عصر قم - زارعی ماهیت توافق مکه را فراتر از یک همکاری نظامی ساده دانسته و معتقد است این پیمان، در واقع تلاشی است که ریاض برای جبران ناکارآمدیهای ارتش خود و خلاء ناشی از فروپاشی چتر امنیتی آمریکا در منطقه انجام داده است.
دکتر سعدالله زارعی کارشناس منطقه غرب آسیا در گفتوگو با خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، درباره چرایی شکلگیری «پیمان مکه» تصریح کرد: عربستان سعودی امروز کانون اصلی یک ائتلافِ برآمده از اضطرار است و تمام هموغمّ این کشور، رفع نگرانیهای عمیق امنیتیاش است که از فقدان یک ارتش منسجم و کارآمد نشأت میگیرد؛ ضعفی که بهطور کامل در شکستهای پیدرپی و بیحاصل هشت ساله در جنگ یمن خود را نشان داد و عملاً ریاض را در موقعیت آسیبپذیری قرار داده است.
وی در تبیین انگیزههای بازیگران این پیمان بیان داشت: ترکیه و پاکستان در این توافق، بیش از آنکه به دنبال یک همپیمانی نظامیِ راهبردی باشند، چشم به منابع مالی و دلارهای نفتی عربستان دوختهاند؛ لذا موفقیت و بقای این پیمان، نه بر پایه ارادههای نظامی، بلکه مستقیماً به حجم سرمایهگذاریهای مالی عربستان گره خورده است.
این کارشناس غرب آسیا با اشاره به بازه زمانی انعقاد این پیمان و ارتباط آن با نظم نوین جهانی افزود: این ائتلاف در حالی شکل میگیرد که نظم پیشین جهانی رو به فروپاشی است و هر سه کشور، خود از بازماندگان همان ساختار کهنه هستند؛ ترکیه به عنوان عضو ناتو، پاکستان به عنوان مرکز پیمان سنتو و عربستان به عنوان رکن سیاست دوستونیِ نظام دوقطبی، همگی در حال تلاش برای بازسازی ساختاری هستند که عملاً تاریخ مصرف آن به پایان رسیده است.
او در ادامه تأکید کرد: به همین دلیل، این پیمان یک ابتکار جدید محسوب نمیشود و باید گفت همانطور که ساختار قدیمی در حال برچیده شدن است، این پیمان نیز حیات طولانی نخواهد داشت و به سرنوشت پیمانهای نظامی ناکامِ دهههای گذشته عربستان دچار خواهد شد.
دکتر زارعی در مورد جایگاه ایران در این معادلات گفت: این پیمان در واقع واکنشی منفعلانه به قدرتنمایی جدید ایران در منطقه و تزلزل حضور نظامی آمریکا است؛ ریاض اکنون در پی یافتن جایگزینی برای ائتلاف با آمریکاست، زیرا باور دارد که ساختارهای گذشته دیگر قادر به تأمین امنیت او در برابر تحولات منطقهای نیستند.
وی در پایان اینگونه جمعبندی کرد: پیمان مکه، صرفاً تلاشی از سوی عربستان برای خریدِ زمان و تأمین امنیت در منطقهای است که معادلاتش به کلی تغییر کرده است؛ اما با توجه به پیوندهای اقتصادیِ سستِ این ائتلاف و ماهیتِ کهنه ساختارهای آن، نمیتوان انتظار ماندگاری یا قدرت تأثیرگذاریِ چندانی برای آن متصور بود.