عصر قم - حکومت فراگیر صرفاً به این معنا نیست که چند چهره از اقوام یا مذاهب مختلف در برخی مناصب حضور داشته باشند؛ بلکه حکومتی فراگیر است که بر پایه مشارکت واقعی مردم، برابری شهروندان و نمایندگی همه اقوام، مذاهب و جریانهای اجتماعی و سیاسی شکل بگیرد.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ دقیقا ۲۰ روز دیگر حکومت دوم طالبان پنجساله میشود و بحث تشکیل حکومت فراگیر بار دیگر بر سر زبانها افتاده و نگاههای مردمی و جامعه بینالمللی به نظام فعلی افغانستان دوخته شده است که چه اقداماتی در این راستا انجام میدهد.
در سطح بینالمللی، بحث تشکیل حکومت فراگیر توسط سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در نشست سازمان شانگهای مطرح شد و از حاکمان فعلی افغانستان خواسته شد راه را برای تشکیل حکومت همهشمول باز کنند تا زمینه ثبات و همزیستی مسالمتآمیز فراهم شود.
تشکیل حکومت فراگیر از مهمترین خواستههای جامعه جهانی از ابتدای حکومت طالبان بوده است. کشورهای منطقه، غرب و سازمان ملل بارها از طالبان خواستند مطابق توافق دوحه، کابینهای همهشمول تشکیل دهند تا همه اقوام افغانستان خود را در آینه نظام ببینند.
در بعد داخلی نیز این موضوع بارها از سوی علما و برخی شخصیتهای سیاسی از جمله حامد کرزی، رئیسجمهور سابق، مطرح شده است. علمای شیعه افغانستان نیز بارها از حکومت طالبان خواستند زمینه حضور نخبگان شیعه و سایر اقوام را در بدنه نظام فراهم کنند تا بتوانند برای پیشرفت و توسعه کشور خدمت کنند.
این خواستهها بیپاسخ نمانده و مقامات طالبان بارها گفتهاند کابینه آنها فراگیر است و از همه اقوام نمایندگی میکند. منظور از این پاسخ، حضور اندک نخبگان شیعه در تعدادی از وزارتخانههاست؛ از جمله معاونت وزارت اقتصاد، وزارت امور عامه و وزارت بهداشت که از نظر جامعه شیعه کافی نیست و بیشتر جنبه تشریفاتی دارد.
برای بررسی تعریف حکومت فراگیر و اهمیت آن برای افغانستان امروز، این موضوع را با سیدجعفر مصباح، نویسنده و پژوهشگر افغانستانی ساکن مشهد مقدس، در میان گذاشتهایم.

شاخصههای حکومت فراگیر واقعی
آقای مصباح به خبرنگار ابنا گفت: «حکومت فراگیر صرفاً به این معنا نیست که چند چهره از اقوام یا مذاهب مختلف در برخی مناصب حضور داشته باشند؛ بلکه حکومتی فراگیر است که بر پایه مشارکت واقعی مردم، برابری شهروندان و نمایندگی همه اقوام، مذاهب و جریانهای اجتماعی و سیاسی شکل بگیرد. در چنین حکومتی هیچ گروهی خود را بیرون از دایره قدرت و تصمیمگیری احساس نمیکند و همه شهروندان نسبت به سرنوشت کشور احساس مسئولیت و تعلق دارند.»
او با بیان اینکه افغانستان کشوری متکثر است و از نظر قومی، مذهبی و فرهنگی تنوع گستردهای دارد، اظهار کرد: تجربه تاریخی نشان داده اداره چنین جامعهای با انحصار قدرت نه پایدار است و نه زمینهساز ثبات و توسعه. هرگاه قدرت در اختیار یک جریان خاص قرار گرفته، پیامد آن کاهش اعتماد عمومی، تضعیف سرمایه اجتماعی و افزایش شکافهای سیاسی و اجتماعی بوده است. بنابراین حکومت فراگیر یک مطالبه صرفاً سیاسی نیست، بلکه ضرورتی برای تأمین ثبات پایدار، عدالت، همبستگی و توسعه افغانستان است.
به باور این نویسنده و پژوهشگر افغانستانی، واقعیتهای موجود نشان میدهد نخبگان شیعه در ساختار کنونی حکومت عملاً حضور ندارند و در نتیجه جامعه شیعه از مشارکت واقعی در مدیریت کشور محروم مانده است. این در حالی است که شیعیان بخشی اصیل، ریشهدار و اثرگذار از ملت افغانستان هستند و طبیعی است که انتظار داشته باشند همانند سایر شهروندان از فرصت برابر برای مشارکت در اداره کشور برخوردار باشند.
سیدجعفر مصباح در ادامه بیان داشت: «تحقق عدالت سیاسی زمانی معنا پیدا میکند که همه اقوام و مذاهب بدون تبعیض، امکان حضور در ساختار قدرت و تصمیمسازی را داشته باشند.»
جامعه شیعه هزینههای سنگینی در برابر جنگ و افراطگرایی پرداخته است
او با اشاره به نقش اساسی شیعیان در تقویت ثبات، وحدت و برادری در جامعه افغانستان خاطرنشان کرد که جامعه شیعه در طول تاریخ معاصر، بهویژه در پنج دهه گذشته، همواره از مدافعان وحدت ملی، همزیستی مسالمتآمیز و حفظ تمامیت ارضی کشور بوده است. این جامعه در کنار سایر اقوام، هزینههای سنگینی در برابر جنگ، افراطگرایی و ناامنی پرداخته و حتی در دفاع از کشور نقش قابلتوجهی ایفا کرده است.
این نویسنده افغانستانی در ادامه گفت: «گفتمان غالب در میان اندیشمندان و نخبگان شیعه نیز همواره بر اخوت اسلامی، تقریب مذاهب، گفتوگو و همگرایی ملی استوار بوده است. بنابراین جامعه شیعه که بخش قابلتوجهی از جمعیت کشور را تشکیل میدهد، میتواند در تحکیم ثبات، اعتمادسازی میان گروههای مختلف و تقویت انسجام ملی نقش مؤثری ایفا کند؛ اما تحقق این امر مستلزم آن است که زمینه مشارکت عادلانه و برابر برای همه شهروندان فراهم شود.»
طالبان مشارکت همگانی را به رسمیت بشناسند
سیدجعفر مصباح در پاسخ به این پرسش که راهحل اساسی برای جامعه افغانستان چیست، گفت: «به باور من، مهمترین مطالبه مردم افغانستان، صرفنظر از تعلقات قومی و مذهبی، استقرار عدالت، حاکمیت قانون، مشارکت عمومی و احترام به کرامت انسانی است.»
او در ادامه تأکید کرد: اگر حاکمان کنونی واقعاً آینده افغانستان را در نظر دارند، باید اصل مشارکت همگانی را به رسمیت بشناسند، زمینه حضور همه اقوام، مذاهب و نخبگان را در اداره کشور فراهم کنند و میان شهروندان بر اساس شایستگی، نه وابستگی قومی یا مذهبی، فرصتهای برابر ایجاد کنند.
آقای مصباح معتقد است گام برداشتن در این مسیر هم باعث افزایش اعتماد عمومی میشود و هم سرمایه اجتماعی لازم برای عبور از مشکلات کنونی را فراهم میآورد.
.................
پایان پیام/