چهارشنبه ۱۷ تير ۱۴۰۵

فرهنگی

در مسیر پدر (۸)؛

«استادِ استادها»؛ هزار و سیصد شاگرد، اما بدون تبلیغات

«استادِ استادها»؛ هزار و سیصد شاگرد، اما بدون تبلیغات
عصر قم - تعداد شاگردهایش به هزار و سیصد نفر رسیده بود، اما بدون تبلیغ. او اجازه نمی‌داد برای کلاسش بنری توی سطح شهر قم نصب شود.
  بزرگنمايي:

عصر قم - تعداد شاگردهایش به هزار و سیصد نفر رسیده بود، اما بدون تبلیغ. او اجازه نمی‌داد برای کلاسش بنری توی سطح شهر قم نصب شود.

به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، در روزگاری که گاه برای معرفی یک جلسه علمی، از همه ظرفیت‌های رسانه‌ای و تبلیغاتی استفاده می‌شود، هنوز هم در حوزه‌های علمیه، استادانی وجود دارند که اعتبار علمی خود را نه از تبلیغات، بلکه از زبان شاگردان و اهل علم به دست آورده‌اند. سنت اصیل حوزه شیعه، همواره بر این اصل استوار بوده است که اگر درسی از عمق علمی برخوردار باشد، طلاب و فضلا خود راه آن را پیدا می‌کنند و نیازی به هیاهوی رسانه‌ای نیست.
کتاب «در مسیر پدر» در هشتمین روایت خود با عنوان «استادِ استادها» ، تصویری از همین سنت علمی را به نمایش می‌گذارد. این روایت، تنها درباره شمار شاگردان آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای نیست، بلکه بیش از آن، از نوع نگاه ایشان به علم، تدریس و شهرت سخن می‌گوید؛ نگاهی که در آن، گسترش دانش بر معرفی استاد مقدم است و کلاس درس، نه با تبلیغات، بلکه با اعتماد علمی طلاب رونق می‌گیرد.
نویسندگان کتاب با انتخاب این خاطره، می‌خواهند نشان دهند که گاه بزرگ‌ترین سرمایه یک استاد، نه تابلوها و اطلاع‌رسانی‌های گسترده، بلکه اعتباری است که در میان شاگردان و استادان حوزه پیدا می‌کند؛ اعتباری که دهان به دهان منتقل می‌شود و نسل‌های مختلف طلاب را به پای درس او می‌کشاند.
«استادِ استادها»
تعداد شاگردهایش به هزار و سیصد نفر رسیده بود، اما بدون تبلیغ. او اجازه نمی‌داد برای کلاسش بنری توی سطح شهر قم نصب شود.
بسیاری از شاگردانش اساتید عالی حوزه‌های علمیه‌ی قم بودند؛ بعضی‌هایشان حتی درس خارج فقه و اصول تدریس می‌کردند اما او حتی نمی‌گذاشت برای کلاسش اطلاع‌رسانی معمولی بشود. اخبار تاریخ و ساعت کلاسش صرفاً زبانی بین شاگردهایش می‌چرخید و به گوش دیگران می‌رسید.
آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای آن‌قدر از شهرت گریزان بود؛ که در تمام این سال‌ها تعداد عکس‌ها و صوت‌های کلاسش و تصاویر منتشر شده از خودش به انگشتان یک دست هم نمی‌رسد.
برگرفته از: روایت حجت‌الاسلام والمسلمین محمدجواد اکبری.
منبع: پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ.
این روایت، یکی از ویژگی‌های برجسته سنت علمی حوزه را یادآور می‌شود؛ سنتی که در آن، اعتبار یک استاد نه با حجم تبلیغات، بلکه با کیفیت درس و اعتماد شاگردان سنجیده می‌شود. نویسندگان کتاب با اشاره به حضور حدود هزار و سیصد شاگرد، آن هم بدون هیچ‌گونه تبلیغات رسمی، می‌کوشند این پیام را منتقل کنند که سرمایه اصلی یک استاد، توان علمی اوست و اگر این سرمایه وجود داشته باشد، آوازه درس، خود به خود در میان اهل علم منتشر خواهد شد.
نکته قابل تأمل دیگر، ترکیب حاضران در این جلسات علمی است. بر اساس روایت کتاب، بسیاری از شرکت‌کنندگان، خود از استادان برجسته حوزه و مدرسان درس خارج فقه و اصول بوده‌اند. این موضوع، از منظر حوزوی، اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا حضور استادان در درس یک فقیه، نشانه اعتماد آنان به توان علمی و شیوه استنباط اوست و جایگاه علمی استاد را بیش از هر عنوان رسمی نمایان می‌کند.
در کنار این جایگاه علمی، کتاب بار دیگر بر ویژگی‌ای تأکید می‌کند که در روایت‌های پیشین نیز دیده می‌شد؛ یعنی گریز از شهرت. مخالفت با نصب بنر، خودداری از اطلاع‌رسانی گسترده و انتشار اندک تصاویر و صوت‌های جلسات درس، همگی از نگاه نویسندگان، بیانگر آن است که آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای، رسالت استاد را در تعلیم و تربیت می‌دید، نه در شناخته شدن.
بدین ترتیب، روایت «استادِ استادها» صرفاً گزارشی از یک کلاس درس نیست، بلکه بازخوانی الگویی از حیات علمی حوزه است؛ الگویی که در آن، علم بر تبلیغ، تربیت شاگرد بر شهرت و اثرگذاری علمی بر دیده شدن تقدم دارد. کتاب «در مسیر پدر» با نقل این خاطره، تصویری از شخصیتی ارائه می‌دهد که به باور نویسندگان، توانست بدون بهره‌گیری از ابزارهای معمول معرفی، یکی از پرجمعیت‌ترین و در عین حال علمی‌ترین حلقه‌های درس حوزه علمیه قم را شکل دهد.


نظرات شما