عصر قم - آیتالله احمدی میانجی از عالمان برجسته حوزه علمیه قم بود که فقاهت و دانش را با اخلاق، سادهزیستی، مردمداری و حضور انقلابی درآمیخت و عمر خود را در مسیر تربیت طلاب، خدمت به مردم و دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی سپری کرد.
به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، در میان عالمان معاصر حوزه علمیه قم، آیتالله میرزا علی احمدی میانجی را میتوان از شخصیتهایی دانست که جمع میان فقاهت، اخلاق، تحقیق، مبارزه انقلابی و مردمداری را در زندگی خود به نمایش گذاشت. او عالمی بود که علم و دانش حوزوی را نه جدا از جامعه، بلکه در متن نیازهای مردم و مسائل روز دنبال میکرد و از همین رو، شخصیت علمی او در کنار وجه اخلاقی و اجتماعیاش معنا پیدا میکرد.
احمدی میانجی از همان سالهای نوجوانی مسیر تحصیل علوم دینی را آغاز کرد و در میانه، تبریز و قم از محضر استادان برجستهای همچون آیتالله بروجردی، آیتالله گلپایگانی، محقق داماد و علامه طباطبایی بهره برد و به اجتهاد رسید. ارتباط او با علامه طباطبایی تنها به آموختن دانش محدود نماند و شخصیت اخلاقی علامه بر او اثر عمیقی گذاشت؛ چنانکه بعدها خود از تواضع، ادب و پرهیز علامه از خودستایی به نیکی یاد میکرد.
با این حال، احمدی میانجی صرفاً یک مدرس فقه و اصول نبود. سالها به تدریس رسائل، مکاسب و کفایه پرداخت و در تربیت طلاب نقش داشت، اما در کنار درس و بحث حوزوی، بخشی از توان علمی خود را متوجه موضوعاتی کرد که با نیازهای فکری و اجتماعی جامعه ارتباط داشت. آثاری همچون «مکاتیب الرسول»، «مکاتیب الائمه»، «مواقف الشیعه»، «التبرک»، «السجود علی الارض» و «مالکیت خصوصی در اسلام» نشان میدهد که پژوهش برای او تنها فعالیتی در محدوده مدرسه و حوزه نبود؛ بلکه تلاش میکرد از ظرفیت دانش دینی برای پاسخ به مسائل اعتقادی، فقهی، تاریخی و اجتماعی استفاده کند.

از سوی دیگر، شخصیت علمی احمدی میانجی در پیوند با یک سنت مهم حوزوی شکل گرفت؛ سنت مباحثه، گفتوگوی علمی و کار جمعی برای فهم قرآن و معارف دینی. جلسات تفسیری او و جمعی از فضلای حوزه، نزدیک به نیم قرن استمرار داشت و در آن، آیات قرآن از زوایای مختلف مورد بحث و بررسی قرار میگرفت. این استمرار طولانی، تصویری از عالمی ارائه میکند که تحقیق را فعالیتی مقطعی نمیدانست و تا پایان عمر با جدیت علمی به دنبال فهم و تبیین معارف دینی بود.
اما شاید آنچه شخصیت احمدی میانجی را برای مردم ماندگارتر کرد، فاصله نگرفتن او از زندگی مردم بود. او عالمی نبود که جایگاه علمی و اجتماعیاش میان او و مردم فاصله ایجاد کند. در قم، پس از نماز مغرب و عشا به پرسشهای جوانان و طلاب پاسخ میداد و حتی در سالهای پایانی عمر نیز ارتباط خود را با نسل جوان حفظ کرد. در میانه نیز در ایام تعطیلی حوزه به زادگاهش بازمیگشت و به ارشاد مردم و جوانان میپرداخت.
مردمداری او تنها در سخنرانی و ارتباط اجتماعی خلاصه نمیشد. تأسیس و مشارکت در راهاندازی مراکزی مانند صندوق قرضالحسنه مهدیه، انجمن دینی و فرهنگی دین و دانش، مؤسسه خیریه الزهرا، صندوق ذخیره علوی و جامعه ناصحین نشان میدهد که او درک روشنی از مسئولیت اجتماعی عالم دینی داشت. برای او حضور روحانی در جامعه صرفاً به تبلیغ و سخن گفتن محدود نبود؛ بلکه حل مشکلات مردم، کمک به محرومان و فراهم کردن زمینه فعالیتهای فرهنگی نیز بخشی از این مسئولیت به شمار میرفت.
در زندگی شخصی نیز همین روحیه مردمی و سادهزیستی جلوه داشت. روایتهای نقلشده از نزدیکانش، او را عالمی معرفی میکند که در معاشرت با دیگران تکلف نداشت و خود را از مردم جدا نمیکرد. محافظ او از سفره مشترک و صمیمیت او سخن گفته و نزدیکانش بر سادهزیستی و تواضع وی تأکید کردهاند. حتی زمانی که امکان پذیرفتن مسئولیتهای اجتماعی و جایگاههای پررنگتر برای او فراهم بود، ترجیح میداد همان سبک زندگی ساده و بیپیرایه خود را حفظ کند.
این عزت نفس در کنار سادهزیستی از ویژگیهای برجسته او بود. نقل شده است که در دوران نیاز مالی، وجوهاتی را که مردم به او میسپردند برای خود نگه نمیداشت و حتی در برابر پیشنهادهای مالی که احتمال میداد در آینده توقع و وابستگی ایجاد کند، حاضر به پذیرش آن نبود. در واقع، سادهزیستی احمدی میانجی صرفاً کمتوقع بودن در زندگی شخصی نبود؛ بلکه بخشی از استقلال و آزادگی او به شمار میرفت.

وجه دیگر شخصیت او، حضور انقلابی و مسئولانه در عرصه سیاسی و اجتماعی بود. احمدی میانجی از سالهای آغاز نهضت امام خمینی(ره) در کنار جریان مبارزه قرار گرفت، در میانه به تبلیغ و روشنگری پرداخت و به دلیل فعالیتهای خود با برخورد و دستگیری ساواک مواجه شد. عضویت و همکاری با جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و حضور در فعالیتهای سیاسی پیش از انقلاب، بخشی از کارنامه او در این دوره بود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز حضور او در عرصه مسئولیت اجتماعی ادامه یافت. مأموریتهای مختلف از سوی امام خمینی(ره) برای رسیدگی به امور مناطق و دادگاهها، تلاش برای حل اختلافات و ایجاد وحدت، حضور در مناطق مختلف کشور و سپس نمایندگی در سه دوره مجلس خبرگان رهبری، نشان میدهد که او مسئولیت اجتماعی و سیاسی روحانیت را محدود به دوران مبارزه با رژیم پهلوی نمیدانست.
این حضور انقلابی، البته با روحیه اخلاقی او منافاتی نداشت. جهاد و اخلاق در شخصیت احمدی میانجی دو مسیر جداگانه نبودند. شاید به همین دلیل است که رهبر معظم انقلاب در پیام تسلیت خود درباره او، از عالمی یاد کردند که «علم را با عمل» و «تقوا را با جهاد» و «فقاهت را با تبلیغ دین» درآمیخته بود. این توصیف را میتوان خلاصهای از شخصیت چندوجهی احمدی میانجی دانست؛ عالمی که مدرسه و جامعه، محراب و میدان، تحقیق و تبلیغ و اخلاق و مسئولیت اجتماعی را از یکدیگر جدا نمیدید.
درسهای اخلاق او نیز در حوزه علمیه قم مخاطبان فراوان داشت. با این حال، اخلاق برای احمدی میانجی صرفاً مجموعهای از مواعظ نبود که بر فراز منبر بیان شود؛ اخلاق در شیوه زندگی او دیده میشد. تواضع، مردمداری، سادهزیستی، توجه به محرومان، پرهیز از تکلف و حساسیت نسبت به حفظ شأن اهلبیت(ع) در سخنان و رفتارهای نقلشده از او، تصویری از عالمی ارائه میکند که میکوشید آنچه را میگوید، در زندگی خود نیز محقق کند.
شاید یکی از زیباترین نشانههای جایگاه مردمی او، علاقهاش به حضور در مجالس شهدا بود. نقل شده است که دعوتهای مختلف برای سخنرانی را گاه نمیپذیرفت، اما هنگامی که گفته میشد مجلس شهید است، با اشتیاق حاضر میشد. این رفتار را میتوان نشانهای از پیوند عمیق میان ایمان، انقلاب و فرهنگ ایثار در شخصیت او دانست؛ پیوندی که در زندگی شخصی او نیز با شهادت فرزندش، جعفر، در دفاع مقدس جلوهای عینی پیدا کرد.

آیتالله احمدی میانجی، شخصیتی بود که اعتبار علمی را با زندگی ساده، جایگاه حوزوی را با مردمداری و فعالیت سیاسی را با اخلاق و تقوا جمع کرد. او از آن دست عالمانی نبود که علم را برای خود علم بخواهد؛ دانش را آموخت، تدریس کرد، نوشت، تحقیق کرد، به تربیت شاگرد پرداخت و در همان حال، خود را در برابر جامعه و مسائل مردم مسئول میدانست.
از همین منظر، میراث احمدی میانجی را نمیتوان تنها در شمار کتابها و شاگردانش خلاصه کرد. بخش مهمی از این میراث، منش یک عالم مردمی و انقلابی است؛ عالمی که با وجود رسیدن به مراتب بالای علمی و برخورداری از مسئولیتهای مهم، از زندگی ساده، ارتباط مستقیم با مردم و حضور در میان محرومان فاصله نگرفت. شاید ماندگارترین تصویر از او همین باشد: فقیهی که در عین جایگاه علمی، خود را از مردم جدا نکرد و عالمی که علم، اخلاق، جهاد و مردمداری را در یک مسیر دید.