عصر قم - تبریز- محدودسازی حجاب و ممانعت از تحصیل دختران مسلمان در جمهوری آذربایجان، فراتر از یک تصمیم اداری ساده، پردهبرداری از پروژهای خطرناک برای زدودن هویت شیعی این سرزمین است.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در تبریز ، تاریخ جغرافیای پرمهر قفقاز، بهویژه سرزمین قهرمانپرور آذربایجان، گرهخورده با نام مقدس اهلبیت(ع) و شعائر اسلامی است. این خطه، مهد عالمان بزرگ، مجاهدان راه حق و مردمی است که حتی در تاریکترین دوران استبداد سرخ و هفت دهه تلاش سیستماتیک کمونیسم برای نابودی دین، چراغ محبت اباعبدالله الحسین(ع) را روشن نگه داشتند.
امروز اما تکرار همان سیاستهای شکستخورده با لعابی مدرن و در پوشش تصمیمات دولتی در باکو، موجی از تأسف و خشم را در میان امت اسلامی و حوزههای علمیه برانگیخته است.
۱. حجاب؛ نماد هویت، نه ابزار سیاسی
چگونه میتوان از آزادی و پیشرفت سخن گفت، اما دختر معصوم و مسلمان را میان پایبندی به حکم قطعی الهی و حق طبیعی تحصیل، در دوراهی ظالمانهای قرار داد؟ حجاب در اسلام، نه یک سنت فاقد پشتوانه، که جلوهای روشن از عفاف، کرامت انسانی و هویت دینی زن مسلمان است.
تقابل با حجاب در جمهوری آذربایجان که افتخار دومین کشور شیعی جهان را با خود یدک میکشد خطای استراتژیکی است که بیش از هر چیز، ریشههای اصیل فرهنگی و اعتقادی این مرزوبوم را نشانه رفته است تلاش برای محرومسازی دختران دانشآموز به جرم داشتن پوشش اسلامی، تعرضی آشکار به آزادیهای مشروع و حقوق انسانی است که هیچ توجیه عقلانی یا حقوقی ندارد.
۲. ردپای صهیونیسم و مهندسیِ دینستیزی در باکو
بررسی ریشههای این تصمیمات شتابزده، ما را به لایههای پنهان و خطرناکی میرساند. امروز نفوذ خزنده و رو به رشد رژیم منحوس و رو به زوال صهیونیستی در ساختارهای امنیتی، سیاسی و فرهنگی باکو بر هیچکس پوشیده نیست. اتاقفکرهای ضداسلامی تلآویو که از بیداری اسلامی و پیوندهای ناگسستنی عاطفی میان ملتهای منطقه به شدت هراسانند، به دنبال آنند تا باکو را به پایگاهی برای ترویج سکولاریسم افراطی و زدودن نشانههای تشیع تبدیل کنند.
دولتمردان آذربایجان باید هوشیار باشند که خوشخدمتی به دشمنان قسمخورده اسلام و امت اسلامی، نه تنها برای آنان امنیتآفرین نخواهد بود، بلکه مایه سقوط مشروعیت سیاسی و انزجار عمومی خواهد شد.
۳. درسهای تاریخ؛ از قفس آهنین شوروی تا سرنگونی پهلوی
حاکمان باکو ظاهراً درسهای تاریخ را بهخوبی نخواندهاند. شوروی کمونیستی با تمام قساوت، ارتش سرخ، دستگاه مخوف امنیتی و دهها سال تبلیغات ستیزهجویانه نتوانست نام حسین(ع) و نوای اذان را از دلِ باکو، گنجه، لنکران و سایر شهرهای آذربایجان محو کند. شوروی نابود شد و اسلام ماند.
از سوی دیگر، تاریخ معاصر ایران آیینهای تمامنما برای عبرتپذیری است. رضاخان پهلوی نیز با تکیه بر توهم قدرت و با تصور اینکه با کشف حجاب اجباری و سرکوب شعائر دینی میتواند جامعه را غربی کند، رنج و محنت فراوانی بر ملت تحمیل کرد؛ اما سرانجامِ آن سیاستهای جاهلانه، چیزی جز خواری، سقوط و تبعید با ذلت نبود اصرار بر ستیز با دین مردم، شکاف میان حاکمیت و ملت را عمیقتر کرده و طومار مستبدان را در هم میپیچید.
۴. سکوت مرگبار مدعیان دروغین حقوق بشر
در این میان، رویکرد رسانههای غربی و نهادهای بینالمللیِ مدعی حقوق بشر، گواهی روشن بر استاندارد دوگانه و منافقانه آنهاست. اگر محدودیتهای آموزشی یا حقوقی مشابهی در کشوری غیرهمسو با منافع غرب رخ میداد، تا ماهها سرخط اخبار تمام رسانههای جهان بود؛ اما امروز که نقض فاحش حقوق بشر و آزادی مذهبی در جمهوری آذربایجان رخ داده، زنجیره رسانهای استکبار به شکلی معنادار دست به بایکوت خبری زده است.
این سکوت خفتبار، نقاب از چهره مدعیان دروغین آزادی برداشته و نشان میدهد حقوق بشر برای آنها تنها یک ابزار سیاسی برای فشار بر مستقلین است.
سخن پایانی و هشدار صریح
امروز خروش انقلابی و آگاهانه ملت غیور آذربایجان، علما، حوزههای علمیه و خانوادههای دغدغهمند، صدایی رسا در برابر این تبعیض و دینستیزی است. نصیحت مشفقانه و هشدار صریح ما به حاکمان باکو این است که با آتشِ خشم دینی و غیرت مذهبی ملت خود بازی نکنید. تحصیل نباید بهای چشمپوشی از اعتقادات باشد و هیچ قدرتی قادر نیست برای همیشه صدای حقطلبی مؤمنان را خاموش سازد.
۶. پیوند ناگسستنی دو سوی ارس؛ همدلی تاریخی و ایمانی
مرزهای اعتباری و خطوط جغرافیایی تحمیلشده در قرون گذشته، هرگز نتوانسته و نخواهد توانست رشتههای ناگسستنی ایمان، فرهنگ، مذهب و پیوندهای عاطفی میان دو سوی ارس را از هم بگسلد. مردم مؤمن، غیرتمند و عاشورایی آذربایجان ایران، همواره در شادیها و محنتها، خود را در کنار برادران و خواهران دینی خویش در جمهوری آذربایجان دیدهاند.
درد محرومیت یک دختر محجبه در باکو، گنجه یا لنکران، درد مشترک خانوادههای متدین تبریز، اردبیل، ارومیه و زنجان است. این همبستگیِ عمیقِ قلبی، برخاسته از مکتب عاشورا و فرهنگ اهلبیت (ع) است؛ مکتبی که ظلمپذیری را نفی کرده و یاری مظلوم را فریضهای حتمی میداند. بنابراین، حوزههای علمیه و علمای بلاد هرگز نمیتوانند در برابر تضییع حقوق شرعی و مدنی پارههای تن جهان اسلام سکوت پیشه کنند.
۷. خطر بازتولید بحران هویت و گسست اجتماعی در آذربایجان
سیاستگذاران باکو باید بدانند که با بخشنامههای آمرانه و رفتارهای پلیسی، نمیتوان هویت یک ملت را مهندسی معکوس کرد. ایجاد دوگانهسازی جعلی میان «دینداری» و «پیشرفت علمی»، یا قرار دادن مردم در دوراهی دروغین «هویت ملی» در برابر «غیرت دینی»، توطئهای خطرناک است که دستاورد آن جز تعمیق گسست اجتماعی و سلب اعتماد عمومی از حاکمیت نخواهد بود.
جامعهای که نسل جوان و تحصیلکردهاش از ابراز باورهای قلبی خود محروم شود، دچار بحران هویت و سرخوردگی تاریخی میگردد. قدرت واقعی یک حکومت، در موشکهای خریداریشده از بیگانگان یا مانورهای تبلیغاتی مشترک با دشمنان قسمخورده قرآن نیست؛ بلکه در اتصال وثیق با ریشههای ایمانی و همراهی صادقانه تودههای مردم نهفته است.
۸. رسالت نخبگان، مراجع دینی و دستگاه دیپلماسی جهان اسلام
در این مقطع حساس، مسئولیت مضاعفی بر دوش نهادهای اثرگذار جهان اسلام، بهویژه در جمهوری اسلامی ایران، سنگینی میکند:
علمای اعلام و حوزههای علمیه: روشنگری بیوقفه، افشای طرحهای نفوذ صهیونیسم در منطقه و حمایت همهجانبه معنوی از خانوادههای رنجدیده و دینمدار آذربایجان، وظیفهای دینی و تاریخی است.
دستگاه دیپلماسی کشور: پیگیری فعالانه، استفاده از ظرفیتهای حقوقی، سازمان همکاری اسلامی و دیپلماسی دوجانبه برای دفاع از حقوق حقه دختران مسلمان محجبه و ابلاغ پیام قاطع ملت و مراجع عظام تقلید به سران باکو، مطالبهای عمومی و راهبردی است.
رسانههای مستقل و جبهه مقاومت فرهنگی: شکستن حصار بایکوت خبری غرب و صهیونیسم و رساندن فریاد مظلومیت و شجاعت زنان و دختران محجبه آذربایجان به افکار عمومی جهان، تکلیف فوری اهالی قلم و رسانه است.
۹. سرانجامِ قطعی؛ نصرت الهی و عزت مؤمنان
تاریخ گواهی میدهد که هیچ طوفانی نتوانسته شمع فروزان ایمان را در این سامان خاموش کند. پرچم حیا و وقار، میراث حضرت زهرای مرضیه(س) و زینب کبری(س) در دستان شیرزنان باایمان قفقاز باقی خواهد ماند و ترفندهای شیطانی برای خانهنشین کردن دختران محجبه به فضل الهی نقش بر آب میشود.
قرآن کریم سرنوشت محتوم نبرد میان حق و باطل را روشن ساخته است: «یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ». حاکمان جمهوری آذربایجان پیش از آنکه دیر شود و خشم فروخورده مردم به آتشفشانی مهارناپذیر تبدیل گردد، باید به مسیر عقلانیت، احترام به شریعت و پاسداشت اراده ملت خویش بازگردند؛ چراکه پیروز نهایی این میدان، نه حامیان صهیونیست، بلکه اراده پولادین ملتهای مؤمن و عاشورایی خواهد بود.
در پایان، آنچه باید بر آن تأکید کرد این است که تقابل با حجاب و محرومسازی دختران مسلمان از حق تحصیل در جمهوری آذربایجان، تنها یک چالش اداری یا آموزشی نیست؛ بلکه بخشی از یک پازل خطرناکِ دینستیزی و هویتزدایی با هدایت اتاقفکرهای صهیونیستی و غربی است.
تجربه تاریخ از قفس آهنین هفتادساله شوروی کمونیستی تا سرنگونی رژیم دستنشانده پهلوی بارها ثابت کرده است که هیچ قدرتی یارای ایستادگی در برابر اراده پولادین و غیرت دینی ملتهای مؤمن را ندارد. خطه قهرمانپرور آذربایجان، گرهخورده با محبت اهلبیت(ع) است و با بخشنامههای آمرانه و سیاستهای وارداتی از مسیر خود منحرف نخواهد شد.
حوزههای علمیه، علمای اعلام، نخبگان و امت اسلامی ضمن اعلام همبستگی قاطع با ملت مسلمان آذربایجان و خانوادههای دانشآموزان محجبه، با صراحت اعلام میکنند که تحصیل نباید بهای چشمپوشی از اعتقادات دینی باشد.
به حاکمان باکو هشدار میدهیم پیش از آنکه دیر شود، از این مسیر خطاستا دست بردارند، به آغوش ملت خویش بازگردند و بدانند که پیروزی نهایی از آنِ اراده مؤمنان است و ظالمان در سراشیبی سقوط و پشیمانی قرار خواهند داشت؛ «وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ».
نویسنده: وحید نستوهی