عصر قم - عضو هیأت علمی گروه کلام اسلامی و الهیات، کلام اجتماعی را بینارشتهای دانست و تصریح کرد: کلام اجتماعی از دانشهای دیگر هم باید بهره بگیرد و میگیرد و هم از آنها تأثیر میپذیرد و هم بر آنها تأثیر میگذارد.
به گزارش سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، نخستین پیش نشست از سلسله نشست های همایش ملی «فلسفه کلام اجتماعی» با تأکید بر اندیشههای کلامی رهبر شهید آیتالله العظمی سید علی خامنهای با عنوان «چیستی و ماهیت کلام اجتماعی» توسط دبیرخانه همایش(گروه کلام اسلامی و الهیات جدید پژوهشگاه) به صورت حضوری و برخط برگزار شد.
حجتالاسلام محمدصفر جبرئیلی عضو هیأت علمی گروه کلام اسلامی و الهیات جدید پژوهشگاه در این نشست، با تأکید بر اینکه واژه «کلام اجتماعی» جدید است، اما محتوای آن قدیمی است، اظهار داشت: کلام قرآن و کلام اهل بیت علیهمالسلام اجتماعی بود؛ بعدها در طی علل و عواملی، کلام ما انتزاعی شد و از اجتماع فاصله گرفت. بعداً به اقتضای شرایط، متفکران احساس کردند باید به کلام اجتماعی بازگردیم. پس واژه جدیدی است، اما محتوا و مباحث آن قدیمی است.
وی با اشاره به مطالعه تمام هشت جلد «کافی» کلینی افزود: مطالعه تمام هشت جلد «کافی» نه فقط جلد اول و دوم، نشانگر حضور بالعیان امام در جامعه زمان خود است. بیانات امام ناظر به مباحث اجتماعی و پاسخ به مشکلات اعتقادی و فقهی جامعه آن روز است.
عضو هیأت علمی گروه کلام اسلامی و الهیات جدید پژوهشگاه با اشاره به نکتهای از رهبر شهید گفت: رهبر شهید نکته مهم و جالب توجهی دارند، فرمودند: یکی از منابع اصلی نقشآفرین در تاریخ ائمه حدیث است؛ در مباحث امامت فقط نباید به «کتاب الحجه» اکتفا کرد، در کتاب «حج»، «نکاح» و… عینیت امام را میبینید. آنجاست که معلوم میشود کلام اجتماعی یعنی چه؟
وی در ادامه با اشاره به ضرورت توجه به ابعاد اجتماعی در مباحث فقهی گفت: به دوستان استاد خارج فقه عرض کردم، نمیتوان راجع به حقوق زن و حتی حجاب و پوشش بانوان صحبت کرد، اما کتاب نکاح، متعه و اسیر را ندید.
استاد جبرئیلی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ریشههای قرآنی کلام اجتماعی گفت: فهم من این است کلام اجتماعی واژه جدیدی است، ولی رگ و ریشه آن به قدیم برمیگردد. خداوند در قرآن کریم بیشترین توجه را به داستان حضرت موسی علیهالسلام دارد چون ابعاد اجتماعی آن زیاد است. در زمان حضرت موسی جامعه ایمانی در مقابل جامعه کفر فرعونی شکل گرفته بود. جزئیات داستان از نقش زن و مردان در مراحل مختلف سخن میگوید. وقتی برخی همراهان در هنگام گذر از رود نیل به موسی گفتند نزدیک است فرعونیان به ما دست بیابند و ما را دستگیر کنند، موسی فرمود: «کلّا ان معی ربی». این خود کلام اجتماعی است.
وی با اشاره به تعبیر «کلام فرهنگی» گفت: به تعبیر یکی از دوستان «کلام فرهنگی». امروز باید دانش کلام فرهنگی شود. منظور از فرهنگ همان فرهنگ عصر و زمان است.
عضو هیأت علمی گروه کلام اسلامی و الهیات جدید پژوهشگاه در ادامه به پیشینه تاریخی کلام اجتماعی اشاره کرد و گفت: بر اساس همین اقتضائات زمان، این رویکرد از زمان سید جمالالدین اسدآبادی آغاز شد. نکته خیلی قشنگ و قابل توجهی در بیانات رهبر شهید در کنگره مرحوم نایینی بود که خیلی یا اصلاً مورد توجه قرار نگرفت. ایشان فرموده بودند: «آثار سید جمالالدین اسدآبادی و محمد عبده و اینها از مصر به نجف میآمد و طلبههای نجف بر اثر مطالعات آنها سیاسی شدند و وارد عرصه شدند.» در دیگر سخنرانیها باز به این نکته پرداختهاند. واقعاً آنها زودتر از ما احساس نیاز کردند و دلایل خاص خودش هم دارد.
وی همچنین با نقل خاطرهای از مرحوم استاد محمدرضا حکیمی گفت: من از شخص محترمی شنیدم مرحوم استاد محمدرضا حکیمی گفته بود اگر دکتر علی شریعتی «الحیات» شاید ۲۰ جلد هم میرسید. آقای شریعتی با آن روش مباحثی را مطرح میکرد و ما بر اساس آن مباحث به متون مراجعه میکردیم و راهکار ارائه میدادیم.
استاد جبرئیلی سپس کلام اجتماعی را بینارشتهای دانست و تصریح کرد: نکته سوم، کلام اجتماعی بینارشتهای است. از دانشهای دیگر هم باید بهره بگیرد و میگیرد و هم از آنها تأثیر میپذیرد و هم بر آنها تأثیر میگذارد.
وی در ادامه با اشاره به دیدگاه مرحوم عبدالرزاق لاهیجی در «سرمایه ایمان» گفت: مرحوم عبدالرزاق لاهیجی در «سرمایه ایمان» میگوید تعریف یا برای بیان واقعیت است یا برای بیان وجه امتیاز. در علوم اعتباری نمیتوان به واقعیت دست پیدا کرد. لذا هر تعریفی میکنیم، تعریف در بیان امتیاز است. این تعریف امتیازش از آن یکی چیست. خوب، حالا که میخواهیم امتیازش را بگوییم.
استاد جبرئیلی افزود: تعریف علوم یا به موضوع است یا به غایت یا به روش. از قدیم دانش کلام، یا به موضوع یا به غایت یا به روش تعریف میکنند.
وی در ادامه به موضوع کلام اجتماعی پرداخت و گفت: موضوع کلام اجتماعی چیست تا بر اساس آن موضوع، یا روش، یا غایت را مشخص کنیم؟ من فهمم این است که از علامه طباطبایی استفاده میکنم. علامه در دو سه جا پراکنده میگوید — متأسفانه ما با آثار علامه، بهویژه آثار مختلف علامه، خیلی ارتباط نگرفتیم. علامه در کتاب «تعالیم اسلام» مینویسد کلام هم با فرد کار دارد، هم با جامعه. کلام از اول اینطور بود، یعنی کلام قرآنی و کلام روایی هم با فرد کار دارد، هم با جامعه.
عضو هیأت علمی گروه کلام اسلامی و الهیات جدید پژوهشگاه تصریح کرد: موضوع کلام: فرد انسان و جامعه انسانی است. علامه طباطبایی، «تعالیم اسلام»، صفحه ۱۸. در روابط اجتماعی اسلام، علامه تأکید دارد در صفحه ۶۱ که کلام اجتماعی صرفاً به یک ذره عبارت از تفسیر نیست — صرف بیان آثار نیست، بلکه حکم و قانون بر اساس آن جامعه است.
وی افزود: مرحوم حکیم لاهیجی در «گوهر مراد» از انسان شروع کرد و با سلوک انسان تمام کرد. با توجه به این حرف و حرف علامه طباطبایی، شاید بتوان موضوع کلام اجتماعی را «انسان در جامعه» دانست.
استاد جبرئیلی در ادامه به تفاوت اجتماع و جامعه اشاره کرد و گفت: نکته دقیق جناب آقای رضوی توجه به فرق بین اجتماع و جامعه است. دیدم برخی از غربیان بین اجتماع و جامعه فرق میگذارند. شاید ما هم باید فرق بگذاریم. هر اجتماعی لازمهاش حتماً جامعه نیست. برخی از اجتماعات، اجتماعات بدوی و ابتدایی هستند. هنوز به جامعه تبدیل نشدهاند.
وی با اشاره به دیدگاه شهید مطهری و رهبر شهید گفت: با توجه به اینکه موضوع کلام اجتماعی با کلام مصطلح تفاوت جدی ندارد، استاد بزرگوار شهید مطهری و شهید آیتالله خامنهای از ایمان شروع میکنند. آقای مطهری در مقدمه «بر جهانبینی» که عمرش کفاف نداد، مقدمه را نوشت، ولی ذی مقدمه به دست ما نرسید. و آیتالله خامنهای در «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» هر دو از ایمان شروع میکنند. مخاطب ایمان هم انسان است: «یا ایها الذین آمنوا».
استاد جبرئیلی افزود: موضوع کلام اجتماعی در واقع انسان است. اینکه میگوییم ذات باری تعالی و صفات و افعال او درست است اما مخاطب انسان است. همانطوری که فقه موضوعش فعل مکلف است، در دانش کلام هم ما باید در موضوع یه خورده تصرف کنیم. اگر در موضوع تصرف کنیم و بیاییم حرف علامه و اینها را تحلیل و تبیین بکنیم به همان بحث انسان — هم فرد، هم جامعه — میرسیم. حکم و قانونی که بر اساس آن جامعه استوار است.
وی در ادامه به غایات و اهداف دانش کلام اشاره کرد و گفت: نکته دیگر بحث غایات و اهداف دانش کلام است. استخراج و استنباط، تبیین صحیح و رفع شبهه و پاسخگویی و تحلیل. مسئله حجاب — من معتقدم یکی از کاستیهای فرهنگی در بحث حجاب ورود در بحث با نگاه فقاهتی صرف بود، در حالی که اگر ما حجاب را با نگاه کلامی تحلیل و تبیین میکردیم، و همدلانه مخاطب را اقناع میکردیم شاید وضع حجاب ما امروز به اینجا نمیرسید. فقاهتی صرف برخورد کردیم. لازمه فقاهت هم امر و نهی است. جوان امروزی امر و نهی را برنمیتابد. با تبیین عقلانی امر و نهی فقهی هم به سرانجام بهتری میرسید.
عضو هیأت علمی گروه کلام اسلامی و الهیات جدید پژوهشگاه در ادامه به یکی دیگر از غایات کلام اجتماعی اشاره کرد و گفت: یکی دیگر از غایات: امکانسازی پیوند دین و آموزههای اعتقادی با متن جامعه است، بر اساس اینها نظامسازی لازم است. همان نکتهای که رهبر شهید خیلی بدان عنایت داشتند. در آغاز «طرح کلی» میفرماید سه ویژگی: اجتماعی بودن، انسجام و هماهنگی، و ناظر به زندگی جمعی انسان بودن.
وی در ادامه به روش کلام اجتماعی پرداخت و گفت: روش کلام اجتماعی بحث مفصلی دارد، همانگونه که منبع اصلی و اولی دانش کلام اجتماعی قرآن و سنت است در کلام اجتماعی هم چنین است، من عقل را منبع نمیدانم، دلیل میدانم. معتقدم منبع دین دو چیز است: قرآن و سنت. عقل کاشف است به تعبیر شیخ انصاری مولویت و سلطنت ندارد، عقل منبع کشف است. منبع صدور نیست. منبع صدور، قرآن و سنت است. آیتالله جوادی آملی در کتاب «منزلت عقل در هندسه معرفت دینی» به تفصیل بحث کرده است.
استاد جبرئیلی تصریح کرد: بر این اساس، تعریف کلام اجتماعی همان تعریف کلام مصطلح است. حالا فقط میماند در همین شش تا نکتهای که استاد رضوی فرمود و که آیا مسئلهمحور است؟ یعنی بگوییم دانش کلام اجتماعی، یا کلام اجتماعی را شاخهای از کلام بدانیم؟ شاخهای از کلام — نمیگویم کلام مصطلح — مثل کلام اخلاقی، کلام فلان فلان. اگر هم بشود اشکالی ندارد.
وی افزود: احمد امین مصری در اول «ظهرالاسلام» کلام را به چند گرایش کلام محض، کلام سیاسی و کلام اخلاقی تقسیم کرده است.
استاد جبرئیلی در ادامه به دستهبندی رویکردها اشاره کرد و گفت: درباره رویکردها سه دستهبندی داشتم: مسئلهمحور، رویکردمحور، آثار و کارکرد محور. من معتقدم شهید آیتالله خامنهای و شهید آیتالله مطهری بیشتر آثارمحورند، ولی تنها آثارمحور نیستند. اما بر اساس اقتضائات زمان — که آن وقت این حرفها زده میشد — و به دنبال اینکه دین چه فایدهای دارد، اینان در آن راستا بیشتر به آثار پرداختند. لذا آقای مطهری در «انسان و ایمان» از فوائد و کارکردهای ایمان سخن میگوید، از بهجت و سعادت و همان حرفهای ابنسینا را در نمط ۹ و ۱۰ میآورد.