عصر قم - چهارمحال و بختیاری - یک پژوهشگر حوزه علمیه گفت: اگر غدیر را به یک «مطالبه اجتماعی» تبدیل کنیم ناظر بر اینکه از حاکمان، عدالت و از جوامع، برادری میخواهیم، پیام غدیر مرزهای مذهبی را درمینوردد و به نیاز مشترک همه مسلمانان تبدیل میشود.
در بخش نخست گفتگوی خبرنگار خبرگزاری رسا در چهارمحال و بختیاری حجتالاسلام والمسلمین ابوالحسن حسنی، پژوهشگر حوزه علمیه این بحث مطرح شد که باور به امامت امیرالمؤمنین (ع)، رکن رکین هویت شیعه بوده و این اعتقاد برای ما قابل معامله نیست و نکته اینجاست که غدیر در ذات خود، دعوت به یک «نظام مدیریت الهی» است. ولایت، عامل بازگشت عزت به امت اسلام است و حقیقت ولایت، امروز در الگوی جمهوری اسلامی تجلی یافته؛ نظامی که تداوم ولایت معصوم در عصر غیبت است و همین نظام ولایی، ثابت کرده است که تنها راهِ احیای قدرت و عزت جهان اسلام، چنگ زدن به ریسمان ولایت است. وقتی سایر مسلمانان مشاهده میکنند که این نگاه ولایی چگونه در برابر استکبار ایستاده و حاضر است برای دفاع از حق، تمام هزینهها را بپردازد، حتی جان خود ولی فقیه، قطعاً مجذوب این روحیه میشوند. این حقیقتِ عینی، خود بهترین دعوت به سمت سرچشمه اصلی، یعنی همان ولایت اعلامشده در روز غدیر است.
رسا: در اندیشه امامین انقلاب، هم بر تبیین حقیقت غدیر و ولایت تأکید شده و هم بر ضرورت وحدت شیعه و سنی و تشکیل امت واحده اسلامی. از منظر شما مهمترین مبانی فکری و راهبردی این جمع میان «ولایتمداری» و «وحدتگرایی اسلامی» چیست؟
حجتالاسلام حسنی: در اندیشه امامین انقلاب، موضوع وحدت یک تاکتیک سیاسی نبود، آنها آن را استراتژی راهبردی برای تشکیل تمدن نوین اسلامی میدیدند. از منظر ایشان، مهمترین مبنای فکری برای جمع میان این دو، درک صحیح از مفهوم ولایت است. ولایت در این تفکر، پیش از آنکه یک بحث کلامیِ درونمذهبی باشد، یک «سازوکار حکمرانی» است که ظرفیت بسیج کل جهان اسلام را دارد.
از نظر مبانی راهبردی، من به سه محور اشاره میکنم:
نخست، «جایگاه دشمنشناسی»: امامین انقلاب همواره تأکید داشتهاند که وحدت، نه از سر ضعف، بلکه از سر قدرت است. وقتی ما ولایتمدار هستیم، به دنبال پیادهسازی شاخصهای اسلام ناب در جامعه هستیم. این شاخصها –مانند ایستادگی در برابر استکبار، عدالتخواهی و مردمسالاری دینی– همان نقاطی است که استکبار جهانی از آن هراس دارد. بنابراین، اتحاد شیعه و سنی بر محور «دفاع از امت اسلامی» و «مبارزه با دشمن مشترک»، دقیقاً تحقق عملیِ ولایت در عرصه بینالملل است.
دوم، «تقدم امتسازی بر امور دیگر»: در نگاه راهبردی امامین انقلاب، هدف نهایی اسلام تشکیل امت واحده است. تبیین حقیقت غدیر اگر منجر به تفرقه شود، در واقع نقض غرض است. بنابراین، ولایتمداریِ واقعی یعنی همان رفتاری که امیرالمؤمنین برای حفظ کیان اسلام در پیش گرفتند. تأکید بر حقیقت ولایت باید همراه با رعایت ادب و پرهیز از دامن زدن به اختلافات تاریخی باشد تا مسیر برای همگرایی باز بماند. از منظر راهبردی، اگرچه در ساحت کلام، اعتقاد به امامتِ دوازده امام، رکنِ هویت ماست، اما در ساحت میدان، میتوان تعریفی وسیعتر از شیعه داشت: هر کس که در جبهه حق و در همان جبههای ایستاده باشد که اهلبیت نظر به آن دارند، در شمارِ یاران این مکتب است. همین نگاه فرامذهبی به مفهوم "شیعه بودن"، تقدم امتسازی را به یک ضرورت عقلانی و راهبردی تبدیل میکند.

سوم، «عقلانیتِ انقلابی»: مبنای اصلی این جمع، عقلانیتی است که جایگاه هر بحث را میشناسد. بحثهای تخصصی کلامی جای خود را دارند و در فضای علمی پیگیری میشوند، اما فضای عمومی جامعه اسلامی باید فضایِ همبستگی برای مواجهه با چالشهای کلان جهان اسلام باشد. این همان جایی است که ولایتمداری، به جای ایجاد شکاف، تبدیل به چتری میشود که همه مسلمانان را زیر سایه خود برای اعتلای اسلام جمع میکند.
رسا: به نظر شما کدام بخش از پیام غدیر ـ مانند عدالت، معنویت، مردمداری، مبارزه با تفرقه، دفاع از امت اسلامی و تبعیت از رهبری الهی ـ ظرفیت بیشتری برای تبدیل شدن به گفتمان مشترک میان مذاهب اسلامی و ایجاد همگرایی در جهان اسلام دارد؟
حجتالاسلام حسنی: ببینید پیام غدیر یک منظومه کامل است؛ اما اگر بخواهیم میان بخشهای مختلف آن دست به انتخاب بزنیم تا به یک گفتمان مشترک در جهان اسلام برسیم، بدون شک باید روی محورهای «عدالتخواهی» و «مردمداری» متمرکز شویم. این دو مؤلفه، حلقه مفقوده دنیای اسلام است و تقریباً هیچ مسلمان آزادهای نیست که با این ارزشها مخالف باشد.
وقتی از غدیر بهعنوان الگوی رهبری سخن میگوییم، در واقع داریم از مدلی حرف میزنیم که در آن، حاکم به دنبال قدرتی برای مردم است «إنی جاعلک للناس إماما» نه «علی الناس»، عدالتاش است که ثابت میکند او برگزیدهی خدا است. این «عدالتِ علوی» یک زبان مشترک جهانی است که میتواند همه مذاهب اسلامی را پیرامون خود جمع کند.
در کنار این دو، مؤلفه «مبارزه با تفرقه» هم ظرفیت بسیار بالایی دارد. غدیر، نقطه پایانِ بلاتکلیفی امت اسلامی بود و پیامی جز وحدت برای بقا نداشت. بنابراین، هرچه ما بیشتر روی این تمرکز کنیم که «غدیر یعنی انسجام»، نه «غدیر یعنی مرزبندیهای مذهبی»، بهتر میتوانیم آن را به گفتمان غالب تبدیل کنیم.
بهطور خلاصه، اگر غدیر را از یک رویداد تاریخی به یک «مطالبه اجتماعی» تبدیل کنیم که در آن از حاکمان، عدالت و از جوامع، برادری میخواهیم، میبینیم که این پیام به راحتی مرزهای مذهبی را درمینوردد و به یک نیاز مشترک برای همه مسلمانان تبدیل میشود. در واقع، دغدغهی ما باید این باشد که غدیر، درماندرد امروز امت اسلام باشد، نه فقط خاطرهی دیروز.

رسا: از دیدگاه شما، اگر بخواهیم غدیر را از سطح یک مناسبت آیینی به یک «راهبرد تمدنی و وحدتساز» برای جهان اسلام تبدیل کنیم، حوزههای علمیه، رسانهها، دانشگاهها و فعالان فرهنگی چه اقدامات علمی، تبلیغی و عملیاتی باید انجام دهند تا هم حقیقت غدیر تبیین شود و هم از تبدیل آن به بستر اختلاف و تنش جلوگیری گردد؟
حجتالاسلام حسنی: برای تبدیل غدیر از یک مناسبت آیینی به یک راهبرد تمدنی، باید از الگوی «تبیینِ ایجابی و تمدنساز» بهره ببریم. این مسیر نیازمند یک تقسیم کار هوشمندانه میان ارکان فرهنگی و علمی جامعه است:
نخست؛ حوزههای علمیه و مراکز پژوهشی: وظیفه اصلی حوزهها، ورد به ادبیات «مدیریتی-تمدنی» در کنار ادبیات «کلامی-تاریخی» است. ما نیازمند تولید ادبیات علمی در حوزه حکمرانی علوی هستیم. حوزهها باید غدیر را به زبان علوم سیاسی امروز و مدیریت اسلامی ترجمه کنند تا برای دانشگاهیان و اندیشمندان جهان اسلام، بهعنوان یک مدل حکمرانی علمی و کارآمد قابل ارائه باشد.
دوم؛ رسانهها و فعالان فرهنگی: رسانه باید مروج «گفتمان مشترک» باشد. ما باید تولیدات رسانهای خود را از محصور ماندن در بحثهای حساسیتزا خارج کرده و بر ابعاد تمدنیِ غدیر تمرکز کنیم. معرفی الگوی حکمرانی عدلمحور در غدیر، بهترین راه برای روایتِ جذاب و وحدتبخش از این واقعه است. استفاده از زبان هنر و تولیدات فراملی، میتواند مخاطبان وسیعی را در جهان اسلام به این منظومه فکری علاقهمند کند.
سوم؛ دانشگاهها و نخبگان: دانشگاه باید به سمت تعریفِ پروژههای مشترک میان نخبگان شیعه و سنی با محوریت «نیازهای امت اسلامی» حرکت کند. وقتی غدیر بهعنوان منبع الهام برای عدالتخواهی، مبارزه با فقر و دفاع از کرامتِ امت اسلامی معرفی شود، بستر برای همکاریهای عملیاتی نخبگان فراهم میشود.

چهارم؛ پرهیز از حاشیهسازی: راهبرد عملیاتی ما باید بر این اصل استوار باشد که غدیر، بستر «بسیج تمدنی» است، نه «تولید تنش». هر اقدامی که به بهانه تبیین غدیر، منجر به تحریک احساسات یا دامن زدن به اختلافات و تولید ناامنی در جهان اسلام شود، برخلاف منطق راهبردی غدیر است. ما باید بهگونهای عمل کنیم که غدیر برای هر مسلمانی، یادآور شکوه رهبری الهی و عزت امت باشد، نه تداعیکننده شکاف.
در نهایت، موفقیت در این راهبرد نیازمند آن است که همه نهادها، «غدیر» را بهعنوان «نسخه برونرفت امت از چالشهای معاصر» معرفی کنند. وقتی غدیر ما، پاسخگوی نیازهای عینیِ جهان اسلام باشد، خودبهخود از یک مناسبت تقویمی به یک نقشه راهِ عملیاتی تبدیل خواهد شد.