عصر قم - عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب با نقد تفاسیر پیشین مفسران شیعه و اهل سنت و بررسی ارتباط آیه ولایت با عمل به تورات و انجیل در یهود و نصارا خاطر نشان کرد: تفاسیر جدید، پیوند عمیقی میان آیات سوره مائده و مفهوم «رهبری صالح اجتماعی» برقرار میکنند.
به گزارش خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا ، دکتر محمدتقی انصاری پور، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب، در سلسله کرسی های علمی ترویجی با محوریت غدیر خم، با موضوع سنجیدگی و تناسب موضع آیات الغدیر در سوره مائده، بر تفسیر صحیح از سیاق آیات تاکید کرده و ابراز داشت: در رویکردی تفسیری با محوریت بافت و سیاق آیات مرتبط با واقعه غدیر، این بحث مطرح میشود که چگونه برخی از آیات، علیرغم قرار گرفتن در دل یک سوره یا آیه دیگر، پیوند معنایی روشنی با اطراف خود ندارند. به طور خاص، آیه ۶۷ سوره مائده که بخشی از آن به موضوع حرمت خوردن برخی گوشتها اشاره دارد، در نگاه اول با قسمتهای ابتدایی و انتهایی آیه که به موضوع «اضطرار» و جواز خوردن از این محرمات در شرایط اضطراری میپردازد، انسجام معنایی کامل ندارد.
وی ادامه داد: این بیربطی ظاهری در برخی تفاسیر، زمینه را برای ایجاد شگفتی فراهم کرده است. این رویکردِ توجه به بافت و سیاق، در دوران معاصر، به ویژه با تلاشهای علامه طباطبایی و دیگران، استحکام بیشتری یافته است. حتی در غرب نیز پس از دوران نقد کتاب مقدس، مفسران به این نکته توجه کردهاند که نباید آیات را با قطع نظر از متن پیش و پس از خود تفسیر کرد. حال، پرسش اینجاست که چگونه میتوان این انسجام معنایی را در آیه ۶۷ سوره مائده برقرار کرد؟ برخی از مفسران اهل سنت، تلاش کردهاند تا این قسمت میانی را به موضوع ولایت حضرت علی (ع) و رویداد غدیر مرتبط سازند. اما این دیدگاه با چالشهایی روبروست.
عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب افزود: اولاً، تحریم این موارد (مانند گوشت میته و…) در سوره مائده، نه تنها تازگی نداشته، بلکه پیش از این نیز در سورههای مکی (مانند انعام و نحل) و مدنی (مانند بقره) تحت عناوین دیگری مانند «رجس» مطرح شده بود. بنابراین، این بخش از آیه به تنهایی، حاوی پیام جدیدی در باب تکمیل دین یا اتمام نعمت نیست که بتوان آن را به طور مستقیم به واقعه غدیر و انتصاب حضرت علی (ع) ربط داد. ثانیاً، اگر فرض کنیم این قسمت مربوط به ولایت حضرت علی (ع) است، پرسش از چرایی قرار گرفتن آن در دل مباحث فقهیِ مربوط به محرمات، و همچنین ارتباط آن با کفار و مشرکان، بیپاسخ میماند.
وی از دیدگاه علامه طباطبایی و برخی دیگر از مفسران یاد کرده و اظهار داشت: علامه طباطبایی و دیگران، این قسمت از آیه را غیرمرتبط با صدر و ذیل آن در باب غدیر میدانند. صدر آیه به بیان تحریمهای الهی میپردازد و ذیل آن، حکم اضطرار را بیان میکند. اما بخش میانی، با طرح موضوعی که ظاهراً ناظر به تکمیل دین و ابلاغ ولایت است، در این میان قرار گرفته است.
عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب در ادامه با بیان انواع اتصال معنایی ابراز داشت: از منظر اتصال معنایی، این بخش میانی به دو گونه قابل تفسیر است: 1. اتصال صدوری: یعنی این قسمت از همان زمان وحی به صدر و ذیل آیه متصل بوده است. 2. اتصال موضوعی یا معنایی: برخی معتقدند، کما اینکه در حالت اضطرار، خوردن میته جایز میشود، ملاک و معیار مشابهی در دیگر واجبات (از جمله ولایت) نیز باید در نظر گرفته شود.
وی ادامه داد: با این حال، این اتصال معنایی به سادگی قابل پذیرش نیست. انتقال از بحث اضطرار فقهی به موضوع ولایت، یا از اقامه تورات و انجیل به ضرورت امامت، بیشتر شبیه به «تداعی مفاهیم» است تا «سیاق» به معنای دقیق و ساختاری آن. سیاق، به معنای سوق دادنِ اجزای متن به سوی یک مقصد معنایی واحد است، نه صرف شباهت یا مجاورت معنایی.
مفسران اهل سنت تلاش کردهاند تا با پیوند دادن این بخش میانی به تکمیل دین و اتمام نعمت، ارتباطی معنایی برقرار کنند. اما این اتصال نیز محل اشکال است، زیرا این موارد تحریمی، امر جدیدی نبودند. بنابراین، به نظر میرسد پیوند موضوعیِ مستقیمی میان این قسمت میانی و موضوع غدیر وجود ندارد.
عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب با تاکید بر تفسیر دقیق تر از برخی آیات عنوان داشت: در نهایت، این بخش از آیه، به دلیل قرار گرفتن در میان مباحث فقهیِ مربوط به محرمات و اضطرار، و عدم پیوند روشن با موضوعاتِ پیش از خود (تحریمها) و پس از خود (اضطرار)، و همچنین با توجه به ادعای مطرح شده مبنی بر ارتباط آن با غدیر، نیاز به تبیین و تفسیر دقیقتری دارد تا از حالت «بیگانگی» با صدر و ذیل آیه خارج شده و انسجام معنایی آن به درستی برقرار گردد.
وی افزود: در ادامه بحث پیرامون تفاسیر سیاقی آیات مرتبط با غدیر، به نظر میرسد که میتوان پیوند معنایی عمیقتری میان آیه ۶۷ سوره مائده و آیات اطراف آن برقرار کرد. این دیدگاه بر این فرض استوار است که «وجوب الهی» صرفاً محدود به احکام فردی مانند نماز، روزه و حج نیست، بلکه شامل «رهبری صالح اجتماعی» نیز میشود. دکتر انصاری پور امامت حضرت علی را امری الهی توصیف کرده و بیان داشت: از این منظر، «برپا کردن امامت حضرت امیر» خود یک امر الهی بوده که نه تنها شامل خود ایشان، بلکه حواریون و یاران خاص ایشان نیز میشده است. تلاش حضرت علی (ع) و سپس بیعت ایشان و کنارهگیری، میتواند به معنای انجام وظیفه شرعی خود در راستای شجاعت و استقامت تلقی شود، اما با در نظر گرفتن مصالحی که در آن زمان وجود داشت.
وی مصالح بالاتری را برای حفظ اسلام لازم دانست و افزود: این مصالح، به ویژه «خطر از بین رفتن اسلام از بیرون» را شامل میشد. در شرایطی که پیامبر اکرم (ص) نامههایی به امپراتوریهای روم و ایران نوشته بودند و این امپراتوریها نسبت به تحولات شبهجزیره حساس شده بودند، و همچنین با توجه به لشکرکشیها به سمت روم و جنگهای تبوک، جامعه اسلامی از بیرون در معرض خطر بود. اختلاف درونی میتوانست اسلام را در معرض نابودی قرار دهد. از این رو، حتی اگر برخی از یاران خاص امام (مانند امام حسن و امام حسین) یا حتی خود ایشان، در چنین شرایطی احساس وظیفه کرده باشند، اما مصالح عالیتر اسلام، ایجاب میکرده که از بروز تفرقه جلوگیری شود.
عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب حفظ اتصال معنایی را در سیاق آیات امری مهم دانست و خاطر نشان کرد: با این نگاه، میتوان یک «اتصال معنایی» میان آیه ۶۷ و آیات قبل و بعد آن برقرار کرد. در آیه ۶۷، اگر امر ابلاغ رسالت و ولایت انجام نشود، گویی «قرآن عملی نشده» و «دستورات فردی آن نیز در جامعه جهتگیری طاغوتی پیدا میکند». حتی اگر مسلمانان نماز بخوانند، روزه بگیرند و حج بروند، بدون جهتدهی اجتماعی توسط یک رهبری صالح، این احکام میتوانند ابزاری در دست طاغوتها قرار گیرند. همانطور که در تاریخ میبینیم، افرادی مانند یزید، معاویه، یا خلفای عباسی، علیرغم انجام اعمال عبادی، جامعه را به سمت و سوی طاغوتی سوق دادند.
وی ادامه داد: این دیدگاه، مفهوم «اقامه کتاب» را که در آیه ۶۸ سوره مائده نیز تکرار شده، فراتر از صرف داشتن تورات و انجیل میبرد. این آیه بیان میکند که اهل کتاب جایگاهی ندارند مگر اینکه تورات و انجیل را «اقامه» کنند. علامه طباطبایی در تفسیر آیه ۶۸، به این پرسش پرداختهاند که چرا در زمان نزول قرآن، به اهل کتاب دستور اقامه داده میشود، در حالی که با نزول قرآن، دین کامل شده است. دو دیدگاه مطرح شده است: یکی اینکه مراد از اقامه، عمل به معارف کلی مانند توحید و نبوت است، و دیگری اینکه اشاره به بشارتهای موجود در کتب آسمانی به پیامبر اسلام (ص) دارد.
دکتر انصاری پور هدایت جامعه توسط رهبری صالح ضروری دانست و بیان داشت: اما با در نظر گرفتن قراینی مانند «اقامه» و عدم ذکر این دستور در جای دیگر قرآن، میتوان نتیجه گرفت که منظور از «اقامه»، «پذیرش رهبری صالح اجتماعی» است. چه در زمان نزول قرآن، که رهبری پیامبر اکرم (ص) باید پذیرفته میشد، و چه در دورههای بعد، که این رهبری باید تداوم یابد. بنابراین، «رفاه و عدالت اجتماعی» زمانی محقق میشود که رهبری صالح اجتماعی، هدایت جامعه را بر عهده گیرد.
وی در پایان خطار نشان کرد: این پیوستگی معنایی میان آیه ۶۷ و ۶۸، این ایده را تقویت میکند که بدون رهبری الهی، حتی احکام فردی قرآن نیز کارایی خود را از دست داده و جامعه به سمت طاغوت گرایش پیدا میکند. همانطور که در داستان حضرت موسی (ع) و پرتاب کردن الواح، یا در ماجرای قرآن بر نیزه کردن، مشاهده شد، بدون وجود رهبری الهی، قرآن یا احکام الهی نمیتوانند هدایتگر جامعه باشند و در نهایت زیر پرچم طاغوت قرار میگیرند. در نتیجه، «اقامه کتاب» و «پذیرش ولایت» پیوند ناگسستنی با یکدیگر دارند و هر دو به معنای تحقق اراده الهی در جامعه از طریق رهبری صالح است.