يکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵

فرهنگی

ایران در تفاهم‌نامه با آمریکا یک پیروزی قطعی به دست آورد/ اعراب اختلافات خود را با تهران حل کنند

ایران در تفاهم‌نامه با آمریکا یک پیروزی قطعی به دست آورد/ اعراب اختلافات خود را با تهران حل کنند
عصر قم - وب‌سایت قطری العربی الجدید در تحلیلی با عنوان «پیروزی ایران در تفاهم‌نامه» نوشت که ایران در تدوین پیش‌نویس این توافق‌نامه ۱۴ ماده‌ای دست بالا را داشته و تعهدات آمریکا در این تفاهم‌نامه سه برابر تعهدات ایران است. این تحلیل همچنین تأکید کرد که رژیم صهیونیستی مهم‌ترین مانع اجرای توافق است و کشورهای عربی باید اختلافات خود را با ایران حل کنند.
  بزرگنمايي:

عصر قم - وب‌سایت قطری العربی الجدید در تحلیلی با عنوان «پیروزی ایران در تفاهم‌نامه» نوشت که ایران در تدوین پیش‌نویس این توافق‌نامه ۱۴ ماده‌ای دست بالا را داشته و تعهدات آمریکا در این تفاهم‌نامه سه برابر تعهدات ایران است. این تحلیل همچنین تأکید کرد که رژیم صهیونیستی مهم‌ترین مانع اجرای توافق است و کشورهای عربی باید اختلافات خود را با ایران حل کنند.

به گزارش خبرگزای بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ وب‌سایت قطری العربی الجدید در تحلیل جدید خود درباره نتایج جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و توافقی که اخیراً میان تهران و واشنگتن حاصل شد، در مقاله‌ای تحت عنوان «پیروزی ایران در تفاهم‌نامه»، نوشت: سرانجام، تفاهم‌نامه بین ایالات متحده و ایران به صورت الکترونیکی امضا و صبح جمعه (۱۹ ژوئن ۲۰۲۶) لازم‌الاجرا شد. اگرچه این یک توافق‌نامه بین‌المللی الزام‌آور از نظر قانونی نیست، بلکه یک «توافق‌نامه چارچوب» است که چارچوب کلی توافق نهایی را مشخص می‌کند، با این وجود این توافق‌نامه از اهمیت بالایی برخوردار است.
این یادداشت تفاهم محدودیت‌هایی را تعیین می‌کند که هنگام تدوین مفاد الزام‌آور توافق‌نامه نباید از آنها تجاوز شود و بنابراین می‌توان از محتوای آن برای تهیه یک ارزیابی تقریبی از سود و زیان‌های مورد انتظار و تأثیر بالقوه آنها بر توازن قدرت منطقه‌ای در آینده قابل پیش‌بینی استفاده کرد.
آنچه در مورد این توافق‌نامه ۱۴ ماده‌ای قابل توجه است این است که این توافق‌نامه تأثیرات و تعهدات گسترده‌ای را نه تنها برای دو طرف مستقیم آن - ایران و ایالات متحده - بلکه برای بازیگران منطقه‌ای که در مذاکرات منتهی به آن شرکت نکرده‌اند، در پی دارد.
تعهد به آتش‌بس و پایان جنگ شامل «تمام جبهه‌ها» می‌شود و بنابراین محدود به دو طرف توافق نیست، بلکه به‌طور همزمان شامل متحدان آنها نیز می‌شود: اسرائیل و کشورهای عربی متحد ایالات متحده از یک سو، و حزب‌الله و سایر احزاب متحد ایران از سوی دیگر.
این در حالی است که در این توافق‌نامه هیچ اشاره صریحی به نام اسرائیل یا حزب‌الله نشده و نام لبنان سه بار ذکر شده است (ماده ۱).
از سوی دیگر، متن توافق‌نامه، ایران را موظف می‌کند که به دلایلی مرتبط با تضمین «رعایت قوانین بین‌المللی قابل اجرا و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تنگه هرمز» (ماده ۵) با سلطان‌نشین عمان و سایر کشورهای خلیج فارس در «گفت‌وگو» در مورد «مدیریت آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز» مشارکت کند.
این توافق همچنین نشان‌دهنده تعهد ایالات متحده، با همکاری «شرکای منطقه‌ای» (نامشخص)، برای تهیه «طرحی حداقل ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی و توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران» (ماده ۶) است.
برتری ایران در تدوین تفاهم‌نامه
اگر بخواهیم با نظارت و مقایسه تعهدات طرف‌های درگیر تحت تفاهم‌نامه، صورت سود و زیان تهیه کنیم، با یک شگفتی قابل توجه مواجه خواهیم شد. ایران بیش از دو تعهد ندارد، در حالی که ایالات متحده به تنهایی شش تعهد دارد - سه برابر تعداد تعهدات ایران. علاوه بر این، تعداد تعهدات مشترک برابر است و هر کدام شش تعهد دارند.
این آمار نشان می‌دهد که ایران در تهیه پیش‌نویس تفاهم‌نامه دست بالا را داشته و بنابراین احتمالاً توانسته شرایط خود را به آمریکا تحمیل کند، آمریکایی که به دلیل عدم دستیابی به اهداف خود از طریق نظامی، به نظر می‌رسید که بیشتر به دستیابی به توافق نیاز دارد.
تعهدات ایران تحت این یادداشت تفاهم به تضمین عبور ایمن کشتی‌های تجاری بدون هزینه به مدت ۶۰ روز و خودداری از دستیابی یا توسعه سلاح‌های هسته‌ای محدود می‌شود.
اما تعهدات ایالات متحده شامل لغو محاصره دریایی ایران، تدوین طرحی به ارزش حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار برای سرمایه‌گذاری در بازسازی ایران (با همکاری شرکای منطقه‌ای)، پایان دادن به انواع تحریم‌های اعمال شده بر ایران طبق یک جدول زمانی توافق شده، علاوه بر تعهد وزارت خزانه‌داری به صدور معافیت‌هایی که امکان صادرات فوری نفت خام، فرآورده‌های نفتی و مشتقات ایران و کلیه خدمات مرتبط، از جمله معاملات بانکی، بیمه و حمل و نقل، و همچنین در دسترس قرار دادن کلیه وجوه و دارایی‌های مسدود شده ایران برای استفاده طبق سازوکارهایی که بعداً مورد توافق قرار خواهد گرفت، می‌شود.
از این مرور کلی بر محتوای یادداشت تفاهم بین ایالات متحده و ایران، می‌توانیم چندین نتیجه بگیریم. اولین مورد مربوط به موانعی است که ممکن است مانع اجرای توافق‌نامه چارچوب و شاید مانع از دستیابی به توافق نهایی مطلوب شود. مهم‌ترین مانع در این زمینه رژیم صهیونیستی است و از ابتدا برای همه روشن شد که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر این رژیم از روند مذاکرات میان ایران و آمریکا ناراضی بود و بنابراین از هر فرصتی برای خرابکاری در آن استفاده می‌کرد.
تصمیم گستاخانه نتانیاهو در حمله به ضاحیه بیروت بعد از تقریباً نهایی شدن توافق چارچوب میان ایران و آمریکا بیانگر قصد او برای برهم زدن هر توافقی بود؛ بنابراین نتانیاهو همانطور که در تلاش برای جلوگیری از انعقاد این توافق چارچوب بین تهران و واشنگتن بود، در ادامه مسیر و در روند مذاکرات مربوط به توافق نهایی هم به خرابکاری ادامه خواهد داد.
دومین نکته مربوط به تناقضات در برخی از جنبه‌های سیاست خارجی ایالات متحده، در مقایسه با تعهدات آن تحت تفاهم‌نامه است. ایالات متحده ضرورت آتش‌بس و پایان جنگ در تمام جبهه‌ها، به ویژه جبهه لبنان، و نه فقط جبهه ایران را تصدیق کرد. این به معنای پذیرش اصل «وحدت عرصه‌ها» از سوی هر دو طرف است.
با این حال، در عمل، ایالات متحده سیاست خارجی را با هدف جداسازی کامل عرصه‌ها دنبال می‌کند، همانطور که با میزبانی مذاکرات موازی بین دولت‌های لبنان و اسرائیل مشهود است. در این مذاکرات، ایالات متحده به عنوان میانجی عمل می‌کند و هدف آن رسیدگی به وضعیت لبنان بر اساس دیدگاهی است که حزب‌الله را یک «سازمان تروریستی» می‌داند که باید خلع سلاح شود.
پیروزی قطعی ایران بدون هیچ اغراقی
نکته سوم مربوط به تضاد آشکار بین اجزای «محور جنگ» به رهبری ایالات متحده، با مشارکت اسرائیل و برخی کشورهای منطقه، و «محور مقاومت» به رهبری ایران است.
در حالی که محور آمریکا با فقدان انسجام در سیاست‌ها و مواضع اتخاذ شده توسط اجزای مختلف آن مشخص می‌شود، محور مقاومت به رهبری ایران با درجه بالایی از همگنی، و گاهی حتی رسیدن به نقطه همسویی کامل، در سیاست‌های دنبال شده و مواضع اتخاذ شده توسط اجزای مختلف آن مشخص می‌شود.
اگر به دنبال سنگ بنای واقعی توافق بین ایران و ایالات متحده باشیم، خواهیم دید که این توافق بر یک معادله ساده استوار است: تعهد ایران به عدم داشتن سلاح هسته‌ای و تضمین آزادی کشتیرانی از طریق تنگه هرمز، در ازای تعهد آمریکا به لغو تحریم‌ها و ممنوعیت‌های اعمال شده علیه ایران و کمک به بازسازی آنچه جنگ ویران کرده است.
از آنجایی که بحران میان ایران و آمریکا از حدود نیم قرن پیش یعنی از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران تاکنون هرگز به خاطر مسئله سلاح هسته‌ای نبوده و ایران اساساً با توجه به یک حکم مذهبی، همواره از داشتن چنین سلاح ممنوعه‌ای خودداری کرده است و همچنین از آنجا که تنگه هرمز همیشه باز بوده و تنها به دلیل تجاوز اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران بسته شده است، می‌توان بدون هیچ اغراقی گفت که یادداشت تفاهم فعلی نشان‌دهنده پیروزی قطعی ایران است.
البته باید توجه داشته باشیم که ایرانی‌ها با توجه به تجربه بدعهدی‌های آمریکا در بالاترین سطح هوشیاری و آماده‌باش قرار دارند. از آنجا که پایبندی ایالات متحده به «تفاهم‌نامه» ناگزیر منجر به افزایش نفوذ منطقه‌ای ایران و انسجام بیشتر در محور مقاومت و در نتیجه متوقف کردن گسترش پروژه صهیونیستی و فروپاشی رویای «اسرائیل بزرگ» خواهد شد، این چیزی است که نه کابینه فعلی رژیم صهیونیستی نه کابینه‌های بعدی این رژیم تحمل نخواهند کرد؛ بنابراین همه کشورهای عربی و اسلامی در منطقه باید اختلافات خود را با ایران حل و روابط خود را بر پایه‌ای محکم‌تر بازسازی کنند تا برای دور بعدی رویارویی با دشمن صهیونیستی که دشمن مشترک همه اعراب و مسلمانان است، آماده شوند.
................
پایان پیام/


نظرات شما