جمعه ۱۰ مهر ۱۴۰۵

فرهنگی

استاد دانشگاه قرآن و حدیث:

کلام اجتماعی واژه‌ای نوپدید و نیازمند تعریف مورد قبول است

کلام اجتماعی واژه‌ای نوپدید و نیازمند تعریف مورد قبول است
عصر قم - حجت‌الاسلام رضوی با اشاره به نوپدید بودن واژه «کلام اجتماعی» اظهار داشت: این ترکیب جدیداً پدید آمده و حیات آن چندان طولانی نیست؛ بنابراین نباید انتظار داشته باشیم که این واژه به‌صورت تعیینی یا تعینی، معنایی جاافتاده و مدون داشته باشد.
  بزرگنمايي:

عصر قم - حجت‌الاسلام رضوی با اشاره به نوپدید بودن واژه «کلام اجتماعی» اظهار داشت: این ترکیب جدیداً پدید آمده و حیات آن چندان طولانی نیست؛ بنابراین نباید انتظار داشته باشیم که این واژه به‌صورت تعیینی یا تعینی، معنایی جاافتاده و مدون داشته باشد.

به گزارش سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، نخستین پیش نشست از سلسله نشست های همایش ملی «فلسفه کلام اجتماعی» با تأکید بر اندیشه‌های کلامی رهبر شهید آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای(قدس سره الشریف) با عنوان «چیستی و ماهیت کلام اجتماعی»، توسط دبیرخانه همایش(گروه کلام اسلامی و الهیات جدید پژوهشگاه) به صورت حضوری و برخط برگزار شد.
حجت‌الاسلام رسول رضوی در این نشست، با اشاره به نوپدید بودن واژه «کلام اجتماعی» اظهار داشت: این ترکیب جدیداً پدید آمده و حیات آن چندان طولانی نیست؛ بنابراین نباید انتظار داشته باشیم که این واژه به‌صورت تعیینی یا تعینی، معنایی جاافتاده و مدون داشته باشد.
وی با اشاره به دو طریق شکل‌گیری اصطلاحات علمی، یعنی تعیینی و تعینی، افزود: یا اندیشمندان و بزرگان علم جمع می‌شوند و قرار می‌گذارند که از این پس این واژه یا ترکیب را در این معنا به کار ببرند و همگان نیز می‌پذیرند و به اصطلاح آن دانش تبدیل می‌شود؛ یا عده‌ای یک ترکیب یا واژه را در معنای خاصی به کار می‌برند و کم‌کم تکرار می‌شود تا به صورت تعینی معنای خاصی شکل می‌گیرد و دیگران نیز آن را می‌پذیرند و به اصطلاحی جاافتاده تبدیل می‌شود.
حجت‌الاسلام رضوی تصریح کرد: چون هنوز دانش‌واژه کلام اجتماعی به‌صورت تعیینی و تعینی شکل نگرفته است، لازم است تعاریف ارائه‌شده بررسی و ارزیابی شوند.
وی در ادامه به تشریح شش تعریف مطرح‌شده درباره کلام اجتماعی پرداخت:
تعریف اول : کلام اجتماعی یعنی استنباط، تبیین و دفاع از آموزه‌های اعتقادی در باب مسائل اجتماعی.
استاد رضوی در توضیح این تعریف گفت: کسانی که این تعریف را مطرح کرده‌اند، بر این باورند که الهیات اجتماعی هنگامی به وجود آمد که کلیسای کاتولیک با جهان مدرن رو در رو شد و با مشاهده معضلات، شروع به ارائه راهکارهای الهیاتی و دینی برای مشکلات مردم کرد. این امر باعث پیدایش الهیات اجتماعی در غرب شد و دانش‌های مختلفی مانند فقه اجتماعی، اخلاق اجتماعی، تفسیر اجتماعی و کلام اجتماعی به وجود آمد.
وی افزود: از نگاه این‌ها، کلام اجتماعی شاخه‌ای از کلام جدید و شاخه‌ای از الهیات اجتماعی است و باید آن را ذیل الهیات اجتماعی و هم‌ردیف با دانش‌هایی مانند فقه اجتماعی، اخلاق اجتماعی و تفسیر اجتماعی معنا کرد.
استاد دانشگاه قرآن و حدیث مزیت این دیدگاه را روشن کردن قلمرو موضوع کلام اجتماعی دانست و در عین حال ضعف آن را احتمال تداخل با فقه اجتماعی یا فلسفه اجتماعی برشمرد.
تعریف دوم : کلام اجتماعی یعنی فهم اجتماعی از مسائل کلامی و بازخوانی اجتماعی کلام اسلام.
وی در توضیح این تعریف اظهار داشت: کلام اجتماعی شاخه یا گرایشی از علم کلام است که حاصل فهم اجتماعی از مسائل و موضوعات کلامی و رویکرد اجتماعی به آن‌هاست. همانند تفسیر اجتماعی قرآن که خودش شاخه یا گرایشی از تفسیر است، منتها حاصل فهم اجتماعی آیات و رویکرد اجتماعی به قرآن است.
استاد رضوی افزود: در این دیدگاه دو عنوان «فهم اجتماعی» و «رویکرد اجتماعی» کنار هم آمده‌اند. فهم اجتماعی از یک مسئله کلامی یعنی یک باور یا مسئله اعتقادی در پیوند با زندگی جمعی انسان‌ها، ساختارهای اجتماعی و نیازها و چالش‌های جامعه مورد فهم قرار گیرد.
وی با ذکر مثالی گفت: اگر عدل الهی را فقط از جنبه نظری بررسی کنیم، می‌پرسیم آیا خداوند عادل است؟ عدل الهی چگونه با وجود شر سازگار است؟ اما در فهم اجتماعی از عدل الهی این‌گونه سؤال می‌کنیم که اگر خداوند عادل است، انسان مؤمن چه موضعی باید در برابر ظلم، تبعیض و بی‌عدالتی اجتماعی داشته باشد.
استاد دانشگاه قرآن و حدیث در ارزیابی این تعریف گفت: به نظر من این تعریف سعی کرده مفهوم اجتماعی را توضیح دهد، ولی همچنان ابهام دارد؛ چون فهم اجتماعی ممکن است به معنای فهمی باشد که از شرایط و نیازهای اجتماعی زمانه تأثیر می‌پذیرد، یا فهمی که از جامعه مستقل از فهم افراد نشئت می‌گیرد. با این تعریف، مرز بین جامعه‌شناسی دین، جامعه‌شناسی معرفت، فقه اجتماعی یا الهیات اجتماعی با کلام خیلی درهم می‌آمیزد و نمی‌شود خط‌کشی کرد.
تعریف سوم : کلام اجتماعی یعنی تبیین کارکرد و پیامدهای اجتماعی گزاره‌های اعتقادی.
وی در توضیح این تعریف گفت: معتقدند کلام اجتماعی شاخه‌ای از علم کلام است که به صورت نظام‌مند به مطالعه و تبیین امتداد، کارکرد، پیامد و مسئولیت اجتماعی گزاره‌های اعتقادی می‌پردازد. کلام اجتماعی دیگر صرفاً به اثبات انتزاعی صدق گزاره‌ها نمی‌پردازد، بلکه بر تحقق و کارآمدی عینی آن باورها در ساحت‌های مختلف حیات جمعی هم می‌پردازد.
استاد رضوی افزود: در این صورت، سؤال ما دو وجه دارد: یک وجه توصیفی-تحلیلی که باور به توحید، معاد یا نبوت عملاً چه تأثیری بر رفتار اقتصادی جامعه گذاشته است؛ و وجه تجویزی که باور به توحید، معاد یا نبوت باید چه تأثیری بر رفتار اقتصادی جامعه بگذارد و چگونه می‌شود این تأثیر مطلوب را محقق کرد.
وی در ارزیابی این تعریف سه نکته را مطرح کرد: نخست اینکه این تعریف کلام اجتماعی را فقط به کارکرد و پیامدهای اجتماعی گزاره‌های اعتقادی محدود می‌کند، در حالی که علم کلام و زیرشاخه‌های آن قلمرو گسترده‌تری دارند و حوزه‌های دیگری مثل استنباط، تبیین، اثبات و پاسخگویی به چالش‌های اعتقادی را شامل می‌شود. دوم اینکه کلام اجتماعی فقط به تبیین پیامدها نمی‌پردازد، بلکه می‌تواند وظایف دیگری مثل تحلیل، ارزیابی، دفاع، استخراج الزامات اجتماعی و پاسخ به مسائل و شبهات اجتماعی را داشته باشد. سوم اینکه اگر کلام فقط پیامدهای اجتماعی گزاره‌های اعتقادی را بررسی کند، ممکن است با جامعه‌شناسی دین تداخل کند.
تعریف چهارم : کلام اجتماعی یعنی یافتن خاستگاه اجتماعی مسائل کلامی.
استاد دانشگاه قرآن و حدیث در توضیح این تعریف گفت: برخی معتقدند کلام اجتماعی دانشی است که بررسی می‌کند خاستگاه‌های اجتماعی پیدایش اندیشه‌های کلامی را. به تعبیر دیگر، کلام اجتماعی همان فهم زمینه‌های اجتماعی پیدایش اندیشه‌های کلامی است.
وی این تعریف را بسیار عجیب دانست و افزود: در این صورت کلام اجتماعی در ردیف فلسفه دین یا همان جامعه‌شناسی دین قرار می‌گیرد. جامعه‌شناسی دین می‌آید دین را از بیرون به عنوان یک پدیده اجتماعی نگاه می‌کند و کارکردهای دین را بدون داوری و ارزش‌گذاری تحلیل می‌کند و پرسش اصلی‌اش این است که دین چه کار می‌کند. در حالی که کلام اجتماعی باید زیرشاخه کلام باشد، یعنی دانش هنجاری باشد و ارزش‌گذار باشد و نسبت میان دین و جامعه را توصیف کند، تحلیل کند و ارزش‌گذاری نماید.
استاد رضوی تصریح کرد: این تعریف کلام اجتماعی را در حد جامعه‌شناسی دین تنزل می‌دهد. چون اینکه گفته می‌شود فهم زمینه‌های اجتماعی شکل‌گیری اندیشه اعتقادی، در واقع باعث می‌شود کلام اجتماعی به یک رویکرد تاریخی-جامعه‌شناختی تنزل پیدا کند و از جهت هنجاری و استدلالی از دانش کلام بودن غافل بماند.
تعریف پنجم : کلام اجتماعی یعنی استخراج، تبیین و اثبات آموزه‌های اعتقادی و بیان کارکرد آن‌ها در حوزه اجتماعی.
وی در توضیح این دیدگاه گفت: این دیدگاه معتقد است کلام اجتماعی گرایشی از دانش کلام است که اولاً عقاید اسلامی را استخراج می‌کند، آن‌ها را تبیین می‌کند، اثبات می‌کند و از آن‌ها دفاع می‌کند. ثانیاً در خصوص سایر حوزه‌های اجتماعی مثل حوزه‌های احکام، حقوق و اخلاق اجتماعی، بنا به ضرورت به اثبات و دفاع می‌پردازد. و ثالثاً تحلیل و موضع‌گیری دقیق کلامی در مسائل جدید و نوظهور اجتماعی می‌کند و کارکرد آموزه‌های اعتقادی را در عرصه زندگی اجتماعی تبیین می‌کند.
استاد رضوی در ارزیابی این تعریف گفت: در این تعریف چندین نقطه مغفول مانده است: پاسخگویی به پرسش‌های مرتبط با آموزه‌های اعتقادی، تحلیل پیامدهای آن‌ها و دفاع از کارآمدی یا مقبولیت آموزه‌ها در برابر شبهات. همچنین این تعریف کلام اجتماعی را بیش از حد کارکردگرایانه نشان می‌دهد. کارکرد معمولاً به آثار و نتایج یک آموزه اشاره دارد، اما کلام اجتماعی باید درباره محتوا، دلالت، الزام، غایت، پیامد و کاربرد آموزه‌ها بحث کند.
تعریف ششم : کلام اجتماعی یعنی استنباط، تنظیم، تبیین، پاسخگویی و دفاع از آموزه‌های اعتقادی دین درباره جامعه به مثابه یک واقعیت و دارای شخصیت مستقل.
حجت الاسلام رضوی این تعریف را دقیق‌تر دانست و گفت: منظور از اجتماع در اینجا جامعه به عنوان یک واقعیت عینی و دارای شخصیت مستقل است. این دیدگاه کلام اجتماعی را همان کلام جامعه‌شناختی می‌داند.
وی در توضیح این دیدگاه اظهار داشت: کلام جامعه‌شناختی شاخه‌ای از کلام اسلامی است که با استفاده از قرآن، سنت و عقل به استنباط، تنظیم و تبیین آموزه‌های اعتقادی دین درباره جامعه به مثابه یک واقعیت و شخصیت عینی و دارای هویت — با آثار متمایز از افراد — می‌پردازد و به پرسش‌های مرتبط با این آموزه‌ها پاسخ می‌دهد و از آن‌ها در برابر شبهات وارد شده دفاع عقلانی می‌کند.
استاد رضوی افزود: در این شاخه از دانش کلام، جامعه صرفاً مجموعه‌ای از افراد تلقی نمی‌شود، بلکه دارای نوعی هویت و شخصیت مستقل است که می‌تواند موضوع خطاب الهی، هدایت الهی، سنت‌های الهی و حتی نوعی سعادت یا شقاوت تاریخی قرار گیرد.
وی با اشاره به تفاوت کلام سنتی و کلام اجتماعی گفت: همان‌طور که کلام سنتی به رابطه فرد و خداوند می‌پردازد و اعلام می‌دارد که انسان دارای اختیار است، کلام جامعه‌شناختی در مقابل به بررسی رابطه جامعه و خداوند می‌پردازد. مطرح می‌کند که جامعه مجبور است یا مختار؟ در مورد هدایت و شقاوت جامعه بحث می‌کند، در مورد تکلیف جامعه بحث می‌کند و حتی به حسابرسی جامعه و عقاب و ثواب دنیوی و اخروی جامعه می‌پردازد. جامعه حسابرسی جدا از افراد دارد، جامعه عقاب و ثواب مستقلی دارد.
حجت الاسلام رضوی در ارزیابی این تعریف گفت: این تعریف اولاً بین شخصیت فرد و شخصیت جامعه و به تبع آن بین باورهای دینی در رابطه با انسان‌ها با خداوند و باورهای دینی درباره رابطه جامعه با خداوند فرق گذاشته و تفکیک شده است. دوم اینکه افعالی مثل تبیین، پاسخگویی و دفاع نشان می‌دهد که کلام اجتماعی صرفاً به توصیف جامعه یا بررسی تاریخی باورها نمی‌پردازد، بلکه کارهای دیگری هم انجام می‌دهد. بنابراین نمی‌شود آن را با جامعه‌شناسی دین یکی دانست.
وی در پایان تأکید کرد: بر اساس این تعریف، جامعه به عنوان واقعیتی فراتر از مجموعه افراد است و این برای تحلیل مسائلی مثل عدالت اجتماعی، دولت، امت، نهادها و مسئولیت‌های جمعی می‌تواند کارگشا باشد.


نظرات شما