عصر قم - چرا برخی انسانها به جای ایمان، به فرقه پناه میبرند؟ پاسخ را باید در زخمهای دیدهنشده جست: عقده حقارتی که فرقه آن را به «توهم عظمت» تبدیل میکند. این نوشتار با تحلیل روانشناختی و سه آیه قرآنی، مرز عزت واقعی و عظمت قلابی را روشن میکند.
خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع)_ابنا: جذب به فرقههای انحرافی غالباً نه از سرِ ایمان، که از سرِ زخم است. این نوشتار با تکیه بر تحلیل روانشناختی «عقده حقارت» و خوانش قرآنیِ خطر تفرقه، نشان میدهد چگونه خلأ عزت نفس، فرد را به سوی جمعهای فریبندهای میکشاند که در آن «حقارت» با «توهم عظمت» پوشانده میشود.
۱. حقارت؛ ریشهای که دیده نمیشود
روانشناسی دین نشان داده است که سبک دلبستگی ناایمن، پیشبینیکننده قویِ پیوستن به فرقههاست؛ فرقهها با ارائه «شکل دلبستگی جایگزین» و رهبری که نقش «والد کامل» را بازی میکند، جاذبهای ویژه برای فردِ دلبستهنشده ایجاد میکنند [۱].
آدلر «عقده حقارت» را ناتوانی در حل مسائل زندگی میداند که با مکانیسم جبران — و در شکل افراطی آن، با خودبزرگپنداری — پاسخ داده میشود [۲].
پژوهشگران فرق، «عقده حقارت» را از ریشههای فرقهگرایی برشمرده و تصریح کردهاند که تبدیل احساس حقارت به «عقده»، «برتریجوییهای بیمارگونه» پدید میآورد [۳]. فرقه از همین زخم تغذیه میکند:
نخست با تحقیر و پایین نگهداشتن اعتماد به نفس، فرد را آسیبپذیر میکند، سپس با «القاء کاذب حس مهم بودن»، او را به عضویتی وابسته بدل میسازد [۴].
مطالعات فرقهشناسی نیز تأیید میکند که گروههای فرقهای با «فریب» خود را مرجعی خیرخواه جلوه میدهند، در فرد «افزایش موقت عزت نفس» ایجاد میکنند و سپس با «تضعیف ظریف عزت نفس» و ایجاد وابستگی، کنترل را به دست میگیرند [۵]. فردی که سالها احساس بیارزشی کرده، ناگهان خود را «برگزیده» میبیند؛ و این دقیقاً همان «پناهگاه توهم» است.
۲. قرآن و خطر تفرقه؛سه آیه، یک هشدار
قرآن تفرقه را نه یک انتخاب، که عذاب و انحراف میشمارد.
نخست میفرماید: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» (آلعمران/۱۰۳)؛ همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید. علامه طباطبایی ذیل این آیه، «اعتصام اجتماعی» را به «اخذ به کتاب و سنت» تفسیر میکند و هشدار میدهد که پراکندگی ظاهری، زمینهساز جدایی در عقیده است [۶].
دوم: «وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَیِّنَاتُ ۚ وَأُولَٰئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ» (آلعمران/۱۰۵)؛ مانند کسانی نباشید که پس از آمدن دلایل روشن، پراکنده شدند و اختلاف کردند؛ برای آنان عذابی بزرگ است. تفسیر نور تصریح میکند که تفرقه «نه تنها قدرت شما را در دنیا میشکند، بلکه در قیامت نیز گرفتار عذاب جهنم میسازد» [۷].
سوم: «إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَکَانُوا شِیَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِی شَیْءٍ» (انعام/۱۵۹)؛ کسانی که دین خود را قطعهقطعه کردند و به فرقهها تقسیم شدند، تو هیچ پیوندی با آنان نداری. تفسیر نمونه این آیه را «بیگانگی از نفاقافکنان» میخواند و آن را در ادامه دستور به پرهیز از «هر گونه نفاق و اختلاف» میفهمد [۸].
این سه آیه، مسیر فرقهگرایی را از توحید و وحدت جدا میکنند.
۳. سخن رهبر شهید؛ مرزِ عزت واقعی و توهمِ عظمت
در اندیشه آیتالله خامنهای (ره)، رهبر ایمان انسان را از حقارت رها میکند و به عظمت میرساند: «ایمان انسان مؤمن را از محدودیت خارج میکند، از حقارت نجات میدهد و به عظمت میرساند» [۹]. اما فرقه، همین نیاز را به شکلی کاذب پاسخ میدهد: نه با اتصال به خدا، بلکه با اتصال به یک «جمعِ بسته» و یک «رهبرِ خودساخته».
رهبر شهید در تحلیل جامعه جاهلی توضیح میدهد که انسانِ محروم از معرفت توحیدی، در برابر هر «عظمت پنداری» خضوع میکند، زیرا ضعف خود را ملاک شناخت قرار میدهد؛ در حالی که انسان خداشناس با اتصال به قدرت الهی، «عظمتهای پوشالی» را کوچک میبیند [۱۰].
از همین منظر، فرقه نه پناهگاه عزت، که «پناهگاه توهمِ عزت» است. رهبر شهید همچنین تفرقه را عامل «کمزوری و از دست رفتن عزت» میداند و با استناد به سرنوشت امتهای پیشین هشدار میدهد که با غلبه اختلاف، «لباس عزت و کرامت» از تن جامعه کنده شد [۱۱]. در منظومه فکری ایشان، وحدت نه یک انتخاب مقطعی، که «ضرورتی برای بقا، عزت و پیشرفت مسلمانان» است [۱۲].
بنابراین عقده حقارت، درِ ورود به فرقه را باز میکند؛ فرقه با تحقیر بیشتر و سپس «عظمتِ قلابی»، این زخم را عمیقتر میکند. قرآن با سه هشدار صریح، مسیر تفرقه را بیراهه میخواند و رهبر شهید، عزت واقعی را در پیوند با خدا و وحدت امت میبیند، نه در جمعهای فریبنده. درمان، نه پناه بردن به توهم، که التیام آن زخم کهن و بازگشت به «ریسمان خدا» است.
پینوشت:
[۱] پژوهشهای معاصر در روانشناسی دین، درباره سبک دلبستگی ناایمن و پیوستن به فرقهها، ص ۵ (دلبستگی جایگزین).
[۲] ناصحی و رئیسی، «مروری بر نظریات آدلر»، مجله مطالعات علوم اجتماعی، ص ۵ (احساس حقارت، جبران و برتریجویی).
[۳] «سایه تاریکی»، جوانآنلاین، ۱۳۹۰، تحلیل «عقده حقارت ریشه فرقهگرایی» و «برتریجویی بیمارگونه».
[۴] «القاء کاذب حس مهم بودن...»، معرفت ادیان، صص ۳۹–۴۰ (تحقیر، پایین نگهداشتن اعتماد به نفس و القای کاذب اهمیت).
[۵] Langone, “Deception, Dependency, and Dread,” ICSA, pp. ۱–۳ (فریب، افزایش موقت عزت نفس و تضعیف سپس وابستگی).
[۶] طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۶، ص ۱۶۸ (ذیل آلعمران/۱۰۳: اعتصام اجتماعی به کتاب و سنت).
[۷] قرائتی، تفسیر نور، ذیل آلعمران/۱۰۵ (عذاب دنیوی و اخروی تفرقه).
[۸] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۶، ص ۴۸ (ذیل انعام/۱۵۹: بیگانگی از نفاقافکنان).
[۹] بیانات آیتالله خامنهای، ۱۳۶۸/۸/۱۸، به نقل از پژوهش دانشگاهی، ص ۳۹ (ایمان، رهایی از حقارت و رسیدن به عظمت).
[۱۰] همان، صص ۳۹–۴۰ (تحلیل خضوع در برابر «عظمتهای پنداری» در جامعه جاهلی)
[۱۱] KHAMENEI.IR ، «درس اخلاق: تفرقه، کمزوری اور عزت گنوانے کا سبب ہے»، ۱۴ اکتبر ۲۰۲۲ (تفرقه، ضعف و سلب لباس عزت).
[۱۲] شبستان، «وحدت اسلامی در اندیشه رهبر شهید»، ۱۴۰۵ (وحدت بهعنوان ضرورت بقا و عزت).
فیروزه دلداری (پژوهشگر، فعال رسانه و فضای مجازی)