يکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵

فرهنگی

یادداشت؛

اربعین؛ تیری که از کربلا رها می‌شود و قلب انسان را دگرگون می‌کند

اربعین؛ تیری که از کربلا رها می‌شود و قلب انسان را دگرگون می‌کند
عصر قم - اربعین را نباید تنها یک حرکت مذهبی یا یک اجتماع میلیونی دانست؛ اربعین، مدرسه‌ای برای بازسازی روان انسان است. اگر روان‌شناسی امروز از بحران اضطراب، افسردگی، تنهایی و پوچی سخن می‌گوید، اربعین پاسخی عملی به این بحران‌ها ارائه می‌دهد.
  بزرگنمايي:

عصر قم - اربعین را نباید تنها یک حرکت مذهبی یا یک اجتماع میلیونی دانست؛ اربعین، مدرسه‌ای برای بازسازی روان انسان است. اگر روان‌شناسی امروز از بحران اضطراب، افسردگی، تنهایی و پوچی سخن می‌گوید، اربعین پاسخی عملی به این بحران‌ها ارائه می‌دهد.

به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، اربعین را نباید تنها یک حرکت مذهبی یا یک اجتماع میلیونی دانست؛ اربعین، مدرسه‌ای برای بازسازی روان انسان است. اگر روان‌شناسی امروز از بحران اضطراب، افسردگی، تنهایی و پوچی سخن می‌گوید، اربعین پاسخی عملی به این بحران‌ها ارائه می‌دهد. انسان معاصر بیش از آنکه از کمبود امکانات رنج ببرد، از کمبود معنا رنج می‌برد. وقتی زندگی فقط در چارچوب «من» تعریف شود، کوچک‌ترین حادثه می‌تواند انسان را در هم بشکند؛ اما هنگامی که انسان برای آرمانی بزرگ‌تر از خود زندگی کند، سختی‌ها دیگر او را از پا نمی‌اندازند، بلکه او را می‌سازند.
در مسیر اربعین، نخستین اتفاقی که در روان انسان رخ می‌دهد، شکستن دیوار خودمحوری است. در زندگی روزمره، بسیاری از نگرانی‌ها از اینجا آغاز می‌شود که انسان دائماً خود را مرکز عالم می‌بیند؛ اما در راه حسین(ع)، میلیون‌ها نفر کنار یکدیگر قدم برمی‌دارند؛ فقیر و غنی، پیر و جوان، عرب و عجم، همه در یک صف قرار می‌گیرند. این تجربه، احساس برادری، همدلی و تعلق را در وجود انسان زنده می‌کند و بسیاری از اضطراب‌های درونی را کاهش می‌دهد.
از نگاه روان‌شناسی، یکی از نیازهای اساسی انسان، احساس تعلق است. انسانی که احساس کند تنها نیست، قدرت بیشتری برای تحمل مشکلات پیدا می‌کند. اربعین همین احساس را در بالاترین سطح ایجاد می‌کند. زائر در هر قدم می‌بیند که هزاران دست برای خدمت به او دراز شده است؛ آبی که به او تعارف می‌شود، غذایی که بی‌هیچ چشم‌داشتی تقدیمش می‌شود و لبخندی که از سر محبت بر چهره‌ها نقش بسته است، به او یادآوری می‌کند که هنوز محبت در جهان زنده است. همین تجربه، امید را در دل انسان احیا می‌کند.
اما مهم‌ترین اثر روانی اربعین، بازگشت معنا به زندگی است. بسیاری از بحران‌های روحی از آنجا آغاز می‌شوند که انسان نمی‌داند برای چه زندگی می‌کند. وقتی هدف زندگی تنها رفاه، شهرت یا لذت باشد، با از دست رفتن آنها انسان نیز فرو می‌ریزد؛ اما زائر اربعین در هر قدم با این حقیقت روبه‌رو می‌شود که انسان می‌تواند برای حقیقت، عدالت و خدا زندگی کند. این معنا، نیرویی می‌آفریند که هیچ دارایی مادی توان ایجاد آن را ندارد.
اربعین همچنین انسان را از مصرف‌کننده به خدمتگزار تبدیل می‌کند. در این مسیر، ارزش انسان به آنچه در اختیار دارد نیست، بلکه به آن چیزی است که می‌بخشد. گاهی یک لیوان آب، گاهی سایه‌ای برای استراحت، و گاهی تنها یک لبخند، بزرگ‌ترین سرمایه انسان می‌شود. این روحیه ایثار، روان را از اسارت خودخواهی آزاد می‌کند و آرامشی عمیق در دل می‌نشاند.
از منظر اجتماعی نیز، اربعین درمان احساس بی‌اعتمادی است. جامعه‌ای که افراد آن تنها به منافع شخصی بیندیشند، دچار فروپاشی اخلاقی می‌شود؛ اما اربعین نشان می‌دهد که می‌توان بدون اجبار و بدون منفعت شخصی، برای دیگران زندگی کرد. این تجربه، سرمایه‌ای اجتماعی می‌آفریند که آثار آن تا مدت‌ها در رفتار و روابط انسان باقی می‌ماند.
و اینجاست که می‌توان گفت: اربعین، تیری است که از کربلا رها می‌شود؛ اما هدف آن قلب انسان است، نه جسم او. این تیر، دل را زخمی نمی‌کند، بلکه از زخم‌های کهنه دنیا درمان می‌بخشد. هر کس این تیر را در جان خود احساس کند، دیگر زندگی را فقط برای خود نمی‌خواهد؛ او می‌آموزد که انسان، زمانی حقیقتاً زنده است که زندگی‌اش رنگ خدا، حقیقت و خدمت به دیگران بگیرد. این همان معجزه بزرگ اربعین است؛ سفری که پایانش کربلا نیست، بلکه آغاز تولدی دوباره در درون انسان است.
فواد سیاحی 


نظرات شما