چهارشنبه ۱۷ تير ۱۴۰۵

فرهنگی

دکتر میرمظاهری، در یادداشتی مطرح کرد؛

تشییع رهبر شهید؛ فرصتی برای بازآفرینی نظم اجتماعی و احیای سرمایه اجتماعی

تشییع رهبر شهید؛ فرصتی برای بازآفرینی نظم اجتماعی و احیای سرمایه اجتماعی
عصر قم - تشییع رهبر شهید صرفاً یک آیین سوگواری نیست، بلکه رخدادی سیاسی-اجتماعی با ظرفیت‌های بسیج‌گر، انسجام‌آفرین و بازتعریف‌کننده نظم جدید و قدرت نرم یک ملت است.
  بزرگنمايي:

عصر قم - تشییع رهبر شهید صرفاً یک آیین سوگواری نیست، بلکه رخدادی سیاسی-اجتماعی با ظرفیت‌های بسیج‌گر، انسجام‌آفرین و بازتعریف‌کننده نظم جدید و قدرت نرم یک ملت است.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، دکتر مهدی میرمظاهری، پژوهشگر اندیشکده پژواک، در یادداشتی با عنوان «تشییع رهبر شهید و فرصت‌های پیش‌روی حکمرانی» مطرح کرد؛
در تجربه سیاسی ایران، تشییع شخصیت‌های برجسته دینی و انقلابی همواره فراتر از یک مناسک جمعی بوده و به میدان نمایش پیوند میان حکومت، جامعه و حافظه تاریخی ملت بدل شده است. تشییع یک شهید شاخص، به‌دلیل بار عاطفی و ابعاد فراطبقاتی خود، می‌تواند دیوارهای بی‌اعتمادی را موقتاً فرو ریزد و پنجر‌های از فرصت‌های راهبردی بگشاید. در مورد رهبر شهید، این ویژگی برجسته‌تر می‌شود؛ زیرا فقدان او نه فقط خلأ رهبری، بلکه آزمونی برای توان نظام در بازتولید انسجام، انتقال معنا و حفظ تداوم حکمرانی مطلوب است. در چنین لحظه‌ای، شیوه مواجهه حاکمیت با افکار عمومی، نخبگان و نیروهای اجتماعی تعیین می‌کند که رخداد سوگ به سرمایه سیاسی پایدار تبدیل شود یا در سطح احساسات مقطعی متوقف بماند.
فرصت‌های سیاسی – اجتماعی: بازسازی سرمایه اجتماعی
تصاویر میلیونی تشییع، به‌خودی‌خود نوعی همه‌پرسی ضمنی از ارزش‌هایی است که شهید نمایندگی می‌کرد. این حجم از حضور داوطلبانه، فرصتی کمیاب برای حاکمیت فراهم می‌آورد تا نخست، شکاف‌های میان‌نسلی و طبقاتی را ترمیم کند: در تشییع، گروه‌هایی که شاید در فضای روزمره سیاسی با یکدیگر هم‌صدا نباشند، حول یک نماد مشترک گرد می‌آیند. این اشتراک موقت، بستری برای آغاز گفت‌وگوهای ملی در قالبی غیرسیاسی است؛ دوم، مشارکت مدنی را از حالت انفعالی خارج سازد: انرژی عاطفی آزادشده می‌تواند به سرعت به داوطلبی‌گری اجتماعی، اردوهای جهادی و پویش‌های همگانی برای حل مسائل کشور هدایت شود و شبکه‌های اعتماد را بازسازی کند؛ سوم، بازسازی همبستگی اجتماعی: این رویداد نشان می‌دهد که هنوز هسته‌ای از همبستگی فراتر از معیشت وجود دارد. یک سیاست‌گذار هوشمند می‌تواند از این گشایش موقت برای ترمیم رابطه دولت-ملت و ارائه تصویری پاسخگوتر از نظام حکمرانی استفاده کند. نظام حکمرانی باید بخشی از سرمایه نمادین خود را بازیابی کند. اما این سرمایه فقط زمانی پایدار می‌ماند که پس از مراسم، به سیاست‌گذاری ملموس در حوزه معیشت، عدالت و خدمات عمومی متصل شود.
فرصت‌های امنیتی – سیاسی: بازنمایی قدرت درونی
تشییع رهبر شهید که در عرصه منطقه‌ای یا بین‌المللی فعال بود، یک نمایش راهبردی از عمق راهبردی ایران است. نخست، پیام بازدارندگی: استقبال پرشور مردمی، این گزاره را به رقبا و دشمنان مخابره می‌کند که ترور یا حذف فیزیکی چهره‌های کلیدی، به فروپاشی نظم اجتماعی منجر نخواهد شد، بلکه انسجام ملی را تقویت می‌کند. این خود نوعی قدرت نرم درونی است؛ دوم، تقویت محور مقاومت: برای متحدان، تصویر میلیونی تشییع، نشانه‌ای از پشتوانه مردمی سیاست‌های منطقه‌ای ایران است و انسجام ایدئولوژیک این شبکه را بازتولید می‌کند، بی‌آنکه نیازی به بیانیه رسمی باشد؛ سوم، فرصت برای تنفس راهبردی: در سایه این همبستگی ملی، تصمیم‌گیران می‌توانند ابتکارات سخت دیپلماتیک یا اقتصادی را با هزینه سیاسی کمتر پیش ببرند، زیرا افکار عمومی موقتاً از گسل‌های معمول فاصله گرفته است.
فرصت‌های گفتمانی – ایدئولوژیک: احیای روایت‌های فرامرزی
نخست، انتقال پیام نسلی: سیره و گفتار شهید، اگر هوشمندانه بازخوانی و بازتولید شود، می‌تواند به یک بسته گفتمانی قابل انتقال برای نسل جوان تبدیل گردد؛ نسلی که تشنه روایت‌های ناب و غیردیوانسالارانه است. تجربه تاریخی نشان داده است که هرگاه دستگاه رسمی توانسته میان عاطفه و عقلانیت سیاسی پیوند برقرار کند، گفتمان ملی از سطح واکنشی به سطح تبیینی ارتقاء یافته است؛ دوم، پل زدن بین ملی‌گرایی و امت‌گرایی: تشییع باشکوه، اثبات می‌کند که می‌توان همزمان به ملت وفادار بود و به آرمان‌های فرامرزی پایبند ماند و این ترکیب می‌تواند الگوی هویتی جذابی برای جمعیت‌های سرخورده از دوگانه‌های سیاسی مرسوم باشد.
ملاحظات و چالش‌ها
با این حال، این فرصت نمادین در معرض سه تهدید است: نخست، برداشت جناحی از نماد شهید: مصادره تصویر شهید به نفع یک جریان خاص، بلافاصله شکاف‌ها را بازمی‌گرداند و همبستگی ملی را به رقابت حزبی تقلیل می‌دهد؛ دوم، فاصله میان پیام مراسم و واقعیت‌های اقتصادی-اجتماعی: اگر شور تشییع به سرعت با ناکارآمدی روزمره مواجه شود، سرخوردگی «پس از اوج» می‌تواند عمیق‌تر از قبل باشد؛ سوم، بهره‌برداری امنیتی از احساسات: تبدیل فضای عاطفی به فضای امنیتی می‌تواند سرمایه اجتماعی تازه‌بازسازی‌شده را یک‌شبه نابود کند.
توصیه‌های سیاستی
۱. تدوین «میثاق ملی وفاق حول رهبر شهید»: بلافاصله پس از تشییع، روسای قوا با حضور چهره‌های متنوع سیاسی، مدنی، رسانه‌ای، هنری و … ، سندی نمادین برای همکاری فراجناحی امضا کنند.
۲. «برنامه ملی بازسازی مناطق محروم به نام رهبر شهید»: بخشی از کمک‌های مردمی و اعتبارات دولتی به طرح‌های زیرساختی مناطق محروم با برند نام شهید اختصاص یابد تا شور عاطفی به توسعه ملموس گره بخورد.
۳. «برنامه روایت‌سازی سلوک رهبر شهید»: تولید مستندها و پادکست‌های روایی از زندگی شهید، با تمرکز بر تصمیم‌های انسانی و اخلاقی او که برای مخاطب جوان جذاب باشد.
۴. «کارزار ملی داوطلبی به نام رهبر شهید»: بلافاصله پس از تشییع، از طریق پویش‌های مردمی، گروه‌های عزادار را به فعالیت‌های عام‌المنفعه هدایت کنید.
۵. بازبینی سیاست امنیتی-رسانه‌ای: پروتکلی تدوین شود که فضای رسانه‌ای بازتر و زمینه نقد سازنده را باز نگه دارند و از یک‌دست‌سازی تصنعی پرهیز شود.
جمع‌بندی
تشییع رهبر شهید، مانند یک زلزله عاطفی، ساختارهای منجمد سیاسی را برای لحظاتی به لرزه درمی‌آورد و امکان بازآرایی را فراهم می‌کند. این فرصت، نه در خود اشک و حضور، که در شناخت دقیق آن گشایش موقت و تبدیلش به سرمایه پایدار نهفته است. هنر حکمرانی این است که از شهادت قائد شهید، حیات دوباره یک ملت را طراحی کند.


نظرات شما