شنبه ۹ خرداد ۱۴۰۵

سیاسی

۵ محور مهم قدرت ایران در جنگ سوم تحمیلی/ ایران، روسیه و چین را بیدار کرد

۵ محور مهم قدرت ایران در جنگ سوم تحمیلی/ ایران، روسیه و چین را  بیدار کرد
عصر قم - تحلیلگر عراقی طی یادداشتی نوشت: بدون هیچ تردید یا ابهامی، ایران از این پس، فارغ از اینکه جنگ تا چه اندازه ادامه یابد، با جایگاهی بزرگ‌تر، آرمان‌هایی بلندتر، موقعیتی برتر، مشارکت گسترده‌تر با قدرت‌های بزرگ، نفوذ بیشتر بر اقتصاد جهانی و تسلط بیشتر بر زنجیره‌های تأمین از این نبرد خارج خواهد شد.
  بزرگنمايي:

عصر قم - تحلیلگر عراقی طی یادداشتی نوشت: بدون هیچ تردید یا ابهامی، ایران از این پس، فارغ از اینکه جنگ تا چه اندازه ادامه یابد، با جایگاهی بزرگ‌تر، آرمان‌هایی بلندتر، موقعیتی برتر، مشارکت گسترده‌تر با قدرت‌های بزرگ، نفوذ بیشتر بر اقتصاد جهانی و تسلط بیشتر بر زنجیره‌های تأمین از این نبرد خارج خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع)- ابنا- در روزهای اخیر و شرایط و فضای مذاکرات ایران و آمریکا در محافل سیاسی و خبری قدرت بازدارندگی ایران در جنگ سوم تحمیلی در برابر محور صهیونیستی و آمریکایی مورد بحث و گفت و گو قرار دارد و کارشناسان ایران را چه در جنگ آتی و چه در میز گفت و گو برنده این جنگ می دانند.
در همین راستا «محمد صادق الهاشمی» مدیر مرکز مطالعات عراق یادداشتی با عنوان« جنگ آمریکا علیه ایران و معیار برد و باخت» نوشته است:
ایران با تمام توان، استواری و پایداری می‌جنگد و در برابر شدیدترین تجاوز صهیونیستی ـ آمریکایی ایستادگی می‌کند و آمریکا را در تنگنایی قرار داده است که راه گریزی از آن ندارد. این در حالی است که آمریکا همه گزینه‌های خود را به کار گرفته و حتی به مرحله هذیان‌گویی رسیده است؛ وضعیتی که آن را به مایه تمسخر نسل‌ها، ملت‌ها و دولت‌ها تبدیل کرده است. متحدانش از آن فاصله گرفته‌اند و دوستانش نیز آن را تنها گذاشته‌اند.
در برابر هدف قرار گرفتن ده‌ها پایگاه آمریکایی، وارد آمدن شکست نظامی به نیروی دریایی و نیروی هوایی آمریکا، حمله دقیق به صدها هدف، از کار افتادن پایگاه فرماندهی ناوگان پنجم و همچنین کوبیدن قلب موجودیت غاصب صهیونیستی و ده‌ها دستاورد نظامی دیگر، هیچ تردیدی در پیروزی ایران باقی نمی‌ماند.
ایران اکنون قدرت خود را در پنج محور مهم به نمایش گذاشته است که هیچ پژوهشگر منصفی نمی‌تواند آن‌ها را انکار کند:
نخست: قدرت نظامی.
دوم: وحدت موضع سیاسی.
سوم: دیپلماسی استوار.
چهارم: همبستگی ملت ایران با رهبری خود.
پنجم: بسیج افکار عمومی و قدرت‌های بزرگ به سود خود.
ایران اکنون از خطری که زمینه‌ساز هدف قرار گرفتن شهید امام خامنه‌ای بود عبور کرده و از وضعیتی که ترامپ برای آن فروپاشی و سقوط را پیش‌بینی می‌کرد، به کشوری تبدیل شده است که جایگاه و نقش خود را در جغرافیای سیاسی جهان و نظام چندقطبی تثبیت کرده است. بدون هیچ تردید یا ابهامی، ایران از این پس، فارغ از اینکه جنگ تا چه اندازه ادامه یابد، با جایگاهی بزرگ‌تر، آرمان‌هایی بلندتر، موقعیتی برتر، مشارکت گسترده‌تر با قدرت‌های بزرگ، نفوذ بیشتر بر اقتصاد جهانی و تسلط بیشتر بر زنجیره‌های تأمین از این نبرد خارج خواهد شد. همگان باید این واقعیت را بپذیرند؛ به‌ویژه پس از آنکه ناوگان‌های آمریکا نتوانستند حتی یک متر از تنگه هرمز را بازگشایی کنند، در حالی که این ناوگان‌ها و رزم‌ناوها از زمان جنگ جهانی دوم برای تسلط بر دریاها و اقیانوس‌ها آماده شده بودند؛ اما ایران ضعف و ناتوانی نظامی آمریکا را آشکار ساخت.
ایران، روسیه و چین را نیز بیدار کرد
ایران، روسیه و چین را نیز بیدار کرد؛ زیرا این دو قدرت دریافتند که قدرت بازدارندگی ایران، نشانه‌های افول آمریکا را آشکار ساخته است. مواضع این قدرت‌ها برای پایان دادن به نظام تک‌قطبی و ترسیم آینده جهان همسو شده است؛ آینده‌ای که آمریکا را در موقعیتی دشوار قرار می‌دهد. روشن‌ترین نشانه این مسئله، استقبال چین از ترامپ بود؛ استقبالی که حامل این پیام برای آمریکا بود که جهان تغییر کرده است. رئیس‌جمهور آمریکا دیگر آن جایگاهی را ندارد که در گذشته چین برای او صدها هواپیما، انبوه جمعیت‌های مردمی، رژه‌های نظامی باشکوه و استقبال‌های کم‌نظیر تدارک می‌دید؛ بلکه این بار با استقبالی سرد و تحقیرآمیز روبه‌رو شد.
این ادعا که ایران پس از سقوط اسد بخشی از قدرت خود را در جغرافیای مقاومت از دست داده است، برای کسی که موازنه‌های محیط منطقه‌ای را به‌دقت بررسی کند، واقع‌بینانه نیست. افزون بر این، ایران این وضعیت را با ارتقای جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی خود در آینده جبران کرده است. همچنین نمی‌توان انکار کرد که کشورهای خلیج فارس به دلیل توهم اتکا به آمریکا، بخشی از امنیت خود را از دست داده‌اند. از همین رو، اکنون این کشورها در کنار چین، پاکستان و روسیه در جست‌وجوی راه‌هایی برای تأمین امنیت ملی، اقتصادی و تجاری خود هستند. بی‌تردید آنان نیز دریافته‌اند که ایران، هر اندازه هم اختلافاتی وجود داشته باشد، از آمریکا به آن‌ها نزدیک‌تر است.
این وضعیت در حالی است که ترامپ می‌کوشد شکست خود در برابر ایران و ناکامی تاریخی‌اش را از طریق وادار کردن جهان عرب به عادی‌سازی روابط و پیوستن به پروژه ابراهیمی جبران کند؛ زیرا می‌خواهد با تکرار تحقیر کشورهایی که اساساً در موقعیت ضعف قرار دارند، یک پیروزی موهوم برای خود ثبت کند. با این همه، این کشورها حاضر نشده‌اند نقش قربانی را بپذیرند.
آری، جهان تغییر کرده است و موازنه‌های قدرت جهانی نیز دگرگون شده‌اند. این همان منطق پایداری، عزت و قدرت است؛ منطقی که تنها از طریق آن می‌توان به پیروزی دست یافت. از این رو، کسانی که در منطقه ـ چه از میان شیعیان و چه از میان اهل سنت و کردها ـ همچنان تجربه کشورهای خلیج فارس در اتکا به آمریکا را تکرار می‌کنند، باید دریابند که حرکت در پشت سر آمریکا، حرکت به سوی آینده‌ای نامعلوم است. این همان معنای سود و زیان از نگاه افکار عمومی شیعیان و بلکه همه ملت‌های منطقه است. پس از آنچه ایران بر آمریکا و اسرائیل تحمیل کرد، دیگر هیچ‌یک از نیروهای چپ‌گرا، آزادگان و شرافتمندان منطقه قانع نخواهند شد که گفت‌وگو و تفاهم با آمریکا سرشار از خیر و منفعت است.
.............
پایان پیام


نظرات شما