چهارشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۵

فرهنگی

شهدای روحانی آذربایجان شرقی(۳۹):

از سنگر علم تا میدان شهادت؛ شهیدی که بین امتحان حوزه و عملیات، «بدر» را انتخاب کرد

از سنگر علم تا میدان شهادت؛ شهیدی که بین امتحان حوزه و عملیات، «بدر» را انتخاب کرد
عصر قم - تبریز- طلبه جوانی که در آستانه امتحانات حوزه، درس و بحث را به شوق حضور در عملیات «بدر» رها کرد، با شهادت در هورالهویزه، والاترین نمره قبولی خود را از مکتب ایثار گرفت.
  بزرگنمايي:

عصر قم - تبریز- طلبه جوانی که در آستانه امتحانات حوزه، درس و بحث را به شوق حضور در عملیات «بدر» رها کرد، با شهادت در هورالهویزه، والاترین نمره قبولی خود را از مکتب ایثار گرفت.

به گزارش خبرگزاری رسا از تبریز، حجت الاسلام شهید اکبر حضی زاده در خانواده‌ای مذهبی و متدین در شهرستان «اهر» در سال ۱۳۴۰ متولد شد.
پدرش به شغل کارمندی اشتغال داشته و بنا بر اقتضای شغلی، دوره ابتدایی را در مشکین‌شهر، دوره راهنمایی را در تهران و دوره متوسطه را در شهرستان اهر به پایان رساند.
وی مدتی در جهاد سازندگی اهر و بخش هوراند مشغول خدمت به محرومین گردید و مدتی را هم در جبهه ‌ها به دفاع از کیان اسلامی پرداخت، عشق و علاقه شهید به معارف الهی موجب شد تا راه تحصیل علوم اسلامی را در پیش گرفته و در حوزه علمیه حضرت ولیعصر(عجّل‌ الله ‌تعالی ‌فرجه الشریف) شهر تبریز مشغول تحصیل شود و همزمان با تحصیل به جبهه‌ها اعزام شد.
شهید حضی زاده، راه مبارزه با باطل را آگاهانه انتخاب کرده بود و در این امتحان بزرگ، موفق و سربلند بیرون آمد.
وی در۱۳۶۳/۱۲/۲۴ در منطقه عملیاتی «بدر» همگام با رزمندگان اسلام، با وارد کردن ضربات بزرگی بر پیکر دشمن بعثی به ندای حق، لبیک گفته و به خیل عظیم شهدای انقلاب پیوست.
خاطره ای از دوست شهید
چند روزی بود او سعی می‌کرد به مرخصی رفته تا بتواند در امتحانات حوزه شرکت کند. زمزمه شروع عملیات، او را در بازگشت به حوزه مردد کرده بود؛ ولی او نمی‌خواست که موقع امتحان سپری شود، بالاخره مرخصی گرفت و به تبریز باز گشت. مشغول مطالعه دروس و آماده برای امتحان گردید. فقط دو روز به امتحان باقی مانده بود، بعد از خروج از منزل، توسط یکی از دوستانش از زمان شروع عملیات مطلع گردید.
شهید به دوستش گفت: من باید بروم! عصر به سمت جبهه حرکت می‌کنم. دوستش گفت: تو دیروز آمدی! فردا نیز امتحان داری! کجا می‌خواهی بروی؟. جواب داد: امتحان بزرگی در پیش است؛ در صورت امکان در این امتحان نیز شرکت می‌کنم.
وصیت نامه شهید
بسم الله الرحمن الرحیم
«یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ * ارْجِعی‏ إِلی‏ رَبِّکِ راضِیَهً مَرْضِیَّهً * فَادْخُلی‏ فی‏ عِبادی * وَ ادْخُلی‏ جَنَّتی‏»
به نام الله، پاسدار حرمت خون شهیدان، یگانه معبود خداجویان و تکیه گاه لایزال رزمندگان اسلام و با سلام به ارواح مقدس انبیای الهی و ائمه اطهار علیهم السلام و شهدای گلگون پیکر دین مبین اسلام و با درود به پیشگاه مقدس حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه و نایب بر حقش، امام امت، خمینی عزیز، رهبر مستضعفین جهان اسلام و نثار و درود و سلام به ارواح مقدس شهدای اسلام.
چند کلمه ای به عنوان وصیت نامه به امام عزیزمان می نویسم: اماما! خواست خداوند تبارک و تعالی این بود در حالی که دلمان در آرزوی زیارت قبر مطهر اباعبدالله الحسین علیه السلام است به سویش بشتابیم. ما را دعا کنید تا رحمت واسعه الهی نصیب حالمان شود و گناهانمان را ببخشاید.
ای کاش امام عزیز مرا حلال کند؛ چون حق آن بزرگوار را ادا نکره ام، روز قیامت شرمنده آقا هستم. مومنان همگی دعا کنید روز قیامت شرمنده این آقا نباشیم. حال من حال کسی است که جز خدا، به کسی امید ندارم و لیکن از پدر و مادرم که زحمات زیادی برای بزرگ کردن من متحمل شده اند، امید عفو دارم؛ علی الخصوص مادرم که علاوه بر زحماتی که در کودکی و جوانی برایم کشیده اند. ان شاءالله مرا ببخشند. پدرم جز خوبی برایم کاری نکرده و از ایشان عاجزانه خواهش دارم برایم تا می توانند احسان کنند.
از همسایه ها و تمام کسانی که مرا می شناسند حلالیت بطلبند؛ من همه را حلال کرده ام.
به دنبال فرصتی بودم تا فریادم را به گوش امت حزب الله برسانم؛ ولی صدای ضعیفم در میان انبوه هیاهوی پول، مقام، رفاه و مشتی از خدا بی خبر گم می شود. خدا را سپاس که همین فریادم را امام با خروش رسایش به گوش ملت رسانید و من آرام شدم.
اکنون که توفیق شهادت در جبهه جنگ نصیبم شده با شهدای خونین کفن اسلام هم صدا شده فریاد می زنم: مرگ بر آمریکا.
وصیتم به مردم این است ایمان به خدا و روز جزا داشته باشند. اسلام را یاری کرده و امام را دعا کنند.
به برادران انقلابی وصیت می کنم: تا زمانی که رهبر عزیزمان را داریم و خدا پشتیبان ماست، از یاری اسلام دریغ نفرمایند.
والسلام
نویسنده: وحید نستوهی


نظرات شما