شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵

فرهنگی

مدیر امور رسانه و فضای مجازی ستاد فرهنگی و اجتماعی شورای عالی انقلاب فرهنگی:

رسانه‌ها حلقه ارتباط مردم و ساختار حکمرانی باشند / شفافیت و پاسخ‌گویی؛ دو رکن اعتماد عمومی

رسانه‌ها حلقه ارتباط مردم و ساختار حکمرانی باشند / شفافیت و پاسخ‌گویی؛ دو رکن اعتماد عمومی
عصر قم - عموزادی گفت: شفافیت، انعکاس منصفانه مطالبات مردم و پیگیری نتایج اقدامات مسئولان، از الزامات اعتمادسازی رسانه‌ای است و رسانه‌های دینی و حوزوی نیز باید با مسئله‌محوری و گفت‌وگوی واقعی با مخاطبان، آموزه‌های دینی را به نیازهای جامعه پیوند بزنند.
  بزرگنمايي:

عصر قم - عموزادی گفت: شفافیت، انعکاس منصفانه مطالبات مردم و پیگیری نتایج اقدامات مسئولان، از الزامات اعتمادسازی رسانه‌ای است و رسانه‌های دینی و حوزوی نیز باید با مسئله‌محوری و گفت‌وگوی واقعی با مخاطبان، آموزه‌های دینی را به نیازهای جامعه پیوند بزنند.

اشاره: اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی از مؤلفه‌های مهم پایداری و انسجام جامعه به شمار می‌روند؛ مؤلفه‌هایی که در شرایط بحران و تحولات سریع رسانه‌ای، بیش از گذشته به صداقت، شفافیت و پاسخ‌گویی نیاز دارند. در این میان، رسانه‌ها با انعکاس مطالبات مردم، پیگیری مسائل و ایجاد زمینه گفت‌وگو میان جامعه و مسئولان، می‌توانند در تقویت اعتماد عمومی نقش‌آفرین باشند. رسانه‌های دینی و حوزوی نیز با پیوند دادن آموزه‌های دینی به مسائل واقعی جامعه، ظرفیت ویژه‌ای برای ایفای این نقش دارند.
از این رو خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، با رضا عموزادی، مدیر امور رسانه و فضای مجازی ستاد فرهنگی و اجتماعی شورای عالی انقلاب فرهنگی، به گفت‌وگو نشسته که مشروح آن ذکر می‌شود.
رسا: رسانه‌ها چگونه می‌توانند با افزایش شفافیت و مقابله با انتشار اطلاعات نادرست، به تقویت اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی کمک کنند؟
ا بتدا از خبرگزاری وزین رسا بابت طرح این موضوع مهم و فراهم کردن فرصت گفت‌وگو تشکر می‌کنم. خبرگزاری رسا یکی از رسانه‌های تخصصی و شناخته‌شده در فضای حوزوی است و ظرفیت خوبی برای انعکاس دیدگاه‌های علمی و فرهنگی روحانیت و گفت‌وگو درباره مسائل روز جامعه دارد که به نظر من موضوع اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی امروز بیش از همیشه مهم شده است؛ مخصوصاً در شرایط پیچیده ارتباطی که با آن روبه‌رو هستیم و با توجه به گسترش شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های نوین و البته شرایط جنگ و بحران که جامعه در چنین وضعیتی به اعتماد، همبستگی و انسجام ملی خیلی بیشتر نیاز دارد .
لکن یک نکته مهم را نیز نباید فراموش کنیم. امروز دیگر رسانه یک‌طرفه نیست. تقریباً همه افراد جامعه خودشان به نوعی رسانه شده‌اند و کنش رسانه‌ای دارند. در این فضای تعاملی و چندصدایی، جذب مخاطب و جلب اعتماد برای رسانه‌های رسمی خیلی سخت‌تر از گذشته شده است. رسانه‌های رسمی در میانه حکمرانی و مردم قرار دارند و باید بتوانند نقش خود را درست ایفا کنند؛ نه فقط به‌عنوان بلندگوی رسمی، بلکه به‌عنوان یک واسطه معتبر و پاسخ‌گو که به بهبود تعاملات و افزایش همگرایی کمک کند .
امروز دیگه رسانه فقط ابزار اطلاع‌رسانی نیست. می‌تواند با روایت دقیق واقعیت‌ها، تقویت همدلی و ایجاد ارتباط مؤثر میان مردم و مسئولان، به حفظ انسجام جامعه کمک کند. البته این نقش وقتی محقق می‌شود که رسانه بر پایه صداقت، شفافیت، انصاف و توجه واقعی به دغدغه‌های مردم عمل کند .
اما در خصوص پاسخ به سوال اول شما بایستی بگویم که رسانه وقتی اعتماد می‌سازد که مردم واقعاً بتوانند روی دقت و انصافش حساب باز کنند. مواردی چون راستی‌آزمایی خبر، جدا کردن واقعیت از تحلیل، اصلاح علنی اشتباه و بازتاب متناسب هم دستاوردها و هم کاستی‌ها، حداقل‌های این کار است.
یکی دیگر از اصول کار رسانه شفافیت است. شفافیت یعنی واقعیت را گزینشی روایت نکنیم. فراموش نکنیم که، با شعار هیچ وقت اعتماد ایجاد نمی‌شود؛ از صداقت و باورپذیری رسانه است که اعتماد ایجاد می شود. هر رسانه‌ای که اینها را جدی نگیرد، دیر یا زود سرمایه اجتماعی‌اش را از دست می‌دهد . این موضوع در شرایط پیچیده ارتباطی و به‌ویژه در فضای جنگ و بحران خیلی مهم‌تر می‌شود. چون انتشار یک خبر تأیید نشده یا روایت نادرست می‌تواند نگرانی عمومی را بالا ببرد، فضا را ملتهب کند و مدیریت افکار عمومی را سخت کند.
در مقابل، رسانه‌ای که اطلاعات دقیق و به‌ موقع می‌دهد ، می‌تواند به آرامش روانی و افزایش آگاهی‌های عمومی کمک کند . امروز که شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های نوین نقش پررنگی دارند و همه خودشان محتوا تولید می‌کنند، رسانه‌های رسمی فقط وقتی می‌توانند مرجعیت و اثرگذاری‌شان را حفظ کنند که از دیگران دقیق‌تر، منصف‌تر و پاسخ‌گوتر باشند.
قرآن‌کریم هم تأکید دارد که حق را با باطل نیامیزیم و حقیقت را در حالی که می‌دانیم کتمان نکنیم. قطعاً انتخاب گزینشی اطلاعات، تیتر نادرست و فریبنده، تقطیع سخنان و ارائه ناقص واقعیت، خلاف اخلاق قرآنی رسانه است و باعث کاهش اعتماد و اثرگذاری آن می‌شود . البته قبول دارم که اعتماد عمومی فقط با کار رسانه شکل نمی‌گیرد و اعتماد پایدار در جامعه به عملکرد درست نهادهای حکمرانی هم وابسته است. اما، رسانه می‌تواند واقعیت را شفاف کند و زمینه پاسخ‌گویی را فراهم کند.
رسا: نحوه بازتاب مطالبات و دغدغه‌های مردم در رسانه‌ها چه تأثیری بر مشارکت اجتماعی و اعتماد مردم به نظام دارد؟
بازتاب مطالبات مردم فقط وقتی به مشارکت واقعی منجر می‌شود که از انتشار گلایه و خبر فراتر برود و به پیگیری مسئله و نشان دادن نتیجه برسد. لذا رسانه باید صدای متنوع جامعه را بشنود، مسئله را منصفانه طرح کند و بعد پاسخ و اقدام مسئولان را دنبال کند. مردم وقتی امیدوار می‌شوند که ببینند شنیده‌شدن صدایشان و دغدغه هایشان می‌تواند در زندگی‌شان تغییر ایجاد کند.
در این حالت رسانه می‌تواند حلقه واقعی میان مردم و ساختار حکمرانی باشد و به بهبود تعاملات و افزایش همگرایی کمک کند. وگرنه فقط بلندگوی نارضایتی می‌شود . اگر مردم درباره مشکلات و مسائل‌شان مطالبه‌ای داشته باشند، کار رسانه فقط انتشار گلایه‌ها نیست. باید مسئله را دقیق بررسی کند، پاسخ دستگاه مسئول را بگیرد و بعد مشخص کند که آیا اقدامی انجام شده و چه نتیجه‌ای داشته است.
بازتاب مطالبه شروع کار است؛ پیگیری نتیجه بخش اصلی آن است . نکته دیگر این است که رسانه باید صدای گروه‌های مختلف مردم را منعکس کند. البته، شنیدن نقد و مطالبه و انتشار آن به معنای تأیید همه حرف‌ها نیست؛ بلکه به معنای به رسمیت شناختن حق مردم برای بیان مسائل و انتظار پاسخ‌گویی است.
در واقع رسانه می‌تواند نقش دیدبان جامعه را ایفا کند؛ نه با سیاه‌نمایی، بلکه با پیگیری منصفانه و مسئولانه . به عقیده بنده، باید بین اعتماد مردم به رسانه و اعتماد آن‌ها به نهادهای حکمرانی هم تفاوت قائل شویم. رسانه می‌تواند با انعکاس منصفانه مسائل به تقویت این اعتماد کمک کند، اما اعتماد پایدار وقتی شکل می‌گیرد که مردم آثار پاسخ‌گویی و اصلاح امور را در زندگی خود ببینند. اگر مطالبات بارها مطرح شود و پاسخی نگیرد، کم‌کم احساس بی‌اثری مشارکت در جامعه ایجاد می‌شود .
رسا: سه راهکار عملی و اولویت‌دار برای نقش‌آفرینی رسانه‌های دینی و حوزوی در تقویت سرمایه اجتماعی و افزایش اعتماد عمومی چیست؟
رسانه‌های دینی و حوزوی ظرفیت ویژه‌ای دارند، اما این ظرفیت وقتی به اعتماد و سرمایه اجتماعی تبدیل می‌شود که از حالت پیام‌رسانی یک‌طرفه خارج شوند و به رسانه‌ای مسئله‌شناس، گفت‌وگومحور و عمل‌گرا تبدیل شوند. به نظر بنده، اینها باید سه اولویت اصلی رسانه قرار بگیرد:
اول، مسئله‌محوری به‌جای پیام‌محوری . یعنی اینکه رسانه‌های حوزوی باید آموزه‌های دینی را مستقیماً با دغدغه‌های واقعی مردم پیوند بزنند؛ مسائلی مثل معیشت، احساس عدالت، خانواده و نگرانی‌های معیشتی و نسل جوان. مخاطب امروز با حرف‌های کلی و انتزاعی قانع نمی‌شود. باید احساس کند دین برای مسئله امروز او حرف روشن و کاربردی دارد. اگر این پیوند برقرار نشود، پیام دینی در حاشیه زندگی مردم می‌ماند و نهادینه‌سازی ارزش دینی سخت می‌شود .
دوم اینکه، گفت‌وگوی واقعی به‌جای سخنرانی یک‌طرفه است. یکی از آسیب‌های مهم رسانه‌های دینی این است که گاهی به تریبون یک‌سویه تبدیل می‌شوند. باید فضای پرسش‌گری و نقد محترمانه را باز کنیم، مخصوصاً برای جوانان. شنیدن پرسش‌های سخت و شبهات دینی و پاسخ دادن آرام و مستدل، خودش هم اعتمادسازی می‌کند و هم به افزایش آگاهی‌های عمومی کمک می‌کند. طرح پرسش لزوماً به معنای مخالفت نیست؛ گاهی فرصتی برای فهم بهتر مسائل است در آموزه‌های دینی هم داریم که علم گنجی است که کلید آن پرسیدن است.
نکته سوم، انعکاس آثار دین در میدان عمل است. مردم بیش از شعار، به تجربه‌های واقعی نگاه می‌کنند. رسانه‌های حوزوی باید روایت‌گر تجربه‌های موفق همیاری حوزویان و مردم، فعالیت‌های داوطلبانه و حل مسائل محلی باشند؛ روایت‌هایی دقیق و باورپذیر، نه تبلیغاتی. وقتی مخاطب ببیند ارزش‌های دینی چگونه به خدمت‌رسانی و کاهش رنج مردم منجر شده خوب بدون شک ارتباط ملموس‌تری با دین برقرار می‌کند .
نویسنده: علی رشیدیان


نظرات شما