شنبه ۲۱ شهريور ۱۴۰۵

فرهنگی

تاج‌الدینی:

جریان غرب‌گرا در سینمای ایران نفوذ کرده است/ حوزه هنوز به‌صورت جدی وارد سینما نشده است

جریان غرب‌گرا در سینمای ایران نفوذ کرده است/ حوزه هنوز به‌صورت جدی وارد سینما نشده است
عصر قم - مستندساز و منتقد فیلم با انتقاد از نفوذ جریان غرب‌گرا در سینمای ایران، بر ضرورت ساماندهی و شبکه‌سازی نیروهای انقلابی و حضور جدی‌تر حوزه علمیه در این عرصه تأکید کرد.
  بزرگنمايي:

عصر قم - مستندساز و منتقد فیلم با انتقاد از نفوذ جریان غرب‌گرا در سینمای ایران، بر ضرورت ساماندهی و شبکه‌سازی نیروهای انقلابی و حضور جدی‌تر حوزه علمیه در این عرصه تأکید کرد.

اشاره: وضعیت سینمای ایران را نمی‌توان صرفاً با میزان تولید آثار یا عملکرد مدیران ارزیابی کرد؛ مسئله اصلی، رقابت جریان‌های فرهنگی و میزان سازمان‌یافتگی آنهاست. جریان غرب‌گرا با بهره‌گیری از ظرفیت‌های رسانه‌ای، شبکه‌سازی و ایجاد بایکوت و مارپیچ سکوت، توانسته نفوذ قابل توجهی در این عرصه پیدا کند؛ در مقابل، نیروهای انقلابی از انسجام، برنامه و سازمان مشخصی برخوردار نیستند. این نابرابری، یکی از عوامل مؤثر در شرایط کنونی سینماست .
از سوی دیگر، حوزه علمیه نیز هنوز نتوانسته نسبت خود را با سینمای ایران به‌صورت جدی و ساختاری تعریف کند؛ در حالی که رسانه تصویری امروز یکی از مهم‌ترین ابزارهای انتقال پیام و اثرگذاری فرهنگی است .
با وجود این، تجربه سینمای پس از انقلاب، به‌ویژه در دفاع مقدس و روایت مسائل اجتماعی، ظرفیت‌های قابل توجه این عرصه را نشان می‌دهد. بنابراین راه برون‌رفت، حذف جریان‌های مختلف نیست؛ بلکه اصلاح مدیریت، ایجاد رقابت منصفانه و سازماندهی هدفمند نیروهای انقلابی است .
در همین زمینه خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا ، در گفت‌وگویی با حنظله تاج‌الدینی، مستندساز و منتقد فیلم، به بررسی وضعیت سینمای ایران، میزان نفوذ جریان‌های فرهنگی، نسبت حوزه علمیه با سینما و ظرفیت‌های جریان انقلابی در این عرصه پرداخته است .
رسا ـ آقای تاج‌الدینی، به‌عنوان نخستین سؤال، به نظر شما جریان غرب‌گرا تا چه اندازه توانسته در مجموعه سینمای ایران تأثیرگذار باشد و آن را تحت تأثیر قرار دهد؟
امروز که با شما صحبت می‌کنم، به‌شدت نگران خطری هستم که شما روی آن دست گذاشته‌اید و آن را بسیار جدی می‌دانم . متأسفانه جریان غرب‌گرا، با بازوهایی که در داخل کشور دارد و با نفوذی که هم به‌صورت ذاتی و هم عرضی ایجاد کرده، توانسته است در سینما تأثیرگذار باشد .
منظورم از نفوذ ذاتی این است که این جریان می‌تواند روی موضوعات و کانسپت‌هایی کار کند که دست ما برای پرداختن به آن‌ها بسته است؛ موضوعاتی مانند خشونت، عشق‌های ضربدری و مسائل مشابه. این محدودیت، در مقابل، برای آن‌ها وجود ندارد .
از سوی دیگر، به دلیل توانایی و نفوذ عرضی که دارند، الزاماً به اصول اخلاقی پایبند نیستند. فرض کنید در موضوع میناب، یک بازیگری که هیچ نسبتی با جمهوری اسلامی ندارد، صرفاً به دلیل کشته شدن کودکان، یک استوری منتشر کند. همین فرد را به‌شدت تخریب می‌کنند و از نفوذ خود استفاده می‌کنند تا آن بازیگر روی آنتن نباشد، روی پرده نباشد و فیلمش اکران نشود .
وقتی من می‌خواهم برای ساخت یک اثر، حتی یک فیلم مستند، سراغ موضوعی بروم و موضوع، سیاسی و چالشی باشد و قرار باشد نسبت به یک بی‌اخلاقی یا عدم پایبندی به اصول اخلاقی نقدی مطرح شود، این سؤال پیش می‌آید که آیا طرف مقابل به اصولی که جمهوری اسلامی و اسلام محترم می‌شمارند یا حتی به اصول پذیرفته‌شده سینما در دنیا، از جمله آزادی، پایبند است یا خیر. متأسفانه پاسخ من منفی است .
این جریان به‌شدت به شارلاتانیسم رسانه‌ای مسلط است. افراد را بایکوت می‌کنند و با ایجاد مارپیچ سکوت، کاری می‌کنند که فرد جرئت نکند نظر واقعی خود را بیان کند؛ حتی درباره موضوعاتی مانند شهدای مدرسه شجره طیبه .
در پلتفرم‌ها نیز نفوذ دارند. بخشی از تولیدات مربوط به شهدا و آثار این حوزه نیز تحت تأثیر همین فضا قرار گرفته است. به اعتقاد من، این مسئله صرفاً با وزیر و وکیل و ساختار سازمانی و اداری حل نمی‌شود .
هر زهری، پادزهر خودش را می‌خواهد. این جریان سینماگر که گاهی کاسه‌به‌دست و چشم‌انتظار بیگانه است، با پادزهر خودش، یعنی حضور جدی و سازمان‌یافته بچه‌های انقلابی، می‌تواند از میدان خارج شود .
متأسفانه تعداد فیلم‌سازان انقلابی کم است. هر فیلم‌ساز انقلابی که کاری انجام داده، باید مورد حمایت و توجه قرار بگیرد. برای مثال، آقای پرویز شیخ سریالی درباره خانم دباغ ساخته بود. همچنین آثاری در حوزه دفاع مقدس و شهرک دفاع مقدس تولید شده است .
ما در حوزه موشکی، مقاومت، میدان مردم و بسیاری از عرصه‌ها، به لطف خدا موفق بوده‌ایم و گزندی متوجه جمهوری اسلامی و انقلاب نشده است؛ به برکت درایت امام خمینی کبیر و رهبر شهید انقلاب. اما در سینما، چه در دولت فعلی و چه در دولت‌های گذشته، بچه‌های انقلابی سامان و سازمان مشخصی ندارند .
این نیروها باید ساماندهی شوند، یک‌دست و یک‌پارچه شوند و به‌صورت هدفمند کار کنند. نمی‌توان انتظار داشت که هر فرد به‌صورت جداگانه وارد میدان شود و بتواند با یک جریان سازمان‌یافته رقابت کند .
البته در سال گذشته نیز چند اثر در حوزه دفاع مقدس تولید شد که نشان می‌دهد ظرفیت این جریان همچنان وجود دارد .
رسا ـ به نظر شما ارتباط حوزه و سینما چگونه باید تعریف شود؟
من معتقدم در دنیای امروز، رسانه و به‌ویژه رسانه تصویری، مخاطب بسیار گسترده‌ای دارد. میلیاردها نفر در جهان از سینما، تلویزیون، ماهواره، پلتفرم‌ها و شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند. این آمار نشان می‌دهد که مردم دنیا فیلم و رسانه را می‌خواهند .
همان‌طور که یک روحانی وظیفه تبلیغ دارد و یک کشیش یا کاردینال نیز وظیفه تبلیغ خود را انجام می‌دهد، ما هم باید نسبت خودمان را با رسانه‌های مدرن تعریف کنیم .
اما درباره ورود طلاب به سینما، باید به سابقه این موضوع توجه کنیم. از دهه ۶۰، به‌صورت جدی شاهد ورود برخی طلاب به این عرصه بودیم. پس از آنها باید بررسی کنیم که چند طلبه وارد سینمای ایران شدند و اساساً چه میزان در خط مقدم این عرصه حضور داشتند .
اگر قرار باشد من با شما مصاحبه کنم، اما برای شما پنج فیلتر بگذارم و بگویم درباره فلان موضوع سؤال نکن، درباره زن در سینمای ایران سؤال نکن، درباره «زن، زندگی، آزادی» سؤال نکن و درباره جشنواره اشراق هم سؤال نکن، طبیعتاً ماهیت مصاحبه تغییر می‌کند .
حقیقت این است که به نظر من، حوزه تاکنون به‌صورت واقعی، رسمی و جدی وارد سینمای ایران نشده و نتوانسته تأثیرگذاری مورد انتظار را داشته باشد .
این مسئله را نباید به ذات طلبگی نسبت داد. طلبه در مفهوم واقعی خود، کسی است که در حال تحصیل، تحقیق، تدریس و تبلیغ است. وقتی فردی از شمایل و مسیر طلبگی فاصله می‌گیرد و وارد عرصه هنری یا رشته دیگری می‌شود، طبیعی است که ممکن است اولویت‌هایش تغییر کند .
بسیاری از طلبه‌ها دغدغه تحصیل، تحقیق و تدریس را جدی‌تر دنبال می‌کنند و به همین دلیل وارد عرصه سینما نمی‌شوند .
آیت‌الله جوادی آملی نیز سال‌ها پیش نکته مهمی را مطرح کردند و فرمودند اگر پیامبری امروز مبعوث می‌شد، با توجه به شرایط روز، ابزار رسانه و دوربین را جدی می‌گرفت . این نگاه نشان می‌دهد که رسانه امروز یک ابزار جدی برای انتقال پیام است .
البته بحث صداوسیما و دانشکده‌های مرتبط با رسانه متفاوت است. بحث من مشخصاً درباره سینمای ایران است. در سینمای ایران، هنوز جایگاه جدی و مؤثری برای طلبه‌ها تعریف نشده است .
ممکن است بتوانیم از بخشی از طلبه‌های توانمند، پشت دوربین برای انتقال اندیشه به مخاطب استفاده کنیم، اما در سینما هنوز به نقطه‌ای نرسیده‌ایم که حضور طلبه‌ها به‌عنوان یک جریان مؤثر و تعیین‌کننده پذیرفته شده باشد .
ما فیلم‌های مختلفی در ژانرهای پلیسی، اکشن و سایر گونه‌ها داریم. در کنار آن، آثاری با موضوعات تبلیغی، معنوی و معرفتی نیز توسط برخی طلبه‌ها ساخته شده است، اما سؤال این است که این آثار چقدر توانسته‌اند رنگ و شخصیت خود را به جریان اصلی سینمای ایران بدهند .
به نظر من، هنوز چنین اتفاقی به شکل جدی نیفتاده است .
رسا ـ وضعیت سینمای ایران پس از انقلاب را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
اگر بخواهم چند نمونه را مطرح کنم، باید بگویم که پس از وقوع انقلاب، سینمای ایران به‌صورت صددرصد و کامل در خدمت انقلاب قرار نگرفت، اما بخش مهمی از آن در مقطعی به‌طور جدی در خدمت انقلاب بود .
به اعتقاد من، سینما نخستین حوزه‌ای بود که تمام‌قد در خدمت انقلاب قرار گرفت . در حوزه دفاع مقدس نیز آثار مهمی ساخته شد. مرحوم امیر قویدل از جمله فیلم‌سازانی بود که در آثار خود توانست فضای جنگ را برای خانواده‌های ایرانی که تجربه مستقیمی از جنگ نداشتند، ملموس کند .
فیلم‌سازانی مانند مرحوم ملاقلی‌پور نیز آثار ارزشمندی در حوزه جنگ ساختند. شهید آوینی هم در حوزه روایت، یک جریان و مکتب مهم ایجاد کرد .
بنابراین سینما در سال‌های نخست انقلاب، در بسیاری از عرصه‌ها از جمله دفاع مقدس و مسائل اجتماعی، عملکرد موفقی داشت. برای نمونه، عباس کیارستمی، فیلم «خانه دوست کجاست» را ساخت. این فیلم در فرانسه نیز اکران شد و حتی مخالفان جمهوری اسلامی تلاش کردند علیه آن فضاسازی کنند .
اما مخاطب فرانسوی وقتی این فیلم را می‌دید، تصویری از ایران، سرسبزی، انسانیت، دوستی و کودکان می‌دید. آن‌ها با تصویری متفاوت از ایران مواجه می‌شدند؛ تصویری که از طریق سینما منتقل شده بود .
این نشان می‌دهد که سینما در بادی امر توانست حتی فراتر از مرزبندی‌های سیاسی، تصویری انسانی از جامعه ایران ارائه کند .
با این حال، به مرور زمان، سوءمدیریت، نامهربانی، رانت، ویژه‌خواری و ریل‌گذاری غلط باعث شد مسیر سینما تغییر کند .
ممکن است از میان صد فیلم سینمایی، تعدادی ذاتاً دارای غرض و مرض باشند و به دنبال فرصتی باشند تا از مسیر انقلاب فاصله بگیرند و در جهت مخالف حرکت کنند. به اعتقاد من، بخشی از این وضعیت، نتیجه مدیریت غلط و حتی نوعی اپوزیسیون‌سازی در داخل ساختار فرهنگی بوده است .
با وجود همه این مسائل، من همچنان معتقدم سینمای ایران یکی از شریف‌ترین سینماهای دنیاست و ظرفیت‌های بسیار بالایی دارد .
اگر گفته می‌شود سینمای ایران با محدودیت و سانسور جدی مواجه است، باید پرسید فیلم‌هایی مانند آثار اصغر فرهادی چگونه ساخته شده‌اند و چگونه توانسته‌اند در سطح بین‌المللی دیده شوند .
برخی آثار او که در ایران و در کوچه‌پس‌کوچه‌های همین کشور فیلم‌برداری شده‌اند، توانسته‌اند در سطح جهانی مطرح شوند و حتی جایزه اسکار دریافت کنند. این نشان می‌دهد که سینمای ایران، با همه محدودیت‌ها و مشکلاتی که دارد، از ظرفیت و آزادی قابل توجهی برخوردار است .
از سوی دیگر، حضور گسترده زنان در سینمای ایران نیز قابل توجه است. ما سینماگران زن بسیاری داریم و این مسئله نیز یکی از شاخص‌هایی است که باید در ارزیابی فضای سینمایی کشور مورد توجه قرار گیرد .
من معتقدم با وجود تمام مشکلاتی که عرض کردم، هنوز می‌توان با مدیریت صحیح، جبهه‌سازی، رقابت مؤثر و ایجاد اکران‌های منطقی و منصفانه، هم برای جریان انقلابی و هم برای جریان روشنفکری، سینمای مؤثری ایجاد کرد و این سینما را به دنیا ارائه داد .
باید سیره رهبرشهید انقلاب و نوع برخورد ایشان با سینما را نیز مورد توجه قرار دهیم. در موارد مختلف دیده‌ایم که ایشان حتی با سینماگران و هنرمندان روشنفکر گفت‌وگو داشته‌اند و نسبت به انتقادهای آنان با سعه صدر برخورد کرده‌اند .
این سیره نشان می‌دهد که حتی رهبر جهان اسلام و بزرگ‌ترین حاکم اسلامی، وقتی با یک سینماگر روشنفکر مواجه می‌شود، می‌تواند با لبخند و آرامش به سخنان او پاسخ دهد .
به اعتقاد من، اگر این سیره را در مدیریت‌های سینمایی نیز دنبال کنیم، می‌توانیم فضای بهتری ایجاد کنیم .
سینما در دنیا یک صنعت درآمدزاست. اگر ما بتوانیم از ظرفیت اقتصادی و فرهنگی سینما به‌درستی استفاده کنیم، امکان موفقیت بسیار بالایی داریم .
متأسفانه در فضای موجود، گاهی افرادی تلاش می‌کنند با ایجاد فاصله میان جریان انقلابی و جریان روشنفکری، فضای سینما را دچار دو قطبی کنند. حتی گاهی شاهد هستیم که فیلم‌های یکدیگر را تخریب می‌کنند تا فیلم خودشان بیشتر دیده شود .
این وضعیت در نهایت به نفع معارضان جمهوری اسلامی تمام می‌شود .
من معتقدم فیلم‌سازان انقلابی باید یک شبکه و جبهه منسجم تشکیل دهند. این به معنای حذف جریان‌های دیگر نیست، بلکه به معنای آن است که نیروهای انقلابی نیز باید سازمان، هدف و برنامه مشخص داشته باشند .
در مقابل، بخشی از سینمای روشنفکری یا سینمایی که هدفمندی خاصی دارد و به سمت اپوزیسیون حرکت می‌کند، توانسته است شبکه و ارتباطات مؤثرتری ایجاد کند .
همه این عوامل دست‌به‌دست هم داده‌اند تا شرایط فعلی شکل بگیرد .
با این حال، تأکید می‌کنم که سینمای ایران در ابتدا در خدمت انقلاب بوده و هنوز هم این ظرفیت را دارد که با مدیریت صحیح و ساماندهی نیروهای انقلابی، به یکی از مؤثرترین ابزارهای فرهنگی در خدمت انقلاب تبدیل شود .


نظرات شما