عصر قم - پژوهشگر حوزه علمیه با بیان اینکه تا این انسداد حل نشود ما عملاً قدرت تشکیل دولت اسلامی را نداریم، تصریح کرد: یکی از الزامات رهبری سوم این است که یک انقلاب در فقه ایجاد و از جنبه فردی وارد عرصه اجتماعی شود.
به گزارش سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، حجتالاسلام سیدمهدی علیزاده موسوی، استاد و پژوهشگر حوزه علمیه، هفتم مهرماه در نشست سوم از سلسله نشستهای علمی «رهبری سوم انقلاب اسلامی(شرایط و الزامات جدید)» که از سوی گروه سیاست پژوهشگاه برگزار شد، به طرح این پرسش پرداخت که چه شد تمدن اسلامی فروپاشید و چگونه میتوان دوباره آن را احیا کرد و بیان کرد: سه کلان گفتمان بازگشت، تجدد و تلفیقی بین بازگشت و تجدد را برای تحلیل این موضوع میتوان به کار برد.
وی با اشاره به فرایند تمدنسازی بعد از انقلاب، افزود: تمدن نوین اسلامی علاوه بر اینکه وجوه گذشته را در خود دارد توسط کسی(رهبر شهید) بیان شده که خودش در دل میدان بوده است. در اتاق نظریهپردازی نبوده است و چون مشغول اجرا بوده و عملاً برای ایشان امکان نظاممند کردن آن وجود نداشته است و این مسئله مظلومیت رهبر شهید را میرساند که کار جامعی در مورد نظریه ایشان نشده است که باید به آن بپردازیم.
علیزاده موسوی بیان کرد: در باب رهبری باید به نوعی از تحلیلهای رسانهای بیرون برویم و کار را به این مسئله تقلیل ندهیم که رهبری در کدام جریان سیاسی است بلکه رهبری را باید به عنوان نهاد تمدنی بدانیم و اینکه قلب تپنده یک پروژه تاریخی است، در این صورت نگاه ما به رهبری نگاه به یک فرد نیست.
تناقض در موفقیتهای کشور
رئیس سابق پژوهشکده حج و زیارت با بیان اینکه یک پرسش بنیادی فراروی ما هست و اینکه بعد از ۵ دهه از انقلاب در کجای تاریخ ایستادهایم، گفت: پارادوکس امروز در کشور این است که چرا جمهوری اسلامی در برخی لایهها چنین پیروزمند و خیرهکننده عمل کرده ولی در سادهترین لایهها با لکنت و ضعف روبروست؛ ما در صنایع هایتک، هستهای، ساخت دقیقترین موشکها و پهبادها در تراز ۵ کشور دنیا هستیم و نقشه ژئوپلوتیک منطقه را تغییر دادهایم ولی در همین حال بر سر تنظیم بازار ارز و رفع ناترازی و بروکراسی صدور مجوز و مسائل فرهنگی خانواده و مافیای خودرو درمانده هستیم .
وی با اشاره به مراحل شکلگیری تمدن اسلامی از انقلاب تا جامعهسازی، افزود: انقلاب اسلامی شکستن انسداد بود؛ نظام اسلامی هندسه حاکمیت بود ولی دولت اسلامی که قرار بود منش اسلامی را حاکم کند، تحقق نیافته است و ما در این مرحله گیر کردهایم؛ رهبری دوم مأموریت صیانت ساختاری را داشتند که به خوبی رخ داد ولی دولت اسلامی گرفتار دیوانسالاری وارداتی و عقلانیت «وبری» بزک شده با مفاهیم اسلامی است. البته مسئولان مقصر نیستند و وقتی ببینند نسخهای وجود ندارد، لزوماً دنبال مدلهای غربی خواهند رفت.
علیزاده موسوی با طرح این سؤال که ریشههای معرفتی و حوزوی این انسداد چیست که با قدرت در برابر تحریم و همه قدرتها ایستادهایم ولی در مسائل مبتلا به درماندهایم، اظهار کرد: در اینجا دو سه نکته از منظر حوزوی مهم است؛ اول اینکه ما توقف بسیار وحشتناکی در فقه فردی کردیم و به فقه نظامات ورود نکردهایم لذا به نوعی تکنوکراسی سنتی رجوع کردیم. در تولید ثروت و تدوین نظامات اقتصادی و سیاسی کلان دست فقه خالی است و عملاً چیزی وجود ندارد لذا دستگاههای اجرایی برای اداره زندگی مردم مجبورند سراغ نئولیبرالیستی و مدلهای دیگر بروند.
فقه گفتوگو جایگزین فقه دستوری شود
وی با بیان اینکه حاکمیت رویکرد دستوری، مشکل دیگر کشور است، گفت: در گذشته فقه دستوری روابط را تنظیم میکرده است ولی امروز باید فقه گفتوگو و حوار شکل بگیرد تا فقط در حوزه شعار باقی نمانیم. الان مخاطب جوان میپرسد که شما اینقدر سخن از تمدن اسلامی میگویید چه چیزی از آن بیرون آمده است لذا انگیزه برای رفتن به سمت آن را ندارد. به چنین جوانی اگر بگوییم قناعت کن خواهد گفت چرا فرزند فلان مسئول اینطور نیست.
این پژوهشگر با بیان اینکه تا این انسداد حل نشود ما عملاً قدرت تشکیل دولت اسلامی را نداریم، تصریح کرد: یکی از الزامات رهبری سوم این است که یک انقلاب در فقه ایجاد و از جنبه فردی وارد عرصه اجتماعی شود. البته در فقه نظامات که بحثهای آن وجود دارد عمدتاً مشغول امکان و عدم امکان آن هستیم و بعد از شهید صدر ناظر به میدان فقهی نداریم.
مبارزه با رانت و فساد؛ الزام دوره رهبری سوم
وی با تأکید بر اینکه رهبر معظم انقلاب این کار را شروع کرده است از این رو ایشان تفاوت بین نهاد حوزه و روحانیت را بیان کردند، گفت: الزام دیگر رهبری جدید این است که باید جراحی اساسی در مباحثی مانند رانت و بروکراسی و …ایجاد شود و مدیریت کشور به سمت عقلانیت و شایستهسالاری مطلق تغییر کند.
علیزاده موسوی اظهار کرد: زمانی کشور تثبیت نشده بود و وفاداری نقش اساسی داشت ولی امروز که در برابر ابرقدرتها ایستادیم، باید تخصص حاکم شود و اداره کشور به نخبگان بی تعارف و متعهد واگذار شود و صرفاً به وفاداری اکتفا نکنیم.
وی تأکید کرد: مردم عملاً باید عدالت و بازتوزیع عادلانه ثروت را در جامعه ببینند؛ همچنین باید توجه کنیم که هوش مصنوعی و اقتصاد پلتفرمی شرایط فیلترینگ را از بین برده است.
استاد حوزه علمیه با بیان اینکه امام(ره) حکومت را تأسیس کرد و کار رهبری دوم سختتر از رهبر اول بود زیرا بنیانهای انقلاب را با سختترین طوفانها تثبیت کرده است که کاری بسیار دشوار بود، بیان کرد: معتقدم کار رهبری سوم از دوم سختتر است و آن ورود به دولتسازی و جامعهسازی و در نهایت تمدن اسلامی است که این کار بسیار سختتر است و مجاهده اساسی میطلبد؛ از این رو حوزه و دانشگاه و نخبگان باید به رهبری انقلاب کمک کنند تا بتوان از این پیچ مهم تاریخی عبور کنیم.
وی افزود: اگر زیاد در این انسداد(دولتسازی اسلامی) بمانیم و از آن عبور نکنیم، در آینده این انسداد در کشور پیامدهای منفی دارد و چه بسا اسلام سیاسی و نگاه به تمدن اسلامی را هم از بین خواهد برد.