عصر قم - ورزش 3 /پرسپولیس در طول تاریخ خود کاپیتانهایی با شخصیتها و مختصات کاملا متفاوت داشته است؛ از رهبران آرام و کمحرف تا چهرههای کاریزماتیک و پرهیجان. اکنون اما بازوبند به محمدحسین کنعانیزادگان رسیده؛ مدافع جنوبی و ملیپوش سرخها که جنس شخصیتش با بسیاری از کاپیتانهای سالهای اخیر این باشگاه تفاوت دارد.
بعد از جدایی امید عالیشاه، سروش رفیعی و مرتضی پورعلیگنجی، تغییر مهمی در سلسلهمراتب رختکن پرسپولیس شکل گرفت و کنعانیزادگان به نفر اول برای بستن بازوبند تبدیل شد. بازیکنی که سالها قبل از ردههای پایه پرسپولیس مسیر خود را آغاز کرده، در مقاطع مختلف پیراهن این تیم را پوشیده و بعد از تجربه مسیری پرپیچوخم، اکنون در ۳۲ سالگی به یکی از مهمترین نقشهای دوران حرفهای خود رسیده است؛ کاپیتان اول پرسپولیس.
البته سپردن این مسئولیت به کنعانیزادگان از ابتدا بدون علامت سؤال نبود. سابقه رفتارهای احساسی، صراحت زیاد و حواشی ریز و درشتی که طی سالهای گذشته اطراف نام او شکل گرفته بود، باعث شد انتخابش با تردیدهایی همراه باشد. حتی در فضای هواداری شوخی معروفی شنیده میشد: «اگر کنعانی کاپیتان شود، چه کسی خود کنعانی را مدیریت میکند؟»
پاسخ این سؤال حداقل در شش هفته ابتدایی فصل روشن بوده است: ظاهرا خود کنعانی.

بازوبند تا اینجای فصل بیشتر از آنکه هیجان او را افزایش دهد، مسئولیت بیشتری روی دوشش گذاشته است. کنعانیزادگان در زمین آرامتر ظاهر شده، در مواجهه با اتفاقات مسابقه کنترل بیشتری نشان داده و تلاش کرده نقش خود را از یک مدافع باتجربه به رهبر خط دفاعی و یکی از تصمیمگیرندگان اصلی تیم ارتقا دهد.
این تغییر زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که شرایط پرسپولیس را در نظر بگیریم. تیمی که بعد از یک خانهتکانی قابل توجه، بخشی از چهرههای باسابقه رختکن خود را از دست داده و طبیعی بود که مسئولیت نفراتی مثل کنعانیزادگان بیشتر شود. در چنین فضایی کاپیتان دیگر فقط بازیکنی نیست که پیش از مسابقه سکه بیندازد یا بازوبند را روی بازوی خود ببندد؛ او باید بخشی از فشار تیم را جذب کند، میان بازیکنان و کادر فنی نقش داشته باشد و در لحظات حساس، اولین کسی باشد که هیجان را کنترل میکند.
کنعانی اولین آزمون بزرگ خود با بازوبند را نیز پشت سر گذاشته است. حضور به عنوان کاپیتان اول در دربی تهران، مسابقهای که به خودی خود میتواند هر بازیکنی را وارد فضای احساسی کند، یکی از مهمترین محکهای این نقش تازه بود. پرسپولیس نیز بعد از شش هفته با چهار پیروزی، یک تساوی و تنها یک شکست، ۱۳ امتیازی است و در رتبه دوم جدول قرار گرفته؛ آماری که باعث شده فعلا فضای تیم نیز برای شکل گرفتن این مدل جدید رهبری مساعد باشد.
اما نکته مهمتر درباره کنعانیزادگان شاید گذشتهای باشد که میتواند امروز به کمکش بیاید. او در دورهای مهم از حضورش در پرسپولیس کنار سیدجلال حسینی بازی کرده است؛ کاپیتانی که برای بخش بزرگی از هواداران این تیم، معیار رهبری در نسل جدید پرسپولیس محسوب میشود. کنعانی همچنین تجربه بازی در کنار بازیکنان باتجربه و شخصیتهای قدرتمندی همچون شجاع خلیلزاده را داشته و سالها در فضای تیم ملی نیز با مفهوم مسئولیت و فشار در بالاترین سطح فوتبال ایران مواجه بوده است.
قرار نیست البته کنعانیزادگان تبدیل به نسخه دیگری از سیدجلال حسینی شود. شاید اساسا جذابیت ماجرا همینجاست؛ او باید مدل خودش از کاپیتانی را بسازد.
کنعانی نه شخصیتی کمحرف دارد، نه میتوان از او انتظار داشت تمام خصوصیات ذاتی و هیجانیاش را کنار بگذارد. اتفاقا بخشی از کیفیت فوتبالی او از همین اعتمادبهنفس، جسارت و شخصیت برونگرایش میآید. مسئله اصلی پیدا کردن مرز بین «هیجان» و «رهبری» است؛ مرزی که به نظر میرسد بازوبند تا اینجای فصل بیش از هر زمان دیگری او را وادار به شناختنش کرده است.
از نظر فنی نیز او یکی از مهمترین مهرههای پرسپولیس باقی مانده؛ مدافعی ملیپوش با توانایی بازیسازی از عقب، پاسهای بلند، قدرت حضور در نبردهای هوایی و تجربهای که در ترکیب فعلی سرخها ارزش بیشتری پیدا کرده است. اکنون اما مجموعه این ویژگیها با مسئولیتی همراه شده که میتواند تصویر نهایی دوران حضورش در پرسپولیس را تغییر دهد.
برای کنعانیزادگان شاید این فصل فقط یک هدف فوتبالی نداشته باشد.
قهرمانی با پرسپولیس و بالا بردن جام به عنوان کاپیتان، طبیعتا بزرگترین تصویر ممکن در پایان فصل است؛ اما پشت این هدف، یک چالش شخصی نیز وجود دارد: اینکه ثابت کند بازوبند فقط روی بازوی او قرار نگرفته، بلکه بخشی از شخصیت فوتبالیاش را نیز تغییر داده است.

کنعانیزادگان تا اینجای فصل قدمهای اول را درست برداشته؛ آرامتر، مسئولتر و نزدیکتر به تصویری که از کاپیتان پرسپولیس انتظار میرود.
فصل هنوز طولانی است و آزمونهای سختتر از راه خواهند رسید. شاید در نهایت بزرگترین موفقیت کنعانیزادگان تنها بالا بردن یک جام نباشد؛ شاید این فصل همان مقطعی باشد که یکی از پرهیاهوترین بازیکنان فوتبال ایران، با بستن بازوبند یاد گرفت چگونه قبل از رهبری دیگران، خودش را رهبری کند.