عصر قم - انقلاب اسلامی نه جنگطلب است و نه صلحطلب به هر قیمت، شعار واقعی آن «نه جنگ، نه تسلیم» است، صلح شرافتمندانه زمانی معنادار است که بر پایه عزت ملی، تقویت توان دفاعی و عدم عقبنشینی از اصول باشد.
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، در شرایطی که رژیم صهیونیستی و آمریکا با تمام قوا در حال تهدید نظامی و جنگ ترکیبی علیه ایران هستند، انتشار متنی از سوی حجتالاسلام سیدمحمدعلی ایازی، دبیرکل مجمع خودخوانده محققین و مدرسین حوزه علمیه قم در حمایت از سخنان اخیر سیدمحمد خاتمی، رئیس جمهور اسبق درباره «صلح، مذاکره و تقدم مصالح ملت بر هر ملاحظه دیگر»، بیش از آنکه تحلیل دینی-ملی باشد، یک موضعگیری سیاسی است که البته در این مقال نیت خوانی نخواهیم کرد.
متن با استناد به آیات قرآن و نمونههای تاریخی صلح حدیبیه و امام حسن(ع) تلاش میکند هرگونه تأکید بر مذاکره و کاهش تنش را امری عقلانی، دینی و اخلاقی جلوه دهد و منتقدان را به افراطگرایی متهم کند. اما این رویکرد هم در استنادها ناقص است و هم در تحلیل شرایط واقعی، دچار خلط مبحث جدی میشود.
آیه «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا» مشروط به گرایش واقعی دشمن به صلح است؛ نه در حالی که آمریکا و متحدانش طی دهههای گذشته با جنایاتی همچون کودتای ۲۸ مرداد، حمایت از صدام در جنگ تحمیلی، ترور دانشمندان هستهای، خروج یکطرفه از برجام و فشار حداکثری، ثابت کردهاند که سیاست اصلیشان تضعیف و تجزیه ایران است. جریان اصلاحطلب خود به خوبی میداند که نیت واقعی آمریکا تصاحب منابع و منافع ملی ایران و تبدیل کشور به یک بازار وابسته است.
از منظر اصول انقلاب اسلامی، دو استدلال اساسی دیگر نیز این رویکرد را رد میکند: اول، اصل «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» که امام خمینی(ره) آن را سرلوحه انقلاب قرار دادند. این اصل هرگونه وابستگی و نرمش در برابر استکبار جهانی — چه شرق و چه غرب — را رد میکند. اولویت دادن به «مصالح ملی» به قیمت عقبنشینی از آرمانهای ضداستکباری، در واقع بازگشت به منطق وابستگی است که انقلاب برای نابودی آن قیام کرد.
دوم، اصل عدالتخواهی و حمایت از مستضعفین. انقلاب اسلامی همواره خود را حامی محور مقاومت و جبهه مستضعفین در برابر زورگویان جهانی تعریف کرده است. ترویج صلحطلبی یکطرفه در شرایط تعدی نظامی دشمن، نه تنها با این اصل تعارض دارد، بلکه به تضعیف جبهه مقاومت و تقویت جبهه استکبار منجر میشود.
باید نتیجه داشت که صلح حدیبیه در اوج اقتدار معنوی پیامبر(ص) و با حفظ اصول عقیدتی رقم خورد، اما صلح امام حسن(ع) نیز اقدامی اضطراری بود، نه الگویی دائمی برای عقبنشینی. انقلاب اسلامی فرزند قیام عاشوراست؛ جایی که امام(ره) فرمودند «ما از جنگ نمیترسیم، از تسلیم میترسیم» و رهبر انقلاب بارها بر دیپلماسی از موضع قدرت تأکید کردهاند.
فکتهای جنگطلبی دولت ترامپ و پیت هگست وزیر جنگ آنها نیز نشان میدهد که صلحخواهی رمانتیک در این شرایط تا چه حد بیاساس است. ترامپ با احیای سیاست «فشار حداکثری» و خروج از برجام، تحریمهای بیسابقهای علیه ایران اعمال کرد و دستور ترور شهید سلیمانی را صادر کرد. هگست، وزیر دفاع او، نیز بارها بر آمادگی نظامی برای ضربه به تأسیسات ایران تأکید کرده، جنگ اخیر را توجیه کرده و حتی هزینههای میلیاردی آن (دهها میلیارد دلار) را برای «جلوگیری از هستهای شدن ایران» لازم دانسته است. این رفتارها ثابت میکند دشمن به دنبال تسلیم ایران است، نه صلح شرافتمندانه.
امروز کشور در مواجهه با تعدی نظامی قرار دارد. در چنین شرایطی، پز صلحخواهی بدون توجه به واقعیتهای منطقهای و بینالمللی از جمله ادامه جنایات صهیونیستها و عدم تعهد طرف مقابل، بیشتر به جذب مخاطب داخلی شبیه است تا راهبرد مسئولانه. مردم از فشار اقتصادی رنج میبرند، اما ریشه آن را باید در خباثت دشمن و برخی سوءمدیریتها (که حتما باید جریان اصلاح طلب که بیشترین و طولانی ترین مدت تصدی پست های سیاسی و دولتی و اجرایی کشور را بر عهده داشته است پاسخگو باشد و نه مطالبه گر!) جستجو کرد، نه اینکه تمام بار را بر «نااطمینانی جنگ» انداخت.
انقلاب اسلامی نه جنگطلب است و نه صلحطلب به هر قیمت. شعار واقعی آن «نه جنگ، نه تسلیم» است. صلح شرافتمندانه زمانی معنادار است که بر پایه عزت ملی، تقویت توان دفاعی و عدم عقبنشینی از اصول باشد. هر گفتمانی که در میانه تهدیدات، اولویت را به مدارا بدهد، در عمل به تضعیف مقاومت کمک میکند.
سخن آخر اینکه پاسداری واقعی از ایران، نیازمند هوشیاری نسبت به جنگ نرم و وفاداری به آرمانهای امام و رهبری است؛ نه تکرار تجربههای تلخ گذشته تحت عنوان عقلانیت دینی. باید با منطق دینی و با استدلال دقیق و با درنظر گرفتن شرایط عینی و علی الارض نظر داد و نه اینکه از گوشه ای در یک دانشگاه و با ذهنیتی رمانتیک و از همه بدتر خوشبین به غرب و مکانییم های بین الملی عقیم و نارکاآمد، پشت نیروهای نظامی را خالی کرد و با وادادگی، سخن از مذاکره و تفاهم نامه هایی زد که در عمل تجربه تاریخی ایران آن را ناکارآمد دانسته است که رهبرشهید مان با بیان "دلیل؟ تجربه!" آن را گوشزد کردند اما ظاهرا عده ای تاریخ خوانده یا نخوانده، دوست دارند که از یک سوراخ صدها بار گزیده شوند!