عصر قم - هفت صبح / سرش روی فرمان خودرو افتاده بود و بی حال بود. خون زیادی هم از او میرفت...
اواسط سال 1401 بود که پیکر نیمه جان مرد میانسالی به نام مجید در حالی که با اصابت گلوله مجروح شده بود توسط اعضای خانوادهاش به یک مرکز درمانی در رباط کریم منتقل شد. اما به رغم تلاش کادر درمان برای نجات جان مجید، او چند ساعت بعد از انتقال به مرکز درمانی جان خود را از دست داد و رسیدگی به موضوع در دستور کار تیم جنایی قرار گرفت. کارآگاهان پلیس و بازپرس ویژه قتل برای رسیدگی به موضوع در سردخانه بیمارستان بالای سر جسد مجید حاضر شدند و بررسی ابتدایی تیم تشخیص هویت حکایت از آن داشت که مجید بر اثر اصابت دو گلوله به پا و پهلویش جان سپرده بود. به این ترتیب تحقیقات جنایی برای رازگشایی از جنایت کلید خورد.
دستگیری چند مظنون
در بررسیهای ابتدایی مشخص شد که مجید قبل از اینکه به کام مرگ فرو رود به همسر و پسر خود گفته بود که دو خفتگیر به او حمله کرده و با گلوله به او شلیک کردند. همچنین بررسی دوربینهای مدار بسته اطراف محل حادثه نشان میداد که دو موتورسوار به مقتول که در خیابان داخل خودروی خود بود حمله کردند و او را مورد اصابت گلوله قرار دادند اما پلاک موتورسیکلت سارقان مخدوش بود و شناسایی از روی پلاک موتور ممکن نبود. کارآگاهان با توجه به مشخصات فردی سارقان اقدام به شناسایی عاملان جنایت از میان سارقان سابقه دار کردند و چند مظنون در این رابطه دستگیر شدند.
اما در تحقیقات تکمیلی مشخص شد که همه مظنونان بازداشت شده بیگناه هستند و ادله و مستندات محکمی سبب اثبات بیگناهی آنها و صدور قرار منع تعقیب برای آنها شد. در حالی که با گذشت چند سال قاتل مجید شناسایی نشد، اولیای دم تقاضای دریافت دیه او از صندوق بیتالمال را مطرح کردند و رسیدگی به درخواست آنها در شعبه سوم دادگاه کیفری یک استان تهران انجام شد.
در دادگاه
در این جلسه رسیدگی همسر و تنها پسر مجید به عنوان اولیای دم حاضر شدند. همسر مجید گفت:«روز حادثه همسرم میخواست برای گرفتن مدارک ماشین خود به خانه همکارش برود و من به او گفتم سر راهش من را هم به درمانگاه برساند چون میخواستم برای کنترل قند خونم آزمایش دهم. مجید به من گفت کارش در خانه دوستش زود تمام میشود و بعد از انجام آزمایشم دوباره دنبال من میآید.»
همسر مقتول ادامه داد:«بعد از اینکه کارم در درمانگاه تمام شد، مقابل درمانگاه رفتم اما مجید دنبالم نیامده بود. چند بار با گوشی او تماس گرفتم ولی جواب نمیداد. اتفاقا آن شب برای شام خانه پسرم دعوت بودیم و در همان دقایق پسرم با من تماس گرفت و گفت چرا هنوز به خانهمان نیامدهاید و من ماجرا را به او گفتم. بعد پسرم به همراه پسرعمویش دنبال من آمدند و مسیر حرکت شوهرم از خانه همکارش تا درمانگاه را مورد بررسی قرار دادیم که یکدفعه چشممان به ماشین او خورد. کنار یک خیابان فرعی ایستاده بود و خودش هم پشت فرمان بود.
سرش روی فرمان خودرو افتاده بود و بی حال بود. خون زیادی هم از او میرفت. وقتی او را بیمارستان رساندیم برای ما تعریف کرد و گفت که دو نفر با موتور به او حمله کرده بودند و قصد ربودن خودرو و گوشیاش را داشتند. مجید میگفت ابتدا فکر کردم اسلحهشان قلابی است و دست انداختم که آن را بگیرم اما ترکنشین وقتی مقاومت من را دید شلیک کرد.»
اولیای دم در آخر اعلام کردند که تقاضای دریافت دیه مقتول از بیتالمال را دارند و قضات دادگاه برای رسیدگی به درخواست آنها وارد شور شدند.
بازار ![]()