریکا وارد کشور شود و استبداد وابسته به خود را مستقر کند. در چنین شرایطی، اختلافات داخلی باید کنار گذاشته میشد و از وقوع خطر بزرگتر جلوگیری میشد.
وی در پایان تأکید کرد: در برابر دشمن خارجی، اختلافات داخلی نباید به نقطهای برسد که دشمن بتواند از آن سوءاستفاده کند. امام خمینی(ره)، شهید بهشتی و رهبر شهید همواره بر کلیدواژه «وحدت» و پرهیز از تفرقه تأکید داشتهاند و یکی از مهمترین درسهای تاریخ معاصر ایران نیز همین ضرورت حفظ وحدت و جلوگیری از ایجاد شکاف در جبهه داخلی است.
...........
پایان پیام/ ۲۱۸
تا کنون هیچ نظری ارسال نشده است ...