شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵

فرهنگی

آن‌ها که مرد شدند، پیش از آنکه بزرگ شوند!

آن‌ها که مرد شدند، پیش از آنکه بزرگ شوند!
عصر قم - چگونه دهه هشتادی‌ها، افسانه «نسل بی‌تفاوت» را در میدان دفاع از ایران شکستند؟ مگر همه باور نکرده بودند که این نسل سرکش و بی تفاوت از همه چیز می گذرد؟ ولی در عین این ناامیدی رهبر شهید انقلاب به این نسل امیدوار بود و همین نسل توانستند عزت و استقلال ایران را حفظ کنند.
  بزرگنمايي:

عصر قم - چگونه دهه هشتادی‌ها، افسانه «نسل بی‌تفاوت» را در میدان دفاع از ایران شکستند؟ مگر همه باور نکرده بودند که این نسل سرکش و بی تفاوت از همه چیز می گذرد؟ ولی در عین این ناامیدی رهبر شهید انقلاب به این نسل امیدوار بود و همین نسل توانستند عزت و استقلال ایران را حفظ کنند.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: سال‌ها بود که جمله‌ای در گفتار عامیانه تکرار می‌شد: «پسرت را بفرست سربازی تا مرد شود.» سربازی، در تصور عمومی، مرحله‌ای گذرا بود؛ جایی برای «پختگی» و «مرد شدن». اما پشت این جمله، یک پیش‌فرض پنهان هم وجود داشت: اینکه نسل جدید ـ نسل اینترنت، نسل بازی‌های رایانه‌ای، نسل دهه هشتادی ـ برای این «مرد شدن» مناسب نیست. می‌گفتند جنگ که بشود، این‌ها «قالب تهی می‌کنند». می‌گفتند دوران دفاع مقدس تمام شده و دیگر کسی نیست که پای ایران بایستد.
آن‌ها در محاسبه‌شان یک چیز را از قلم انداخته بودند: خون غیرت در رگ جوان ایرانی نسل به نسل و سینه به سینه منتقل می شود و می جوشد و این خون رئیسعلی دلواری و میرزاکوچک خان است که هنوز در رگ های جوان ایرانی جریان دارد.
سال پنجاه و نه، جنگی هشت‌ساله آغاز شد. جوانانی که در زمان حکومت رژیم شاه تربیت شده بودند، به میدان آمدند و از ایران دفاع کردند. فرح پهلوی بعدها ادعا کرد: «این جوان‌ها را ما تربیت کردیم.» اما تاریخ، این ادعا را رد کرد؛ چون همان جوان‌ها، در میدان واقعی، هویتی تازه یافتند. بعضی‌شان در ظرف دو سال از یک «سرباز صفر» به یک «استراتژیست نظامی» تبدیل شدند—معجزه‌ای که رهبر انقلاب آن را «معجزه انقلاب» نامید.
سال هزار و چهارصد و چهار، تاریخ دوباره برگ‌هایش را ورق زد. این بار اما بازیگران، کسانی بودند که نه انقلاب را دیده بودند، نه امام را، نه جنگ را . دهه هشتادی‌ها. همان‌هایی که به «نسل زد» شهرت داشتند. همان‌هایی که تصور می‌شد در فضای مجازی گم شده‌اند و وطن برایشان فقط یک کلمه است.
و بعد، اتفاق افتاد...
نسل «Z» در میانه میدان مقتدرانه ایستاد و از خاک وطن دفاع کرد.
در روزهای سخت، وقتی که خیلی‌ها منتظر بودند این نسل «قالب تهی کند»، اتفاق دیگری افتاد. نوجوانان غرق در فضای مجازی و بزرگ شده در گیم نت ها در تهران ماندند و حاضر نشدند شهر را ترک کنند، و خانواده‌ هایشان نیز به خاطر آنها ماندند. جوانان دست و پا تتو کرده ای که به خیابان آمدند و در تجمعات مردمی حاضر شدند. حالا جوانان و نوجوانانی که در فضای مجازی بزرگ شده بودند، همان فضا را به میدان روایت و مقاومت تبدیل کردند.
یکی از آن‌ها گفته بود: «در ابتدا خیلی می‌ترسیدم، اما وقتی خبرهای شلیک موشک را شنیدم، دلم آرام گرفت و در اعماق وجودم به ایرانی بودنم افتخار کردم».
این‌ها فقط حرف نبود. پای لانچر ایستادند. در نیروی دریایی ماندند. در مرزها ماندند. دست و پا از دست دادند. جان دادند. بعضی‌شان در تونلی محبوس شدند، جایی که ورودی و خروجی بسته شد و همه با هم رفتند—به شکلی که حتی روایت کردنش هم آسان نیست.
و همه این ها سن‌شان به بیست و پنج سال هم نمی‌رسید.
آری این نسل، «پرورش‌یافته» انقلاب است، پرورش یافته مکتب حسینی است. رهبر انقلاب سال‌ها پیش گفته بود: «شما دهه هشتادی و دهه هفتادی... نه امام را دیدید، نه دوران انقلاب را دیدید، نه دوران دفاع مقدس را دیدید اما همان روحیه‌ی جوانِ در میدان جنگ در شما هم هست». این حرف‌ها «روشنفکرانه و غیرواقعی» خوانده نشده بود ـ بلکه خود یک پیش‌بینی بود.
آن پیش‌بینی، در سال ۱۴۰۴ به واقعیت بدل شد. دهه هشتادی‌ها نشان دادند که «انقطاع نسلی» یک افسانه بوده است. آن‌ها پرورش‌یافته دامان انقلاب بودند، نه به این معنا که کسی آن‌ها را به جنگ فرستاده باشد، بلکه به این معنا که وقتی لحظه‌اش رسید، خودشان انتخاب کردند بمانند.
بسیاری از جوانان می گفتند: «حفظ و دفاع از کشور وجه مشترک همه ماست... حتی اگر رگ گردنمان را هم بزنند، دیگر اجازه نخواهیم داد نقشه ایران کوچک‌تر از این شود». این حرفها، حرف کسی است که نه از روی اجبار، بلکه از سر انتخاب ایستاده است.
اما داستان این جوانان فقط در خاک ایران نماند. اثر آن، در جای دیگری هم ظاهر شد: در سازمان ملل متحد. سه روز پیش، وقتی رئیس رژیم صهیونیستی پشت تریبون مجمع عمومی ایستاد، ده ها هیأت دیپلماتیک سالن را ترک کردند. گزارش‌ها حاکی از آن است که نمایندگان بیش از هفتاد کشور یا در سالن حاضر نبودند یا پیش از آغاز سخنرانی خارج شدند. سالن، عمدتاً خالی ماند. خبرگزاری‌ها از «هو کردن» و «اعتراض دیپلماتیک» نوشتند.
این صحنه، در تاریخ سازمان ملل بسیار پر اهمیت است. رژیمی که سال‌ها با حمایت قدرت‌های بزرگ، خود را «دموکراسی» و «قربانی» معرفی می‌کرد، اکنون در انزوای دیپلماتیک قرار گرفته است. و این تغییر، ریشه در چیزی دارد که در میدان‌های مقاومت گذشت.
آری؛ جان فدایی سرباز وطن، بزرگ‌تر از آن بود که در یک مرز بماند.
جوانان دهه هشتادی، در سال ۱۴۰۴، یک حقیقت قدیمی را دوباره ثابت کردند: مرد شدن، ربطی به سن ندارد. آن‌ها وقتی پای لانچر ایستادند، وقتی در مرز ماندند، وقتی جان دادند، خودشان انتخاب کردند که پای وطن بمانند.
به‌قلم: زهرا صالحی‌فر
..........................
پایان پیام


نظرات شما