عصر قم - فارس-دستور راهبردی حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای(مدظله العالی) فرمانده معظم کل قوا، به فرماندهان ارشد نیروهای مسلح مبنی بر ضرورت پاسخ فوری، اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی به هر سطح و نوعی از تهدید، حامل پیامی روشن برای دشمنان جمهوری اسلامی است.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در فارس، در معادلات پیچیده و پرتنش منطقهای، آنچه بیش از هر مؤلفه دیگری سرنوشت تقابلها را تعیین میکند، میزان آمادگی، قدرت بازدارندگی و اراده طرفین برای ایستادگی در برابر تهدیدهاست. جمهوری اسلامی ایران در شرایطی با جبهه گسترده تهدیدات آمریکا و رژیم صهیونیستی مواجه است که تجربه تقابلهای نظامی گذشته، ظرفیتهای دفاعی بومی و انسجام ملی، مؤلفههای مهمی در شکلگیری معادله جدید قدرت به شمار میروند.
دستور راهبردی حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای(مدظله العالی) فرمانده معظم کل قوا، به فرماندهان ارشد نیروهای مسلح مبنی بر ضرورت پاسخ فوری، اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی به هر سطح و نوعی از تهدید، حامل پیامی روشن برای دشمنان جمهوری اسلامی است: دوران محاسبه یکطرفه و تحمیل هزینههای امنیتی به ایران بدون مواجهه با پاسخ متناسب، به پایان رسیده است.
این دستور را باید فراتر از یک هشدار نظامی و در چارچوب بازتعریف راهبرد بازدارندگی جمهوری اسلامی تحلیل کرد؛ راهبردی که بر آمادگی رزمی هوشمندانه، ارتقای توان دفاعی، تقویت اطلاعات نظامی و افزایش ظرفیت پاسخگویی به تهدیدات استوار است.
بازدارندگی فعال؛ تغییر معادله تهدید
یکی از مهمترین نکات مطرحشده در تدابیر فرمانده کل قوا، تأکید بر این اصل است که هرگونه حمله نظامی یا اقدام تروریستی مجدد علیه ایران، با پاسخی فوری و اثرگذار مواجه خواهد شد و زمان و شرایط پایان درگیری را نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و ملت ایران تعیین خواهند کرد.
این رویکرد نشاندهنده حرکت از بازدارندگی صرفاً واکنشی به سمت بازدارندگی فعال است؛ به این معنا که دشمن نباید بتواند با طراحی حملات محدود، ترور، خرابکاری یا اقدامات ترکیبی، هزینهای ناچیز به کشور تحمیل کند و از پیامدهای آن مصون بماند.
در چنین شرایطی، قدرت دفاعی تنها به شمار تجهیزات و تسلیحات محدود نمیشود؛ بلکه توان شناسایی تهدید، پیشبینی تحرکات دشمن، حفظ آمادگی عملیاتی و برخورداری از ظرفیت پاسخگویی مؤثر نیز از ارکان اصلی قدرت ملی محسوب میشوند.
جنگ جدید؛ آزمون اراده و ظرفیتهای راهبردی
در هرگونه تقابل احتمالی جدید میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا و رژیم صهیونیستی، نباید صرفاً به مقایسه ظاهری تجهیزات و امکانات نظامی بسنده کرد. جغرافیای راهبردی ایران، توانمندیهای دفاعی بومی، موقعیت ژئوپلیتیکی کشور، ظرفیتهای منطقهای و تجربه نیروهای مسلح در مواجهه با تهدیدات، مجموعهای از مؤلفههایی هستند که محاسبات طرف مقابل را پیچیده میکنند.
تأکید فرمانده کل قوا بر بهروزرسانی بانک اهداف و قرار گرفتن انواع داراییهای مادی و غیرمادی دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی در تیررس نیروهای مسلح نیز بیانگر اهمیت جامعنگری در طراحی دفاعی و شناخت نقاط اتکای دشمن است.
همچنین گزارش فرماندهان ارشد نظامی درباره وضعیت آمادگی نیروهای مسلح در سواحل خلیج فارس، مناطق عملیاتی تنگه هرمز، دریای عمان و مرزهای شمال غرب و جنوب شرق کشور، نشان میدهد که تأمین امنیت ملی نیازمند آمادگی همزمان در جغرافیاهای مختلف و مقابله با طیف متنوعی از تهدیدات است.
از سوی دیگر، گزارش تولید چندبرابری انواع مهمات و تسلیحات شناسایی، پشتیبانی و رزمی، اهمیت خوداتکایی دفاعی و توسعه زیرساختهای بومی را بیش از پیش برجسته میکند. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که وابستگی به خارج در تأمین نیازهای دفاعی میتواند به یکی از نقاط آسیبپذیری کشورها تبدیل شود؛ ازاینرو، تقویت صنایع دفاعی داخلی یک ضرورت راهبردی است.
وحدت ملی؛ پشتوانه قدرت نظامی ایران
با این حال، یکی از مهمترین محورهای تدابیر فرمانده کل قوا، توجه به نقش مردم در شکلگیری قدرت بازدارندگی کشور است. حمایت ملی از نیروهای مسلح، صرفاً یک پشتیبانی عاطفی یا شعاری نیست؛ بلکه بخشی از مؤلفههای واقعی امنیت ملی و قدرت دفاعی به شمار میرود.
حضور و همراهی مردم در صحنههای مختلف، در کنار تلاش نیروهای نظامی، انتظامی و بسیجی، نشان میدهد که دفاع از ایران محدود به یک سازمان یا مجموعه نظامی نیست، بلکه مسئولیتی ملی و فراگیر است.
در واقع، قدرت جمهوری اسلامی در مواجهه با تهدیدات خارجی، از پیوند میان توان نظامی، انسجام اجتماعی، اعتماد عمومی و اراده ملی شکل میگیرد. هر اندازه این پیوند مستحکمتر باشد، محاسبات دشمن برای تحمیل اراده خود با دشواری بیشتری مواجه خواهد شد.
البته حفظ این سرمایه اجتماعی مستلزم توجه جدی به مطالبات مردم، تقویت معیشت عمومی و حمایت عملی از خانوادههای نیروهای مسلح است؛ موضوعی که در تدابیر فرمانده کل قوا نیز مورد تأکید قرار گرفته است.
جبهه مقاومت و شکلگیری نظم جدید منطقهای
نکته مهم دیگر در این دیدار، تأکید بر نقش جبهه مقاومت و وحدت میان ملتها و جریانهای اسلامی در شکلدهی به نظم جدید سیاسی و امنیتی غرب آسیاست.
واقعیت این است که امنیت منطقهای را نمیتوان صرفاً با معادلات نظامی آمریکا و متحدانش تعریف کرد. ملتهای منطقه نیز در تعیین آینده سیاسی و امنیتی خود نقش دارند و هرگونه نظم پایدار باید بر احترام به استقلال کشورها، منافع ملتها و پایان دادن به مداخلات و تجاوزات خارجی استوار باشد.
در این چارچوب، همافزایی ظرفیتهای جبهه مقاومت و تقویت همکاری میان ملتها و دولتهای اسلامی میتواند از مؤلفههای تأثیرگذار در آینده منطقه باشد.
آمادگی برای جنگ، با هدف جلوگیری از جنگ
آنچه از مجموع تدابیر فرمانده کل قوا میتوان برداشت کرد، این است که جمهوری اسلامی ایران در پی تثبیت معادلهای است که در آن هرگونه ماجراجویی نظامی علیه کشور، با هزینهای جدی و غیرقابل چشمپوشی برای متجاوز همراه باشد.
آمادگی رزمی، توسعه توان دفاعی، تقویت اطلاعات نظامی و ارتقای ظرفیتهای عملیاتی، نه نشانه تمایل به جنگ، بلکه بخشی از منطق بازدارندگی و تلاش برای جلوگیری از تحمیل جنگ است.
دشمنان ایران باید بدانند که امنیت این سرزمین، موضوعی قابل معامله نیست و ملت ایران در کنار نیروهای مسلح خود، از استقلال، تمامیت ارضی و منافع ملی دفاع خواهد کرد.
امروز دست برتر در معادلات امنیتی صرفاً با تعداد هواپیماها، ناوها و تسلیحات تعیین نمیشود؛ بلکه ترکیبی از قدرت نظامی، هوشمندی راهبردی، خوداتکایی، موقعیت جغرافیایی و اراده ملی است که موازنه قدرت را شکل میدهد.
جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر این مؤلفهها، به دنبال تثبیت این پیام راهبردی است: ایران آغازگر تجاوز نیست، اما در دفاع از امنیت و منافع ملی خود نیز هیچ تهدیدی را بیپاسخ نخواهد گذاشت. این همان منطق بازدارندگی است که میتواند محاسبات هر متجاوزی را با واقعیت قدرت و اراده ملت ایران روبهرو سازد.