عصر قم - پژوهشگر تاریخ با تشریح دلایل عزم راسخ امام برای خونخواهی از منافقین، نقش بنیصدر در ایجاد ساختار موازی و همراهی بخشی از حوزه علمیه با جریان انحرافی را بررسی کرد و گفت: امام با مدیریت هوشمندانه، ضمن برائت از منافقین، آمریکا را سرچشمه فتنه معرفی کردند.
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا ، استاد حسن ابراهیم زاده نویسنده و پژوهشگر تاریخ در نشست «تاریخنگاری خون خواهی در منابع شیعی؛ رویکردها و چالشها» که عصر پنجشنبه در خبرگزاری رسا برگزار شد، با اشاره به جنایات منافقین در ابتدای انقلاب گفت: شاید هیچکس به اندازه امام راحل (ره) مصمم به خونخواهی از سازمان منافقین نبود؛ چنانکه این مطالبه را تا آخرین لحظات عمر شریفشان پیگیری کردند. ایشان با برخی اقدامات و فتاوای خود انتقامی از این جریان گرفتند، اما آن انتقام نهایی که بایسته بود، محقق نشد.
وی با بیان اینکه امام (ره) سازمان منافقین را از ابنملجم نیز نامردتر میدانستند، خاطرنشان کرد: با این حال، با وجود تمام جنایات این سازمان، همواره تأکید میکردند که «هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید». گویی ایشان سرچشمه تمام قتلها، غارتها، جنایات و برنامهریزیها علیه نظام اسلامی و مستضعفان جهان را آمریکا میدیدند. امروز برای ما فرصتی فراهم شده است تا این انتقام را از سرچشمه اصلی بگیریم؛ انتقامی که در حقیقت، خونخواهی از خون قائد شهید و شهدایی چون بهشتی، باهنر و رجایی است.
ابراهیم زاده در ادامه با بررسی مواضع حضرت امام (ره) در اسفند ۱۳۵۹ و بهار و تابستان ۱۳۶۰ ضمن ابزار تأسف از تبیین این بخش از تاریخ برای نسل جوان خاطرنشان کرد: درمییابیم که ایشان مجاهدین خلق را تنها شریک جرم نمیدانستند. از نظر امام (ره)، اضلاع دیگری نیز در بروز غائلههای خونین پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ دخیل بودند که نوع برخورد ایشان با این سه ضلع، بسیار درسآموز است: ضلع اول رئیسجمهور وقت (بنیصدر)، ضلع دوم بخش غافل یا فتنهگر در حوزه علمیه، و ضلع سوم خود سازمان منافقین.
مدیریت بیبدیل امام (ره) در مواجهه با بنیصدر و آگاهی جامعه
این پژوهشگر تاریخ معاصر خاطرنشان کرد: امام راحل (ره) در برخورد با جریان فتنهگر حوزه علمیه و خود سازمان شخصاً وارد عمل شدند، اما در مواجهه با بنیصدر به عنوان رئیسجمهور منتخب مردم، به گونهای سخن میگفتند که ضمن حفظ حرمت رأی مردم، مطالبهگری و مقابله با اقدامات او را به خود جامعه واگذار کنند. مردم نیز در آن دوران از بصیرت بالایی برخوردار بودند؛ برای نمونه، فردی که در خیابان از هواداران سازمان کتک خورده بود، وقتی سخن امام (ره) مبنی بر اینکه «بنیصدر هم یکی از شماست» را میشنید، متوجه مدیریت هوشمندانه ایشان میشد و میدانست که در عین پرهیز از تشنج، نباید از جریان انحرافی حمایت کند.
وی با اشاره ای به تاریخ صدراسلام تصریح کرد: در تاریخ همواره افرادی شبیه به «ابن زبیر» وجود داشتهاند که مسیر انحراف را طی میکنند و نقد صریح آنها ضروری است. در جریان غائله سال ۱۳۶۰ که ضربه سنگینی بر پیکر مسئولان و نظام اسلامی وارد کرد، بنیصدر با وجود کوتاهی دوران ریاستجمهوریاش، ساختاری موازی ایجاد کرد. او با راهاندازی دفاتر همکاری در شهرهای مختلف، عملاً کابینه شهید رجایی را تحتالشعاع قرار داد و فضا و زمان کافی را برای سازماندهی یک جنگ ترکیبی و کادرسازی به منافقین واگذار کرد.
این پژوهشگر تاریخ معاصر ادامه داد: در این دوره، سازمان منافقین توانست به تسلیحات نیمهسنگینی که حتی در روزهای نخست انقلاب به آنها دست نیافته بود، دست یابد. همچنین از فرصت پیشآمده برای کادرسازی در بدنه دانشآموزی استفاده کرد — جریانی که بازتاب آن را دههها بعد در فتنههای اخیر نیز مشاهده کردیم. علاوه بر این، خانههای تیمی خود را مستحکم کرده و نفوذ خود را در ادارات گسترش دادند. در بعد رسانهای نیز روزنامه «انقلاب اسلامی» و جراید همسو، هجمه شدیدی را علیه سه نهاد محوری یعنی سپاه پاسداران، دادگاههای انقلاب و حزب جمهوری اسلامی آغاز کردند.
نفوذ در بیوت و خروش بصیرتبخش تودههای مردم
وی تأکید کرد: بنیصدر تلاش کرد با نفوذ در برخی بیوت — از جمله بیت آقای طاهری در اصفهان، بیت آقای منتظری و حتی بیت حضرت امام (ره) — برای خود مشروعیتسازی کند؛ تا جایی که یاران خاص امام (ره) در نامهای صریح به ایشان نسبت به معاشرت برخی بستگان با جریان لیبرال هشدار دادند. او با تکیه بر جایگاه فرماندهی کل قوا و ایجاد دوگانگی در حاکمیت، ادعای همراهی ارتش را مطرح میکرد و به دنبال تغییر در نگرشهای کلان نظام بود؛ اما مردم با بصیرت خود شعارهایی نظیر «سازشکار تهیدست، تو میرسی به بنبست و «بنیصدر پینوشه؛ ایران شیلی نمیشه» سر دادند و نشان دادند که نظام اسلامی هرگز به بنبست نخواهد رسید.
ابراهیم زاده با بیان اینکه بنیصدر همچنین با عزل شهید صیاد شیرازی از فرماندهی منطقه کردستان، عملاً زمینه را برای احیای جریانهای تجزیهطلب فراهم کرد، تأکید کرد: با این حال، امام (ره) با حفظ شأن رهبری، فرآیند را به گونهای هدایت کردند که مردم خود ماهیت این جریان را بشناسند. متأسفانه امروز برخی از نیروهای انقلابی دچار افراط شده و به صرف تأییدات کلی ولیفقیه از یک مسئول، عملکرد خطای او را توجیه میکنند؛ در حالی که امام راحل (ره) نیز بارها تأکید داشتند که انتصاب یک مدیر یا سرپرست در نهادهایی مثل صداوسیما، به معنای تأیید تمامی رفتارهای آن نهاد نیست.
قاطعیت امام (ره) در قبال فتنه حوزه علمیه و مواضع قاطع در برابر منافقین
این استاد دانشگاه یادآور شد: در خصوص ضلع دوم یعنی حوزه علمیه، امام (ره) سکوت را جایز ندانسته و شخصاً وارد میدان شدند؛ چرا که حوزه، خاستگاه انقلاب بود و همراهی بخشی از آن با فتنهگران میتوانست آسیبزا باشد. در آن مقطع، برخی نظرات فقهی مراجع در خصوص تقسیم اراضی (بند ج) یا مصادره کارخانهها (بند د) با مواضع نظام همسو نبود. جریانهای منحرف با حمایت مالی بیگانگان سعی داشتند این نظرات فقهی را به شعارهای سیاسی علیه نظام تبدیل کنند و جریانی موسوم به «طلبههای بنیصدری» شکل گرفت.
وی با بیان اینکه امام (ره) در پیامها و سخنرانیهای خود در فروردین ۱۳۶۰، صراحتاً به علمایی که تحت تأثیر شایعات به انتقاد از ارکان نظام میپرداختند هشدار داده و آنان را ناآگاهانه شریک جرم گروهکهای منحرف خواندند، افزود: ایشان با قاطعیت اعلام کردند که در صورت ادامه این شیطنتها در قم، تهران یا مشهد، دادگاههای انقلاب با افراد مخل برخورد خواهند کرد.
ابراهیم زاده با تأکید بر اینکه امام (ره) از همان ابتدا ماهیت فریبکارانه سازمان منافقین را میشناختند و فریب تظاهر به تفاهم و مذاکره آنها را نخوردند، اظهار داشت: موضعی که بعدها توسط مقام معظم رهبری نیز دنبال شد. امام (ره) صراحتاً اعلام کردند با کسانی که دست به اسلحه برده و نظام اسلامی را تهدید مسلحانه میکنند، مذاکره و تفاهمی در کار نخواهد بود. ایشان حتی تأکید کردند که اگر یک در هزار احتمال اصلاح این جریان را میدادند، خود به دیدارشان میرفتند، اما از ماهیت عهدشکن آنان آگاه بودند. در نهایت، امام (ره) با قاطعیت اعلام کردند هرگاه احساس خطر برای اسلام کنند، دست متجاوزان و فتنهگران را قطع خواهند کرد؛ رویکردی مقتدرانه که امنیت و ثبات کشور را تضمین نمود.