عصر قم - هفت صبح /سینا با یکی از همسایههای خود که همسن خودش هم بود درگیر شده بود که در این درگیری دوست سینا به نام فرزین او را با ضربه چاقو مورد اصابت قرار داد
یک سال و نیم قبل بود که در یکی از محلههای حاشیه شهر تهران صدای درگیری و عربده کشی به گوش رسید. دقایقی بعد خانواده جوانی 25 ساله به نام سینا که با شنیدن فریاد او مضطرب شده بودند، سراسیمه خودشان را به کوچه رساندند و سینا را دیدند که غرق در خون روی زمین افتاده بود. خانواده سینا خیلی سریع او را به بیمارستان منتقل کردند اما این جوان به دلیل شوک ناشی از خونریزی به کما رفت. در همین حال با شکایت خانواده، رسیدگی به موضوع ضرب و جرح در دستور کار انتظامی و قضایی قرار گرفت.سینا چند روزی در کما بود تا اینکه سرانجام جان خود را از دست داد و به رغم تلاش کادر درمان برای نجات او، به دلیل اصابت چاقو به قسمتی از قلب؛ معالجه او ممکن نشد. به این ترتیب رسیدگی به موضوع وارد فاز جنایی شد و بازپرس کشیک قتل برای انجام تحقیقات ابتدایی وارد عمل شد.
دستگیری متهم
در جریان تحقیقات مشخص شد که شب حادثه سینا با یکی از همسایههای خود که همسن خودش هم بود درگیر شده بود که در این درگیری دوست سینا به نام فرزین او را با ضربه چاقو مورد اصابت قرار داده بود.در ادامه بررسیها مشخص شد که فرزین بعد از این حادثه از مهلکه گریخته و متواری شده بود اما با توجه به اینکه او تنها مظنون پرونده بود، ردیابی او توسط کارآگاهان جنایی ادامه پیدا کرد و زمانی که بعد از حدود سه ماه سر و کلهاش در محله پیدا شد بلافاصله دستگیر شد.
بازار ![]()
اعتراف به قتل
متهم در برخورد ابتدایی با ماموران به اتهام خود اقرار کرد و گفت:«شب حادثه مشروب خورده و مست بودم.وقتی به کوچهمان رسیدم کسی در کوچه نبود و خیلی خلوت بود اما در همان حالت ناگهان چشمم به سینا افتاد.به خاطر اینکه حالم بد بود و درست نمیفهمیدم چه کار میکنم به سمت او رفتم و بیدلیل به او هجوم بردم.او هم برایم چاقو کشید و فریاد زد و فحش پدر داد.بعد هم با چاقو شیشه روی در خانهمان را شکست.»
متهم ادامه داد:«وقتی چنین رفتاری از سینا دیدم اینقدر عصبانی شدم که در حالت مستی دیگر هیچ کنترل و اختیاری روی اعمال خودم نداشتم.پدرم مدتی قبل فوت کرده بود و فحاشی سینا خیلی من را برآشفته کرد.برای همین من هم چاقو کشیدم.در ابتدا سینا ضربهای به دست من زد که دستم زخمی شد.برای همین وقتی میخواستم به او ضربه بزنم نمیتوانستم درست دستم را حرکت دهم و ضربهای که وارد کردم به قلب او اصابت کرد.» بعد از اعتراف متهم به قتل و انجام بازسازی صحنه جرم و همچنین تکمیل تحقیقات ابتدایی، کیفرخواست پرونده صادر شده و متهم در شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران از خود دفاع کرد.
در ابتدای جلسه رسیدگی خواهر و برادران سینا به عنوان اولیای دم تقاضای قصاص قاتل را کردند.یکی از آنها در شرح شکایت خود گفت:«ما 9 خواهر و برادر هستیم که سینا ته تغاری خانواده بود.پدر و مادر ما سالخورده بودند و چند سال قبل فوت کردند از همان موقع خودمان سینا را بزرگ کردیم و مثل فرزند خودمان برای ما عزیز بود.به همین دلیل از خون او گذشت نمیکنیم.»
سپس فرزین در دفاع از خود در برابر اتهام مباشرت در قتل عمدی پشت تریبون قرار گرفت اما اعترافات قبلی خود را انکار کرد و در سناریوی جدیدی که مطرح ساخت گفت: «اصلا یادم نمیآید شب حادثه چه اتفاقی برای من افتاد.آن شب خیلی دلم گرفته بود و غروب بود که به قبرستان رفته و چند ساعتی سر خاک پدرم بودم.بعد به دیدن یکی از دوستانم رفتم و با همدیگر مقدار زیادی مشروب مصرف کردیم.قرص روان گردان هم خورده بودم و اصلا حالم خوب نبود.هوشیاری نداشتم و یادم نمیآید چطور از کوچه گذر کردم و به خانه رسیدم.وقتی به خودم آمدم که ساعت حدود 5 صبح بود.به خاطر دست درد از خواب بیدار شدم و دیدم که دستم زخمی است.
سراغ مادرم رفتم و به او گفتم مامان چه اتفاقی برای من افتاده است؟چرا دستم زخمی است؟چرا شیشه خانه شکسته شده است؟» متهم ادامه داد:«مادرم از درگیری من با سینا و اتفاقاتی که در کوچه افتاده بود خبر نداشت اما آن شب به خاطر حال خرابم بعد از ورود به خانه با برادرم هم درگیر شده بودم و مادرم که گمان میکرد جراحت من و تخریب در خانه به خاطر درگیری با برادرم است؛ به من گفت که دیشب حالت خوش نبود و با برادرت دعوا کردی. من حتی از دعوا با برادرم هم چیزی به خاطر ندارم اما بعد از اینکه از خانه بیرون آمدم دیدم موتورم هم تخریب شده بود.
علت آن را هم نمیدانستم و کلا هیچ چیزی از دعوا با سینا یادم نیست. بعد از فوت سینا بود که بچه محلهایمان به من گفتند آن شب با سینا درگیر شده بودی اما دوستانم و همسایهها میگفتند سینا با چند نفر دیگر هم در همان شب دعوا کرده بود. ممکن است افراد دیگری ضربه کاری را به سینا زده باشند. اما من به خاطر اینکه میترسیدم پایم در قتل او گیر بیفتد متواری شدم و اعترافات من در مراحل ابتدایی تحقیقات تحت فشار بود.»
در اینجا اولیای دم با اعتراض به اظهارات متهم گفتند:«آن شب بلافاصله بعد از اینکه سر و صدا بلند شد ما به خیابان رفتیم.برادرم به جز فرزین با فرد دیگری درگیری و دعوا نداشت.فرزین بیجهت به او حمله کرده و او را کشت.حالا هم میخواهد با دروغ پردازی از زیر بار اتهامش شانه خالی کند.»
قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهم برای صدور رای وارد شور شدند.